ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهاخباریادداشت هاگلوگاه تحول حوزه علمیه

گلوگاه تحول حوزه علمیه

منتشرشده در یادداشت ها سه شنبه, 16 آبان 1396 13:02
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
وحید نجفی وحید نجفی

یادداشتی از وحید نجفی-پژوهشگر موسسه مطالعاتی صراط مبین                  

در حوزه علمیه به عنوان یک مرکز علمی سه رکن 1.نظام علوم، 2.ساختار و مدیریت و 3. محصولات قابل بررسی و مشاهده است. آنچه از این سه رکن در نظام سنتی حوزه های علمیه قابل مشاهده است، بدین شرح است:

• نظام علوم سه بخش اساسی احکام، اخلاق و اعتقادات را شامل می شود که نظام تولید، توزیع و مصرف آن عمدتا به شکل فردی بوده و اگر در برخی موارد اجتماعی جهت تولید و توزیع شکل گرفته، همچنان نگاه فردی در جنبه هدف و محصول در ماهیت فعالیت اثر گذار بوده است.
• در ساختار و مدیریت به جز دوره ابتدایی که اجتهاد منضبط شکل نگرفته و نوعی از اخباری گری و صرف نقل حدیث مشاهده می شود، مدیریت حوزه به دست مراجع تقلیدی بوده است که تخصص اصلی آن ها در زمینه فقه بوده و اگر در زمانی آن مرجع در زمینه فلسفه و عرفان و ... تخصصی داشته است، حضور این تخصص ها در سمت مدیریت سازمان حوزه امری فرعی و غیر اصیل به شمار می آمده است و اصالت از آن فقه بوده است که نظام اقتصادی سازمان را تامین می کرده است.
• محصول و غایت این نظام نیز رساندن امت به سمت توحید با ابلاغ احکام، اخلاق و اعتقادات فردی با استفاده از پتانسیل منابر بوده است. و برای حفظ ایمان مردم نیز از مناسکی چون عزاداری بهره برداری می شده است. و راه حل این سازمان برای اسلامی کردن محیط اجتماعی، تکیه بر عمل افراد به عنوان تشکیل دهندگان اجتماع بوده است و مبتنی بر همین نگاه ها، شورای نگهبان برآمده از حوزه سنتی، اصل را کشف عدم مخالفت با شرع قرار داده است و وظیفه ای برای نظام سازی در جامعه برای خود قائل نیست.
این نظام سنتی پس از طی مسیر تاریخی خود در عصر جدید با چالش ها، تجربیات بشری جدید و موقعیت های تازه ای مواجه شده است.
• از سویی حمله به اسلام و معارف دینی از شکل انتشار مطالب به ظاهر علمی خارج شده و جهان اسلام امروز با حمله تمدنی مواجه شده است. تمدنی که نظام هایی مبتنی بر فرهنگ متضاد با دین ساخته و زندگی در دل آن چالش هایی متعدد برای جامعه مومنان ایجاد خواهد نمود.
• از سویی با بسط مفهوم مشارکت از نظام سیاسی به نظام فرهنگی، اقتصادی و ... تولید علم نیز شکل مشارکتی به خود گرفته و با جدا شدن ساختار آموزشی از ساختار پژوهشی مدل جدیدی از سازمان علمی مشاهده می شود و ابتنای تولید علم بر افراد منعزل از یکدیگر، در مقایسه با ساختارهای جدید کم بهره احساس می شود.
• و از سوی دیگر با پیروزی انقلاب اسلامی ایران، حوزه در موقعیت جدیدی قرار گرفته که غلبه نگاه فردی در حوزه سنتی برای آن چالشی بزرگ محسوب شده و گذر از آن ضرورتی حتمی شده است.
اقتضائات دوره جدید، سبب اقدامات و تحولاتی گردید
• موسسات آموزشی و پژوهشی متعددی تاسیس گردید که رهبری آن ها به دست فلاسفه و متکلمان بوده و فقها جایگاه چندانی در آن نداشته اند.  این موسسات به دنبال پاسخ گویی به پرسش های جدید برآمده از حکومت بوده اند و سعی کرده اند از ساختارها و مدل دانشگاهی جهت آموزش و پژوهش استفاده کنند. با این توضیح که مدل اخذ شده توسط آنها از مدل منسوخ دانشگاه های داخل کشور بوده است. و گاهی نیز از پیوند ادبیات انتزاعی حوزه با ادبیات سیستماتیک دانشگاهی احساس سکولاریزم پنهان را ایجاد کرده اند.
• در ساختارهای سنتی حوزه نیز تحولاتی ایجاد شده و تا حدی مدل دانشگاهی با وصف مذکور به حوزه توسعه داده شد و مطالباتی از جانب امام و رهبری معطوف به حوزه های علمیه مطرح گردید و برخی ساختارها نظیر شورای مدیریت و مرکز مدیریت و ... ایجاد گردید.
اما حرکت اصلی و اساسی در نظام علمی فقه واقع نشده و همچنان فقه فردی و نگاه غیر تمدنی با عدم توجه به ضرورت نظام سازی بر حوزه های علمیه سیطره دارد. از همین رو بستری مساله ساز در سازمان حوزه ایجاد گردیده که هر چند با روابط فردی بین رهبری و نظام با مراجع تا حدودی تسکین می یابد، اما کم و بیش مسائلی نیز رخ می نمایاند و چالش ها را محسوس می کنند.
در این وضعیت مطالبات رهبری از منظر بعضی بزرگان ضرورت نداشته و چه بسا در برخی مواقع نامطلوب شمرده شده، و تحقق آنها اخلالی در سیستم حوزه سنتی دیده شود. لذا در کنار برخی تسامح های جزئی، انگیزه ای راسخ برای تحقق آن مطالبات دیده نمی شود و گاهی نیز خلاف آن عملیاتی می شود. و اگر کسی از منظر فقهای سنتی، به مسائل بنگرد، چه بسا آنها را محق بیابد. در حالی که رشد بی سابقه حوزه پس از انقلاب اسلامی، و چند صد برابر شدن تعداد طلاب، همگی در راستای پاسخ به وضعیت جدید بوده است. وضعیت و اقتضائاتی که همه چیز را در بر می گیرد و حتی معیارهای انتخاب مرجع تقلید برای مردم را نیز تا حدودی دستخوش تغییر می کند.
گره اصلی موجود در وضعیت فعلی، که باید بدان پرداخته شود، ایجاد تحول علمی در فقه با نگاه تمدنی است. که می تواند ناهماهنگی ایجاد شده و بستر تعارضات را درمان نموده، و حوزه را از میرایی و منزوی شدن در پیش رو نجات دهد و موفق به ایفای رسالت خویش نماید.
و آنچه از تجربه به دست آمده، اینکه بدون تغییر محتوایی موثر در برنامه ریزی، تغییرات ساختاری کارآمدی چندانی نخواهد داشت. و برای نیل به این تغییرات محتوایی، موثرترین راه عرضه سوال و مطالبه علمی از همان ساختار سنتی است. سوالاتی اساسی و بنیادین که آنها سوال را در حیطه رسالت خویش دانسته و توجه به آن سبب مواجهه کامل با وضعیت زمانه می شود.
شناسایی و انتخاب سوالات گامی دقیق و حساس بوده  و باید در این راه از طلاب، علما و فضلای انقلابی و موسسات تخصصی دغدغه مند و دارای پیشینه مفید استفاده نمود.
با پاسخ علما و فضلا به این سوالات، و گسترش مباحث بسیط تر ناظر به آن در سطح اساتید حوزه و سپس مناظرات ساختارمند و منضبط علمی در منظر طلاب تمامی حوزه متحول شده و می تواند در ایفای رسالت زمانه خود موفق گردد.

بازدید 186 بار آخرین ویرایش در سه شنبه, 16 آبان 1396 13:02

نظر دادن

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب