ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهاخبارمصاحبه هامصاحبه با دکتر محمد جواد ارسطا در آستانه پنجمین سال برگزاری درس حقوق بشر اسلامی

مصاحبه با دکتر محمد جواد ارسطا در آستانه پنجمین سال برگزاری درس حقوق بشر اسلامی

منتشرشده در مصاحبه ها یکشنبه, 21 آبان 1396 11:27
این مورد را ارزیابی کنید
(1 رای)
محمد جواد ارسطا محمد جواد ارسطا

پرداختن به موضوع حقوق بشر به جز چند مورد خاص، مانند درس گفتارهای آیت الله مصباح یزدی با عنوان «اسلام و حقوق بشر» و درس‌گفتارهای آیت‌الله جوادی آملی با عنوان «فلسفه حقوق بشر»؛ سابقه چندانی در حوزه‌های علمیه ایران ندارد. اما حدود پنج سال پیش دفتر کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران در قم؛ اقدام به برگزاری درسی با عنوان «حقوق و آزادی های عمومی بشر» نمود که ویژگی اصلی آن تشریح مبانی فقهی حقوق بشر است.

مدرس این درس از همان ابتدا حجت الاسلام محمد جواد ارسطا بودند که از سال 1391 تاکنون تدریس آن را ادامه دادند.ایشان دارای دکترای حقوق از دانشگاه شهید مطهری و درجه اجتهاد از حوزه علمیه قم هستند. درباره این درس با حجت الاسلام ارسطا  به گفت و گو نشستیم. آنچه در ادامه می‌آید، متن کامل این مصاحبه است.

با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، مصاحبه را با یک پرسش از شخص شما آغاز می کنیم. چه چیزی باعث شد شما به عنوان مدرس و محقق حوزوی، از پیشنهاد کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران برای تدریس موضوع فقه و حقوق بشر استقبال و وارد این حوزه مهم شوید؟ و چه ضرورت‌هایی برگزاری این درس را به یکی از اولویت‌های شما تبدیل کرده است؟
در پاسخ این سوال من باید زمینه‌های مختلفی را مورد اشاره قرار بدهم. ما از زمانی که وارد رشته حقوق شدیم، کم و بیش با بحثی به اسم «حقوق بشر» آشنایی پیدا کرده بودیم. در کنار این آشنایی، تجربه تاسیس جمهوری اسلامی در ایران و چالش های حقوق بشری که در طی این چند دهه بین ایران و کشورهای دیگر وجود داشت، هم مزید بر علت بود و باعث شد که ما بیشتر در روند مباحث حقوق بشری قرار بگیریم.  از طرف دیگر در گفت و گوهایی که با مسئولین کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران داشتیم، این پیشنهاد مطرح شد که حقوق بشر باید به صورت جدی در حوزه علمیه قم مورد توجه قرار گیرد.
نظر من این بود که اگر بخواهیم بحث حقوق بشر را به صورت جدی در حوزه مطرح بکنیم باید آن را از زاویه فقهی مورد بررسی قرار بدهیم. جناب آیت الله جوادی آملی از مدت‌ها پیش بحث «فلسفه حقوق بشر» را مطرح کرده بودند که بحث بسیار خوب و قابل استفاده‌ای شد و نهایتا هم به صورت یک جلد کتاب منتشر گردید.  ایشان همانطور که از عنوان بحث پیداست به فلسفه حقوق بشر پرداختند. در عین حال که این کار ایشان بسیار پسندیده و مورد نیاز بود اما رویکرد ایشان یک رویکرد فقهی نبود. تصور من این بود که اگر بخواهیم بحث از حقوق بشر  مورد توجه حوزویان قرار بگیرد و زمینه یک بحث علمی و بلکه مباحث دقیق علمی را در آینده فراهم بکند لازم است که حتما حقوق بشر را از زاویه فقهی مورد بررسی قرار بدهیم. با وجود نیازهای فراوانی که به بحث حقوق بشر از زاویه علمی و فقهی داشتیم، متاسفانه مباحث حقوق بشر کمتر از این زاویه مورد بررسی قرار گرفته بود و لذا یک ضرورتی احساس می شد که از نگاه فقهی مباحث حقوق بشر را مورد بررسی قرار دهیم. بنابراین شروع کردن این درس در واقع پاسخی به این ضرورت بود.


عامل دیگری که  بررسی فقهی حقوق بشر را به واسطه آن ، لازم می دانستم این بود که اصولا مباحث حقوقی ارتباط تنگاتنگی با مباحث فقهی دارد و تا از زاویه فقهی ما نتوانیم مباحث حقوقی را تبیین کنیم و مورد پذیرش قرار بدهیم، طبعاً در مباحث حقوقی هم در نظام حقوقی ایران نخواهیم توانست این کار را بکنیم. دلیلش این است که نظام حقوقی ایران، بر طبق اصل چهارم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بر پایه موازین اسلامی شکل گرفته ، پس لازم است که هر بحث حقوقی با مبانی اسلامی و بالاخص مبانی فقهی اش تبیین شود تا بر آن اساس ببینیم که آیا  قابلیت پذیرش در چارچوب نظام حقوقی جمهوری اسلامی ایران  را دارد یا خیر؟
این عوامل موجب شد که ما بررسی فقهی حقوق بشر یا به تعبیر دیگر حقوق و آزادی های عمومی را به عنوان موضوع درس انتخاب کنیم. در حوزه های علمیه رایج است که کتابی را به عنوان متن انتخاب می کنند. کتابی که هم دارای جایگاه علمی مناسبی باشد و هم مختصر و مفید تدوین شده باشد و بحث خودشان را حول محور آن کتاب ارائه می دهند. این شیوه که در سال های اخیر در کشورهای غربی هم تا اندازه ای رواج پیدا کرده، شیوه بسیار خوبی است. مثلا شما می بینید وقتی رنه داوید کتاب نظام های بزرگ حقوقی معاصر را تالیف می کند، این کتاب بعد از او توسط اساتید دیگری مورد بررسی قرار می گیرد و مطالبی به این کتاب اضافه می شود. یعنی اساتید در ویراست های بعدی نظرات خود را در پیرامون مباحث این کتاب مطرح می کنند و به این ترتیب بعد از گذشتن چند ویراست از این کتاب، خواننده ای که این کتاب را مطالعه می کند با دیدگاه چند نفر از حقوقدانان بزرگ دنیا آشنا می شود.
همانطور که گفته شد این شیوه رایج حوزه است که متنی را محور قرار می دهند و پیرامون آن متن گفت و گوی علمی میکنند. مطلوبیت این شیوه و رایج بودنش در حوزه باعث شد که ما برای بحث حقوق بشر هم از همین شیوه استفاده کنیم.
در بررسی‌ها و مشورت‌هایی که با اساتید داشتیم؛ اعلامیه اسلامی حقوق بشر را که در سال 1990 میلادی (1369 شمسی) در قاهره به تصویب رسیده و کشورهای اسلامی آن را پذیرفته اند، به عنوان متن و محور درس انتخاب کردیم تا به این ترتیب هم این اعلامیه مورد توجه جدی تری قرار بگیرد و هم اینکه برای استناد کشورهای اسلامی به این اعلامیه، زمینه‌سازی کنیم.
فایده دیگر محور قرار دادن اعلامیه اسلامی حقوق بشر این است که مباحث یک نظم و نسق خاصی پیدا می‌کند. در این درس ما بر طبق مواد اعلامیه جلو می رویم . گاهی اوقات ممکن است یک ماده مشتمل بر چند فرع فقهی باشد. اصطلاحا هر مسئله فقهی را یک فرع فقهی می گویند. ممکن است یک ماده بر چند فرع فقهی مشتمل باشد. ما این فروع و مسائل فقهی را از یکدیگر تفکیک می کنیم و سعی داریم در چارچوب نظام فقهی امامیه، به مسائل مطرح شده پاسخ دهیم.

آیا این اولین بودن، آن هم در موضوع حقوق بشر، چالش‌هایی را هم برای شما به همراه داشته است ؟
طبیعتاً هر درس جدیدی ممکن است با چالش هایی مواجه شود. آنچه که می تواند این چالش ها را تقلیل دهد و طرح بحث را در جوّ حوزه با آرامش پیش ببرد، آن است که مدرّس ، ضوابط بحث های حوزوی را مراعات کند. مثلا در یک بحث فقهی مدرس باید کاملا براساس موازین فقهی یعنی با استناد به منابعی مثل قرآن، سنت، اجماع و عقل در چارچوب ضوابط اصول فقه پیش رود. اگر مدرس این امور را رعایت کند، چالش ها به حداقل خواهد رسید. ما سعی کردیم همین کار را بکنیم. در عین حال که موضوعات مورد بحث جدید بود، لکن بحث از حقوق بشر را در چارچوب موازین فقهی شیعه پیش بردیم. طبعا با رعایت این چارچوب ما شاهد بودیم که موضع گیری‌ها بسیار کنترل شده و بسیار معقول و قابل انتظار بود.

در این مدت استقبال طلاب و اساتید را چطور دیدید؟
بحمدلله استقبال ، در مجموع خوب بوده است. مسائلی که حوزه ها با آن ها درگیر هستند هم کم نیست. مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و ...  بر تمام این  مسائل، مشکلات اقتصادی طلاب را هم اضافه کنید. تمام این مشکلات و سؤالات که متوجه طلاب حوزه های علمیه می شود، دست به دست هم می دهند و ممکن است وقت کمی را برای یک طلبه باقی بگذارند و او اصلا فرصت نکند که به درسی مثل حقوق بشر هم توجه کند. لذا با عنایت به این جهات می توانیم بگوییم استقبال از این درس استقبال خوبی بوده است.
این را نباید فراموش کرد که این بحث اولا تبلیغ چندانی در موردش صورت نگرفته است. ثانیا یک بحثی بوده است که هیچ گونه پشتیبانی مالی و حتی اداری در موردش انجام نمی شده است. گاهی اوقات در حوزه ها یک بحثی به عنوان بحث الزامی مطرح می شود. در آنجا طلبه موظف است برای گذراندن یک پایه آن درس های الزامی را هم بگذراند. اما درسی مانند حقوق بشر نه هیچ گونه الزام اداری پشت سرش هست و نه جزو درس های معمول و رایج حوزه های علمیه محسوب می شود.
علاوه بر این ها تبلیغ چندانی هم در مورد این بحث صورت نگرفته است. در واقع باید گفت که اطلاع رسانی آن هم بسیار بسیار کم و ناچیز است. یعنی در حد اطلاع رسانی تلفنی و یک اطلاعیه های خیلی مختصر و محدود بوده است. با توجه به همین عوامل باید میزان استقبال را سنجید. به نظر من با توجه به این عوامل ادامه پیدا کردن این بحث در ظرف این پنج سال اخیر قابل ارزشیابی مثبت است ، خصوصا اینکه بعضی از دوستان شرکت کننده در این بحث خودشان به صورت خودجوش تقریرات این درس را آماده کردند. وقتی صفحاتی از آن تقریرات را به من ارائه دادند و من دیدم که تقریرات خوبی است از همان شخص خواستم که ادامه درس را نیز به همین صورت تقریر کند تا به صورت کتاب منتشر شود و آن بزرگوار هم قبول زحمت کرد. در حال حاضر جلد اول این تقریرات با حجمی در حدود 390 صفحه توسط انتشارات مکث اندیشه در قم بحمدالله منتشر شده است.

بنابراین شما معتقدید بحث فقه و حقوق بشر ظرفیت بیشتری دارد و اگر مشکلات برطرف شود و تبلیغات خوبی صورت بگیرد این بحث با استقبال و رونق بیشتری در حوزه‌های علمیه روبرو خواهد شد.  
بله. هم باید تبلیغات بهتری انجام گیرد و هم اینکه ضرورت این بحث برای طلبه ها آشکار شود. طلاب نیازهای فراوانی در جامعه می‌بینند که پاسخ به این نیازها فقط در کتاب های درسی پیدا نمی شود. لذا باید سراغ مطالعات دیگری بروند که بتوانند به این نیازها پاسخ دهند.
با توجه به تجربه چند ساله ای که در این درس داشتید، آیا این درس از نظر فکری و مبانی فقهی و اصولی با دستاورد یا  نوآوری و ابتکار مشخصی همراه بوده است؟
به نظر من یکی از نوآوری های قابل توجه در این بحث ، همان مسئله اصل کرامت انسانی و آثار فقهی و حقوقی آن است که بر کرامت انسانی مترتب می شود. من قبل از این درس ندیدم کسی بحث کرامت انسانی را از نگاه فقهی مرسوم و رایج مورد توجه قرار داده باشد. در اینجا نکته بسیار مهم این است که ما ببینیم چه آثار فقهی بر کرامت انسانی مترتب می شود. یعنی اگر کرامت انسانی را پذیرفتیم، کدام مساله یا فرع یا نتیجه فقهی را می توانیم به واسطه وجود کرامت انسانی قبول کنیم؟ یا به واسطه وجود کرامت انسانی قبول نکنیم؟ این ها از آثار مهمی است که بر کرامت انسانی مترتب می شود. به عقیده ما چنین آثاری در بسیاری از مباحث فقهی وجود دارد و ما در این درس به برخی از این آثار فقهی اشاره کردیم. بنابراین یکی از نوآوری هایی که خداوند نصیب اینجانب نمود ، این بود که سعی کردیم کرامت انسانی در فقه را به دقت تبیین کنیم. یعنی مستندات کرامت انسانی را در منابع دینی پیدا کنیم و سپس اشکالاتی را که احیانا ممکن است بر مساله کرامت انسانی مطرح شود ، پاسخ دهیم. پس از آن  آثار پذیرش کرامت انسانی در  فقه و حقوق را بررسی و مشخص نماییم. یعنی به طور مشخص بگوییم که چون کرامت انسانی را پذیرفته ایم، باید این حکم فقهی را قبول کنیم یا قبول نکنیم. این ها بعضی از نوآوری هایی است که در این درس، ارائه شده است.
در این چند سال پیش آمده که خودتان نتیجه این نوآوری را در فتواها یا نظرات فقهی به صورت مصداق دیده باشید یا اینکه فکر می کنید هنوز به آن درجه نرسیده است؟
ببینید روند تحول در علم یک روند خیلی کندی است. این طور نیست که وقتی یک تحولی در علم به جود می آید ما بلافاصله شاهد آثار آن تحول باشیم. آنچه که این روند را کندتر می کند این است که این تحول باید در یک نظام فقهی مطرح شود. در نظام فقهی ، تحولات ممکن است کندتر از نظام های مشابه حقوقی صورت بگیرد ؛ دلیلش این است که در نظام فقهی حاصل مباحث فقهی را ما در فتاوا مشاهده می کنیم. تغییر فتوا کار ساده ای نیست. در طول تاریخ وقتی ما روند فتاوا را بررسی می کنیم می بینیم که تغییر فتاوا به سادگی اتفاق نیفتاده است. بنابراین نمی شود انتظار داشت که حالا که ما بحث کرامت انسانی را مطرح کردیم به دنبال آن شاهد یک تحول آشکاری در فتاوای فقهی باشیم. خیر، به هیچ وجه این انتظار، انتظار معقولی نیست. این کاری که ما انجام دادیم در واقع زمینه سازی است برای آنکه از این زاویه موضوع کرامت انسانی مورد توجه قرار گیرد و آثار فقهی که بر آن مترتب می شود مورد توجه جدی قرار گیرد.
نکته دیگری که در مورد تحول در علم باید اضافه کنم این است که تحول در علم را همیشه نباید به عنوان پذیرش یک موضوع در نظر گرفت. یعنی نباید گفت اگر دیدگاه خودمان را در مورد کرامت انسانی بیان کردیم و دیگران قبول کردند، آنگاه ما تحول ایجاد کرده ایم. برای تحقق تحول لازم نیست دیگران سخن ما را بپذیرند. بلکه همین قدر که دیگران بیایند و این دیدگاه را مورد بررسی قرار دهند ولو بگویند این دیدگاه غلط است این خودش یعنی ایجاد یک نوآوری به این معنا که ما بر ادبیات موجود در فقه اضافه کرده ایم. یعنی توانسته ایم فقاهت را یک گام به سمت مباحث حقوق بشری سوق دهیم. یعنی آن علما و فضلایی که ممکن بود تا قبل از این اصلا به مسئله حقوق بشر از زاویه فقهی نگاه نکنند الآن آمدند گفتند بله یک چنین دیدگاهی هم مطرح شده است و این دیدگاه را ما قبول نداریم. چون ما برای پذیرش کرامت انسانی از دلایل فقهی استفاده کردیم، مخالفان هم دلایل فقهی خود را میگویند. در اینجا می توان از یک تحول خوب صحبت کرد چون بر ادبیات فقهی اضافه شده است. یعنی ادبیات فقهی در راستای توجه به مباحث حقوق بشری توسعه پیدا کرده است.
 بنابراین ما به این نکته عنایت داریم که تحول پذیری فقه اولا معنایش این نیست که انتظار داشته باشیم که هر چه ما گفتیم دیگران بپذیرند و ثانیا تحول پذیری فقه با کندی بسیاری صورت می گیرد. چون صادر کردن فتوا به معنای خبر دادن از احکام الهی است. طبیعتا یک فقیه، برای خبر دادن از احکام الهی حساسیت بالایی دارد. وقتی فقیه این حکم الهی را استخراج میکند یعنی یک پروسه خیلی دقیق و پیچیده را پشت سر گذاشته است. بنابراین نمی توانیم انتظار داشته باشیم که با مطرح شدن یک دیدگاه جدید، فقیه فوراٌ از دیدگاه خودش دست بردارد. طبعاً آشنا شدن با دیدگاه جدید، چالش هایی که بین دیدگاه جدید و دیدگاه های قدیمی مطرح می شود و مسائلی از این قبیل... یک روند طولانی مدتی را می‌طلبد.
به غیر از بحث فتاوی، واکنش های علمی و غیرعلمی علما و مراجع حوزه به این بحث چه طور و در چه سطحی بوده است؟
به نظر من واکنش‌ها خوب بوده است. مثلا یکی از واکنش ها، واکنش جناب آیت الله مکارم شیرازی بود. ایشان از مراجع بزرگوار تقلید هستند و نه تنها یک شخصیت اسلامی بلکه یک شخصیت بین المللی تلقی می شوند. ایشان از این بحث استقبال کردند و جایزه ای که چند سال پیش از طرف کمیسیون حقوق بشر اسلامی ایران بابت طرح این مباحث به بنده تعلق گرفت، توسط آیت الله مکارم شیرازی به بنده اهدا شد و معظم له بابت شروع چنین بحثی در حوزه علمیه قم از اینجانب تقدیر کردند و حتی از من خواستند تقریرات این درس را خدمتشان ارائه بدهم. بنابراین می‌توان گفت که آقایان مراجع محترم تقلید  یا لااقل بعضی از آقایان مراجع که بیشتر با موضوعات جدید ارتباط برقرار می کنند، برخورد مثبتی با طرح این بحث در حوزه داشتند.
اشاره کردید که درس شما با درس هایی که قبل از این مطرح بوده مثل دروس آیت‌الله مصباح و آیت‌الله جوادی آملی تفاوت دارد. لطفا کمی بیشتر در این باره توضیح دهید.
جناب آیت الله جوادی آملی به فلسفه حقوق بشر پرداخته اند. یعنی یک سلسله مباحث عقلی که در واقع مبانی بحث حقوق بشر را تشکیل می دهد. جناب آیت الله مصباح هم به یک سلسله مبانی فکری و کلامی در بحث حقوق بشر توجه کرده اند. در واقع هیچ کدام از این دو بزرگوار  نخواسته اند حقوق بشر را از زاویه فقهی – حقوقی محض مورد بررسی قرار دهند ؛ بنابراین تفاوت بحث ما با بحث این دو استاد گرانقدر در همین است. ما اعلامیه اسلامی حقوق بشر را محور بحث قرار داده و آن را از جهات فقهی مورد بررسی قرار دادیم ، به این صورت که هر ماده ای را تقسیم کردیم به چند مسئله فقهی و راجع به آن مسئله فقهی در منابع دینی جست و جو کردیم که آیا این مسئله فقهی را براساس منابع چهارگانه فقهی می توانیم بپذیریم یا خیر؟ اگر می توانیم بپذیریم به چه دلیلی و اگر نمی توانیم بپذیریم به چه دلیلی؟ و در صورت پذیرش چه نتایج فقهی بر آن مترتب می شود. این شیوه کار ما بوده است.
این شیوه کار نه توسط جناب آیت الله جوادی آملی و نه توسط آیت الله مصباح پیش گرفته نشده است ، بدین معنی که زاویه کار آن ها با زاویه کار ما فرق دارد . زاویه کار آن ها فقهی نبوده بلکه یک زاویه فلسفی و یا کلامی بوده است ، در حالی که زاویه بحث ما یک زاویه فقهی بوده است.
به نظر شما آیا موضوع فقه و حقوق بشر این ظرفیت را دارد که  سایر مدرسین حوزوی نیز به آن ورود کنند و اقداماتی مشابه انجام دهند؟
بله. حتما این ظرفیت وجود دارد. شنیدم که بعضی از اساتید حقوق که در عین حال استاد حوزه هم هستند و تحصیلات بالای حوزوی هم دارند، توجه ویژه‌ای به این موضوع پیدا کرده اند و بعضی از مباحث را در راستای مسئله حقوق بشر مطرح کرده اند. برخی از اساتید هم مباحثی را در دفتر کمیسیون حقوق بشر اسلامی ارائه داده اند.  به نظر می رسد این کار دارد صورت می گیرد و طبعا هر قدر که این کار جلوتر برود و انعکاس بیشتری پیدا کند طرفداران بیشتری پیدا خواهد کرد. الان واقعا تبلیغات برای این موضوع کم است. شما اگر از طلبه های قم سؤال کنید که آیا کلاس درسی در مورد حقوق بشر در قم وجود دارد، شاید نود درصد به شما جواب منفی بدهند یا بگویند که ما اطلاعی نداریم. یعنی اگر جانب احتمال را رعایت کنند ممکن است بگویند ما خبر نداریم ولی حدس من این است که عمدتاً فکر می کنند اصلاً چنین بحثی در حوزه وجود ندارد. این ناشی از همان تبلیغ نکردن است. وقتی که تبلیغات صورت بگیرد توجهات بیشتری جلب خواهد شد. البته انتشار آثار مکتوب مثل همین تقریراتی که از درس ما جمع آوری شده است، می تواند به تاثیرگذاری این بحث در حوزه کمک کند. چون مباحث حقوق بشری با ادبیات متنوعی بیان شده است، ممکن است تصورها از این درس درست نباشد. وقتی مشخص شود که بحث منسجم فقهی انجام شده که از صدر تا ذیلش براساس موازین فقهی بوده است، طبعاً مورد استقبال بیشتری قرار خواهد گرفت.
شما به پذیرش فقهی کرامت انسانی در این درس اشاره کردید. لطفا کمی درباره کرامت انسانی توضیح دهید و بگویید با چه مبنایی از آن دفاع می‌کنید؟
به عقیده بنده مبنای اصلی حقوق بشر، کرامت انسانی است. این کرامت از یک زاویه می تواند یک کرامت ذاتی دانسته شود. منظور من از کرامت ذاتی این است که خداوند این کرامت را به ذات انسان ها اعطا کرده است، بنابراین از این حیث که خداوند این کرامت را اعطا کرده می توانیم آن را کرامت اعطایی بنامیم و از این حیث که خداوند این کرامت را به ذات انسان ها اعطا کرده می توانیم آن راکرامت ذاتی بنامیم.
حال باید پرسید که منظور از این کرامت چیست؟ در پاسخ باید گفت منظور از کرامت این است که خداوند قدر و منزلت و جایگاهی را برای تمامی انسان ها و یکایک آن ها در نظر گرفته است که این قدر و منزلت و جایگاه برای دیگر موجودات در نظر گرفته نشده است.
در آیه شریفه قرآن که می‌فرماید «و لقد کرّمنا بنی ءادم»، چند نکته قابل توجه است. در این آیه دو تا تاکید به کار رفته است. یکی «لام» و یکی «قد»  که هر دو  برای تاکید است. یعنی «یقینا یقینا ما به بنی آدم کرامت دادیم».
نکته دومی که بعد از این تاکیدات دیده می شود این است که خداوند از لفظ متکلم مع الغیر استفاده کرده است یعنی نفرموده کرّمتُ بلکه فرموده است «کرّمنا» . فعل متکلم مع الغیر معمولا برای نشان دادن قدرت به کار می رود  یعنی خداوند دارد می فرماید که «یقیناً یقیناً ما با قدرت خودمان به انسان ها کرامت بخشیدیم».
نکته سوم موجود در این آیه این است که خداوند می فرماید ما به بنی آدم کرامت دادیم. نمی فرماید ما به مسلمانان کرامت دادیم یا فقط به مومنین کرامت دادیم بلکه می فرماید ما به بنی آدم کرامت دادیم. یعنی هر کس که نام فرزند آدم و آدمی زاده بر او صدق می کند ، مشمول این کرامت است .
 نکته چهارم در این آیه این است که خداوند نمونه ها و مصادیقی را برای کرامت بخشیدن به انسانها بیان می کند. ابتدا می فرماید  «و حملناهم فی البر و البحر» ، ما انسان ها را بر خشکی و دریا مسلط کردیم. این یک نمونه از کرامت بخشیدن به انسان است. انسان مقهور دست طبیعت نیست بلکه غالب بر طبیعت است.
 نمونه دوم از کرامت بخشیدن به انسان «و رزقنا هم من الطیبات» است یعنی ما از پاکی ها به انسان ، روزی دادیم. روزی انسان ها مانند حیوانات نیست که از امور خبیث و ناپسند باشد، بلکه از پاکترین روزی ها است.
نمونه سوم این کرامت بخشی، این است که می فرماید «و فضّلناهم علی کثیر ممّن خلقنا تفضیلا». یعنی ما انسان ها را بر بسیاری از مخلوقات برتری دادیم.
بعضی از مفسّران در تفسیر این قسمت از آیه گفته اند که مقصود ، آن است که ما انسان ها را بر تمامی مخلوقات برتری دادیم نه فقط بر کثیری از مخلوقات چرا که کلمه « مِن » در « ممّن » بیانیه است نه تبعیضیه بنابر این گویا چنین فرموده : « و فضّلناهم علی من خلقنا و هُم کثیر » یعنی ما بنی آدم را بر تمامی مخلوقات برتری دادیم و تعداد آن مخلوقات بسیار زیاد است .
در هر حال یکی از مصادیق این برتری دادن انسان بر مخلوقات این است که خداوند برای هدایت انسان ها بهترین برگزیدگان خودش را فرستاده است که همان پیامبران هستند ، آن هم  نه یکی و دو تا و صد تا و هزار تا بلکه یکصد و بیست و چهار هزار پیغمبر را برای هدایت انسان ها فرستاده است. نکته ای که ما از آن برای بحثمان استفاده می کنیم و کمتر از این زاویه به آن توجه شده این است که ما عرض کردیم که وقتی خداوند برای انسان ها این همه هزینه کرده است و برای انسان ، چنین ارزشی قائل شده ، می توانیم استنتاج کنیم که انسانها اعم از شخصیتهای حقیقی و حقوقی (مانند جامعه اسلامی و دولت اسلامی ) موظفند بیشترین توجه و توانمندیهای خود را مصروف تأمین زندگی سعادتمندانه برای بشریت نمایند تا بدین ترتیب از الگوی اخلاق الهی تبعیت کنند که بیشترین توجه را به بنی آدم مبذول داشته و آن ها را کرامت بخشیده و بر دیگر مخلوقات برتری داده است .
نتیجه فقهی حقوقی که بر این استنباط مترتب می شود این است که ما چه به عنوان افراد انسان و چه به عنوان دولت اسلامی موظفیم که بیشترین هزینه را برای تامین سعادت انسان ها مصرف کنیم چنانکه موظفیم بیشترین احترام را برای افراد انسان قائل شویم و همچنین موظفیم تمامی برنامه ها و سیاست گذاری های خودمان را بر محور سعادت انسان تنظیم نماییم.
چنانکه ملاحظه می کنید این یک نتیجه فقهی مهم است. انسان بما هو انسان کرامت دارد ، چه مسلمان باشد و چه غیرمسلمان.
از دیگر آثار فقهی کرامت ذاتی انسان، این است که آسیب رساندن مادی و معنوی به انسان (همچون تحقیر شخصیت یک انسان و یا جریحه دار کردن احساسات و عواطف او) نه تنها جایز نیست، بلکه تکریم انسان نیز لازم است. اگر سؤال شود که چرا تکریم انسان لازم است؟ در جواب می گوییم به این دلیل که خداوند انسان را تکریم کرده است.
باید توجه داشت که تکریم الهی نسبت به انسان ، فقط به عالم تکوین، محدود نمیشود بلکه خداوند در عالم تشریع نیز انسان را تکریم کرده چنانکه اسماء را به او تعلیم داده و او را مسجود ملائکه قرار داده است : وَ عَلَّمَ‏ آدَمَ‏ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُوني‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقينَ (بقره/31) وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلاَّ إِبْليسَ أَبى‏ وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرينَ (بقره/34)
سؤال دیگر : خداوند کدام انسان را تکریم کرده، آیا فقط انسان مؤمن را؟ بدون شک ، خیر ، بلکه خداوند مطلق انسان ها را تکریم کرده است ، پس ما هم موظفیم مطلق انسان ها را تکریم کنیم. بله مؤمن کرامت بالاتری دارد و آن کرامت اکتسابی است که اصطلاحا به آن ، تقوی می گوییم : «انّ اکرمکم عند الله اتقاکم». بدین ترتیب با دقت درمی یابیم که تمامی حقوق انسانی یا تمام حق های بشری به کرامت انسانی برمی گردد. چرا شما برای انسان حق حیات قائلید؟ چرا حقِ داشتنِ عقیده قائلید؟ چرا حق ابراز عقیده قائلید؟  حق شغل، حق مسکن، حق ازدواج، حق اظهار نظرسیاسی، حق تعیین سرنوشت و.... این حقوق از کجا ناشی می شود؟ از آنجا ناشی می شود که خداوند به انسان کرامت داده است. اگر قرار باشد ما هر یک از این حقوق را از انسان بگیریم دقیقا خلاف کرامت او رفتار کرده ایم. یعنی اگر بگوییم انسان تو کرامت داری ولی حق تعیین سرنوشت نداری، این خلاف کرامت است. بگوییم انسان تو کرامت داری ولی حق اظهار عقیده نداری، تو کرامت داری امّا حق شغل و حق مسکن نداری، خلاف کرامت است بنابراین کرامت انسانی مبنایی است برای تمامی حقوقی که به انسان ها تعلق می-گیرد. این حقوق نه فقط به انسان مسلمان و نه فقط به انسان مؤمن بلکه به هر انسانی به صرف انسان بودن تعلق می‌گیرد چرا که خداوند این حق را به او اعطا کرده است.
طبق این آیه شریفه اصل بر این است که تمام انسان ها در کرامت انسانی و در آثاری که بر این کرامت انسانی مترتب می شود، مساوی هستند. بنابراین اگر شما بخواهید شخص خاصی را از داشتن این حق ، ممنوع کنید، الزاماً باید اقامه دلیل نمایید زیرا  برخوردار از این حق بودن دلیل نمی خواهد، بلکه برخودار نبودن دلیل می خواهد. چنانکه مثلا می بینید در قانون اساسی گفته می شود اصل بر برائت است. یعنی اثبات مجرم نبودن یک شخص، دلیل نمی خواهد، بلکه اثبات مجرم بودن ، دلیل می خواهد . برخورداری از حقوق انسانی هم دلیل جداگانه ای نمی خواهد چرا که دلیلش کلام خداوند است که می فرماید ما به انسان ها کرامت بخشیدیم.
ما گفتیم وقتی خدا کرامت بخشیده باشد، یکایک انسان ها و دولت اسلامی موظف هستند که این کرامت را که مربوط به مطلق انسان است مراعات کنند بنابراین ، اصل این است که تمامی انسان ها از همه گونه حقوقی که جزو کرامت آن ها محسوب می شود برخوردارند ، مگر جایی که یک دلیل خاصی داشته باشیم مانند اینکه اثبات شود که فرد معینی مجرم است و در نتیجه حق آزادی حرکت او در جامعه به دلیل جرمی که مرتکب شده است باید سلب گردد و فرد مزبور زندانی شود؛ یا مثلاً شخصی مرتکب قتل نفس شده است و لذا حق حیات او به عنوان قصاص (بر اساس اجازه الهی : وَ لَكُمْ‏ فِي‏ الْقِصاصِ‏ حَياةٌ يا أُولِي الْأَلْبابِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُون‏ ) توسط اولیای دم سلب می شود.
در ابتدای مصاحبه فرمودید یکی از انگیزه‌هایتان برای شروع این درس، چالش های عملی نظام جمهوری اسلامی ایران در رابطه با موضوع حقوق بشر بوده است. از نظر شما این سطح از بحث هایی که در حوزه مطرح می شود، می تواند پاسخگوی چالش های واقعی روز کشور باشد؟
چالش ها بر دو قسم است. برخی چالش‌ها علمی و برخی عملی است. چون بحث ما یک بحث علمی است، لذا نمی توان انتظار داشت که بتواند چالش های عملی را هم برطرف کند.
منظور من از چالش های عملی این است مثلا فرض کنید یک نهاد داخلی یا خارجی اگر به عملکرد حقوق بشری یکی از دستگاه های دولتی ایران بخواهد ایراد بگیرد، خب این یک چالشی است که از حیث عملی شکل گرفته است و ربطی به مباحث علمی ندارد. از مباحث علمی هم نمی توان انتظار داشت که این چالش را پاسخ دهد. این یک نکته است که باید به آن التفات داشته باشیم. چالش هایی که در جمهوری اسلامی ایران هست همه چالش های علمی نیست، بعضی ها چالش های عملی است.
اما در مورد چالش های علمی یک نکته قابل توجه است و آن ، این است که متأسفانه ما در ایران شاهد یک جدایی و گسست  بین دستگاه علمی و نهادهای حاکمیتی کشور هستیم یعنی نهادهای حاکمیتی معمولا از تلاش ها و دستاوردهای علمی دستگاه های علمی ، همچون حوزه و دانشگاه استفاده نمی کنند. بنابراین ممکن است تحقیقات خیلی خوبی در دانشگاه ها و حوزه ها سامان بگیرد و در قالب کتاب نیز منتشر شود ولی این کتاب یا اصلاً مورد توجه مسئولین حاکمیتی قرار نگیرد و یا در موارد بسیار محدود و نادری ، مورد توجه قرار بگیرد. متاسفانه این یک نقطه ضعف است که ما شاهد آن هستیم. در زمینه حقوق بشر هم ، این نقطه ضعف به وضوح دیده می شود.


برنامه آینده شما در این زمینه چیست و چه راهکارها و پیشنهادهایی برای مدرسین و طلاب دارید؟
برنامه این است که اگر خدا توفیق دهد این مباحث را تا جایی که بتوانیم اعلامیه اسلامی حقوق بشر را به پایان برسانیم، ادامه بدهیم. یعنی تمام مواد این اعلامیه را بررسی کنیم و ان شاء الله به صورت کتاب منتشر کنیم. این قدم اولی است که ما می خواهیم ان شاء الله با عنایت الهی در این زمینه برداریم.
 بعد امیدواریم که با سلسله مباحثی که به صورت سخنرانی، القای درس، نظریه پردازی، کرسی های ترویجی و نظریه پردازانه در جاهای مختلف برگزار خواهد شد ، بتوانیم هر چه بیشتر مباحث حقوق بشری را توسعه بدهیم.
علاوه بر این ها که توسعه ای است که در داخل ایران باید صورت بگیرد، یکی از راهکارهایی که  به نظر می رسد برای توسعه این مباحث موثر است، ترجمه مباحث به زبان های دیگر است به گونه ای که بتوان این مطالب را در اختیار سایر متفکران دنیا قرار داد. یکی از مشکلات ما این است که بسیاری از متفکران دنیا از دستاوردهای علمی موجود در ایران خبر ندارند. من با یکی از مسئولین جامعه المصطفی صحبت می کردم. ایشان می گفتند که چندی پیش یکی از شخصیت های برجسته علمی آلمان به ایران آمد و در ایران یک دوره کوتاه مدتی را گذرانده بود و در این دوره کوتاه مدت چند نفر از اساتید برجسته ایرانی در زمینه مباحث فلسفی و خصوصا فلسفه دین با او گفت و گو کرده بودند در حالی که این استاد آلمانی اصلا پایبند به دین خاصی نبوده است ولی بعد از طی شدن این دوره کوتاه مدت خود این استاد آلمانی که سن و سالی هم داشته در حدود هفتاد سال، ابراز کرده که: من تصورم کاملا نسبت به ایران تغییر کرد. من اصلا فکر نمی کردم که دانشمندان ایران در این حد بالا از علم باشند. من از اینجا وقتی که برمی گردم به آلمان با توجه به نفوذی که در میان مسئولین آلمانی دارم و ارتباطی که با آن ها دارم، حتما این مسئله را دنبال می کنم که آنها توجه بیشتری به دستاوردهای علمی ایران داشته باشند.
 این واقعا نکته مهمی است که شاید ما در طول این چند دهه از آن غافل شده ایم و دستاوردهای علمی خودمان را معمولا در همین محدوده ایران نگه داشته ایم چون عمدتا به زبان فارسی چاپ شده و حتی به زبان عربی که برای ما خیلی ساده است منتشرشان نکرده ایم تا لااقل از طریق کشورهای عرب زبان به سایر نقاط دنیا منتقل بشود ، در حالی که اگر این اتفاق بیفتد، فضاهای بسیار بزرگی در برابر متفکرین ما باز خواهد شد. همین فضاهای بزرگ یعنی رفتن به سوی یک تلاش جهانی برای آن که افکار به هم نزدیک شود. وقتی متفکران دنیا بفهمند آنچه تحت عنوان (dignity حیثیت انسانی) مطرح می کنند، ما به مراتب بالاتر از آن را تحت عنوان کرامت انسانی داریم آنگاه به طور طبیعی افکار و اندیشه ها به هم نزدیک خواهد شد و امکان تعاملات علمی بیشتر فراهم میگردد و در نتیجه دنیا به سمت یک همگرایی پیش خواهد رفت . این همگرایی وقتی بین متفکران اتفاق بیفتد، قطعا در روابط دولت‌ها و سیاستمداران نیز اثرگذار خواهد بود.
با توجه به تجربه‌ای که در این چند سال بدست آوردید، آیا برای طلاب و اساتید حوزوی توصیه ای دارید؟
امیدوارم که طلاب و فضلا و اساتید حوزه به مسائل علمی روز توجه بیشتری داشته باشند. ما در دنیایی زندگی می کنیم که انتظارات خیلی زیادی از حوزه های علمیه وجود دارد. انتظاراتی که به هیچ وجه با گذشته قابل مقایسه نیست. یکی از آقایان مراجع تقلید می گفتند قبل از انقلاب سؤالاتی که ما باید پاسخ می دادیم و از ما پرسیده می شد خیلی محدودتر از آن سؤالاتی بود که بعد از انقلاب از ما پرسیده می شود. انتظارات از حوزه بعد از انقلاب به مراتب زیادتر شده است. این انتظارات از یک زاویه انتظارات به حقی است و از زاویه دیگر پاسخ مثبت دادن به این انتظارات ، واقعا دشوار است چرا که حوزه های علمیه به هر حال با موانع مختلفی رو به رو هستند . یکی از بزرگترین موانع و مشکلات، مشکلات اقتصادی است که الان دامنگیر حوزه های علمیه شده است. به هر حال آنچه که بنده امیدوارم اساتید و فضلای حوزه های علمیه انجام دهند این است که به این مباحث جدید عنایت بیشتری بورزند و بدانند که توجه به این مباحث جدید در واقع در راستای تبلیغ رسالات الهی است. آیه شریفه قرآن می فرماید «الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسَالَاتِ اللَّهِ وَيَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ وَكَفَى بِاللَّهِ حَسِيبًا».
خداوند مورد تمجید قرار می دهد کسانی را که رسالات الهی را تبلیغ می‌کنند و به گوش جهانیان می رسانند. یکی از رسالت های الهی همین است که ما این اندیشه اسلامی را در آن زمینه هایی که کمتر مورد توجه قرار گرفته است، مثل حقوق بشر به گوش جهانیان برسانیم. وقتی که به گوش جهانیان برسد، همین کفایت می کند برای اینکه جذب اسلام بشوند. ما برای جذب کردن دیگران به اسلام نیاز به استفاده از نیروی فشار و نظامی یا استفاده از جنگ روانی نداریم. کافی است که ما اسلام را آن گونه که هست در زمینه های مختلف به گوش جهانیان برسانیم. فطرت های پاک در همه جای دنیا هستند و با شنیدن این نداها قطعا جذب اسلام خواهند شد.
فکر می کنید تقریرات درس شما که گفتید جلد اولش منتشر شده است در مجموع چند جلد بشود؟
اگر به همین سبک و سیاق پیش برود، احتمال می دهیم دو یا سه جلد بشود.

مصاحبه کننده: علی گنجی، شهریور1396

بازدید 2542 بار آخرین ویرایش در یکشنبه, 21 آبان 1396 11:27

نظر دادن

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

دشمن شناسی
قرآن : وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ ...  ( سوره فرقان ، آیه 31 )ترجمه :  و اينگونه براي هر پيامبري دشمني از مجرمان قرار داديم.... حدیثامام علی (ع) : لا تستصغرنّ عدوّاً و ان ضعف (غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 273)ترجمه : دشمن را کوچک مشمار، هر چند ضعیف باشد.

ادامه مطلب