انقلاب و تحولات اجتماعى از ديدگاه استاد مطهرى

انقلاب و تحولات اجتماعى از ديدگاه استاد مطهرى

نجف لك زايى 

مقدمه

انقلاب ، تغيير، تحول ، پيشرفت ، ترقى ، تكامل ، دگرگونى و مفاهيمى از اين دست كه به نوعى بيانگر تغيير هستند و نيز پرسش هاى مطرح شده در اين مورد، مانند چرايى ظهور و سقوط تمدن ها، دولت ها، فرهنگ ها، احزاب ، قدرت ها و هم چنين علل و عوامل بروز ناآرامى ها، شورش ها، جنبش ها، قيام ها، جنگ ها، از مباحث و مفاهيم پرجاذبه در علوم انسانى در خلال قرون هيجدهم ، نوزدهم و بيستم ميلادى بوده است.

 

در تمام اين مدت دغدغه دانشمندان اين بوده كه چگونه وضعيت سكون و تغيير در زندگی اجتماعی بشر را تحت نظم و قاعده درآورند، تا بتوانند آينده آن را پيش بينی كنند. متاسفانه دانش بشری تاكنون نتوانسته است به يك اجماع نظر نسبی در اين مورد دست پيدا كند، حتی هنوز روشن نيست كه كدام شاخه از رشته های علوم اجتماعی و يا انسانی عهده دار مطالعه اين پديده است ، فراتر از آن ، اين كه برخی از دانشمندان علوم اجتماعی معتقدند مباحث مربوط به تغيير اساسا قابل مطالعه و وارسی علمی نيستند. (332)

استاد مطهری به عنوان متفكری كه دغدغه های اجتماعی داشت ، به اين بحث بی اعتنا نبوده است ، او ضمن نقد و بررسی آرا و انديشه های ديگران در باب تغيير و تحولات اجتماعی و علل و عوامل آن ، به نظريه پردازی در اين زمينه پرداخته است . به ويژه تحولات جامعه ايران ، مانند نهضت مشروطه و انقلاب اسلامی سبب شده است كه تا او در برخی موارد، وارد بحث مصداقی نيز بشود.

بررسی مفاهيم  

اگوست كنت نخستين انديشمندی است كه از دو نوع جامعه شناسی سخن گفته است :
جامعه شناسی استاتيك يا ايستا و جامعه شناسی ديناميك يا پويا. به نظر كنت موضوع مورد مطالعه جامعه شناسی استاتيك ، نظم و موضوع مورد مطالعه جامعه شناسی ديناميك تغيير است (333) از آن پس ، دو نوع جامعه شناسی و به تبع آن دو دسته جامعه شناس در عرصه مطالعات جامعه شناختی پديدار شد.

اين پژوهش بر مبنای ديدگاه جامعه شناسی ديناميك و جامعه شناسان طرفدار تغيير به بحث پرداخته است ، نه جامعه شناسی استاتيك ، كه اساسا قائل به مطالعه تغيير نيست .

از مشهورترين جامعه شناسان طرفدار نظريه جامعه شناسی تغيير، می توان از ماركش ، صاحب نظريه مبارزه طبقاتی ، هربرت اسپنسر، صاحب نظريه قانون تحول عمومی ، دوركيم ، صاحب نظريه تقسيم كار، سيمل ، صاحب نظريه مطالعه در مورد تضادها، پاره تو، صاحب نظريه گردش نخبگان ، ماكس وبر، صاحب نظريه آثار بنيادی تاريخی ، ابن خلدون ، صاحب نظريه عصبيت ، سيد محمد باقر صدر، صاحب نظريه قرآنی تغيير در محتوای باطنی انسان و مرتضی مطهری نام برد. (334)

در ديدگاه های فوق ، هر يك از مفاهيم تغيير، تحول ، انقلاب و رويداد دارای مفهوم خاصی است . برای روشن تر شدن مراد اين تحقيق از مفاهيم فوق ، به اختصار به قدر مشترك ديدگاه های مذكور اشاره می كنيم.

تحول اجتماعی دارای مفهومی غير از تغيير اجتماعی است . تغيير اجتماعی پديده ای است قابل رويت و بررسی كه در مدت زمان كوتاهی اتفاق می افتد، اما تحول اجتماعی مشتمل بر مجموعه تغييراتی است كه در يك دوره طولانی و دست كم طی يك نسل يا چندين نسل در يك جامعه رخ می دهد.

اولين جامعه شناسان نظير اگوست كنت و كارل ماركس مطالعات خود را متوجه تحولات اجتماعی كرده بودند، از اين رو برای تمام دوره های زندگی بشر رهنمود می دادند. اما جامعه شناسان متاخر، كه از مطالعات تحولات اجتماعی نتيجه روشنی به دست نياورده بودند، به مطالعه تغييرات اجتماعی روی آوردند. (335)

پارسونز از جمله اين انديشمندان است . او از دو نوع تغيير بحث كرده است : تغيير تعادل و تغيير ساخت . به نظر پارسونز، تغيير و دگرگونی در تعادل ، پديده ای است عادی و دايمی كه در جهت ادامه حيات و كاركرد نظام های اجتماعی صورت می گيرد، اما تغيير و دگرگونی در ساخت مترادف با انقلاب است.

زيرا منجر به دگرگونی بنيادها می گردد. در اين صورت ، اگر تغيير فقط در تمامی ساختارهای اجتماعی اعم از فرهنگی ، سياسی ، اقتصادی و نظامی تحقق يابد. سبب پيدايش ‍ انقلاب اجتماعی و به تعبير ديگر انقلاب كبير می شود. (336)

به نظر اين دسته از جامعه شناسان ، تغيير اجتماعی دارای ويژگی هايی است كه مهم ترين آنها از اين قرار است :
1. تغيير اجتماعی لزوما پديده ای جمعی است ،
2. تغيير اجتماعی قابل توجه و مورد مطالعه بايد تغيير ساختی باشد، به عبارت ديگر، موقعی می توانيم از تغيير اجتماعی سخن گوييم كه بتوانيم عناصر ساختی تغيير يافته را بشناسيم و مشخص كنيم .
3. تغيير ساختی در طول زمان اتفاق می افتد و در نتيجه بايد در يك فرآيند مورد مطالعه قرار گيرد.
4. از علايم و نشانه های تغيير ساختی ، دوام و استمرار نسبی است . (337)

استاد مطهری در اين بحث ، هم به تحول اجتماعی توجه داشته است و هم به تغيير اجتماعی كه تبيين نظرگاه او در اين خصوص در بخش های بعدی خواهد آمد.

نكته شايان ذكر اينكه در اين پژوهش ، تغيير اجتماعی در معنای ساختی مترادف با انقلاب به كار رفته است .

دانشواژه ديگری كه در اين بخش مطرح است ، رويداد می باشد. تمامی وقايع و حوادث روزمره در رديف رويدادها قرار می گيرند، اما تنها آن دسته از رويدادها مورد توجه متفكر اجتماعی است كه يا محرك تغيير اجتماعی يا همراه با آن و يا جهت دهنده تغيير اجتماعی باشد. مباحث اين بخش را می توان در قالب مدل زير بيان كرد:

نظريه های انقلاب و تحولات اجتماعی 

در مورد انقلاب و تحولات اجتماعی ، دو پرسش مطرح می شود: يكی در زمينه ويژگی روش شناختی و معرفت شناسی مطالعات مربوط به انقلاب و تحولات اجتماعی است و ديگری در خصوص عوامل محرك تغيير و تحولات اجتماعی . در مورد پرسش اول ، ديدگاه های مختلفی بر اساس ‍ مبانی فكری خاص ، ارائه شده است ، كه در اين جا به آن می پردازيم.

در اين كه بحث تغيير و تحولات اجتماعی در كدام يك از رشته های علوم انسانی و اجتماعی مورد مطالعه قرار می گيرد، تاكنون پاسخ روشنی داده نشده است . از اينرو دانشمندان رشته های مختلف ، انقلاب و تغيير اجتماعی را از جوانب گوناگون مورد بررسی قرار داده اند.

فيلسوفان سياسی نگاهی تجويزی به انقلاب داشته اند، اين انديشمندان چون از منظر خير و شر و تامين سعادت انسانی به سياست و قدرت نگاه می كنند، از اينرو در جايی كه تامين خير، عدالت ، آزادی و سعادت به خطر افتد، اطاعت از قدرت سياسی را جايز نمی دانند و برخی از آنها نيز توصيه به انقلاب اجتماعی می كنند، كسانی چون حان لاك ، ژرژ سورل و ژان پل سارتر (338) و از متفكران و فقهای مسلمان ، مانند آيه الله نائينی ، امام خمينی و مرتضی مطهری را می توان در اين گروه قرار داد.

ماركسيست ها با نگرشی ايدئولوژيك و مثبت از انقلاب بحث می كنند، در حالی كه ليبرال ها رويكردی سلبی و منفی به انقلاب دارند،، مناظره ماركوزه و پوپر نمونه ای جالب از تعارض اين دو ديدگاه است . (339) از اينرو، در ديدگاه های متاثر از ارزش های ليبرالی به انقلاب همچون بيماری و تبی نگريسته شده كه بايد بلافاصله پس از وقوع به حالت اول و سلامتی برگردد، بر عكس ديدگاه های ماركسيستی كه انقلاب را پديده ای مثبت ارزيابی می كنند.

در رهيافت اسلامی هيچ كدام از دو پديده انقلاب و اصلاح اصالت ندارد، بلكه با توجه به شرايط و مقتضيات است كه تكليف جامعه اسلامی روشن می شود، زيرا تكليف دايرمدار قدرت است : لا يكلف الله نفسا الا وسعها (340)

گروه ديگری از دانشمندان از زاويه جامعه شناسی سياسی به تغييرات ساختاری يا انقلاب نگريسته اند، نظريه بسيج سياسی چارلز تيلی كه در اصل برگرفته از نظريه تضاد سياسی رالف دراندروف است ، نظريه توسعه نامتوازن هانتينگتون ، نظريه چرخش نخبگان پاره تو، نظريه كاريزمای ماكس وبر، اثر مشهور برينگتون مورد با عنوان ريشه های اجتماعی ديكتاتوری و دموكراسی ، و سرانجام نظريه اسكاچپول ، در اين گروه قرار می گيرد. (341)

جمعی از انديشمندان از موضع روان شناسی اجتماعی به كاوش درباره انقلاب و تحولات اجتماعی پرداخته اند، نظريه افزايش انتظارات جيمز ديويس و پس از وی تدگر، در چارچوب همين ديدگاه قرار می گيرند.

ردپای انقلاب و تحولات اجتماعی را می توان در شاخه هايی چون فلسفه نظری تاريخ ، جامعه شناسی تاريخی و الهيات نيز يافت ، اما بحث از اين نگرش ها از حوصله اين پژوهش خارج است .

در مورد پرسش ديگر، يعنی تاملات متفكران اجتماعی درباره محرك يا محرك های اصلی رفتارهای اجتماعی انسان ، بحث تفصيلی از حوصله اين تحقيق خارج است و فقط به بيان ديدگاه استاد مطهری در اين خصوص ‍ می پردازيم .

در اين باره استاد مطهری در كتاب فلسفه تاريخ سخن گفته است در اينجا ديدگاه استاد مطهری را به اجمال و با استفاده از تبيين خود ايشان مورد كاوش قرار می دهيم . مهمترين ديدگاه هايی كه استاد مطهری در زمينه عامل محرك تاريخ مورد نقد و بررسی قرار داده ، از اين قرار است :

1. خون و نژاد: 

طبق اين نظريه ، عامل اساسی پيش برنده رويدادها، تغييرات و تحولات اجتماعی و در يك كلمه تاريخ به معنای تمامی هستی ، نژادها هستند، زيرا بعضی نژادها و خون ها استعداد فرهنگ آفرينی و تمدن گستری دارند و برخی ندارند، بعضی می توانند علم و فلسفه و صنعت و اخلاق و ساير ملزومات تمدن سازی را توليد كنند و برخی از نژادها فقط مصرف كننده اند.

توزيع كنندگان را نيز می توانيم افراد دارای نژاد متوسط تلقی كنيم . بر همين اساس ، ارسطو برخی از آدميان را لايق برده داشتن و برخی را مستحق برده شدن می دانست . كنت گوبينو، دانشمند معروف فرانسوی طرفدار مشهور اين نظريه در تاريخ معاصر جهان است . (342)

مطهری در نقد نظريه مذكور می گويد: فرضا معتقد شويم كه تنها يك نژاد است كه تحول و تطور تاريخ به دست او صورت می گيرد، يا اينكه همه انسانها در تحول و تطور تاريخ دخيلند، فرقی نمی كند و مشكلی حل نمی شود، زيرا معلوم نيست چرا زندگی انسان يا نژادی از انسان متحول و متطور است و زندگی حيوانات اين چنين نيست .

اين كه عامل يك نژاد باشد يا همه نژادها، راز تحرك تاريخ را نمی گشايد. (343) در عين حال ، مطهری به صورت يك احتمال ، اصل تفاوت نژادها و استعدادها را انكار نمی كند. (344)

2. شرايط اقليمی و جغرافيايی: 

براساس اين نظريه ، عامل سازنده تمدن و به وجود آورنده فرهنگ و توليد كننده صنعت و در يك كلام ، عامل تغيير و تحولات اجتماعی و غير اجتماعی ، محيط و شرايط اقليمی و جغرافيايی است ، در مناطق معتدل ، مزاج های معتدل و مغزهای نيرومند و متفكر پرورش می يابند.

علاوه بر اين ، شرايط آب و هوايی بر روی نژادها تاثير می گذارد و از اين طريق سبب تفاوت استعدادها می شود، به عبارت ديگر، محيط در رشد عقلی و فكری و ذوقی و جسمی انسان موثر است ، و در نهايت ، عامل پيش برنده تاريخ همان شرايط جغرافيايی است . منتسكيو از طرفداران اين نظريه محسوب می شود.

وی بر همين اساس ، تنوع نظام های سياسی به سلطنتی ، استبدادی و جمهوری را تبيين كرده است . (345) مطهری در نقد اين نظريه می نويسد: پرسش اصلی همچنان به قوت خود باقی است كه مثلا چرا زنبور عسل يا ساير حيوانات ، كه در همان مناطق مشابه انسان ها زندگی می كنند، فاقد تحرك تاريخی هستند؟ عامل اصلی كه سبب اختلاف و تفاوت در نحوه زيست اين دو نوع جاندار شده است چيست ؟ نتيجه اين كه منتسكيو نيز نتوانسته است ، عامل تحرك را به درستی توضيح دهد. (346)

3. نظريه الهی : 

بر طبق اين نظريه ، آن چه در زمين پديد می آيد، امری آسمانی است كه بنابر حكمتی بر زمين فرود آمده است، تحولات و تطورات تاريخ را می توان جلوه گاه مضيت حكيمانه و حكمت بالغه الهی دانست .

پس آنچه را می توان جلوه گاه مشيت حكيمانه و حكمت بالغه الهی دانست پس آنچه تاريخ را جلو می برد و دگرگون می سازد، اراده خداوند است ، به عبارت ديگر، تاريخ و تغيير و تحولات اجتماعی و طبيعی جلوه گاه اراده مقدس ‍ الهی است . بوسوئه ، مورخ واسقف مسيحی ، از طرفداران اين نظريه به شمار می رود. (347)

به نظر استاد مطهری اين نظريه از نظريات ديگر بی ربطتر است ، زيرا مگر فقط تاريخ جلوه گاه مشيت الهی است ؟ تمام هستی جلوه گاه مشيت حق تعالی است و نسبت مشيت الهی به همه اسباب و علل جهان و تمامی موجودات علی السويه است . بنابراين دليلی ندارد كه زندگی انسان متحول باشد و زندگی زنبور عسل ثابت و يكنواخت .

پس بايد بپرسيم خداوند متعال زندگی انسان را با چه نظامی آفريده و چه رازی در آن نهاده است كه متحول و متطور می شود و اين تحول و تطور در زندگی ساير جانداران نيست . (348)

4. نوابغ و قهرمانان: 

براساس اين ديدگاه ، تغيير و تحولات معلول عملكرد و خلاقيت نوابغ است . نوابغ و قهرمانان افراد استثنايی هر جامعه هستند كه قدرت خارق العاده ای از نظر عقل ، اراده ، ذوق و ابتكار دارند و هرگاه در جامعه ای پديد آيند، آن جامعه را از نظر علمی ، فنی ، اخلاقی ، اقتصادی ، سياسی و نظامی به جلو می برند و به رفاه و سعادت نزديك می كنند. بر اين اساس ، اكثريت افراد بشر، فاقد ابتكار، دنباله رو و مصرف كننده اند. كارلايل انگليسی از پيشگامان اين نظريه است . (349)

به نظر استاد مطهری ، اين نظريه هم نمی تواند چرايی تغييرات و تحولات و حركت تاريخ را نشان دهد، زيرا علاوه بر قهرمانان و نوابغ ، در تمام افراد بشر، كم و بيش ، استعداد خلاقيت و ابتكار وجود دارد، بنابراين همه افراد و دست كم اكثريت افراد می توانند در حركت تاريخ سهيم باشند، البته سهم نوابغ و قهرمانان بيشتر است . (350)

5. اقتصاد و شيوه توليد: 

بر طبق اين نظريه ، تمام شوون اجتماعی هر قوم و ملتی ، اعم از حوزه های فرهنگی ، مذهبی ، سياسی و نظامی جلوه گاه شيوه توليد و روابط توليدی آن جامعه است ، تغيير و تحول در بنياد اقتصادی جامعه است كه جامعه را از بيخ و بن زير و رو می كند و جلو می برد.

نوابغ كه در نظريه قبل از آنها ياد شد جز مظاهر نيازهای اقتصادی، سياسی و اجتماعی جامعه ، چيز ديگری نيستند و آن نيازها هم معلول دگرگونی ابزار توليد است كارل ماركس و انگلس از مشهورترين طرفداران اين نظريه هستند. (351)

استاد مطهری جلد دوم فلسفه تاريخ را تماما به نقد اين نظريه اختصاص ‍ داده است . به نظر مطهری بنيادها و لوازم اين نظريه تماما مردود هستند. از جمله مبانی و لوازم اين نظريه كه استاد مطهری نقد و رد كرده است ، عبارتند از: تقدم ماده بر روح ، تقدم نيازهای مادی بر نيازهای معنوی ، تقدم كار بر انديشه تقدم جامعه شناسی انسان بر روان شناسی او و تقدم جنبه مادی جامعه بر جنبه معنوی آن .

مطهری بر عكس ، معتقد به تقدم روح بر ماده ، تقدم نيازهای معنوی بر نيازهای مادی ، تقدم انديشه بر كار، تقدم روان شناسی انسان بر جامعه شناسی او و تقدم جنبه معنوی جامعه بر جنبه مادی آن است . (352)

6. اختراعات و تكنولوژی: 

برخی از متفكران ، تكنيك را عامل اصلی تحولات و تغييرات معرفی كرده اند. (353) ممفورد و ژان از انديشمندان طرفدار اين نظريه هستند.

به نظر استاد مطهری شايد نتوان اين مورد را يك عامل مستقل به حساب آورد، مگر اين كه كسی بگويد در ميان دانش های بشری ، دانش هايی سبب تحول و تحرك تاريخ شده اند كه طبيعی بوده اند علوم طبيعی و همچنين رياضيات ، تا حدی كه در طبيعت می توان آن را پياده كرد، روی دانش های ديگر در اين جهت تاثيری نداشته اند.

كه البته اين هم سخن درستی نيست ، زيرا نيمی از تمدن و فرهنگ بشر مادی است و نيمی انسانی و معنوی . (354)

استاد مطهری هيچ يك از نظريات فوق را به تنهايی نمی پذيرد درباره نظريه ايشان در ادامه بحث خواهيم كرد. (355)

نظريه انقلاب و تحولات اجتماعی از ديدگاه استاد مطهری 

تعريف مطهری از انقلاب اجتماعی همان تعريفی است كه پيش از اين برای تغيير اجتماعی ارائه شد. در تعريف مطهری از انقلاب اجتماعی ، ويژگی های ذيل لحاظ شده است :
1. انقلاب عبارت است از تغيير بنيادی در جامعه
2. بنابراين انقلاب نوعی طغيان عليه وضع موجود است
3. انقلاب تلاش و جهاد برای برقراری وضع مطلوب است
4. انقلاب از يك ايدئولوژی و مكتب ارزشی برخوردار است
5. ايدئولوژی متناسب با انقلاب ، مكتبی است كه عنصر انكار و نفی و طرد وضع نامطلوب در متن تعليماتش قرار داشته باشد (356)

به نظر مطهری وقتی تمام ويژگی های انقلاب با هم جمع شود، انقلاب اتفاق می افتد.

از نكته های ديگری كه استاد مطهری در مفهوم انقلاب مدنظر قرار داده و لازم است در آن دقت شود، بحث ارادی بودن انقلاب ها و تكاملی بودن انقلاب هاست . توضيح اين كه درباره انقلاب های سياسی و اجتماعی ، دو ديدگاه كلان وجود دارد: يكم ، ديدگاهی كه معتقد است انقلاب ها به دلايل ساختاری اتفاق می افتند و به تعبير خانم اسكاچپول انقلاب ها می آيند و نه اينكه ساخته شوند. (357) اين ديدگاه از اكثريت برخوردار است .

دوم ، ديدگاه بعضی از دانشمندان علوم اجتماعی و از جمله استاد مطهری است كه انقلاب ها را ارادی می دانند نكته ديگر اين كه آقای مطهری فقط به تغييراتی كه جنبه تكاملی داشته باشد و اين از ديدگاه دينی ايشان برخاسته است انقلاب می گويد. بنابراين به نظر ايشان تغييراتی از قبيل انقلاب 1917 روسيه ، انقلاب نيست ، بلكه ارتجاع و عقب گرد است . (358)

از نظر سطوح انقلاب نيز مطهری دقت های ويژه ای دارد. به نظر او انقلاب يا فردی است يا اجتماعی ، يعنی يا فرد انقلاب می كند و يا جامعه انقلاب فردی نيز يا حيوانی است يا انسانی ، چنانكه دگرگونی اجتماعی نيز يا تكاملی است كه انقلاب ناميده می شود و يا در جهت سقوط است كه ارتجاع گويند. به نظر مطهری توبه نوعی انقلاب انسانی و فردی است ، توبه ، انقلاب وجدان اخلاقی و انسانی انسان عليه حيوانيت و درنده خويی اوست .

انقلاب های فردی اقسام متعددی دارد: گاهی خشمی است ، يعنی ناشی از عقده های درونی است ، بعضا جاه طلبانه است ، گاهی فكری و فرهنگی است و گاهی وجدانی و فطری و الهی . اما از آنجا كه مطهری ارادی بودن و تكامل را در تعريف انقلاب لحاظ كرده است ، انقلاب های خشمی و جاه طلبانه را انقلاب نمی داند. (359)

تاكنون مفهوم و انواع تحولات و تغييرات فردی و اجتماعی (تكاملی و ارتجاعی ) از نظر استاد مطهری روشن شد، حال عوامل تغيير و انقلاب يا ارتجاع از نگاه او را مورد كاوش و بازبينی قرار می دهيم . مطهری قائل به نظريه فطرت است.

براساس نظريه فطرت ، به طور مختصر، انسان دارای ويژگی هايی است كه به موجب آنها زندگی اش در حال تكامل و پيشرفت و تغيير و تحول دايمی است ، مهمترين اين خصايص به قرار زير است :

1. كسب ، جمع و حفظ تجارب و آموخته های ديگران و استفاده از آنها
2. يادگيری از راه بيان و قلم
3. مجهز بودن به نيروی عقل و ابتكار
4. ميل ذاتی و علاقه فطری به نوآوری

اين استعدادها و قابليت ها نيروهايی هستند كه انسان را به جلو می رانند در حيوانات نه استعداد نگهداری تجربه ها و نه استعداد نقل و انتقال مكتسبات و نه استعداد خلق و ابتكار، كه خاصيت قوه عاقله است و نه ميل شديد به نو آوری ، هيچ كدام وجود ندارد. از اين روست كه حيوان درجا می زند و زندگی يكنواختی دارد، در حالی كه انسان به پيش می رود و زندگی اش به طور دايمی در حركت و تغيير است . (360)

فطرت كمال جوی انسان پيوسته انسان را وادار می كند تا به آن چه رسيده است اكتفا نكند و قانع نشود و به دنبال كشف و دست يابی به افق های جديد و نو باشد. (361) البته ، همان گونه كه پيش از اين گفته شد، استاد مطهری در بخش تحولات اجتماعی اعتقاد به تكامل عمومی دارد، يعنی به نظر ايشان هستی و تاريخ به طور كلی به سوی حق و پيشرفت حق و غلبه روز افزون حق بر باطل در حال حركت است ، او می نويسد:

انديشه پيروزی نهايی نيروی حق و صلح و عدالت بر نيروی باطل و ستيز و ظلم ، گسترش جهانی ايمان اسلامی استقرار كامل و همه جانبه ارزش های انسانی ، تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده آل و بالاخره اجرای اين ايده عمومی و انسانی به وسيله مهدی انديشه ای است كه كم و بيش همه فرق و مذاهب اسلامی با تفاوت ها و اختلاف هايی بدان مومن و معتقدند (362)

به نظر مطهری تضادهای اجتماعی ريشه در تضادهای موجود در درون انسانها دارد. او ضمن نفی نظريه ماركس كه تضادهای اجتماعی را ناشی از تضادهای طبقاتی و اقتصادی می داند، معتقد است كه نبرد حق و باطل ريشه در درون انسانها دارد.

به نظر مطهری ميان جنبه های زمينی و خاكی و جنبه های آسمانی و ماورايی انسان ، يعنی ميان غرايز متمايل به پايين كه هدفی جز يك امر فردی و محدود و موقت ندارد و غرايز متمايل به بالا كه می خواهد از حدود فرديت خارج شود تضاد وجود دارد. او در توضيح اين مطلب ، اشعار زير را نقل می كند:

ميل جان در حكمت است و در علوم     ميل تن در باغ وراغ و در كروم

ميل جـــــــــان اندر ترقی و شـــــــرف    ميل تن در كسب اسباب و علـــف

ميل تـــــــــــــــن در سبزه و آب روان   زان بود كه اصل او آمــــــد از آن

ميل جان اندر حيات و در حی است     زانكه جان لامكان اصل وی است

ميل و عشق آن طرف هم سوی جان   زين يحب و يحبــــــون را بخــــوان (363)

نبرد درونی انسان خواه ناخواه به نبرد ميان گروه های انسانها كشيده می شود، يعنی نبرد ميان انسان كمال يافته و آزادی معنوی به دست آورده از يك طرف و انسان منحط در جا زده و حيوان صفت از طرف ديگر به تعبير ديگر نبرد ميان انسان مترقی متعالی كه در او ارزش های انسانی رشد يافته با انسان پست منحرف حيوان صفت كه ارزش های انسانی اش مرده و چراغ فطرتش خاموش گشته است . به تعبير قرآن ، نبرد ميان جندالله و حزب الله با جندالشيطان و حزب الشيطان (364)

مطهری با توجه به اين نبرد، آينده جهان را دارای ويژگی های زير می داند:
1. پيروزی نهايی صلاح و تقوا و صلح و عدالت و آزادی و صداقت بر زور و استكبار و استعباد و ظلم و اختناق و فريب .
2. حكومت جهانی واحد
3. عمران و آبادانی تمام كره زمين
4. رسيدن بشر به خردمندی كامل و پيروی از فكر و دين ، و آزادی از زندان های طبيعت و اجتماع و غرايز حيوانی
5. حداكثر بهره برداری از مواهب طبيعی
6. برقراری مساوات كامل ميان انسانها در ثروت
7. منتفی شدن و از بين رفتن كامل مفاسد اخلاقی از قبيل ربا، شرب خمر، خيانت ، دزدی ، آدمكشی و خالی شدن روان انسانها از عقده ها و كينه ها
8. از بين رفتن جنگ و برقراری صلح و صفا و محبت و تعاون
9. سازگاری انسان و طبيعت (365)

بنابراين مطهری متفكری است كه به آينده بشر خوش بين است و آينده را از امروز بهتر می بيند، چنانكه امروز را نيز بهتر از ديروز می داند. مطهری ضمن اينكه جهان را در حال حركت و رو به جلو می بيند، اين نكته را قبول دارد كه ممكن است در بخش هايی از اين كره خاكی انسانهايی سقوط كنند و در نتيجه برخی جوامع به انحطاط و ارتجاع گرفتار شوند. اما معتقد است كه نمی شود تمام انسانها در يك زمان نسبت به قبل از آن ، عقب تر رفته باشند.

در يك جمع بندی می توان گفت : به نظر مطهری انسان با دو بال به جلو حركت می كند: يكی بال آگاهی و ديگری بال اراده ، احساس شرف و كرامت و به عبارت ديگر، بال اخلاق و ايمان . اگر انسان اين دو بال را داشته باشد، حركتش تكاملی است و اگر نداشته باشد حركتش ارتجاعی خواهد بود. (366)

در مجموع می توان چهار عامل عدالت يا بی عدالتی ، اتحاد يا تفرقه ، فسق و فجور و فساد اخلاقی يا ايمان و تقوا و پاكدامنی و اجرا يا ترك امر به معروف و نهی از منكر، را از عوامل اصلی موثر در اعتلا يا انحطاط، تكامل يا ارتجاع و صعود يا سقوط تمدن ها و دولت های و جوامع تلقی كرد. (367)

تحولات سياسی - اجتماعی ايران از ديدگاه استاد مطهری 

در آثار استاد مطهری تحليل های مختلفی درباره تحولات و تغييرات جنبش ها و قيام ها، نهضت ها و انقلاب های سياسی ، اجتماعی در دوران گذشته و معاصر ايران وجود دارد كه در اينجا فرصت پرداختن به همه آنها نيست (368) از اينرو، فقط برای نمونه ، تحليل او از انقلاب اسلامی و آسيب شناسی آن را به اجمال بررسی می كنيم .

سقوط محمد رضا پهلوی و استقرار جمهوری اسلامی را با توجه به جنبه تكاملی بودن آن و تغيير بنيادها در آن و نيز وجود مشخصه های ارادی بودن ، نفی وضع موجود و استقرار وضع نامطلوب ، ايدئولوژی اسلامی و رهبری دينی ، می توان انقلاب اجتماعی ناميد.

از نظر مطهری مهم ترين عواملی كه سبب وقوع انقلاب اسلامی در ايران شد، از اين قرار است :
1. استبداد خشن و وحشی و سلب آزادی های قانونی
2. نفوذ و سلطه استعمار جديد، يعنی امريكای جهانخوار
3. معارضه با دين و تلاش برای دور نگهداشتن سياست از دين
4. كوشش برای بازگرداندن ايران به ارزش های پيش از اسلام و تلاش برای احيای شعارهای مجوسی و محو شعارهای اسلامی ، از قبيل باستان گرايی و تغيير تاريخ هجری به شاهنشاهی
5. قلب و تحريف ميراث گرانقدر اسلامی و صادر كردن شناسنامه جعلی برای اين فرهنگ به نام فرهنگ ايرانی
6. تبليغ و اشاعه ماركسيسم دولتی
7. كشتارهای بی رحمانه ، زندان ها و شكنجه ها و تبعيدهای غير قانونی و وحشيانه
8. تبعيض و از ياد روز افزون شكاف طبقاتی علی رغم ادعای اصلاحات
9. تسلط عناصر غير مسلمان بر مسلمان در دستگاه های دولتی
10. نقض آشكار قوانين و مقررات دين مبين اسلام
11. مبارزه با ادبيات فارسی كه حافظ و نگهبان روح اسلامی ايران است به بهانه حذف واژه های بيگانه عربی
12. قطع ارتباط با كشورهای اسلامی و برقرار كردن ارتباطات وثيق با دولت های غير مسلمان از قبيل اسرائيل و امريكا (369)

عوامل فوق را می توان در سه گروه كلی تقسيم كرد: عواملی كه جنبه مادی دارند، عللی كه ناظر بر جريحه دار شدن غرور انسانی هستند و عواملی كه مربوط به جريحه دار شدن عواطف اسلامی اند كه علل اخير بيشترين سهم را در پيروزی انقلاب اسلامی داشتند.

به نظر استاد مطهری ، علاوه بر عوامل فوق ، دو عامل ديگر در اين پديده موثر بودند: يكی سرخوردگی از ليبراليسم غربی و ديگری نااميدی از سوسياليسم شرقی . اينجاست كه نقش ‍ آگاهی و بازگشت به خويش ملت مسلمان ما و احساس كرامت ذاتی و دريافت خود و فلسفه خود از سوی اين مردم مشخص می شود (370)

با توجه به اينكه هيچ تضمينی وجود ندارد كه يك فرد يا جامعه ، حركت تكاملی خود را بدون وقفه ادامه دهد، از اينرو مطهری هشدار می دهد، به طوری كه پس از گذشت بيش از بيست سال از استقرار نظام جمهوری اسلامی ، هنوز هم آسيب شناسی مطهری از جامعيت و دقت و عمق لازم برای توجه دست اندركاران جمهوری اسلامی برخوردار است . در اين باره مطهری به دو دسته از عوامل توجه كرده است :
1. عواملی كه شرط تداوم انقلاب محسوب می شود
2. عواملی كه آفت انقلاب هستند
گروه اول عواملی هستند كه بی توجهی به آنها موجب به خطر افتادن انقلاب می شود، مهم ترين اين

موارد از اين قرار است :

الف ) عدالت اجتماعی
ب ) استقلال فرهنگی
ج ) معنويت
د) آزادی تفكر و عقيده
ه‍) امر به معروف و نهی از منكر
و) اتحاد
ز) استقلال روحانيت
ح ) حضور فعال روحانيت در جامعه ، در عين حفظ قداست
ط) توجه به نيازهای مردم و تامين آنها
ی ) آفت شناسی و آفت زدايی
ك ) حفظ رهبری و اطاعت از رهبری و ايمان و خلوص و صراحت در رهبری (371)
از عوامل دسته دوم ، يعنی آفات برای انقلاب ، می توان به موارد زير اشاره كرد:
الف ) ترك صحنه از سوی نيروهای انقلابی ، كه ممكن است به صورت اختياری و يا قهری انجام پذيرد.

ترك اختياری به اين صورت كه انقلاب و جنبش را تمام شده بدانند و يا اينكه احساس خستگی كنند. مطهری برای نمونه به نهضت های پيشين از جمله نهضت مشروطه استناد می كند. ترك قهری و اجباری ممكن است از طريق ترور فيزيكی افراد ذی نفوذ، ترور شخصيت افراد ذی نفوذ و توجه به نيروهای متخصص غير متعهد اتفاق بيفتد.

ب ) رخنه فرصت طلب ها، اعم از افراد سودجو و يا دشمنان داخلی و خارجی
ج ) نفوذ انديشه های بيگانه ، از سوی دشمنان و يا دوستان نادان
د) تجدد گرايی افراطی
ه‍) ابهام در طرح های آينده و بی پاسخ گذاشتن سوالات و شبهات (372)

خاتمه 

مطالعه و بررسی پديده تغيير و تحول و جهات تكاملی و ارتجاعی آن و نيز سرعت آن از نظر شدت و ضعف و ميزان تداوم آن و همين طور علل و عوامل آن برای هر ملت و جامعه زنده ای ضروری است ، هم بايد مبداء حركت را بشناسيم و هم مقصد و پايان راه را، هم متحرك را بايد شناخت و هم محرك يا محرك ها را، هم مسير را بايد شناسايی كنيم و هم زمانی را كه برای طی مسافت ميان مبداء و مقصد بايد سپری كرد.

استاد مطهری متفكری بود كه انسان را شناخت ، انسانی كه متحرك اين مسير است و محرك ها را نيز كه در درون خود او قرار دارند، به درستی شناسايی كرد و با توجه به تنوع محرك ها و قدرت محركها، جهت گيری آنها را نيز تشخيص داد و در نتيجه توانست دو مسير تعالی و انحطاط و تكامل و ارتجاع را شناسايی كند و به ديگران نيز بشناساند.

پی نوشت ها:


 

1-كلن تيندر تفكر سياسی . ترجمه محمود صدری .
2-توماس اسپريگنز،فهم نظريه های سياسی ،ترجمه فرهنگ رجايی .
3-عدل الهی ،ص 8.
4-تاريخ و جامعه ،ص 1819
5-1. همان ، ص 1920.
6-جوزوف روسك و رولند دارو، مقدمه ای بر جامعه شناسی ،
ترجمه بهروز نبوی و احمد كريمی ، ص 334.
7-مقدمه ابن خلدون ، ج 1،ص 69
8-همان ، ص 27
9-همان ، ص 27.
10-اعراف 7، آيه 34.
11-انعام 6، آيه 108.
12-مائده 5، آيه 66.
13-آل عمران 3، آيه 113.
14-غافر 40، آيه 5.
15-يونس 10 آيه 47.
16-الميزان ،ج 4،ص 97
17-قواعد وروش جامعه شناسی ،ص 24 -26
18-قواعد و روش جامعه شناسی ،ص 24 -26
19-درس های جامعه و تاريخ كه در سال 1364 ارائه می شد.
20-جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن : ص 77.
21-همان : ص 79.
22-همان :ص 81
23-جامعه و تاريخ ، ص 33
24-تقسيم كار اجتماعی ، ص 151 -152
25-اسفار اربعة ، ج 9، ص 133 -143.
26-جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآ: ص 91.
27-اعراف (7)آيه 181.
28-انعام (6)آيه 108.
29-مؤ منون (23).
30-جاثيه (45)آيه 28.
31-جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن ص 92.
32-اعراف (7)آيه 181.
33-مؤ منون (23)آيه 43.
34-هر امت را اجلی است ، چون اجل آنان فرا رسد نه لحظه ای تاءخير می كنند و نه از آن سبقت می گيرند. (اعراف (7) آيه 34).
35-اتخذوا الشيطان لاءمرهم ملاكا و اتّخذهم له اءشراكا فباض و فرّخ فی صدور هم ودبّ و درج تی حجورهم فنظر باءعينهم و نطق باءلسنتهم فركب بهم الزلل و زيّن لهم الخطل فعل من قد شركه السيطان فی سلطانه و نطق بالباطل علی لسانه . (نهج البلاغه ،خطبه 7).
36-جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن ،ص 93 - 94
37-1. ر. ك .: بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 221 - 243.
38-همان ،ص 168 - 169
39-محقق اصفهانی در حاشيه بر مكاسب ،ج 1،ص 10 و خويی در مصباح الفقاهه ،ج 2 ،ص 47.
40-بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 238.
41-نظام حقوق زن در اسلام ،ص 14 - 15
42-ر. ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 228 و 239 و 241.
43-واژه اعتباری در اين بحث به دو معنا به كار رفته است : گاهی در مقابل امر عينی به كار می بريم ،يعنی چيزی كه به ظرف عمل مربوط است و در حوزه حكمت عملی قرار می گيرد ،بر خلاف حكمت نظری . به ايين معنا حق به طور كلی اعتباری است . گاهی اعتباری به معنای وضعی و قراردادی است در برابر آن چه كه چنين نيست . اين معنا،حقوق موضوعه اعتباری است و حقوق طبيعی چنين نيست . در اين عبارت ،معنای دوم مد نظراست .
44-ر. ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 240
45-همان ،ص 240 - 241
46-همان ،ص 233. هم چنين ر. ك : ص 175.
47-ر. ك : همان ،ص 172 - 174 و 228 - 233 و 238 - 242.
48-نظام حقوق زن در اسلام ،ص 157.
49-در بحث عدل با تفصيل بيشتری به بررسی اين موصوع از نظر استادخواهيم پرداخت .
50-بيست گفتار ،ص 65.
51-همان ،ص 65 - 66
52-همان .
53-ر. ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 178.
54-بيست گفتار ،ص 73.
55-همان ،ص 79.
56-بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 165.
57-بقره (2) آنه 29
58-اعراف (7)آيه 10. هم چنين درباره در كتاب بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی (ص 166) به آيه والاءرض وضعها الاءنام (الرحمن 55) آيه 10 و آيه ولقد كرمنا بنی آدم و حملناهم فی البر والبحر (اسراءايه 70 )و دركتاب بيست گفتار (ص 72)به آيه هم الذی اءنزل من السماءماء لكم منه شراب و منه شجر فيه تسيمون ينبت اكن به الزرع و الزيتون و النخيل و الاءعنا و من كل الثورات أ ن فی ذلك لا...
59-روم (30)آيه 30
60-ر. ك . بيست گفتار ،ص 67 - 73.
61-ر. ك : برسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 166.
62-نظام حقوق زن در اسلام ،ص 186.
63-بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 47.
64-ر. ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 164 - 165.
65-بيست گفتار ،ص 67.
66-نهج البلاغه و شرح فيض الاسلام ،خطبه 207.
67-انبياء (21)آيه 23. هم چنين در اين باره ر. ك ؛ اسلام و مقتضياتزمان ،ج 2 ،ص 319 -323.
68-بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 239
69-ر. گ : عدل الهی ،ص 47 - 64 (نقل با اضافه و تلخيص ).
70-احزاب (33)آيه 72.
71-حكمت ها و اندرزها،ص 105 - 107
72-هود(11)آيه 61
73-نهج البلاغه ،خطبه 166
74-همان ،خطبه 207
75-ر. ك ؛بيست گفتار ،ص 74 - 77 و حكمت ها و اندرزها،ص 106 - 108
76-ر. ك ؛ همان ،ص 29 - 30
77-در مبحث انسان گرايی يا خداگرايی نيز به اين موضوع خواهيم پرداخت .
78-نظام حقوق زن در اسلام ،ص 156 - 157
79-سيری در نهج البلاغه ص 118 -120
80-همان .
81-اين فقره از كلام استاد حاوی نكته بسيار ظريفی است ،يعنی نه تنها پذيرش دين و تكليف در برابر خداوند نافی حقوق طبيعی و عدالت اجتماعی نيست ،بلكه با توجه به نارسايی ها و تنگناهای نظری و عملی فلسفه های غير الهی در توجيه حق و عدالت و در ايجاد پستوانه منطقی برای التزام به آن ها ،تنها بر اساس منطق الهی دفاع از حق و عدالت ميسر است .
82-سيری در نهج البلاغه ،ص 123 - 126
83-حكمت ها و اندرزها ،ص 108
84-بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 235 - 236.
85-همان ،ص 189.
86-اسلام ومقتضيات زمان ،ج 2 ،ص 122 - 124. (نقل با تلخيص )
87-اسلام و مقتضيات زمان ،ج 1 ،ص 331. هم چنين ر. ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 227.
88-ر. ك : اسلام و مقتصيات زمان ،ج 1 ،ص 324 و335.
89-ر. ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصادر اسلامی ،ص 232.
90-همان ،ص 235.
91-بيست گفتار ،ص 135.
92-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ،ص 233 - 234
93-نهج البلاغه ،نامه 53.
94-ر ك : انسان كامل ،ص 29 و 156.
95-ر. ك : حكمت ها و اندرزها،ص 111 - 112.
96-نظان حقوق زن در اسلام ،ص 169- 175.
97-فلسفه اخلاق ،ص 286 - 287.
98-همان ،ص 215 - 216.
99-پيرامون انقلاب اسلامی ،ص 136 - 137.
100-ر.ك : تعليم و تربيت در اسلام ،ص 254 - 256. فلسفه اخلاق ،ص 79.
101-انسان كامل ،ص 53 - 54 .
102-حديث معروف نبوی
103-ر.ك : جمهور، كتاب چهارم ، ص 227 به بعد
104-8.p Justice of theory A Rawls John
105-ر.ك : سيری در نهج البلاغه ، ص 108 به بعد
106-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصادی اسلامی ، ص 148
107-آل عمران (3) آيه 64
108-ر.ك : بيست گفتار، ص 108
109-همان ، ص 11 - 12
110-هود (11) آيه 117
111-لقمان (31) آيه 13
112-ر.ك : بيست گفتار، ص 93 - 94
113-غوالی اللئالی ج 1، ص 159
114-نهج البلاغه ، نامه 51
115-همان ، حكمت 311
116-ر.ك بيست گفتار، ص 94 - 112
117-احزاب (33) آيه 45 و 46
118-حديد (57) آيه 25
119-نور (24) آيه 55
120-ر.ك : سيری در سيره ائمه اطهار، ص 255 - 257
121-آل عمران (3) آيه 18
122-الرحمن (55) آيه 9
123-تفسير صافی ذيل آيه فوق
124-حديد (57) آيه 25
125-اعراف (7) آيه 29
126-بقره (2) آيه 282
127-همان ، آيه 124
128-مائده (5) آيه 95
129-طلاق (65) آيه 3
130-انبيا (21) آيه 47
131-توبه (9) آيه 70
132-ر.ك عدل الهی ، ص 35 - 39 و 51 - 52
133-بيست گفتار ص 34 - 36
134-ر.ك : همان ص 37 - 38 همچنين عدل الهی ص 36 - 37 و 51
135-ر.ك عدل الهی ، ص 59 به بعد
136-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 156 و 172
137-ر.ك همان ص 16 و 156
138-ر.ك : فلسفه اخلاق ص 305 و اسلام و مقتضيات زمان ج 2، ص 242
139-utilitarianism
140-درباره نقد نظريات ياد شده ، ر.ك سيری در سيره ائمه اطهار، ص 259 - 264
141-ر.ك بيست گفتار، ص 40 و 62
142-ر.ك همان ، ص 37 - 40 و عدل الهی ص 52 به بعد
143-در فضای كلامی ذيل عنوان عدل الهی بحث های متعددی ميان اشاعره و معتزله صورت گرفته است و شيعه اماميه ديدگاه های خاصی دارد و شهيد مطهری نيز در اين زمينه مباحث عميقی دارد. برای توضيح مفصل به آثار كلامی به ويژه كتب شهيد مطهری مراجعه شود.
144-لذا در جای ديگر می گويد: عدالت در سلسله علل احكام است ، نه در سلسله معلولات نه اين است كه آن چه دين گفته عدل است ، بلكه آنچه عدل است دين می گويد اين معنا مقياس بودن عدالت است برای دين (بررسی مبانی اقتصاد اسلامی ص 14)
145-اعراف (7) آيه 28 و 29
146-ر.ك : بيست گفتار، ص 41 - 64
147-ر.ك : عدل الهی ص 33
148-اشاره به حديث امام موسی بن جعفر عليه السلام است كه فرمود: ان لله علی الناس حجتين : حجه ظاهره و حجه باطنه ، فاما الظاهر فالرسول و الانبيا و الائمه و اما الباطنه فالعقول (بحار الانوار ج 78، ص 300) 149-چون يقين داريم شارع خلاف عقل حكم نمی كند.
150-ر.ك اسلام و مقتضيات زمان ج 2، ص 37 - 40
151-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ص 27
152-چون منكران اصل عدل وجود هرگونه معيار و ميزان نفس الامری و حسن و قبح ذاتی را انكار می كنند، بالطبع منكر حقوق طبيعی هم هستند.
153-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 170 - 172 و 231 و 232
154-ر.ك : همان ، ص 200
155-همان خطبه 3 و ر.ك : بيست گفتار، ص 12 - 19 و سيری در نهج البلاغه ، ص 110 به بعد و بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 154
156-نهج البلاغه ، خطبه 126
157-سيری در نهج البلاغه ، ص 116 - 117
158-نهج البلاغه ، خطبه 15
159-ر.ك بيست گفتار ص 20 - 28 و سيری در نهج البلاغه ، ص 116 - 117 و پيرامون انقلاب اسلامی ص 117
160-به خصوص بنابر فرضيه ماركسيسم كه طرز فكر فقير يا كاخ نشين را موقعيت و طبقه اجتماعی او تعيين می كند (ر.ك بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 19)
161-تعليم و تربيت در اسلام ، ص 118
162-ر.ك : پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 132 - 136
163-ر.ك : حكمت ها و اندرزها، ص 12 - 15
164-ر.ك آزادی معنوی ص 138 - 141
165-deontological
166-teleological
167-ر. ك : بيست گفتار، ص 128 و عدل الهی ، ص 61 و بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 231.
168-انعام (6) آيه 1.
169-ر. ك : اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1. ص 305.
170-ر. ك : نظام حقوق زن در اسلام ، ص 182.
171-همان ، ص 109.
172-حجرات (49) آيه 13.
173-ص (38) آيه 28.
174-زمر (39) آيه 9.
175-نساء (4) آيه 95.
176-ر. ك : بيست گفتار، ص 128 - 134.
177-روم (30) آيه 22 و ر.ك : اسلام و مقتضيات زمان ج 1، ص 305 - 312
178-زخرف (43) آيه 32
179-بيست گفتار، ص 131 - 132 همچنين ر.ك : مقدمه ای بر جهان بينی اسلامی ، فصل توحيد اجتماعی
180-نظام حقوق زن در اسلام ، ص 183
181-البته نظريه پردازان اقتصاد كلاسيك كه مدافع چنين وضعيتی هستند بايد بر مدعای خويش دليل اقامه كنند.
182-به تعبير شهيد مطهری اگر جامعه متعادل نباشد، تنها طبقه عامه و محرومان نيستند كه لطمه می بينند، طبقه خاصه و ممتاز هم كه مواهب بيشتری را به خود اختصاص داده اند زيان می برند. ر.ك : بيست گفتار، ص 106
183-در دنيای امروز صرفا از ايجاد تعادل ميان توليد و توزيع و تقسيم عادلانه ثروت صحبت می شود. از نظر اسلام علاوه بر اين ، مسئله هماهنگی توليد و مبادله با احتياجات و مصالح واقعی افراد هم مطرح است (ر.ك : نظری به اقتصاد اسلامی ، ص 240)
184-لازم است ديدگاه های اقتصادی شهيد مطهری مستقلا مورد بحث قرار گيرد، آنچه در اين جا می آيد مختصری است كه درباره كليات مسئله توزيع مجدد بيان داشته اند.
185-ر.ك : نظری به اقتصاد اسلامی ص 204 - 242 و بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ص 197 - 217 و 351 - 376
186-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 184 به بعد همچنين مطالبی كه در پاورقی از علامه طباطبائی رحمه الله ذيل آيه لا توتوا السفها اموالكم التی جعل الله لكم قياما (نساء (4) آيه (5) و تحت عنوان همه ثروت برای همه مردم نقل شده است .
187-بقره (2) آيه 29
188-ر.ك : نظری به اقتصاد اسلامی ، ص 54 - 59
189-اسرا (17) آيه 26
190-معارج (70) آيه 24 - 25
191-الرحمن (55) آيه 10
192-بيست گفتار، ص 77 - 78
193-نظری به اقتصاد اسلامی ، ص 232
194-قاعده معروف ماركسيست ها
195-همان ، ص 208 - 209
196-همان ، ص 59
197-ر.ك : فلسفه اخلاص ص 266 - 268 و پيرامون انقلاب اسلامی ص 119 - 122
198-ر.ك : بررسی اجمالی مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 157 - 160 و مسئله ربا، ص 163
199-ذاريات (51) آيه 58
200-هود (11) آيه 6
201-ر.ك : بيست گفتار، ص 146 - 161
202-ر.ك مرتضی مطهری ، امامت و رهبری ، ص 211، 237، همان مقدمه ای بر جهان بينی اسلامی ، ص 242، همان سيری در نهج البلاغه ، ص 76
203-پيغمبر اكرم در زمان حيات خودشان ولی امر مسلمين بودند و آن مقام را خداوند به ايشان عطا فرموده بود... در اين كه پيغمبر چنين شانی را داشته و اين شان الهی بوده است ، يعنی حقی بوده كه خداوند به پيغمبر اكرم عنايت فرموده بود. نه اين كه از جانب مردم به آن حضرت تفويض شده باشد. ميان شيعه و سنی بحثی نيست (مرتضی مطهری ، مجموعه آثار، ج 3، ص 287، همان اسلام و مقتضيات زمان ج 1، ص 169 و 175)
204-مرتضی مطهری ، مجموعه آثار ج 3، ص 281
205-به نقل از: سيد ابوالقاسم خوئی ، مبانی تكمله المنهاج ، ج 6، ص 225
206-ر.ك ميرزا حسين نائينی ، حاشيه كتاب المكاسب المحرمه (مكتبه البصيرتی ) ج 1، ص 214 و همان ،
تنبيه الامه و تنزيه ، ص 15 و 86
207- محمد علی اراكی ، المكاسب المحرمه ص 94
208-برای آشنايی با طرفداران اين ديدگاه ر.ك : محمد حسن قدردان فراملكی ، نظارت يا ولايت فقيه ، مجموعه آثار كنگره امام خمينی و انديشه حكومت اسلامی ج 4
209-ر.ك : ولاءها و ولايت ها ص 13، 37، 46، 50 و 56
210- پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 67
211-ر.ك : پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 26 و 27
212- خاتميت ، ص 146
213-اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1، ص 163
214- همان ج 1، ص 166
215- برای توضيح بيشتر: ر.ك : مرتضی مطهری ، امامت و رهبری ، ص 214، 215، 230، 238 و همان نهضت های اسلامی در صد ساله اخير، ص 96 و همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص ‍ 39 و همان ، خاتميت ص 126 و همان مقدمه ای بر جهان بينی اسلامی ص 241 و 242
216- نهضت های اسلامی ، ص 67
217- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 146
218- نهضت های اسلامی ، ص 70
219- همان ، ص 71
220- امامت و رهبری ، ص 232
221- ر.ك : حسينعلی منتظری ، دراسات فی ولايه الفقيه ج 1، ص 489
222- صحيفه نور، ج 21، ص 46 و 129
223- امامت و رهبری ، ص 328
224- پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 153
225- همان
226- همان ، ص 154
227- برای آشنايی با موافقان و مبانی نظری فوق ر.ك : محمد حسن قدردان قراملكی ، سكولاريزم در اسلام و مسيحيت فصل آخر
228- پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 154
229- پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 150 (پاورقی ) و 153
230- همان
231- همان ، ص 153
232- ر.ك : حسينعلی منتظری ، دراسات فی ولايه الفقيه ج 1، ص 405 و 415 آية خامنه ای در اين موضوع می گويد: نظر مردم تعيين كننده است اما در مورد آن انسانی كه دارای معيارهای لازم است ، اگر معيارهای لازم در آن انسان نباشد انتخاب نمی تواند به او مشروعيت ببخشند. آن كسی كه اين معيارها را دارد و از تقوا و صيانت نفس و دينداری كامل و آگاهی لازم برخوردار است ، آن وقت نوبت می رسد به قبول ما، اگر همين آدم را با همين معيارها مردم قبول نكردند، باز مشروعيت ندارد، چيزی به نام حكومت زور در اسلام نداريم (حكومت در اسلام ، ج 1، ص 33 و نيز ر.ك : سيد علی خامنه ای ، اجوبه الاستفتائات ، سوال 59)
233- اين نظريه آخر شهيد صدر است كه در كتاب الاسلام يقودالحياة طرح كرده است .
234- پيرامون جمهوری اسلامی ص 150
235- اسلام و مقتضيات زمان ج 1، ص 179
236- همان ، ص 174
237- مجله حوزه ، ش 85 و 86 (فروردين 1377) ص 113
238- مائده (6) آيه 55
239- مجموعه آثار، ج 3 (كتاب ولاءها و ولايت ها)، ص 280
240- ر.ك : صحيفه نور، ج 5، ص 27
241- پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 8 - 67
242- همان ، ص 62
243- امامت و رهبری ، ص 148
244- همان ، ص 13
245- پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 67
246- همان ، ص 63
247- همان ، ص 66
248- امامت و رهبری ، ص 147
249- ر.ك : سيری در نهج البلاغه ، ص 87 و 89 مجموعه مقالات ، ص 74، نظام حقوق زن در اسلام ص 60
250- نظام حقوق زن در اسلام ، ص 143 و 144
251- ر.ك : اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1، ص 166
252- ده گفتار، ص 166
253- خاتميت ص 146
254- اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1 ص 164
255- حماسه حسينی ج 3، ص 207
256- محمد بن حسن حر عاملی ، وسائل الشيعه ج 18، ص 98
257- اسلام و مقتضيات زمان ج 1، ص 175
258- محمد بن علی بن بابويه (شيخ صدوق ) كمال الدين ج 1، ص 483
259- نهضت های اسلامی ، ص 87، بحثی درباره مرجعيت و روحانيت ، ص 57
260- اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1 ص 175 ايشان در تفسير مقدس می گويد اينكه می گويم مقدس است ، معنايش اين است كه اين مقام بايد از ناحيه خدا به او رسيده باشد (همان ص 170)
261- همان ص 175
262- مقاله اجتهاد بحثی درباره مرجعيت و روحانيت ص 60 مقاله اجتهاد ده گفتار ص 101
263- مجموعه آثار ج 3 (كتاب ختم نبوت ) ص 194، اسلام و مقتضيات زمان ج 2، ص 62 و 63
264- احزاب (33) آيه 6
265- ر.ك : مجموعه آثار، ج 3، ص 194
266- همان ، ص 195
267- اسلام و مقتضيات زمان ج 2، ص 91
268- همان ، ص 91 و 92
269- همان
270- همان ، ص 85
271- پيرامون انقلاب اسلامی ص 67
272- مجموعه آثار، ج 1، ص 554
273- نهضت های اسلامی ، ص 27
274- پاسخ ‌های استاد به نقدهايی بر كتاب حجاب ص 71
275- مرتضی مطهری ، گفتارهای معنوی ص 16
276- آل عمران (3) آيه 64
277- همان ص 17
278- همان مجموعه آثار ج 1، ص 526
279- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 7
280- همان پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 126
281-برای توضيح بيشتر در اين باره ر.ك : Freedom(1991)Gry Tim83 -19.pp.nj,HumanitiesPressInternationalINCAtlanticHighlands
282-برای مطالعه بيشتر درباره اين مبانی برای نمونه ر.ك : 116-84 .pp,Ibid
283-مرتضی مطهری ، مجموعه آثار، ج 6 اصول فلسفه و روش رئاليسم ، ص 607
284-همان ، ص 608
285-همان ، ص 611
286-همان ، ص 612
287-مرتضی مطهری ، انسان و سرنوشت ، ص 72
288-همان ، ص 615
289-همان
290-همان ، ص 630
291-همان ، مجموعه ، آثار، ج 3، ص 420
292-همان فلسفه اخلاق ، ص 216
293-همان حق و باطل ، ص 26 و 27
294-همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 7
295-همان مجموعه آثار، ج 1، ص 385
296-همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 100
297-همان ، ص 104
298-همان ، ص 8
299-همان ، ص 7
300-همان مجموعه آثار ج 2، ض 281
301-همان انسان كامل ، ص 347
302-همان ، ص 349
303-همان
304-همان ، پيرامون جمهوری اسلامی ص 120
305-همان ، ص 121
306-همان جهاد، ص 53
307-همان مجموعه آثار، ج 1، ص 526
308-همان ، نظام حقوق ، زن در اسلام ، ص 23
309- نگارنده اين تحليل مفهومی از آزادی و الگوی آن را در پژوهش ديگری به تفصيل شرح داده است . برای توضيح و مطالعه بيشتر بنگريد به : منصور ميراحمدی ، آزادی در فلسفه سياسی اسلام ، واحد تدوين انديشه سياسی اسلام مركز مطالعات و تحقيقات اسلامی (پژوهشگاه ). همچنين ر.ك :
Ibid Gray Tim
310- برای مطالعه بيشتر درباره ديدگاه مطهری در اين باره ر.ك : مرتضی مطهری فلسفه تاريخ ج 1 ص 285 - 299
311- همان
312- معيار و عيار آزادی در انديشه نقاد استاد مطهری ، روزنامه كيهان 18 و 22 آذرماه 1377
313- همان ، فلسفه تاريخ ج 1 ص 285 - 299
314- همان ، گفتارهای معنوی ص 14
315- همان پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 120
316- همان ، ص 121
317- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 62
318- همان فلسفه تاريخ ج 1، ص 285 - 299
319- همان ، گفتارهای معنوی ، ص 32
320- همان ، ص 19
321- همان ص 14
322- همان ص 19
323- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 7
324- همان
325- همان ، ص 11
326- همان ، ده گفتار، ص 119
327- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 18
328- همان پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 134
329- همان نظام حقوق زن در اسلام ، ص 23
330- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 103 - 104
331- همان پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 92 - 97
332- در اين باره ر.ك : چالمرز جانسون ، تحول انقلابی ، ترجمه مجيد الياسی ، در مقدمه اين كتاب بحث مبسوطی درباره امكان يا امتناع مطالعه انقلاب در علوم اجتماعی آمده است .
333- گی روشه ، تغييرات اجتماعی ، ترجمه وثوقی ، ص 6و7
334- در مورد متفكران غربی ر.ك : گی روشه تغييرات اجتماعی ، ريمون آرون ، مراحل اساسی انديشه در جامعه شناسی ، ترجمه باقر پرهام ، ليوئيس كوزر، زندگی و انديشه بزرگان جامعه شناسی ، ترجمه محسن ثلاثی
درباره ابن خلدون ر.ك : عبدالرحمان بن خلدون مقدمه ، ترجمه محمد پروين گنابادی . درباره سيد محمد باقر صدر ر.ك : سيد محمد باقر صدر سنت های تاريخ در قرآن ترجمه سيد جمال موسوی اصفهانی .
335- گی روشه ، تغييرات اجتماعی ، ص 20 - 21
336- برای مطالعه ديدگاه پارسونز و نيز جانسون كه نظرگاه های مشابهی دارند بنگريد به : گی روشه تغييرات اجتماعی ، مصطفی ملكوتيان ، سيری در نظريه های انقلاب ، چالمرز جانسون ، تحول انقلابی .
337- گی روشه ، تغييرات اجتماعی ، ص 24 - 25
338- عباس منوچهری ، انقلاب و مطالعات ميان رشته ای مجله سخن سمت شماره پنجم ، ص 37
339- مناظره ماركوزه ، كه از انقلاب طرفداری می كند و پوپر، كه طرفداری از اصلاح می كند، در كتاب انقلاب يا اصلاح آمده است . برای اطلاع بيشتر ر.ك : فرانتس اشتارك ، انقلاب يا اصلاح (گفتگو با هربرت ماركوزه و كارل پوپر) ترجمه هوشنگ وزيری .
340- بقره (2) آيه 286
341- در اين باره ر.ك : مصطفی ملكوتيان ، سيری در نظر يه های انقلاب ، حسين بشيريه ، انقلاب و بسيج سياسی ، برينگتون مورد ريشه های اجتماعی ديكتاتوری و دموكراسی ، ترجمه حسين بشيريه ، استانفورد كوهن ، تئوريهای انقلاب ، ترجمه عليرضا طيب ، ساموئل هانتينگتون ، سامان سياسی در جوامع دستخوش دگرگونی ، ترجمه محسن ثلاثی ، حميرا مشيرزاده نگرشی اجمالی به نظريه های انقلاب در علوم اجتماعی مجموعه مقالات انقلاب اسلامی و ريشه های آن ، ج 1، عباس منوچهری ، انقلاب و مطالعات ميان رشته ای مجله سخن سمت شماره پنجم ص 37
342- مرتضی مطهری ، جامعه و تاريخ ، ص 241 - 242
343- همان ، ص 245
344- همان فلسفه تاريخ ، ج 1، ص 33
345- همان ، جامعه و تاريخ ص 242
346- همان ص 245
347- همان ، ص 244
348- همان ، ص 245 - 246
349- همان ، ص 242 - 243
350- همان ص 251
351- همان ص 243 - 244
352- در اين باره ر.ك : مرتضی مطهری ، جامعه و تاريخ ، ص 93 - 116 و فلسفه تاريخ ، ج 2
353- ر.ك : گی روشه ، تغييرات اجتماعی ، ص 54 - 67 به نظر ممفورد و هانری ژان بشر از آغاز زندگی تاكنون پنج مرحله يا مجموعه تكنيكی داشته است ، اين پنج مرحله عبارتند از: عصر سنگ ابزاری ، عصر انسان ابزاری ، عصر پيش تكنيكی ، عصر پارينه تكنيكی و عصر نو تكنيكی .
354- فلسفه تاريخ ، ج 1، ص 31 - 32
355- برای مطالعه ساير نظريات درباره عوامل و علل پيش برنده تاريخ و پديد آورنده تحولات و تغييرات و رويدادهای سياسی و اجتماعی ر.ك : الكساندر پيتريم سوروكين ، نظريه های جامعه شناسی و فلسفه های نوين تاريخ ، ترجمه اسدالله (امير) نوروزی (در اين كتاب نظريات دانيلفسكی ، اشپنگلر، نوين بی ، شوبارت ، برديايف ، نورتروپ كروبر و شوايتزر مورد نقد و بررسی قرار گرفته و در پايان سوروكين نظريه خودش را به تفصيل بيان داشته است ) ای اچ كار، تاريخ چيست ، ترجمه حسن كامشاد (اين همان كتابی است كه استاد مطهری در جلد اول فلسفه تاريخ به نقد و بررسی آن پرداخته است ) احمد حامد مقدم ، سنت های اجتماعی در قرآن كريم ، مرتضی مطهری ، نقدی بر ماركسيسم ،محمد تقی مصباح يزدی ، جامعه و تاريخ از ديدگاه قرآن .
356- همان ، پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 141
357- درباره ديدگاه ساختار گرايان و به ويژه خانم اسكاچپول ر.ك : مصطفی ملكوتيان ، سيری در نظريه های انقلاب ، ندا اسكاچپول ، دولتها و انقلابهای اجتماعی ، ترجمه سيد مجيد روئين تن ، هم چنين ندا اسكاچپول ، حكومت تحصيلدار مجموعه مقالات رهيافت های نظری بر انقلاب اسلامی ، به كوشش عبدالوهاب فراتی در اين مقاله گويا خانم اسكاچپول از نظريه ارائه شده در كتاب خود، درباره انقلاب اسلامی صرف نظر كرده است و اعتراف می كند كه انقلاب اسلامی ساخته شد، در حالی كه به نظر می رسد همچنان جنبه های ساختاری نظريه خويش را حفظ كرده است .
358- همان پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 142
359- همان ، ص 142 - 148
360- همان ، جامعه و تاريخ ، ص 248 - 249 و نيز ر.ك : شريف لك زايی ، نظريه های دگرگونی اجتماعی از ديد استاد مطهری
361- همان ، فلسفه تاريخ ، ج 1، ص 30
362- همان ، قيام و انقلاب مهدی ، ص 5
363- همان ، ص 38 - 39
364- همان ، ص 40 - 41
365- همان ، ص 58 - 61 و نيز ر.ك : به اين كتابها از استاد مطهری : تكامل اجتماعی انسان ، انسان كامل ، حق و باطل (به ضميمه احيای تفكر اسلامی ) انسان در قرآن
366- در اينجا من می خواهم به يك اصل كلی كه هم برای مردها و هم برای زنها مفيد است اشاره كنم و آن اين كه انسان با دو بال حركت می كند: يكی بال آگاهی است ، انسان بی خبر جاهل اصلا از محيط خودش آگاه نيست ...مستبدها و استعمارگرها سالهای زياد از ناآگاهی و بيخبری مردم استفاده می كردند.. بال ديگر چيست ؟ بال اراده ، بال احساس شرف و كرامت ذات و اين كه من انسان هستم ، بال اخلاق تا وقتی كه مردم جاهل بودند، برنامه فاسد كردن انسانها از نظر اخلاق چندان برای استعمار مطرح نبود، نيازی به آن نبود، ولی از روزی كه ديدند آگاهی تدريجا دارد پيدا می شود، گفتند حالا وقت اين است كه آن بال ديگر را از مردم بگيريم و آن بال اخلاق ، بال پاكی و بال طهارت است . اينجا بود كه مسئله اشاعه انواع فساد اخلاقها پرداختند به نام تمدن و پيشرفت و آزادی .. انسان اگر عالم و آگاه هم بشود، وقتی كه خلقش ، روحيه اش فاسد شد، همان آگاهی بيشتر به زيان جامعه اش تمام می گردد، (همان پيرامون جمهوری اسلامی ، ص 52 - 57)
367- همان ، جامعه و تاريخ ص 235 - 237
368- برای آگاهی بيشتر ر.ك : به اين كتابها از مرتضی مطهری : نهضت های اسلامی در صد ساله اخير، اسلام و مقتضيات زمان ، ج 1 و 2 پيرامون انقلاب اسلامی ، پيرامون جمهوری اسلامی
369- همان نهضت های اسلامی در صد ساله اخير، ص 72 - 74
370- همان پيرامون انقلاب اسلامی ، ص 117 - 118
371- جاويد روستايی چم كاكايی ، آفات انقلاب اسلامی از ديدگاه استاد مطهری مجموعه مقالات انديشه مطهر (نگرشی بر آرا و افكار استاد شهيد مرتضی مطهری )، ص 5
372- همان نهضت های اسلامی در صد ساله اخير، ص 98 - 114
 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محتوای بیشتر در این بخش: « آزادى از ديدگاه استاد مطهرى

پیام هفته

پیشرفت و ترویج علوم تجربی
آیه شریفه : أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ ... (سوره اعراف ، آیه 185)ترجمه : آیا در ملکوت (وجه درونی و هسته باطنی) آسمان ها و زمین ، تامل نکردند  ، نیز در ملکوت مخلوقات دیگر خداوند؟ ... روایت : الامام علی(ع) : «العَقْلُ غَريزَةٌ يَزيدُ بِالعِلْمِ وَ التَّجارِبِ» (ميزان الحكمه، ج 2، ص 25)ترجمه :  عقل غريزه‎اي است كه با علم و معرفت و تجربه فزوني مي‎گيرد.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

HTML 5نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید