ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالانديشه سياسي اخوان الصفا فريدوني عليبخش سوم اجتماع مدنى

بخش سوم اجتماع مدنى

منتشرشده در انديشه سياسي اخوان الصفا فريدوني علي سه شنبه, 22 مرداد 1392 16:33
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بخش سوم : اجتماع مدنى

فصل اول:مدنى بودن انسان

در فلسفه سياسى اخوان در بحث از ضرورت زيست اجتماعى انسان گفته شد كه انسان نيازهاى طبيعى زيادى دارد كه به تنهايى قادر به تأمين آنها نيست و ناگزير از تشكيل جامعه‏اى است تا با همكارى ديگران به رفع نيازهاى خويش بپردازد. در اجتماع ضرورى انسان‏ها، هر فردى مسؤوليت برآورده كردن بخشى از نيازهاى اجتماعى را دارد، در نتيجه هر انسانى از پاداشى به اندازه مسؤوليت خويش بهره ‏مند مى‏شود.


در عقيده اخوان، انسان‏ها ضرورتاً نياز به همكاری دارند و مدينه، عينيّت حيات جمعی انسان در كره زمين است و ضرورت همكاری برای رهايی از محنت‏های دنيايی است كه با هبوط آدم به سرای مادی و به تعبير اخوان عصيان و جنايت او برای انسان پيش آمده است، زيرا جايگاه انسان تا قبل از هبوط در مدينه روحانی قرار داشت كه متعلّق به صاحب ناموس اكبر است و هبوط باعث تفرّق و خروج انسان از مملكت روحانی شد. فريب خوردن آدم از ابليس، عامل هبوط او بود و در نتيجه در مدينه ارضی، حرص، عجله، جهالت و غفلت نصيب او شد.(1)
ويژگی‏های مادی فوق، ضرورت همكاری و تعاون اجتماعی را برای فرزندان آدم آشكار ساخت. اصل اوّليه برای همكاری اجتماعی انسان‏ها، احساس نياز فطری است كه براساس خير شكل می‏گيرد، به عبارتی حيات فطری انسان، خالی از شرور و بدی‏ هاست، زيرا هر انسانی با درك انسانی خويش برای رفع نيازها اقدام به همكاری و تعاون می‏كند و فرض بر اين است كه انسان با ميل و اختيار و اراده برای مصالح خويش تصميم‏گيری می‏كند و مصلحت‏ انديشی او از روی ميل و اراده، مبيّن حيات فطری به دور از شرارت انسان‏هاست، چون انسان فطرتاً از اعتدال برخوردار است و اعتدال فطری او حيات اجتماعی را به دور از شرارت بنيان كرده است: «تراه فی غاية الاعتدال فی حال الفِطرة؛(2) انسان در حال فطری در نهايت اعتدال است».
رساله حيوان كه از زبان حيوانات و به صورتی رمزی و اسرارگونه حيات و رابطه اجتماعی انسان و مطلوب‏ها و ناپسندی‏ ها و ... زندگی انسان را بيان كرده، درباره حيات فطری انسان به زبان رمز و كنايه می‏نويسد: هركدام از طوايف و دسته‏ های حيوانات در بلاد خدا به دنبال طلب معاش خويش و تصرّف در امور خود مطابق با مصلحت خود بود. هر دسته مطابق با شأن خود در چراگاه‏ها و در برّ و بحر و ساحل و كوه و تپّه و يا شنزار مشغول به چرا بود. همجنس با همجنس خويش مأنوس و همدم بود، همه مشغول به توليد نسل و تربيت اولاد بودند. زندگی آنان آن‏گونه كه خداوند مقدّر كرده بود آكنده از خوردنی و آشاميدنی و تمتّعات بود. هركدام در اوطان خويش در امان بوديم. خدا را شب و روز تسبيح می‏كرديم و عصيان نمی‏ورزيديم و شرك نداشتيم و زمان‏های طولانی اين‏گونه گذشت ... تا اين‏كه خداوند آدم را خلق كرد و او را خليفه در زمين قرار داد و اولاد او توالد و تناسل كردند و زياد شدند. سپس در زمين پراكنده شده و خشكی و دريا و بيابان و كوه را به تصرّف درآوردند و اماكن را بر ما حيوانات تنگ نمودند.(3)
اين بيان گويای نوعی زندگی اجتماعی آرام و در روند معيّن و مشخصی است و تمايلات اوّليه انسان‏ها نيز، اجتماع متناسب با آنها را ايجاب می‏كرد. در حالت حيات فطری، خواسته‏ ها محدود و در نتيجه اجتماعات انسانی ساده و به دور از پيچيدگی بود. علّت پيچيده شدن اجتماع انسانی تنوّع خواسته‏ ها و تمايلات است كه نهايتاً به شكل‏گيری روابط استعماری ميان انسان‏ها منجر شده است، زيرا گروهی خواستار بردگی گروهی ديگر شدند. با ادّعای ارباب بودن گروهی بر ديگران و پيدايش نگرش عبيد بودن عدّه ‏ای برای گروهی خاص،(4) عصيان و روابط عصيانگرانه در اجتماعات انسانی به ‏وجود آمد.
با عنايت به مطلب فوق روشن می‏شود كه حيات فطری انسان، حياتی خالی از شرور است و انسان در آن بر خويش تكيه داشته و امورش را خود به‏ عهده گرفته است و به ديگران نيازی ندارد، ولی در مواجهه با واقعيت‏های محيطی ضرورتاً به سوی تعاون و همكاری سوق داده می‏شود و بنای اجتماعات انسانی در شكل «مدينه» بنيان گذاشته می‏شود. حيات اوّليه فطری انسان مبتنی بر خير و آرامش و امنيت است و هر فردی به ‏دور از مزاحمت‏های ديگران و يا مزاحمت او برای ديگران می‏زيسته و زندگی در اين مدينه، همراه با آرامش بوده است. به ‏عقيده اخوان ‏الصفا در دوره اوّليه، انسان‏ها در كمال آزادی و امنيت و طمأنينه می ‏زيستند و اين اقتضای حيات طبيعی آنان بوده است.(5)
اين حالت، تصوّر آرمانی آنان از دولت اهل خير و رياست رئيس فاضل بر مدينه فاضله است. البته دوره آزادی انسان‏ها، به‏ معنای آزادی تجاوز به حيات بشری و منافع ديگران نبوده و اين انديشه در مقابل انديشه شرّ بودن حيات اوّليه بشری و گرگ بودن انسان برای انسان است كه در انديشه‏ های رنسانسی غرب بر آن تأكيد شده است، لذا در رسائل به ويژه رساله حيوان، برگشت انسان به آن حيات اوّليه و اجتماع در مدينه‏ های اوّليه آرزوی اخوان ‏الصفا قلمداد شده است و از زبان حيوانات، آن مدينه و آن حيات را دوره انس و الفت و بلاد خدا و زيست همراه با طيب خاطر ذكر كرده ‏اند. در اين دوره افراد به ‏صورت خانواده واحد و همدل با اخوّت و برادری، شبيه وحدت قبيله ‏ای می‏ زيسته كه براساس وحدت خون، هر فردی شأن و جايگاه ويژه خود را داشته است.(6) با اين تحليل، مدينه نيز براساس وحدت قبيله‏ گونه شكل يافته است.
از دلايل خير بودن حيات اوّليه بشری در ديدگاه اخوان ‏الصفا كه فراتر از انديشه قبيله‏ گونگی اجتماعات براساس وحدت خونی است، شكل‏گيری دولت از طرف اخيار و فضلاست كه در بحث از دولت به آن پرداخته می‏شود. در اين نگرش، دولت نه براساس ميثاق قبيله ‏ای و خونی كه در انديشه ابن خلدون نيز بر آن تأكيد شده است، بلكه براساس ميثاق تقوا و فضيلت از طرف فضلا و برگزيدگان شكل می‏گيرد. پايه دولت، اجتماع مدنی است، لذا اجتماع مدينه يقيناً بايد فراتر از ميثاق قبيله ‏ای باشد.
به هر حال آنچه كه در انديشه اخوان به حيات فطری انسان براساس اعتدال فطری او اشاره می‏شود، اشاره به حيات خير و مدينه خير و در نتيجه دولت خير است. آنچه كه بعدها مدينه‏ ها را تبديل به مدينه اهل الشرّ می‏كند، تأثير محيط و واقعيت‏های اجتماعی است. پس اساس شكل‏گيری مدينه، خير است، چون انسان براساس فطرت خير، اقدام به تشكيل اجتماع خير می‏كند و اين در مقابل انديشه و ديدگاهی است كه زيست جمعی انسان را مبتنی بر شرّ و تمام تصميمات اجتماعی و سياسی را ناشی از روح شرارت می‏داند و در نتيجه انسان را گرگ انسان تصور می‏كند.
اخوان به زبان رمز و اشاره مدينه اوّليه‏ای را ترسيم كرده ‏اند به ‏نام صاغون كه در جزيره‏ای در وسط دريای اخضر(7) قرار دارد. اين شهر از نظر جغرافيايی در موازات خط استوا واقع شده است، خوش آب و هواست، خاك خوب و جويبارهای گوارا و شيرين دارد، آراسته به انواع گل و گياه است، انواع درختان ميوه در آن وجود دارد، آرامش كامل در آن مدينه برقرار بود تا اين‏كه طوفانی سهمگين كشتيی را به ساحل آن جزيره آورد. در آن كشتی گروهی از تجّار، صنعتگران، عالمان و اغنيا قرار داشتند، آنان در جزيره فرود آمدند و در آن به گشت و گذار پرداختند. از درختان و ميوه‏ ها و آب‏های شيرين و هوای نيكو و خاك خوب و گل‏ها و رياحين وزرع و نبات و حبوبات جزيره شگفت زده شدند. حيوانات فراوان و گوناگونی را در جزيره مشاهده كردند كه در كمال آرامش و با انس و ملاطفت با يكديگر زندگانی می‏كردند. با مشاهده نعمت‏های فراوان جزيره، فكر زيست دايمی در آن جزيره در ذهن آنان نقش بست، لذا آن‏جا را وطن خويش قرار دادند و در آن‏جا سكنا گزيدند. از آن زمان بود كه تعرّض به حيوانات به قصد تسخير آنها آغاز شد(8) و نتيجه آن به وجود آمدن نفرت و كينه و روحيه برتری جويی و سلطه و قهر و غلبه بود.
اين تصوير آرمانی از اجتماعات و اماكن اوّليه، بيانگر بنيان اوّليه بلاد براساس خير است و پيدايش شرارت در روابط اجتماعی امر ثانوی و خارج از ماهيّت اجتماعات محسوب می‏شود. آرزوی برگشت به آن مدينه در ذهن تاريخی بشر وجود داشته است، البته با تفكّر و ملازمت با عقل، مدينه رو به تكامل و پيشرفت گذاشته است، لذا در بينش اخوان نيز يكی از معيارهای تقسيم مدينه‏ ها برحسب كمال و نعمت‏هاست.

فصل دوم: اقسام اجتماعات

در انديشه اخوان ‏الصفا، اجتماعات به سه نوع مدينه، امّت و دولت جهانی تقسيم شده است،(9) كه مدينه كوچك‏ترين مظهر وحدت اجتماعی است. رابطه مدينه با ساكنان آن نظير رابطه جسم و حلول نفس در آن است، آنان مدينه را به‏ جسم انسان و اهالی آن‏را به نفس تشبيه كرده ‏اند.(10) همان‏گونه كه جسم انسان مركّب از اعضا و جوارح است كه شاكله و بنيان مادّی آن‏را به وجود می‏ آورد، مدينه نيز دارای اجزا و اعضای مرتبط با يكديگر است.(11)
اجزای مادّی مدينه مركّب از سنگ، خاك، آجر، گچ، شن، ماسه، چوب و آهن و همچنين دارای دروازه، ديوار، راه‏ها، شوارع، منازل و ... است و ساكنان آن به اعتبار وجود مادّيشان وظايف خاص مادّی دارند كه صنعتگری، تجارت، مُلك، سياست، كارگزاری و خدمت‏گزاری از وظايف مادّی آنان است. از اين لحاظ اينها به منزله قوا و اجزای مادّی موجود در بدن انسان هستند كه وظايف و كار ويژه‏ های خاصی دارند. همان‏گونه كه در بدن، قوای جاذبه، هاضمه، دافعه، ناميه، غازيه و ساير اجزای حسّی با كارويژه‏ های متعدّدی وجود دارد، در مدينه نيز همان قوا در شكل مناسب با مدينه مشغول انجام وظيفه هستند.
امّا اجزای معنوی مدينه كه به منزله حلول نفس در بدن هستند، وجود خود انسان و استقرار او در مدينه است، همان‏گونه كه نفس به‏ عنوان يك جزء معنوی در بدن حلول می‏كند و استقرار دارد. بنابراين اعمال اهل مدينه در مدينه نيز به منزله كاركرده ای نفس در بدن است. و نيز همان‏طور كه كاركردهای نفس گاهی مربوط به قوای شهوانيّه و گاهی غضبيه و بعضاً ناطقه است كه مركّب از اخلاقيات و معارف و ادراكات و حيوانيات و حسّی هستند، در مدينه نيز كاركردهای سه‏گانه نفس وجود دارد. همان‏گونه كه عقل رئيس واحد نفوس است:
ثمّ رأس عليهم ملكاً واحداً ... وامره بحفظها و اوصاه بسياستهم ... وامرهم بطاعتهم؛(12) خداوند بر نفوس انسان، ملكی را رئيس قرار داد و امر به حفظ آن نفوس كرده و توصيه به سياست و تدبير آنان نمود و به نفوس امركرد كه از آن رئيس اطاعت كنند.
در مدينه نيز يك شاخصه وحدت وجود دارد كه بر آن رياست و نظارت دارد و آن رياست رئيس فاضل است.
با توصيفات فوق، مدينه در انديشه اخوان از مبانيی فلسفی برخوردار است كه كاملاً مرتبط با مبانی فكری آنان در مورد انسان و ويژگی‏های اوست. در اين‏كه اخوان ‏الصفا مدينه را مركز وحدت اجتماعی و نماد تكامل انسان قرار داده ‏اند، در واقع متأثر از انديشه فلاسفه يونان نظير افلاطون و ارسطو هستند، ولی در عين حال بين انديشه اخوان و فلاسفه يونان تمايزی وجود دارد و آن عدم اعتقاد اخوان به مدينه به عنوان مظهر نهايی كمال اجتماع انسانی است، زيرا در نظر آنان فراتر از مدينه، امّت و دولت جهانی وجود دارد كه در فلسفه يونان به اين نكته توجّه نشده است.(13)
علّت توجّه خاص اخوان ‏الصفا به مفهومی گسترده ‏تر از مفهوم مدينه، تأثّر آنان از انديشه‏ های دينی است كه هدف نهايی حكومت را حكومت جهانی و در سايه وحدت امّت می‏داند كه در رأس آن خليفه و امام قرار دارد، ولی اين انديشه در بينش يونانی وجود ندارد، لذا اجتماع مثالی آنان مدينه است.(14)
در بينش اخوان اجتماع امّت، اجتماعی كامل‏تر از مدينه است. ملاك اجتماع، وجود صفات و شرايط مشتركی است كه انسان‏ها را گرد يكديگر جمع كرده است. وحدت زبان، اشتراك در طبايع، مشتركات اخلاقی، اشتراك در عادات و رسوم، وحدت مكانی كه شامل موقعيّت جغرافيايی مشترك و زيست در بلاد واحد است، اشتراك در رنگ و پوست و ويژگی‏های ظاهری و اشتراكات فيزيكی از ملاك‏های وحدت اجتماعی در قالب امّت است.(15)
عناصر ذكر شده از جمله عناصری است كه در سير تطوّر تاريخی و همراه با تغيير و تحولات اجتماعی و سياسی و اقتصادی و ملی فرآيندهای مربوط به تمدن و فرهنگ اجتماع مدنی مشترك، فراتر از مدينه را به ‏وجود می‏آورد، و دين مهم‏ترين عامل همبستگی و وحدت در اجتماع امّت است، زيرا در سايه دين، اغراض و اهداف و راهبردها و آرمان مشترك به ‏وجود می ‏آيد كه در همبستگی و اتحاد اجتماع امّت مهم‏ترين عامل است. امّت با توجه به جميع عناصر به ‏وجود آورنده‏ اش، حكومت واحد جهانی را كه تحقق بخش آرمان‏های امّت واحد است به ‏وجود خواهد آورد. دولت جهانی كه اخوان ‏الصفا انتظار به ‏وجود آمدن آن‏را در سر می ‏پروراندند، اجتماعی كامل‏تر از امّت است، زيرا می‏توان به آرمان‏های مشترك امّت در سايه ايجاد دولت جهانی دست يافت. دولت جهانی، اجتماعی منسجم است كه در سايه مشتركات خاص به ‏وجود آمده است. اختلاف امّت‏ها ريشه در گوناگونی شرايع آنان ‏دارد، ولی آنها از نظر اصول و اهداف و اغراض يكسان و دارای اشتراك هستند،زيرا حكمت اقتضا دارد كه همه اديان دارای هدف واحد و اصول يكسان باشند، اختلاف در شرايع، اختلاف ظاهری است و امّت‏ها در مبنا با يكديگر اختلاف‏ ندارند.

انواع مدينه

در يك تحليل كلی از ديدگاه اخوان ‏الصفا، اجتماعات را می‏توان به دو دسته اجتماع فاضل و اجتماع غيرفاضل تقسيم كرد. اجتماع فاضل، اجتماعی است كه در آن صلاح ابنای بشر موردنظر باشد و مبنای اين اجتماع صداقت، اخوت، محبّت، تدبير نيكو برای اصلاح امور، لحاظ صلاح بلاد و بقای عالم است. دراجتماع غيرفاضل، تزلزل، دو رنگی، فقدان انتظام لازم، همراهی و معاشرت با اهل فسق و فجور و عدم لحاظ صلاح بلاد و عالم، مشهود و از ويژگی‏های اصلی و اساسی آن است.
اجتماع فاضل را اخوان اين‏گونه توصيف كرده ‏اند:
... حتی يحصل من اجتماعاتهم الصداقة، اذ الصداقة اُس الاخوة، والاخوة اُس المحبّة والمحبّة اُس اصلاح الامور، و اصلاح الامور صلاح البلاد و صلاح البلاد بقاء العالم و بقاء النسل؛(16) از اجتماعات بايد صداقت حاصل شود، زيرا صداقت اساس برادری، برادری اساس محبّت و محبّت اساس اصلاح امور است و اصلاح امور، مصلحت بلاد را به دنبال دارد و مصلحت بلاد، بقای عالم و نسل را در پی دارد.
در اجتماع فاضل به علّت وجود صداقت، برادری، محبّت و تدبير اصلاح‏ گرانه، قانون صاحب ناموس حاكم است. اخوان ‏الصفا مصداق عملی اجتماع فاضل را اجتماع مردم در اعياد و همچنين بيوت و اماكن عبادات می‏دانند.(17) اساساً فلسفه وجوب اعياد در ديدگاه انديشمندان رسائل، يادآوری ضرورتی اجتماعی است غير از اجتماعی كه انسان‏ها با توجّه به واقعيت‏های محيطی و اجتماعی و ويژگی‏ها و خصال مادّی به ‏وجود آورده ‏اند.
با توجّه به تقسيم كلی اخوان از اجتماعات، آنان مصداق و نمونه عينی و عملی اجتماع فاضل را مدينه كريمه و اجتماع غيرفاضل را مدينه جائره می‏دانند. اين تقسيم ‏بندی از مدينه، به ‏عنوان اوّلين اجتماع مدنی انسان، گرچه تقسيم ‏بنديی كلی و عامی است، ولی واقعيت زندگی و اجتماع انسان‏ها در اين دو مدينه به خوبی بيان شده است. مدينه كريمه، مفهوم ديگری از مدينه فاضله است كه به ‏صورت آرمانی در انديشه فلاسفه اسلامی طرح شده، لذا در اين تحقيق، از مدينه كريمه، مفهوم مدينه فاضله قصد شده است. مدينه جائره مفهومی در مقابل مدينه فاضله است.

1. مدينه فاضله

در مباحث پيشين بيان شد كه فطرت اوّليه انسان مبنی بر خير است و شرارت در وجود انسان و اجتماع او امری ثانوی، و در اجتماع انسانی ناشی از واقعيت‏های عينی محيط و اجتماع است. همچنين بيان شد كه مدينه به‏ عنوان كوچك‏ترين اجتماع بشری نمی‏تواند مظهر اهداف عالی انسان در اجتماع و فلسفه اجتماعی زيست انسان باشد، لذا ترسيم اجتماعی كه بيانگر تكامل و كمال اجتماعی انسان‏ها باشد در انديشه‏ های اجتماعی فلاسفه اسلام وجود داشته كه در قالب مدينه فاضله ترسيم شده است و غايت اجتماعی انسان را در آن متبلور ديده ‏اند.
ذكر اين نكته لازم است كه انديشه مدينه فاضله، به مفهوم مدينه خيالی دست نيافتنی منظور نيست، بلكه اين اجتماع دارای يك بنيان فكری اساسی است و آن اين كه انسان‏ها كمال خود را در سعادت جست‏وجو می‏كنند و سعادت - آن‏گونه كه قبلاً نيز بيان شده - در دو مفهوم درونی و بيرونی (نفس و اجتماع) به ‏ويژه در آرای اخوان مطرح است. اجتماع انسانی كه بتواند به اين دو تمايل و دو ويژگی انسانی جامه عمل بپوشاند، مدينه فاضله است كه از طريق تدبير اهالی مدينه در جهت مصلحت عالی و برتر آن، عملی و دست يافتنی خواهد بود. علّت عملی بودن مدينه فاضله اين است كه گرچه روحانی و معنوی است، اما روحانيّت آن به‏ دليل فضل و شرف ناشی از عمل و كردار نيكوست.
اخوان از مدينه فاضله به مملكت صاحب ناموس اكبر تعبير كرده ‏اند كه از ويژگی آن، صدق در گفتار وجود وفا و صدق و سلامتی است؛ صداقت‏ها در اثر تقوا عملی و دست يافتنی است، لذا از ويژگی اصلی مدينه فاضله اين است كه نفس تمايلات جسمانی را به تملّك و اختيار خويش درآورده است.(18) اهالی اين مدينه اخيار و برگزيدگانی هستند كه به امور نفس و جسم عرفان دارند. از اركان اصلی و اساسی مدينه فاضله، شناخت عقل و نفس‏(19) است كه با شناخت آن‏ دو، اهالی به اعمال نيك رهنمون می‏شوند، پس تعبير روحانی بودن مدينه فاضله به اين معناست كه جهت‏ها و تدابير به‏ سوی خيرات و نيكی‏ هاست، نه شرور. به اعتبار اين نيكی‏ها مدينه فاضله در زمين نيست چون زوال و تبديل و تحوّل دارد، در جوّ نيست چون جوّ از بخارهای زمين است و پايداری ندارد، در دريا هم نيست، چون موج‏ها و فراز و نشيب‏ها دارد، البته اين تعابير رمزی و عرفانی است، زيرا در واقع مدينه فاضله در زمين است، شهری زمينی كه ركن آن عمل نيكوست و ريشه در تقوای اهالی آن دارد:
وينبغی ان يكونَ اساس هذه المدينة علی تقوی من اللَّه و علی الصدق فی الاقاويل، و تقويم اركانها علی الوفاء والصفاء والصحة و اليقين ... و يكون اهل هذه المدينة اخياراً فضلاء عارفين بامور الانفس ... و ما ينبع ذلك من امور الاجسام و احوالها و ما يكون به صلاحها و بقاؤها علی الحالة الصالحة لها و اَن يكون لاهل هذه المدينة سنن كريمة يتعاملون بها فيما بينهم؛(20) سزاوار است اساس اين مدينه بر تقوای الهی و براساس صدق در گفتار باشد و استحكام اركان آن براساس وفا و صفا و سلامتی و يقين باشد ... اهالی اين مدينه برگزيدگانی هستند كه عارف به امور نفس و امور جسم و حالات و سزاواری‏های آن می‏ باشند. اهالی اين مدينه دارای سنّت‏های بزرگوارانه هستند كه تعامل امورشان براساس آن سنّت‏هاست.
به‏ طور خلاصه ويژگی‏های كلی مدينه فاضله از ديدگاه اخوان به قرار زير است:
1. اهالی مدينه فاضله از اخيار و حكما و فضلايی هستند كه آگاه به امور نفس و جسم می‏باشند و مصالح آن دو را تشخيص می‏دهند.
2. برخلاف مدينه جائره كه كدورت و شرارت و خسّت و دنائت در آن راه دارد در مدينه فاضله، صدق و صفا و وفا و كرامت جاری است.
3. جايگاه مدينه فاضله، جايگاهی ارضی با اوصاف آسمانی و الهی است و دليل زمينی بودن آن، رواج اعمال نيكو و پسنديده انسانی در آن است. هر كجا پای عمل نيكوست، سخن از آدميان و زمين است، همان‏گونه كه شرارت‏ها نيز در زمين و از آن آدميان است.
توصيه به رواج كردار نيكو در مدينه فاضله، دليل بر دست يافتنی بودن آن است و آرمانشهر خيالی نيست. شناخت عقلی و آگاهی از نفس، برای تدبير امور و مصالح در آن امری لازم و بديهی است، چون مملكت ناموس اكبر است و عقل و نفس از مراتب و صفات صاحب ناموس می‏باشد. معرفت عقلی در انديشه اخوان برخورداری از حكمت است. از اركان مدينه فاضله، شناخت عقل و حكمت است. از اين منظر، مدينه فاضله اخوان، شبيه نظام جمهوريت افلاطون است،(21) كه در آن فلاسفه و حكما كه از عالم مثال آگاهی دارند حكومت می‏كنند، در مدينه فاضله اخوان نيز چون شهری الهی و سماوی از حيث صفات و ويژگی‏هاست، صاحب ناموس و خلفا و جانشينان او حكومت دارند.
دولت آرمانی اخوان ‏الصفا كه در پايان عالم و با ظهور رئيس هفتم يا رئيس فاضل‏(22) به وجود خواهد آمد، تحقّق‏بخش آرمان‏های مدينه فاضله است. رئيس فاضل برخوردار از حكمت الهی و عنايت ربّانی است، اوامر و نواهی او با علم و حكمت است و جايگاه او در مدينه نظير جايگاه عقل در عالم هستی است، اهل علم و معرفت در آن مدينه از او تبعيت كرده مطيع او هستند، برخلاف رئيس جائر در مدينه جائره كه از طريق زور و ظلم و بهره‏گيری از علوم ضالّه و طرق جهالت‏آميز به رياست و مُلك می‏رسد. مصاديق رئيس جائر، فرعون و جالوت و نمرود است‏(23) و مصاديق رؤسای فاضل كه بر مدينه فاضله حكومت دارند انبيا و جانشينان آنان هستند كه به منزله قلب و كبد در مدينه و اجتماع انسانی می‏باشند. جانشينان انبيا به ظاهر و باطن دين آگاهی دارند و از افعال نيك و پسنديده و اخلاق شايسته و افكار و آرای صحيح برخوردار هستند و علوم حقيقی را دارا می‏باشند.(24)
سعادت در مدينه با وجود رؤسای فاضل به‏دست می‏آيد، زيرا احكام دين اقامه می‏شود، امور عالم انتظام می‏يابد و وحدت كلمه در ميان پيروان شرايع به وجود می‏ آيد.

اركان مدينه فاضله

بيان شد كه اخوان ‏الصفا مدينه فاضله را يك نظريه سياسی كه امكان تحقّق خارجی آن وجود دارد و فراتر از رؤيای خيالی دست نيافتنی است می‏دانستند و علّت عملی شدن آن وجود تقوا، صداقت در گفتار و عمل و ايمان قلبی به اصول آن مدينه، و بنيان آن بر وفا و امانت‏داری است. اين خصوصيات گرچه مهم و دشوارند، ولی مبانی و اصولی هستند كه با تربيت و آموزش صحيح كه اخوان به آن نيز اهميّت ويژه ‏ای می‏دادند، برای بشر عملی و امكان‏پذير هستند؛ آرزوی امكان‏پذيری به‏ معنای محال و غير عملی بودن آن نيست.
برای عملی كردن انديشه مدينه فاضله كه دولت رئيس فاضل نيز در آن ايجادمی ‏شود، مدينه نيازمند اركان و عناصری به‏ عنوان كارگزار و سياست‏گزار مدينه است كه مهم‏ترين جزء لازم برای عملی ساختن طرح مدينه فاضله است. همان‏طور كه تقواو صداقت و امانت و وفا و ايمان قلبی به اصول مدينه برای تداوم و نيل به كمال نهايی اهدافِ مدينه لازم است، وجود عناصر كارگزار و سياست‏گزار در مدينه نيز ضروری است.
اخوان ‏الصفا اين عامل لازم و حياتی برای مدينه را اركان مدينه ناميده ‏اند، اين‏ركن مهم، سلسله مراتب موجود در مدينه و ضرورت وجود آن است. دربينش اخوان ‏الصفا همكاری و مساعدت اهالی مدينه با يكديگر بايد براساس سلسله مراتب مشخّص و معيّنی باشد:
يكون اهل المدينة علی اربع مراتب: المرتبة الاولی‏ ذووالصنائع العمليّة والعلميّة، والمرتبة الثانية الرؤساء ذووالسياسية، والمرتبة الثالثة الملوك، والمرتبة الرابعة الالهيّة ذات المشيئة والارادة؛(25) مراتب اهل مدينه چهارتاست: اول، مرتبه صاحبان صنايع علمی و عملی و دوم، رؤسا و ارباب سياست و سوم، ملوك و چهارم، كسانی كه دارای جلالت روحانی و شأن الهی هستند.
مراتب فوق در مدينه با يكديگر در تأثير و تأثّر متقابل هستند. از نظر اهميّت و جايگاه و نوع تأثير، بايد يادآور شد كه ملاك ترتيب فوق براساس تأثيرپذيری از مرتبه مافوق خود است، يعنی صاحبان صنايع متأثر از ارباب سياست و آنها از ملوك و ملوك متأثر از مراتب الهی هستند. ارباب جلالت و شأن روحانی به منزله عقل نسبت به قوای ديگر هستند و در واقع به منزله قوّه ناطقه هستند كه بر ساير اركان اشرفيت و برتری دارند. نفوذ آنان در مرتبه قبل‏از خود يعنی ملوك نفوذ معنوی است و از طريق آنان در مراتب پايين‏تر تأثير می‏گذارند. ملوك در رؤسا نفوذ دارند و رؤسا بر صاحبان صنايع تأثيرگذار هستند. به هر حال نوعی ارتباط تأثيرپذيری و تأثيرگذاری در ميان اركان مدينه وجود دارد. نتيجه اين تأثير و تأثّرها، تدبير و سياست امور در جهت صلاح مدينه - اعمّ از روحانی و غيرروحانی - است و نتيجه ارتباط بين اين اركان در مدينه، انتظام امور آن براساس سيره حسنه است:
فاذا انتظم امر المدينة علی هذه الشرائط فهی السيرة الكريمة الحسنة الّتی يتعامل بها اهل المدينة فيما بينهم؛(26) انتظام امر مدينه براساس اين شرايط (رعايت مراتب) سيره حسنه ‏ای است كه تعامل اهل مدينه در روابط مابين خود براساس آن است.
در بينش اخوان ‏الصفا گردش امور مدينه فاضله مانند نظام موجود در افلاك و اجزا و اعضای آن و نفس كلّيه است،(27) زيرا اساساً مدينه، مثالی است از عالم كلی كه در آن سياست ربّانی و عنايت الهی حاكم است. اجزای عالم مركب از افلاك و كواكب و اركان و مصنوعات است كه در ميان اين اجزا سلسله مراتب خاص و ويژه‏ای حاكم است، مدينه نيز از ويژگی‏های خاص و روابط ويژه‏ای حكايت دارد كه در عالم كلی است؛ جيوش و سلطان و رعيّت و غلامان و اتباع و خدام و اشراف و دهقانان و رؤسا در مدينه به منزله اركان و اجزای مدينه محسوب می‏شوند همان‏گونه كه در عالم نيز ستارگان و سيارگان به منزله سلطان و جنود و رعيّت و قاضی و ... هستند،(28) از اين‏رو امور مدينه مطابق با نظم كلی و روابط حاكم در عالم به بهترين صورت انجام می‏گيرد و هيچ‏گونه اخلالی در آن به ‏وجود نمی ‏آيد.(29)
همچنين همان‏گونه كه اجتماع سياسی و دولت حول محور سلطان و امام می‏چرخد، خورشيد نيز به عالم حيات می‏بخشد و بدون خورشيد، عالم وجود ندارد، همان‏طور كه مدينه نيز بدون سلطان و امام وجود پيدا نمی‏كند. اخوان ‏الصفا خورشيد را به منزله سلطان عالم تصور كرده ‏اند، لذا همان‏گونه كه استقرار سلطان در وسط مدينه است، خورشيد نيز در وسط فلك قرار گرفته است و ستارگان به منزله جنود و ياران و رعيّت سلطان هستند و افلاك، اقاليم عالم محسوب می‏شوند، و نيز(30) طبقات و اصول حاكم در عالم، در مدينه نيز وجود دارد.
تشبيه مدينه به عالم كلی و تشبيه اجزا و اركان آن، به اجزا و اركان عالم، ريشه در مبانی فكری اخوان دارد، زيرا انسان به‏ عنوان جزء اصلی مدينه، مثالی است از عالم كلی چون در آرای اخوان، انسانْ عالم صغير و عالمْ انسان كبير است. مدينه نيز عالم صغيری است كه مثال آن عالم بالاست، لذا نظم و انتظام و رئيس و اركان آن به ‏گونه نظم و انتظام و اركان عالم بالاست و رئيس آن، فاضل است و فضل را كه احراز حكمت است از عقل كلی اتخاذ كرده، از اين‏ رو رئيس فاضل كه در رأس مدينه فاضله قرار دارد، انسانی است كه به ميزان توان و وسعش حكمت آموخته و حكمت، معيار فضل اوست. در بينش اخوان، حكيم كسی است كه به‏قدر وسعش می‏تواند به خالق خود تشبّه جويد و تشبّه از حكمت حاصل می‏شود، پس رئيس مدينه فاضله اخوان، فيلسوف است، البته فيلسوفی كه تشبّه به خدا دارد و مدينه ‏ای كه بر آن حكومت می‏كند، مملكت صاحب ناموس اكبر است. بنابراين، رئيس مدينه فاضله اخوان كسی است كه از فيض الهی و تأييد عقل كلی برخوردار است.
نظر فوق گرچه شباهت زيادی به نظريه افلاطون دارد و گويای تأثير انديشه يونان در ديدگاه‏های آنان است، امّا تفاوت بينش اخوان با نظريه مُثُل افلاطون در ويژگی رئيس مدينه است، زيرا در انديشه افلاطون فيلسوف رئيس مدينه است، ولی در انديشه عموم فلاسفه اسلامی‏ و مشخصاً اخوان ‏الصفا، نبّیِ امام رئيس فاضل است كه لياقت رياست بر مدينه فاضله را دارد و - همان‏گونه كه گفته شد - حكمت او به تأييد عقل كلی رسيده است و منشأ تأييد هم فيض باری تعالی است. رئيس فاضل اهالی مدينه را به سعادت رهنمون می‏كند؛ ويژگی اصلی مدينه فاضله كه آن را از مدينه جائره متمايز می‏كند، وجود رئيس فاضل است و در غير اين‏صورت، مدينه از وصف فاضل بودن خارج و مدينه جائره می‏شود.
به‏ عبارت ديگر در بينش اخوان ‏الصفا مدينه يا فاضله است كه رئيس آن فاضل است و يا غير فاضله كه آن را جائره ناميده ‏اند و آن فاقد رئيس فاضل است. اخوان ‏الصفا مدينه جائره را مانع اصلی تحقّق مدينه فاضله دانسته ‏اند كه محور عمل در آن، عدم صداقت و وفا و عمل براساس امانت‏داری و مقتضای عقل است،(31) لذا كاملاً در مقابل مدينه فاضله قرار می‏گيرد، مدينه جائره در واقع وصفی از اجتماع غير فاضل و غير كامل است. اخوان ‏الصفا در يك وصف كلی، علل به ‏وجود آمدن آن‏را در چهار ويژگی بيان كرده ‏اند:
«... احدها سوء اعمالهم والثانی فساد آرائهم والثالث رداءة اخلاقهم والرابع تراكم جهالاتهم؛(32) اوّل، سوء اعمال و دوم، فساد آرا و عقايد و سوم، پستی اخلاق و چهارم، وجود جهالت‏هاست».
اخوان سرمنشأ اعمال غير حسنه در مدينه جائره را، جهل دانسته ‏اند، زيرا از نظر آنان منشأ شرور جهل است و جهل باعث خرابی اخلاق و فساد اخلاقی باعث فساد در عقيده و سپس عمل بد می‏شود. از اين‏رو در انديشه اخوان ‏الصفا به آموزش و تعليم و تربيت در مدينه بهای زيادی داده شده است.
تفاوت‏های مدينه جائره و فاضله را می‏توان به ‏طور خلاصه به ‏صورت زير بيان كرد:
1. اهالی مدينه فاضله از جهل به ‏دور بوده و حدّ لازمی از علم را دارا هستند، ولی در مدينه جائره همه اهالی آن عالم نيستند، بلكه اجتماعی است از اخيار و اشرار و علما و جاهلان و مصلحان و مفسدان و اقوامی از طبايع و اخلاق و آرا و اعمال و عادات مختلف.
2. در مدينه فاضله بين اهالی آن محبّت و رحمت و شفقت وجود دارد، امّا در مدينه جائره سوء اخلاق و عداوت و دشمنی و جنگ و ستيز حاكم است.
3. ويژگی زندگی در مدينه فاضله، شبيه زندگی در دار آخرت است، ولی زندگی در مدينه جائره شبيه زندگی دنيايی است، زيرا در آخرت معنويت و روحانيّت غلبه دارد و در دنيا مادّيات.(33)
در پايان ذكر اين نكته لازم است كه نظريه اخوان در مورد مدينه فاضله و جائره به دو حقيقت اشاره دارد: اوّل اين‏كه توصيف آنان از مدينه فاضله بيانگر ديدگاه آنان در مورد عدم مشروعيّت حكومت زمانشان و هر حكومتی كه با ويژگی‏های مدينه جائره همخوان باشد، زيرا نظام سياسی مبتنی بر سيره غير حسنه نظامی غير مشروع بوده و اعمال آن مطابق با اصول مدينه فاضله نيست، فساد حكومت دوره آنها نيز كه به آن در رسائل اشاره كرده ‏اند ناشی از عملكرد جائرانه بوده است.
دوم، هر نظامی كه با ويژگی‏های نظام سياسی فاضله همخوانی نداشته باشد، سرانجامِ آن تغيير و تحوّل است، از نظر فلسفی عمر دولت‏ها، ناپايدار است و در هر زمانی به گروهی از امّت‏ها تعلق دارد و چون بنای نظام غيرفاضل بر اعمال حسنه نيست، سرانجام آن زوال و انحطاط است.

 

 

 

پی نوشت ها

________________________________________
1. رسائل، ج 4، ص 19 - 20.
2. همان، ج 3، ص 352.
3. همان، ج 2، ص 182.
4. همان.
5. محمد فريد حجاب، الفلسفة السياسية عند اخوان ‏الصفا، ص 358.
6. همان.
7. اسامی فوق، رمزی هستند كه اخوان به زبان رمز و كنايه برای بيان مقاصد خويش در رساله حيوان به كار گرفته ‏اند.
8. رسائل، ج 2، ص 179 - 180.
9. محمد فريد حجاب، الفلسفة السياسية عند اخوان ‏الصفا، ص 358.
10. رسائل، ج 2، ص 293.
11. همان.
12. رسائل، ج 2، ص 295.
13. محمد فريد حجاب، الفلسفة السياسية عند اخوان ‏الصفا، ص 359.
14. همان.
15. رسائل، ج 1، ص 190.
16. همان، ج 2، ص 256.
17. همان.
18. همان، ج 5، ص 294 - 295.
19. همان.
20. همان.
21. محمد فريد حجاب، الفلسفة السياسية عند اخوان ‏الصفا، ص 365.
22. رسائل، ج 5، ص 159.
23. همان، ج 5، ص 173 - 179.
24. همان، ص 265.
25. همان، ج 4، ص 143 و ج 5، ص‏295 - 296.
26. همان، ج 4، ص 143.
27. محمد فريد حجاب، الفلسفة السياسية عند اخوان ‏الصفا، ص 367.
28. رسائل، ج 3، ص 177 - 178.
29. همان.
30. همان، ج 2، ص 35 - 36.
31. همان، ج 4، ص 142.
32. همان.
33. محمد فريد حجاب، الفلسفة السياسية عند اخوان ‏الصفا، ص 363.

بازدید 2249 بار

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

برقراری عدل
اِنَّ النّاسَ يَستَغنونَ اِذا عُدِلَ بَينَهُم وَ تُنزِلُ السَّماءُ رِزقَها وَ تُخرِجُ الارضُ بَرَكَتَها بِاِذنِ اللّه‏ِ تَعالى ؛اگر در ميان مردم عدالت برقرار شود، همه بى‏ نياز مى ‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مى‏ فرستد و زمين بركت خويش را بيرون مى‏ ريزد.كافى(ط-الاسلامیه) ج 3، ص 568، ح 6 {شبیه این حدیث در من لا یحضر الفقیه ج2 ، ص53 ، ح1677}

ادامه مطلب