ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهاخبارمصاحبه هاهنجارسازی فرهنگ مطالعه در کشور

هنجارسازی فرهنگ مطالعه در کشور

منتشرشده در مصاحبه ها شنبه, 18 آذر 1396 15:40
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محمد پور زنجانی محمد پور زنجانی

سلسله گفتگو های کارشناسی با موضوع ارتقای فرهنگ مطالعه -

با مرور تاریخ تحولات کشورها و تغییر نظام‌های جهانی می‌توان فهمید توسعه تمدن‌ها، ریشه در رشد فکری و فرهنگی هر جامعه دارد و بی شک، بدون رشد فرهنگ، دانش و آگاهی، نمی‌توان به خروج از توسعه‌یافتگی و رشد تمدنی دل خوش نمود. لذا میزان گرایش به مطالعه، از شاخص‌های مهم توسعه به شمار می‌رود.

بررسی‌ها نشان می‌دهد مطالعه و کتاب خوانی در ایران وضعیت مطلوبی ندارد و عمدتا مردم ایران از خرید و یا مطالعه کتاب گریزانند و اقدامات لازم و جدی جهت ترویج و اشاعه فرهنگ مطالعه صورت نگرفته است. از همین رو موسسه فرهنگی مطالعاتی صراط مبین در خصوص ارتقای فرهنگ مطالعه در کشور با تأکید بر آموزش و نظام آموزشی در فرهنگ‌سازی مطالعه، مصاحبه‌ای را با حجت‌الاسلام ابراهیم محمد پور زنجانی محقق و کارشناس فرهنگی ترتیب داده تا از نظرات کارشناسی ایشان استفاده و در اختیار خوانندگان محترم قرار دهد.

با توجه به آموزش محوری صرف و عدم توجه جدی به مطالعه در نظام آموزشی، دلیل پایین بودن سرانه مطالعه در ایران چیست؟
 در آماری که در سال2010 تهیه کرده اند، سرانه مطالعه عام ایران 12 دقیقه است که کمتر از سرانه پایین ترین کشور اروپایی یعنی بلغارستان با 15 دقیقه است. همچنین در آمار سال 2015 در مطالعه عام، هلند با 112 دقیقه اول است و رکورد ایران، 13 دقیقه است.
پایین بودن سرانه مطالعه علل مختلفی دارد؛ استبداد یکی از ریشه های فقدان مطالعه است. دوم استعمار و سوم فرهنگ شفاهی. در مورد عنصر چهارم هم برخی می گویند احساس دانایی و بعضی هم آن را احساس بی نیازی می نامند ولی من احساس عدم کارایی را که برای آن استفاده می کنم که جامع باشد. یعنی ما نتوانستیم بین مطالعه و زندگی مردم ارتباطی برقرار کنیم که بدانند برای چه بخوانند و اگر بخوانند چه اتفاقی می افتد؟ سؤال اینست که کدام پدر و مادر ما برای تربیت فرزندشان محتاج خواندن هستند؟ آیا شنیدید که پدر و مادرها برای تربیت فرزند، محتاج مطالعه شده باشند؟
 یکی از نکات دیگر هم مشورت گریزی جامعه ماست. ایرانی ها مشورت ناپذیر هستند و تنها در بحران مشورت می کنند. ما صبر می کنیم تا کار از کار می گذرد و توسعه پیدا می کند و مشکل تبدیل به معضل و سپس بحران می شود و بعد قیام می-کنیم!
 یکی از چیزهای دیگری که مانع مطالعه هست، تبدیل سؤال به شبهه است. مثلاً عبارت شبهات دینی را به کار می بریم در حالی که سؤال است ولی ما به چشم شبهه به آن نگاه می کنیم! سؤال، گرایش ارزشی ندارد ولی شبهه، گرایش ارزشی و قضاوت دارد. یعنی وقتی ناخودآگاه در شناخت مفاهیم و حوزه های مختلف، مفاهیم ارزشی را چه به صورت نفی و چه به نحو اثباتی به کار می بریم، به شناخت ما لطمه می زند.
 نکته بعد اینست که ما در تفاوت گذاشتن بین ارزش و هنجار مشکل داریم. ما قبول داریم که هر چه هنجار است ارزش نیست ولی گمان می کنیم آنچه ارزش است، هنجار هم هست و در جامعه توسعه می یابد در حالی که ارزش غیر از هنجار است.
 مطالعه ارزش است و هیچ کس در آن شکی ندارد. اگر از کسی هم که اصلاً مطالعه نمی کند، در مورد مطالعه سؤال کنید، می گوید مطالعه خیلی خوب است! غرض اینست که فرق است بین ارزش و هنجار! بسیاری از ما این را نمی دانیم که یک امر اجتماعی، هنجار است و ارزش باید یک سیر تحول و یک روند فرهنگ سازی را طی کند، تا تبدیل به هنجار شود. به خصوص ما طلبه ها این را نمی فهمیم که یک فرایند و روندی نیاز هست تا ارزش به هنجار تبدیل شود.
برای اینکه ارزش مطالعه در مدارس تبدیل به هنجار شود، چه کار باید کرد؟
این موضوع باید راه فرهنگ شدگی را پیدا کند. فرهنگ، بیخودی تولید نمی شود! فرهنگ باید برای پاسخ به یک نیاز باشد. در واقع فرهنگ شدگی به دو چیز احتیاج دارد:
 اول اینکه موضوع، نیازی از شما را پاسخ دهد، ثانیاً برای شما کارایی داشته باشد. اگر این دو مؤلفه وجود نداشته باشد، فرهنگ ایجاد نمی شود. به عنوا مثال آیا شما به مردم می گویید غذا بخورند یا مردم خود می خورند؟ باید توجه شود که ما در پژوهش های خود چیزی به نام طبقه بندی نیازها یا در مطالعات دینی چیزی به نام نیازهای انسانی و دینی نداریم! مثلث معروف سلسله مراتب نیازهای مازلو، یک مثلث دینی است. ما خیلی کار کرده ایم ولی نگاه هنجاری نکرده ایم. باید ببینیم وقتی نیازها را طبقه بندی می کنیم، مطالعه کجا می نشیند؟
 بنابراین باید نیازسازی کرد وگرنه کسی دنبال مطالعه نمی رود. مثلاً پدر و مادرها برای تربیت فرزندان چقدر مطالعه می-کنند؟ ما بیشتر علم آموزی می کنیم که بگوییم، لذت می بریم. بین اینکه بگوییم با اینکه بخوانیم تا فرزند تربیت کنیم، تفاوت هست. همچنین فرد باید احساس کند که مطالعه کارایی دارد.
 نکته مهم دیگر اینست که نظارت بر محتوای کتاب ها، نیاز نیست. وقتی خواننده کتاب غیر مفید را نخرد، ناشر کتاب را چاپ نمی کند. من شخصاً به ممیزی اعتقاد ندارم! ممیزی مخالف تولید علم است. کسانی که ممیزی می کنند، معمولاً سطح علمی و فهم پایینی دارند. به نظر من فقط در مفاهیم کلان اخلاقی که با فرهنگ ما ناسازگار است، باید ممیزی کرد اما در سایر مقوله ها باید رها شود. اگر کتاب نیاز جامعه را پاسخ ندهد، کسی آن را نمی خرد. مثلاً شما نمی روید گوشت الاغ بخرید حتی اگر در بازار هم باشد.
در جامعه ما دقیقاً چه کارهایی باید انجام داد تا مطالعه به فرهنگ تبدیل شود؟
خیلی ساده است، ما در تبلیغ چه کار می کنیم؟ وقتی مؤسسه ای می خواهد محصولش را بفروشد چه می کند؟ اولین قدم اینست که یک متولی داشته باشد که این تبلیغات را سامان دهد و راجع به تبلیغات فکر کند. کاری به کتاب خواندن نداشته باشد بلکه مانند یک مؤسسه تبلیغاتی، تبلیغات کتاب را سامان دهد. معتقدم می شود به یک مؤسسه تبلیغاتی پول داد تا یک یا دو سال برای کتاب کند. در واقع این کار باید صاحب داشته باشد الآن این کار در کشور ما صاحب ندارد و همه متولی اند.
 متولی غیر از صاحب است. صاحب کسی است که کالا را تبلیغ می کند. مثلاً شرکتی که پودر ظرفشویی، شامپو و ... تولید می کند، آن را تبلیغ می کند چون می گوید اگر تبلیغ نکند، کالا فروش نمی رود. در کشور ما کتاب متولی دارد ولی صاحب ندارد. خیلی فرق است بین صاحب کتاب و متولی کتاب. ما متولی زیاد داریم؛ سازمان تبلیغات اسلامی، دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، وزارت ارشاد، نهاد کتابخانه های عمومی و حتی ناشران گاهی وقت ها متولی اند ولی صاحب نیستند. صاحب، باید یک واحد سازمانی باشد که بگویند وظیفه او تبلیغ کتاب است.
 دیگر اینکه که ما در فرهنگ شفاهی خود باید میل به مستندگویی و مستندسازی پیدا کنیم که الآن نیست. تلویزیون ما به هر کسی هر چه دلش بخواهد، نسبت می دهد و می گوید گفتند یا فرمودند! مستندگویی میل به مطالعه را زیاد می کند. ناخودآگاه ممکن است در ذهن کسی بیاید که مطالعه کنم تا بفهمد که حرفی راست است یا دروغ؟ تلویزیون باید از هر کسی که برای سخنرانی دعوت می کند، بخواهد که با سند صحبت کند. حوزه هم باید طلبه ها را عادت دهد که در منبر فقط قال رسول الله نگویند بلکه «عن کتابٍ» بگویند. شاید نشنیده باشید که در قدیم اشعری ها اگر طلبه ای روی منبر، حدیثی بی سند می خواند او را از شهر بیرون می کردند. یعنی مستندخوانی و مستندگویی یک فرهنگ بوده است. مرحوم شیخ عباس قمی، همیشه در منبر، کتاب حدیث را می برده و ابتدا سند حدیث را توضیح می داده و بعد به حدیث می پرداخته است. به خصوص در جایی که به مستحبات می رسند، مستندگویی بسیار مهم است.
کار عملیاتی دیگری که می شود انجام داد اینست که دولت در یک آیین نامه ابلاغ نماید که در هر جای کشور که به هر مناسبتی جایزه می دهند، همراه کتاب باشد.
ولی معمولاً کتابی که رایگان به دست می آید، خوانده نمی شود!
 شما نباید در امر تبلیغ به استفاده کار داشته باشید چون دچار معضل می شوید. می گویند از امام (ره) استفتاء کردند که در روزنامه های ما، اسم ائمه و آیات قرآن می آید و روزنامه ها هم خیلی اوقات زیر دست و پا می رود! چه باید کرد؟ امام گفتند شما کار خودتان را کنید و مکلف تکلیف خودش را می داند. بعداً مشخص شد سائل از سازمان منافقین بود و این کار را کرده بودند که از امام یک فتوا بگیرند تا روزنامه ها سکولار شوند.
 نباید اینطور فکر کنیم. در انجام عمل، نباید ثمره را بپایید! نمی خواهم بگویم که کاملاً به ثمره فکر نکنید ولی به ثمره-های نادر که مثلاً کتاب در خانه مانده و باز نشده است، فکر نکنید! وقتی کتاب در جامعه به گردش بیفتد، کار خودش را خواهد کرد. ما می خواهیم کاری کنیم که کتاب و مطالعه در جامعه باب شده و اقتصاد و بازار کتاب با ارزش شود. الآن بازار لوازم آرایشی در ایران 3800 میلیارد تومان است و بازار و اقتصاد خرافات، 3378میلیارد تومان! دلیلش اینست که نیاز تولید شده است و اقتصاد به سمت پاسخ دادن به نیاز می رود. اینکه کتاب را می خوانند یا خیر، به من ربطی ندارد. من فقط وظیفه دارم تبلیغ کنم.
اگر بخواهیم سرانه مطالعه در مدارس افزایش پیدا کند راهکار چیست؟
ما یک امور مشترک و یک امور خاص داریم. فرزندان ما با فضای کتاب، پژوهش، تألیف، نویسنده و ... آشنا نیستند. یکی از کارها که می توان انجام داد این ست که در مدارس و دانشگاه ها، به طور مشترک چند اقدام کنیم. اول اینکه دانش آموزان به دیدار مؤلفان بروند یا آن ها به مدارس بیایند تا دانش آموزان با آن ها صحبت کنند. البته نه اینکه منبر درست کنیم و مؤلف سخنرانی کند و برود! بلکه مؤلف را بیاوریم نشستی با دانش آموزان و دانشجویان داشته باشد و دانشجو و دانش آموز دور او جمع شوند. دوم اینکه دانشجو و دانش آموز را ببریم چاپخانه ها، دفاتر ناشران یا کتابخانه ها را ببینند.
نکته دیگر اینکه ما برای کودکان اسباب بازی می گیریم ولی کتاب برای بازی نمی گیریم. کتابهای پلاستیکی در کتابفروشی ها وجود دارد که کتاب حمام است. بنده کتابی دیدم که بادی بود یعنی وقتی در تشت آب می گذارید، زیر نمی رود و یک نوشته-هایی روی آن داشت. می خواهم بگویم که این خرده ابزارها و چیزهای کوچک با کتاب انس ایجاد می کند.
در نظام آموزشی ما چه اتفاقی باید بیفتد که به فرهنگ مطالعه توجه جدی شود؟
 نظام آموزشی ما، نظام امتحان و نمره و نظام آماده خوردن است. عنصر اساسی در این نظام معلمان هستند و دانش آموز مقصر نیست. معلم اگر خودش میل به کتاب نداشته باشد و آشنای به کتاب و اهل مطالعه نباشد، محال است بتواند دانش آموز را به این سمت سوق دهد. مورد بعدی اینست که کتاب های درسی ما درست تدوین نشده است. همچنین دانشگاه ما مانند مدرسه شده است. دانشجو کتاب دارد و استاد هم کتابی را سر درس می آورد و می خواند! در مقاطع کارشناسی، ارشد و دکتری غالباً اینگونه است یعنی دانشجوی ما شده دانش آموز!
 ما باید در نظام آموزش معلمان و تربیت مدرس، نظام خلاقیت را وارد کنیم. در واقع از کتاب خواندن و نمره دادن خلاص شوند و پژوهش محور شوند. هر چند دانشگاه هایی داریم که به ظاهر پژوهش محور هستند ولی کتاب محور شده اند. مثلاً دانشگاه علمی- کاربردی برای تولید مهارت بود ولی الآن آنها هم تولید دانش می کنند و به کتاب روی آورده اند.
 برای حرکت به سمت مطالعه عمده و تولید نیاز به مطالعه، احتیاج به مفهوم سازی است. اگر شبکه مفاهیم درست کنید، می توانید تولید علم کنید بدون شبکه مفاهیم مقهور و مبهوت می شوید.
دخیل کردن معلمان در امور کتابخانه ای مدرسه چقدر مفید است؟
مؤثر نیست. بنده شخصاً هر جا می روم ابتدا وارد گفتگوی عرفی با مردم می شوم و بعد موضوع بحث را به طرف علم، دانش، مهارت و گفتگو می برم. معلم باید اینگونه باشد.
از آقای دکتر داوری رئیس فرهنگستان علوم پرسیدند که عقل چگونه به درد ما می خورد؟ ایشان در پاسخ گفتند که وقتی همگانی شود! یعنی عقل همگانی کشور را نجات می دهد، نه عقل یک یا دو فرد و یا عقل یک سازمان. عقل همگانی است که عقل تولید می کند. بعد ایشان در مورد اینکه از کجا می توان فهمید که عقل همگانی چگونه تولید می شود، می گویند: وقتی شما دوبله پارک نکردید یعنی عقل همگانی در حال تولید است.
 وقتی معلم می گوید که من دیشب درس را مطالعه کرده ام دانش آموز می فهمد که معلم من حفظی و از گذشته نمی گوید بلکه دیشب این کتاب را ورق زده است. در نظام تربیت معلم و تربیت مدرس، باید معلم و مدرس را خلاق، پژوهشی و غیرمتنی بار بیاورند! البته نه اینکه متن برای گفتگو نباشد چون اگر کتاب نباشد که نمی توانند صحبت کنند.
اگر متون درسی و دانشگاهی به واقعیت های زندگی مرتبط شود، چقدر می تواند به فرهنگ شدگی کمک کند؟
 مطالعه و پژوهش دو منطقه دارد؛ یکی دانش و دیگری مهارت. ولی ما در اصل گمان می کنیم که یک منطقه بیشتر نیست. کتاب های درسی ما عموماً یک منطقه ای و دانشی اند و فاقد جنبه مهارتی هستند! چیزی که به درد آدم می خورد، مهارت است یعنی بین دانش و زندگی یک منطقه مهارتی وجود دارد که الآن نیست. نمونه آن هم دور شدن دانشگاه های علمی-کاربردی از اهداف اولیه خود است.
چه راهکاری دارید که خود دانشجو و دانش آموزان در امور کتابخانه ای محله های خود فعال شوند؟
قطعاً وقتی که فرد می خواهد مطالعه کند، اگر متولی آن خودش باشد، اثرش بیشتر است. در مدارس باید به دانش آموزان گفت که به صورت افتخاری و گردشی خودتان مدیریت کنید و هر روز متولی یک نفر است! ما کتابخانه درست می کنیم که معمولاً یا خارج از شهر است و یا خیلی بزرگ است. در حالی که باید به کتابخانه و جایگاه کتاب تنوع بدهیم. هر جای شلوغ را می توانیم به عنوان محلی برای کتابخانه در نظر بگیریم. چند وقت پیش در متروی تهران این کار را کردند ولی جمع کردند. ترس از این بود که شاید مردم نخوانند! چقدر این سطل ها را شکستند و سوزاندند و بردند ولی بالأخره مردم به وجود شیء باید عادت کنند و کردند. این موضوع وقت، هزینه و صبر و حوصله می خواهد. برای همین می گویم که آیین نامه و قانون باید شود تا هر نسلی که می آید به آن عمل کند.
خلاصه راهکارها:
1- مطالعه باید در جامعه به یک هنجار تبدیل‌شده و تلاش شود بین مطالعه و زندگی مردم رابطه درستی برقرار گردد تا مردم بدانند چرا باید مطالعه کنند.
2- نیاز به مطالعه و همچنین کارایی مطالعه در جامعه، به عنوان دو مؤلفه مورد نیاز برای هنجارسازی فرهنگ مطالعه مورد توجه قرار گیرد.
3- در فرهنگ شفاهی جامعه باید میل به مستندگویی ایجاد شود تا خودبه‌خود جامعه به سمت مطالعه‌گرایی و تحقیق و مستند شنیدن سوق پیدا کند.
4- دولت در آیین نامه‌ای ابلاغ نماید که در هر جای کشور، وقتی جایزه اهدا می‌شود، همراه کتاب باشد.
5- برای ترغیب دانش آموزان به مطالعه کردن، آن‌ها را به دیدار مؤلفان کتب برده و با آن‌ها گفتگوی صمیمانه داشته باشند. البته این‌طور نباشد که مؤلف فقط متکلم باشد. بلکه باید گفتگوی طرفینی بوده تا از تجربیات مؤلفان استفاده شود.
6- والدین برای کودکان کتاب های اسباب بازی مانند کتاب‌های پلاستیکی و کتاب‌های حمام برای بازی تهیه کنند تا از این طریق میل و گرایشی در کودک برای مطالعه ایجاد شود.
7- برای کاربردی و اثربخشی مطالعه، کتاب‌های درسی به حالت دانشی- مهارتی تبدیل‌شده و از حالت دانشی صرف خارج و به پژوهش محوری معطوف شود.
8- مسئولان برای کارمندان سازمان ها و نهادها، جهت مطالعه و تحقیق در حوزه کاری و افزایش بهره‌وری، برنامه‌ریزی کنند.
9- در اماکن شلوغ و پررفت‌وآمد مانند ایستگاه های مترو، پارک‌ها و ...، کتابخانه و محل مطالعه ایجاد گردد، البته صبر و حوصله برای نتیجه گرفتن از این نوع کارها ضروری است.

بازدید 141 بار آخرین ویرایش در شنبه, 18 آذر 1396 15:40

نظر دادن

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب