خاتمه : نتیجه گیری

خاتمه: نتيجه‏ گيری

از مجموع مباحث گذشته، روشن شد كه شرايط سياسی در قرون سوم تا پنجم هجری به گونه ای بود كه هيچ متفكری - حتی اگر خود می خواست - نمی توانست به زندگی سياسی بی اعتنا باشد. اين داوری در مورد معلم ثالث بيش از ديگران صادق است، زيرا او هم در دستگاه حكومتی مقبوليت داشت و هم در بين فيلسوفان و انديشمندان دارای شهرت و وجاهت بود و توانست به خوبی اين مسؤوليت بزرگ را به انجام برساند، به طوری كه در سراسر آثارش لحظه ای از توجه به امور سياسی غافل نمانده و در سير تاريخ انديشه سياسی جايگاه والايی را به خود اختصاص داده است. او از فيلسوفانی است كه علاوه بر سياست، در علوم مختلف زمان خويش، نظير حكمت، رياضيات، تاريخ، ادبيات و هندسه اهل نظر بود تا آن جا كه هيچ مورخی در جهان اسلام از كتاب تاريخی «تجارب الامم» و هيچ فاضل و دانشمندی از كتاب «تهذيب الاخلاق» ايشان بی نياز نيست. نوآوری های او در حكمت عملی و اخلاق جايگاه منحصر به فردی به وی داده است، به همين منظور لقب «معلم ثالث» را به او می دهند. همه مؤلفان و مصنفانی كه در حكمت عملی و اخلاق اثری به جا گذاشته اند خود را ريزه خوار خوان اخلاق مسكويه می دانند. خواجه نصيرالدين طوسی در توصيف كتاب «تهذيب الاخلاق»، وی را با عنوان، «استاد فاضل و حكيم كامل» ياد می كند.
به نظر نگارنده آن چه معلم ثالث را در حكمت عملی و اخلاق شاخص كرده پرداختن به فلسفه اخلاق و تبيين اخلاق مدنی است، به طوری كه به جد می توان او را «پدر اخلاق مدنی» معرفی كرد. با اين پيش فرض در سرتاسر اين كتاب كوشيديم تا سياست، مدنيت، دولت و حكومت را در ظلّ اين اخلاق شناسايی كرده و به منصه ظهور برسانيم. در آغاز با كالبدشكافی ماهيت انواع اجتماعات به اين نتيجه رسيديم كه فضايل و ملكات و ويژگی های انسان كامل تنها در سايه تعامل جمعی امكان پذير است و فرد منزوی و گوشه گير هرگز نمی تواند به سعادت و فضيلت نائل شود، زيرا فضايلْ امور وجودی اند و زمانی به فعليت می رسند كه انسان در داد و دهش با ديگران باشد. از نظر مسكويه، زهد امری عدمی نيست تا بتوان با عزلت به آن رسيد، بلكه زهد در سايه مدنيت به وجود می آيد؛ بنابراين، همه مقوله های اخلاقی و فضيلتْ محور با رويكرد اجتماعی به فعليت می رسند و شريعت بر همين اساس پايه ريزی شده است. عبادت جمعی، از قبيل جمعه و جماعات و حج كه به حضور جمعی مؤمنان در زمان و مكان خاصی بستگی دارد، برای برقراری «انس مدنی» كه ريشه در «طبع مدنی» انسان ها دارد، طراحی شده است تا بدين وسيله انسان ها به مقتضای طبيعت شان سير كنند و در مواجهه با طبيعت برای جبران كاستی های خود و دست يابی به ضرورت ها و خيرات مشترك و نيل به كمال و سعادت، به تعاون و هم كاری با ديگران برخيزند.
واضح است كه به صِرف اجتماع، اهدافِ ياد شده، تأمين نمی شود، بلكه به سياست و دولت و حكومت نياز است؛ بنابراين، در فصل دوم كوشيديم تا عنصر سياست را در منظومه فكری مسكويه مورد كنكاش قرار دهيم. سياست در ديدگاه او، عبارت از تدبير انسان برای تأمين مصالح اجتماعی در نيل به سعادت دنيوی و اخروی است، و نسبت سياست با ساير مؤلفه های اين منظومه، از جمله شريعت، فلسفه، اخلاق و تاريخ، مقامش را نزد او نشان می دهد. با اين رويكرد، سياست در ساحت دين و شريعت به «حارس» و نگهبانی تشبيه شده كه از آن «اساس» حراست می كند و با تدبير درست، جامعه دين داران را به سوی مصالح شان سوق می دهد. معلم ثالث در ساحت اخلاق با اذعان به اين كه طبع اوليه بشر نه بر خير مطلق و نه بر شر مطلق است - اگرچه ممكن است به يكی از آن ها گرايش بيش تری داشته باشد - معتقد است انسان ها را می توان از راه تأديب بر طريق خير و فضيلت رهنمون شد و بستر اين تأديب در جامعه و بر مبنای طبيعت مدنی انسان ها است؛ بنابراين، از نظر او كسی كه شهروند مدينه ای نيست به يقين، از تحصيل فضايل و سعادت ناتوان است و آن چه زمينه ايجاد و ترويج فضايل را فراهم می آورد سياست و تدبير سياسی است، همان طوری كه حاكمان جز با فضيلت و عدالت نمی توانند به تدبير امور بپردازند.
ايشان در عرصه تاريخ كه عبارت از سياست گذشته است، تاريخ و سياست را همانند دو سر نخی می داند كه به هم متصل و مرتبطاند و همواره نسل های بعدی و سياست زمان حاضر ميراث خوار نسل ها و سياست های گذشته است. وی در عرصه حكمت و فلسفه بر آن است كه سياست در حوزه حكمت عملی قرار می گيرد و در قوام خويش به حكمت محتاج است، همان طور كه حكمت به سياست نياز دارد و با تحصيل آن دو، انسان شايسته منصب «امامت»، «خليفةاللَّه» و «حكيم» می شود. از مجموع نسبت سنجی سياست با ساير عناصر منظومه فكری معلم ثالث به اين نتيجه می توان رسيد كه سياست بخش ضروری و جدايی ناپذير زندگی انسان ها است كه بدون آن تأمين مصالح دنيوی و تدبير حيات جمعی و نيل به سعادت اخروی امكان پذير نيست.
از مباحث فصل های اوّل و دوم اين نتيجه به دست می آيد كه اولاً: انسان بدون اجتماع و تعامل با ديگران نمی تواند به زندگی خود ادامه دهد و ثانياً: اجتماع و تعامل و تعاون در سايه «سياست» چنين كاركرد مهمی دارد.
در فصل سوم، اجتماع و سياست با توجه به اهداف شان به سه نوع تقسيم شده است: گاهی برای تأمين «صرف عيش» است، گاهی برای نيل به «حسن عيش» و زمانی با هدف «تزيين عيش» می باشد. مسكويه سياست برتر را در مجموع اين سه هدف می داند كه تحقق آن تنها در سايه سازمان سياسی و تشكيلات حكومتی ممكن است. از اين جا ضرورت عقلی «دولت»، «حكومت»، «مدنيّت»، «تمدن»، «مُلك»، «سلطنت»، «ولايت» و «قيّم الجماعة» روشن می شود. وی دولت و حكومت را جزء امور متغيّر می داند كه تابع عقل محض نيستند، بلكه به تَبَع مقتضيات زمان گونه های مختلفی را به وجود می آورند؛ گاهی در سطح مدينه و گاهی در قالب مملكت مطرح می شوند.
معلم ثالث بر مبنای شريعت و عدالت، نظام ها را به دو نوع «فاضله» و «تغلبيه» تقسيم می كند و معتقد است كه حكومت فاضل به دنبال دست يابی به فضيلت، عدالت و سعادت دنيوی و اخروی است. سپس ساختار حكومت مطلوب در انديشه وی مورد بررسی قرار گرفت. به نظر او، حاكمان وكيل مردم اند و تدبير جامعه را برای تأمين مصالح آن ها برعهده گرفته اند و چون مسؤوليت رهبری و اداره جامعه امری خطير است حاكمان بايد واجد شرايط ويژه ای باشند: آن ها بايد از حكمت و فضايل نفس ناطقه برخوردار باشند، قوه متخيله آن ها قوت داشته باشد تا در شرايط شريعت سرشار باشند و در تدبير جامعه جانب قسط و عدل را مراعات كنند. البته مسكويه بر مبنای تفكر شيعی خود شرايط مذكور را در معصومان می داند و در عصر غيبت به حاكمان غيرحكيم نيز متصف می كند. آن چه در اين جا مهم می نمايد آن است كه به اعتقاد وی، رهبری حكيم بايد فردی باشد اما رهبری غيرحكيم به حسب ضرورت، فردی يا جمعی است.
در بحث خاستگاه حكومت، معلم ثالث بين مقام ثبوت و اثبات تفاوت قائل است؛ بدين معنا كه حكومت را در مقام ثبوت ناشی از شريعت می داند و درمقام اثبات و تحقق خارجی، رضايت مردم را در شكل گيری و بقای حكومت، اساسی می شمارد. وی در مباحث مقبوليت اجتماعی حكومت بر مبنای مايه های اخلاق مدنی، الگوی رفتاری ای را به نام رابطه «اُبُوَّتَ و بُنُوَّتٍ» بين حكومت و مردم طراحی كرده كه در آن نقش مشاركت مردم را در قالب «تعاون مدنی» بيان كرده است؛ بدين معنا كه حكومت اگر به وظايف خود عمل كند مردم او را كمك خواهند كرد و اگر تخطی نمايد با او با نصيحت، انتقاد و مخالفت رفتارمی كنند.

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محتوای بیشتر در این بخش: « مشاركت

پیام هفته

ضرورت کاردانی و تخصص-در سیاست و مشاغل و...
  آیه شریفه : قَالَ اجْعَلْنِي عَلَى خَزَآئِنِ الأَرْضِ إِنِّي حَفِيظٌ عَلِيمٌ (سوره یوسف ، آیه 55)ترجمه : (يوسف ) گفت : مرا بر خزانه هاي اين سرزمين (مصر) بگمار، زيرا كه من نگهباني دانا هستم .روایت : نبی اکرم فرمود : الا و من امّ قوماً امامة عمیاء و فی الأمة من هو أعلم منه فقد کفر (بحارالانوار ، ج66 ، ص 487)ترجمه : بدانید ! هر کس بدون داشتن اطلاعات کافی (و نداشتن تخصص های لازم) زمامداری ملتی را به دست بگیرد و در بین مردم ، فرد داناتری از او باشد بی تردید کافر شده (و از اسلام و تعهد اسلامی خارج گشته) است.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید