آزادى از ديدگاه استاد مطهرى

آزادى از ديدگاه استاد مطهرى

منصور مير احمدى

مقدمه

آزادى در قاموس انديشه و تفكر سياسى بسيار مورد توجه و اقبال انديشمندان و متفكران قرار گرفته است.

 

نويسندگان و صاحب نظران بی شماری با گرايش ها و انگيزه های متفاوت و بر اساس مبانی گوناگون درباره آن قلم زده و به بحث پرداخته اند.

با وجود اين ، هم چنان مفهوم آزادی دارای ابهام نسبتا زيادی است . به رغم تعاريف گوناگون و بحث های زياد درباره مفهوم آن حاصل نگرديده است.

ويژگی های خاص انديشه سياسی در اسلام ، كه در نتيجه هر مفهومی در دروان اين گفتمان نيز تحت تاثير اين ويژگی ها قرار دارد، باعث تزايد ابهام مفهومی آزادی در قلمرو انديشه سياسی گرديده است.

به همين دليل ، در جامعه شاهد ديدگاه های مختلفی درباره مفهوم آزادی ، مبانی و قلمرو آن هستيم ، بی ترديد مهم ترين دليل اين اختلاف نظرها، طرح بحث آزادی با توجه به ابهام مفهومی آن و عدم ايضاح مفهوم آن در قلمرو انديشه سياسی غرب و اسلام است.

اين امر و تحولات پديده آمده در صحنه سياسی اجتماعی ايران ، طرح آزادی در چهارچوب انديشه سياسی اسلام را بيش از گذشته ضروری می گرداند.

بديهی است كه برای فهم ديدگاه اسلام درباره آزادی ، در كنار مراجعه به متون و منابع اصلی و استخدام روش های متناسب نقلی ، تفسيری و... مراجعه به ديدگاه ها و آرای انديشمندان و صاحب نظران اسلامی نيز مفيد بوده و می تواند ما را در فهم ديدگاه اسلام در اين باره ياری رساند.

از اين رو در اين نوشتار مختصر، به بررسی ديدگاه يكی از انديشمندان مسلمان و برجسته معاصر ايران درباره آزادی می پردازيم ، استاد مطهری از جمله صاحب نظرانی است كه در آثار خود به خوبی به اين مقوله پرداخته و ضمن طرح ديدگاه های مختلف و نقد آنها، ديدگاه اسلام درباره آزادی را تبيين كرده است.

قبل از پرداختن به مفهوم آزادی و اقسام آن از نظر استاد مطهری ، اشاره ای گذرا به جايگاه آزادی در اسلام از نگاه مطهری ، می تواند بر اهميت مبحث آزادی و پرداختن به آرا و انديشه های مطهری درباره آزادی ، پرتوی روشن افكند.

آزادی از نظر مطهری دارای چنان اهميتی است كه يكی از اهداف بعثت انبيا محسوب می گردد: در نص قرآن مجيد، يكی از هدف هايی كه انبيا داشته اند، اين بوده است كه به بشر آزادی اجتماعی بدهند، يعنی افراد را از اسارت و بندگی و بردگی يكديگر نجات بدهند (275)

استاد مطهری با اشاره به آيه قل يا اهل الكتاب تعالوا الی كلمه سواء بيننا و بينكم الا نعبد الا الله و لا نشرك به شيئا و لا يتخذ بعضنا بعضا اربابا من دون الله (276) در توضيح آيه می گويد:

هيچ كدام از ما ديگری را بنده و برده خودش نداند و هيچ كس هم يك نفر ديگر را ارباب و آقای خودش نداند يعنی نظام آقايی و نوكری ملغی ، نظام استثمار، مستثمر و مستثمر ملغی ، نظام لامساوات ملغی ، هيچ كس حق استثمار و استعباد ديگری را نداشته باشد (277)

آزادی در اسلام از نگاه مطهری دارای چنان جايگاه والايی است كه در رتبه اعتقاد و ايمان به خدا قرار می گيرد و به همين دليل ، قرآن از آن دفاع می كند: از نظر اسلام ، اعتقاد و ايمان به خدا مساوی است با اين كه انسان آزاد و مختار باشد.

آزادی به معنای واقعی گوهر انسان است . قرآن كريم ... از آزادی سخت دفاع می كند (278) ملاحظه اين جملات و جملاتی از اين قبيل به خوبی روشن می سازد كه چرا آزادی از نظر مطهری ، واقعيت مقدسی (279) است ؟

نكته ديگری كه بيانگر اهميت آزادی در اسلام است ، ضرورت تحقيق در اصول دين و پذيرش آزادانه آن است . اسلام به هيچ وجه اجازه نمی دهد كه در اصول دين تقليد صورت گيرد، بلكه بر همگان لازم می داند با بصيرت و شناخت كامل آن را بپذيرند: اسلام كه رشته تقليد را از اساس پاره كرده است و می گويد من اصولا دينی را بدون آنكه آزادانه آن را درك كرده باشيد نمی پذيرم ، چنين مكتبی آيا اصلا امكان دارد كه مردم را مجبور كند به اينكه بيايد اسلام را به زور بپذيرد (280)

اكنون با توجه به اهميت بسيار زياد آزادی كه بيان شد، برداشت خاص ‍ مطهری از آزادی را بررسی می كنيم . از آنجا كه استخراج مفهوم آزادی از ديدگاه وی ، بدون توجه به نظام فكری او امكان پذير نيست.

از اين رو ابتدا لازم است به مبانی نظری مطهری اشاره ای گذرا داشته باشيم : آزادی يكی از مهمترين مولفه ها و عناصر انديشه های سياسی و به تعبير صحيح تر فلسفه سياسی اوست . لذا فهم اين مولفه در چارچوب فلسفه سياسی و نظام فكری او امكان پذير است . نقطه عزيمت مطهری نيز در بحث از آزادی ، انسان شناسی و مبانی نظری خاص وی درباره انسان معرفت و هستی است .

مبانی آزادی از ديدگاه مطهری  

از مباحث بسيار مهم درباره آزادی ، بحث از مبانی آزادی است نويسندگان و صاحب نظران درباره مبنا و اساس آزادی ، به عنوان يكی از حقوق اساسی فرد، بحث های گوناگونی مطرح كرده اند: آزادی به عنوان فقدان مانع ورادع ، آزادی به عنوان انتخاب ، آزادی به عنوان قدرت و توان موثر و كارا، آزادی به عنوان شاءن و منزلت انسان ، آزادی به عنوان خودكفايی و خود اتكايی ، آزادی به عنوان انجام آن چه كه فرد می خواهد و آزادی به عنوان ارباب و صاحب اختيار خود بودن اين مفاهيم از جمله مهمترين برداشت ها از مفهوم آزادی است كه بر اساس اين برداشت ها و مبانی ، آزادی به عنوان يكی از حقوق اساسی فرد به رسميت شناخته شده است . (281)

اين مفاهيم و برداشت های مفهومی از آزادی بر اساس مبانی خاص نظری و فلسفی بيان گرديده است ، مهم ترين مبانی نظری كه متفكران به ويژه غربی ها برای آزادی بيان كرده اند، عبارتند از: آزادی بر اساس حق طبيعی و فطری ، آزادی بر اساس اصل بی طرفی ، آزادی بر اساس اصل برابری ، آزادی بر اساس اصل استقلال فردی و آزادی بر اساس اصل كارآمدی و سودمندی . (282)

هرچند كه ديدگاه استاد مطهری درباره مبانی آزادی با ديدگاه اول يعنی توجيه آزادی بر اساس حق طبيعی و فطری ، همگنی و تا اندازه ای سازگاری دارد، اما تفاوت های اساسی با اين مبنای نظری وی - كه مبانی خاصی است آزادی را هم به عنوان يك حق طبيعی و فطری و هم به عنوان يك حق الهی مورد بررسی قرار می دهد از اين رو، ديدگاه استاد مطهری ويژگی خاصی داشته و از اين جهت با انديشه های غربی فاصله می گيرد كه در ادامه توضيح می دهيم.

از ديدگاه استاد مطهری ، آزادی يكی از مهمترين نيازهای انسان در ادامه حيات و تكامل اوست ، بدون برخورداری از آزادی ، ادامه حيات و رسيدن به مدارج كمال برای فرد امكان پذير نيست از اين رو، مبانی آزادی از نظر ايشان با توجه به منابع فلسفه سياسی و نظرياتش ، در بسياری از جهات با مبانی آزادی از نظر انديشمندان غربی تفاوت جدی دارد.

بر اين اساس ، ما با مراجعه به نوشته ها و ديدگاه های مطهری و استخدام برخی از مهمترين آموزه ها و مولفه های فلسفه او، مبانی آزادی از ديدگاه وی را بيان می كنيم با اشاره به سه آموزه و مولفه مهم فلسفه استاد مطهری ، جبر و اختيار، فطرت و عقل ، اراده و تكامل انسان می توان مبانی آزادی از ديدگاه وی را توضيح داد:

1. جبر و اختيار  

به طور كلی آزادی از ديدگاه استاد مطهری ارتباط وثيقی با مسئله جبر و اختيار دارد، مسئله جبر و اختيار يكی از مهمترين مسائلی است كه در فلسفه اسلامی بسيار مورد بحث قرار گرفته و ديدگاه های گوناگونی درباره آن شكل گرفته است مبنای شكل گيری اين مسئله ، تبيين رابطه فرد با اعمال و رفتارهای خودش است اين كه آيا انسان در انجام اعمال و رفتارهای خويش آزاد است ؟ مهم ترين سوالی است كه ذهن متكلمان و فلاسفه را به خود مشغول ساخته است

از نظر استاد مطهری ، مسئله جبر و اختيار از جنبه های مختلف مورد توجه و تحقيق قرار گرفته و در نتيجه توجه فلاسفه ، روان شناسان ، علمای اخلاق ، متكلمان ، فقها و علمای حقوق را به خود جلب كرده است (283)

كثرت اين مباحث باعث ابهام مخصوصی در مفهوم جبر و اختيار شده و افراد و گروه ها و نحله های فكری براساس فهم خود از سويی و براساس مبانی كلامی خويش از سوی ديگر، تعريف و تفسير خاصی از آن دو ارائه كرده اند اما از نظر استاد، با وجود اين اختلافات و ابهام مفهومی ، يك ماده مشترك در همه اين گفت و گوها موجود است و آن اين است كه همه خواسته اند حدود آزادی انسان در عمل را بيان كنند.

و به عبارت ديگر، خواسته اند تعيين كنند كه آيا انسان در اعمال خويش آزاد است يا آزاد نيست و اگر اين آزادی چگونه است . (284) استاد مطهری مجموع راه هايی را كه بشر در مسئله جبر و اختيار پيش گرفته خلاصه كرده و ضمن پذيرش قانون ضرورت علی و معلولی ، بين اين قانون و اختيار انسان تنافی ندانسته و معتقد است كه از نظر محققان حكمای اسلامی ، نظام هستی نظام ضروری است و استثناپذير هم نيست.

و در عين حال ، انسان در افعال و آثار خود مختار و آزاد است و حد اعلای آزادی برای انسان موجود است و اين اختيار و آزادی با ضرورت نظام هستی منافاتی ندارد. (285)

او بيان می كند كه ما هيچ ملازمه ای بين قانون ضرورت علی و معلولی و مجبور بودن انسان را قائل نيستيم و به هيچ نوع ملازمه ای هم بين عدم ضرورت علی و معلولی و اختيار انسان معتقد نيستيم ، بلكه مدعی هستيم ضرورت علی و معلولی در مورد انسان با در نظر گرفتن علل و مقدمات مخصوص افعال و حركات او، مويد اختيار و آزادی انسان بوده و انكار ضرورت علی و معلولی در مورد افعال انسان ، موجب محدوديت و سلب اختيار و آزادی از اوست . (286)

از اينرو، از ديدگاه استاد مطهری از سويی قضا و قدر پذيرفته می شود، اما از سوی ديگر، قضا و قدر به گونه ای معنا می گردد كه نه تنها مانع آزادی انسان نيست ، بلكه از نظر وی انسان به حكم قضا و قدر، آزاد و مختار و مسئول و حاكم بر سرنوشت خويش است (287)

از نظر ايشان ، انسان در صورتی فعلی را انجام می دهد كه علت تامه آن محقق گردد، علت تامه فعل انسان مركب است از غرايز و تمايلات و عواطف و سوابق ذهنی و قوه عقل و سنجش و موازنه و مال انديشی و قدرت عزم و اراده (288)

او در نهايت اين گونه نتيجه می گيرد كه پس درست است كه هر فعلی از افعال انسان اگر محقق شد طبق ضرورت تحقق پيدا می كند و اگر ترك شد طبق ضرورت ترك می شود، ولی آن علتی كه به تحقق آن فعل يا ترك آن فعل ضرورت داده ، همانا اراده و اختيار و انتخاب خود انسان است نه چيز ديگر و معنای اين ضرورت در اينجا اين است كه افعال انسان به اختيار ضرورت پيدا می كند و اين ضرورت منافی با اختيار نيست بلكه مويد و موكد آن است (289)

بدين سان ، استاد مطهری آزادی انسان در اعمال خويش را امری بديهی و وجدانی دانسته و بر اين باور است كه انسان وجدانا احساس می كند كه در هر حالتی و تحت هر شرايطی در انتخاب فعل يا ترك آزاد است (290) بنابراين ، با توجه به آن چه كه به اختصار گذشت ، می توان گفت : اختيارگرايی و باور به اختيار البته مطابق با ديدگاه شيعه از جمله مبانی مهم فلسفی ، كلامی آزادی از ديدگاه استاد مطهری محسوب می شود.

2. فطرت  

از نظر استاد مطهری ، اختيار و آزادی جز با قبول آنچه كه در اسلام فطرت ناميده می شود و قبل از اجتماع در متن خلقت به انسان داده شده است ، معنا پيدا نمی كند (291) با توجه به اصل فطرت است كه نظريه انسان شناسی مطهری با نظريات انديشمندان غربی تفاوت جوهری و بنيادين می يابد بر اساس اين اصل ، انسان به گاه خلقت ، با فطرتی الهی خلق شده و نفحه ای از روح الهی در وجود وی دميده شده كه پايه و اساس شخصيت او در دنيا محسوب می شود.

فرد می تواند با پرورش استعدادهای درونی خود در مسير تكامل خود گام بردارد و به سرمنزل مقصود برسد از اينرو، از نظر استاد مطهری ، انسان به دليل اينكه نفحه ای است الهی ، می تواند از جبر طبيعت آزاد باشد. (292)

يكی از مهمترين مباحثی كه دغدغه اصلی صاحب نظران و انديشمندان بوده ، مسئله سرشت انسان است در پاسخ به اين سوال كه آيا انسان ذاتا شرور است يا دارای طبع و سرشتی نيك ؟ ديدگاه های گوناگونی مطرح شده است.

استاد مطهری برخلاف برخی از انديشمندان غربی ، انسان را دارای سرشتی نيك دانسته و به لحاظ فطری ، او را موجودی پاك می داند، و بر اين اساس ، معتقد است كه قابل اصلاح دانستن انسان در صورتی مفهوم دارد كه طبيعت انسان را شرير ندانيم.

وی به دو دليل نظريه اصلاحی خود را نيز بر دو اصل فطرت و آزادی بنا می نهد و بر اين باور است كه در صورتی می توان نظريه اصلاح را پذيرفت كه اولا، طبيعت بشر را شرير ندانيم و ثانيا، برای بشر آزادی و اختيار قائل شويم كه بتواند بر اوضاع اجتماعی خويش ‍ مسلط شود و خود و جامعه خودذ را هر طور كه می خواهد بسازد. (293)

استاد مطهری منشاء آزادی های انسان را استعدادهای برتر و متناسب با خود انسانی او می داند، انسان دارای يك خود حيوانی و يك خود انسانی است كه اصالت از ان خود انسانی يا واقعی اوست . از نظر مطهری، انسان استعدادهايی برتر و بالاتر از استعدادهای حيوانی دارد. اين استعدادها يا از مقوله عواطف و گرايش ها و تمايلات عالی انسان است يا از مقوله ادارك ها و دريافت ها و انديشه هاست.

به هر حال ، همين استعدادهای برتر منشاء آزادی های متعالی او می شوند. (294) بنابراين يكی ديگر از مبانی آزادی انسان از ديدگاه استاد مطهری ، فطرت است كه انسان برای رسيدن به سعادت از آن برخوردار می باشد

3. عقل ، اراده و تكامل انسان  

استاد مطهری بر خلاف بسياری از فلاسفه غرب كه مبنای آزادی فرد را اراده و ميل و هوا و هوس فرد می دانند، عقل ، اراده و ضرورت به كارگيری آنان در پرورش استعدادها و پيمودن مسير تكامل را مبنای آزادی انسان می داند. و بر اين اساس ، معتقد است : بشر مختار و آزاد آفريده شده است ، يعنی به او عقل و فكر و اراده داده شده است (295)

از نظر استاد مطهری ، در غرب ريشه و منشاء آزادی را تمايلات و خواهش های انسان می دانند و آنجا كه از اراده انسان سخن می گويند، در واقع فرقی ميان تمايل و اراده قائل نمی شوند از نظر فلاسفه غرب ، انسان موجودی است دارای يك سلسله خواست ها و می خواهد كه اين چنين زندگی كند و همين تمايل منشاء آزادی عمل او خواهد بود (296)

همانگونه كه در كلام استاد مطهری ظاهر است ميان تمايل و اراده تفاوت وجود دارد، در حالی كه در غرب به اعتقاد وی ، اين تفاوت در نظر گرفته نمی شود.

بنابراين به نظر ايشان ، از ديدگاه اسلام ، آزادی و دموكراسی بر اساس آن چيزی است كه تكامل انسانی ايجاب می كند، يعنی آزادی حق انسان بما هو انسان است ، حق ناشی از استعدادهای انسانی انسان است ، نه ناشی از ميل افراد و تمايلات آنها (297) از نظر استاد، پيشرفت و تكامل بشر در گرو آزادی است (298) و از اينرو واقعيت مقدسی نيز است (299)

از ديدگاه استاد مطهری ، انسان به نيروی عقل و اراده مجهز است و همين انسان را شايسته تكليف كرده و به انسان حق انتخاب می دهد و انسان را به صورت يك موجود واقعا آزاد و انتخابگر و صاحب اختيار در می آورد (300)

بنابراين می توان گفت كه آزادی از نظر استاد مطهری ، هدف زندگی نيست ، بلكه وسيله ای هست برای تحصيل كمال آدمی : هدف انسان اين نيست كه آزاد باشد، ولی انسان بايد آزاد باشد تا به كمالات خودش برسد، چون آزادی يعنی اختيار، و انسان در ميان موجودات تنها موجودی است كه خود بايد راه خود را انتخاب كند (301)

با توجه به اين مطالب روشن می شود كه استاد، آزادی را نبودن مانع ، نبودن جبر و نبودن هيچ قيدی در سر راه معنا می كند، اما اذعان می دارد كه اين آزادی وسيله تكامل و مقدمه كمال است ، وی می نويسد: آزادی يعنی نبودن مانع ، نبودن جبر، نبودن هيچ قيدی در سر راه ، پس آزادم و می توانم راه كمال خود را طی كنم ، نه اينكه چون آزاد هستم به كمال رسيده ام ، آزادی مقدمه كمال است نه خود كمال (302)

استاد از سويی آزادی را مقدمه كمال دانسته و از سوی ديگر معتقد است كه خلقت انسان بدين علت تواءم با آزادی و انتخاب است كه بدون شك ، چون اگر آزادی نباشد انسان نمی تواند به كمال خودش برسد خدا انسان را طوری خلق كرده است كه به كمال خود از راه آزادی و انتخاب و اختيار برسد راه كمال غير از اين كه قدم انسان با اختيار و آزادی باشد، ممكن نيست جور ديگر طی شود همين قدر كه اجبار آمد، ديگر اين راه نرفتنی است (303)

از ديدگاه استاد مطهری ، آزادی ارتباط زيادی با رشد انسان دارد، آزادی برای رشد شخصيت دينی انسان و به كمال مطلوب رسيدن اوست از اينرو معتقد است بشر اگر بخواهد رشد پيدا كند بايد در كار خودش آزاد باشد، در انتخاب خودش آزاد باشد (304)

از نظر وی ، سلب آزادی از مردم و تحميل و اجبار مردم ، ضررهايی را متوجه فرد و جامعه می كند و بی لياقتی مردم را رقم می زند: اگر بخواهند ولو با حسن نيت تا چه رسد به اين كه سوء نيت داشته باشند به بهانه اين كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمی فهمند، آزادی را از آنها بگيرند به حساب اين كه مردم خودشان لياقت ندارند، اين مردم تا ابد بی لياقت باقی می مانند (305)

اكنون با توجه به آنچه گذشت ، می توان به مفهوم آزادی از ديدگاه استاد مطهری پرداخت وی با توجه به مبانی مذكور درباره جبر و اختيار، فطرت و عقل و اراده انسان ، آزادی را تعريف می كند و دقيقا بر اساس اين مبانی است كه می توان به مفهوم آزادی از ديدگاه وی دست يافت.

به عبارت ديگر، با ملاحظه تعريف آزادی در كلام استاد، به خوبی می توان تاثير گذاری مبانی مذكور را در برداشت او از آزادی مشاهده كرد. او بر اساس ‍ مبانی انسان شناختی خاص خود، آزادی را اين گونه تعريف می كند: آزادی يعنی اين كه مانع برای بروز استعدادهای كلی افراد بشر وجود نداشته باشد و اين مربوط به همه انسان هاست (306)

همانگونه كه ملاحظه می شود در اين تعريف انسان موجودی آزاد و فارغ از جبر طبيعت تلقی گرديده و از فقدان موانع برای پروراندن استعدادهای مكنون خود به عنوان آزادی وی ياد شده است در اين تعريف ، به فطرت انسان نيز توجه شده و به لحاظ فطری انسان را آزاد تلقی كرده و آزادی اش را در راستای فطرت دانسته است.

در اين تعريف ، تكامل انسان و بروز استعدادها، هدف اساسی انسان در نظر گرفته شده و آزادی را برای تحقق اين هدف بيان كرده است استاد مطهری بر اساس اين مبانی نظری است كه آزادی را گوهر انسان معرفی می كند. (307)

بنابراين روشن می شود كه آزادی در فلسفه سياسی مطهری هر چند كه كمال است ، اما خود ابزاری است برای رسيدن به كمال برتر. به عبارت ديگر، آزادی در نظر مطهری كمال آلی است نه كمال غايی كه در تعريف وی از آزادی بيان گرديد.

نكته ديگری كه درباره مفهوم آزادی از ديدگاه استاد بايد بيان كرد، اين است كه آزادی حق انسان بماهو انسان است (308) چرا كه اصل اختيارات ، فطرت و تكامل انسانی ، مخصوص صنف خاصی از انسانها نيست ، بلكه همه انسانها را در بر می گيرد خداوند آزادی را برای همه انسانها به طور يكسان و مساوی خواسته است در نتيجه آزاد بودن مشروط به شرط خاصی نيست ، هر چند كه دين اسلام بر آزادی تاكيد زيادی كرده و آن را به رسميت شناخته است.

با توجه به مطالب فوق ، می توان به اين جمع بندی مختصر دست يافت كه مفهوم آزادی از ديدگاه استاد مطهری بر اساس مبانی خاص نظر وی از قبيل اصل اختيار، فطرت ، عقل ، اراده و تكامل انسانی قابل فهم بوده و برای تبيين اين مفهوم توجه به مبانی مذكور ضروری است . بر اين اساس ، روشن می شود كه آزادی از ديدگاه مطهری يكی از حقوق اساسی انسانهاست كه خداوند در وجود آنها به وديعه گذاشته و همگان را با آزادی آفريده است ، آزادی شرط اساسی رشد و تكامل انسان و فقدان آزادی مانع جدی در مسير تكامل وی محسوب می گردد.

اقسام آزادی 

بحث مهم ديگر برای روشن تر شدن ديدگاه مطهری درباره آزادی ، اقسام آزادی از نظر اوست . مطالعه آثار و نوشته های مطهری ، بيانگر تقسيم بندی های مختلفی از آزادی است كه از زوايا و جهات گوناگونی صورت گرفته است.

در اين آثار، آزادی در ارتباط با ساير مقولات به اقسام گوناگونی تقسيم می شود. آزادی و رابطه اش با تكليف ، تكامل ، انديشه ، عقيده و نيازهای فردی و اجتماعی انسان ، می تواند معيار تقسيم بندی های مختلفی قرار گيرد.

بر اساس نوع اين رابطه ، می توان شكل گيری نوع خاصی از آزادی را در آثار وی مشاهده كرد. با توجه به اينكه اين معيارها نقاط مشترك زيادی می تواند داشته باشد و احيانا از اين رهگذر به اقسام مشابهی توان رسيد، از اينرو در اين جا اقسام آزادی را نه بر اساس اين معيارها بلكه بر اساس ملاك ديگری بحث می كنيم .

يكی از معيارهايی كه می توان بر اساس آن به تقسيم آزادی پرداخت ، تحليل عناصر مفهوم آزادی است . آزادی ، به طور كلی ، دارای سه مولفه و عنصر اساسی است : 1. فاعل ، عامل agent) (2) مانع ، رادع constraint) (3). هدف ، غايت (aim)

هر تعريفی از آزادی در واقع در برگيرنده اين سه ركن اساسی است . بنابراين ، آزادی عبارت است از اين كه : فرد (عامل ، فاعل ) از هر گونه مانعی در انجام دادن كاری يا بودن در وضعيت دلخواهی آزاد و رها باشد اين تعريف از آزادی را كه ابتدا مك كالوم بر اساس تحليل مفهومی فوق ارائه كرد، بر اين باور است كه اين تعريف ، تمام اقسام آزادی را در بر می گيرد. وی بر اساس اين تحليل مفهومی ، الگوی خاص خود از آزادی را اين گونه بيان می كند. (309)

Z be or do to Y from free is X
X (فاعل ، عامل )، Y(مانع ، رادع ) و Z (هدف ، غايت ) سه عنصر و مولفه اساسی هستند كه در اين الگوی نظری مورد توجه قرار گرفته اند.

اكنون با استخدام اين الگوی نظری ، به بررسی اقسام آزادی از ديدگاه مطهری می پردازيم . به نظر می رسد كه می توان در تعاريف ارائه شده از آزادی و اقسام آن در آثار مطهری ، عناصر سه گانه مذكور را پيدا نمود و بر اساس آن ، نحوه شكل گيری اقسام آزادی را بيان كرد.

روشن است كه عنصر اول (فاعل ، عامل ) در اين تعاريف همان فرد است كه آزادی به عنوان وصفی خاص برای فرد بيان شده و در شرايطی خاص می توان وصف آزادی را به فرد انسانی نسبت داد و يا از او سلب كرد.

عنصر دوم (مانع ، رادع ) در اين تعاريف در برگيرنده موارد متعددی است كه به طور خلاصه عبارتند از: 1. طبيعت و سلطه آن بر انسان 2. سنت ها و قوانين موجود در جامعه 3. انسان های ديگر و سلطه آنان بر انسان 4. هواهای نفسانی فرد 5. دين و اعتقادات دينی .

عنصر سوم (هدف ، غايت ) در اين تعاريف نيز در برگيرنده اهداف متعددی است كه مهمترين آنها عبارت است از: تكليف ، تكامل و سعادت . بنابراين ، رابطه اين سه عنصر باعث شكل گيری اقسام خاصی از آزادی می شود كه با توجه به آنچه گفته شد، حالتها و اقسام گوناگون آن را می توان اينگونه بيان كرد:

1. انسان و طبيعت 

آيا انسان از طبيعت و جهان هستی آزاد و رهاست يا در چنبره اسارت طبيعت گرفتار است ؟ آيا می توان گفت كه طبيعت هيچ گونه محدوديتی را برای انسان و رفتارهايش ايجاد نمی كند؟

از ديدگاه مطهری ، طبيعت همواره محدوديت هايی را برای انسان ايجاد كرده و موانع و مشكلاتی را فراروی انسان قرار می دهد كه مجموعه اين عوامل باعث نوعی اسارت برای انسان می شود. از اينرو انسان با تلاش ‍ پيگير و مداوم خود در جهت كسب آگاهی و در نتيجه قدرت تصرف بر طبيعت و تسلط بر آن، می كوشد از اين اسارت رهايی يابد. (310)

بدين سان نوع خاصی از آزادی در ارتباط فرد با طبيعت شكل می گيرد كه مطهری از آن به آزادی انسان از اسارت طبيعت ياد می كند. البته از سويی فرد به طور كلی از موانع و محدوديت های طبيعت رها نيست ، از سوی ديگر به طور كامل مقهور آن هم نيست ، بنابراين می تواند از چنبره اسارت طبيعت خلاصی يابد و آزادی را به اين مفهوم كسب كند.

در اين قسم از آزادی ، مولفه سوم ، عنصر تكامل است ، انسان با رهايی از اسارت و سلطه طبيعت گام در مسير تكامل خود بر می دارد. هدف تلاش ‍ وی در رسيدن به اين نوع آزادی ، تكامل و رشد استعدادهای نهفته اوست.

به عبارت ديگر، رشد و تكامل انسان مستلزم رهايی از سلطه و اسارت طبيعت است ، در نتيجه می توان گفت: رهايی فرد ازطبيعت برای رسيدن به تكامل مساوی است با آزادی انسان از اسارت طبيعت .

2. انسان و سنت ها و قوانين موجود 

اگر عنصر دوم در مفهوم آزادی را سنت ها و قوانين موجود در جامعه در نظر گيريم ، رابطه فرد با اين سنت ها و قوانين نيز می تواند باعث شكل گيری قسمی ديگر از آزادی گردد كه به موجب آن فرد از سنت ها و قوانين موجود در جامعه آزاد بوده و اين سنت ها و قوانين در برابر او محدوديت ايجاد نمی كنند.

از نظر مطهری ، انسان قبل از دوره قرن هيجدهم ، اين جنبه از آزادی را دارا نبود، چرا كه اين آگاهی را نداشت كه در مقابل سنت ها می توان قيام كرد و می شود آگاهانه برای فرد قانون وضع نمود، بلكه بر اين باور بود كه سنت ها لازم الاتباع هستند (311) بنابراين يكی ديگر از جنبه های آزادی ، رهايی انسان از سنت های موجود است كه در اثر آگاهی حاصل می شود.

در اين قسم از آزادی نيز عنصر سوم يعنی هدف و غايت ، تكامل فرد است . اين جنبه از آزادی كه در راستای تكامل انسان شكل می گيرد، سنت های جامعه را به عنوان مانع اساسی در برابر خود كنار می زند. البته نكته مهمی كه بايد يادآوری كرد، اين است كه بر اساس مبانی ياد شده ، مصالح جامعه و اجتماع می تواند به عنوان يك مانع اصلی در شكل قانون تبلور يابد و در برابر آزادی فردی پذيرفته شود.

بنابراين از نظرگاه مطهری ، مصالح اجتماع نيز در كنار مصالح فرد از عوامل محدود كننده آزادی محسوب می شود. در صورتی كه فرد مصالح اجتماع را ناديده بگيرد. می توان آزادی او را محدود كرد.

زيرا لازمه حق طبيعی و حيثيت ذاتی انسان ، لزوم احترام است ، اما لازمه احترام ، كاری به كار او نداشتن نيست ، بلكه لازمه آن اين است كه هر عملی كه استعدادهای طبيعی را رشد بدهد، جايز بشماريم (312) از اينرو، آزادی فرد از سنت ها و قوانين موجود در جامعه تا جايی معتبر شناخته می شود كه مصالح اجتماع را محدود نگرداند، و در صورتی كه آزادی فرد، مصالح اجتماع را ناديده بگيرد، اين آزادی بر اساس مبانی نظری مطهری قابل قبول نيست .

3. انسان و انسان های ديگر 

قسم ديگر از آزادی كه در لسان مطهری از آن به آزادی انسان از محكوميت انسانهای ديگر تعبير شده است ، در رابطه فرد با انسانهای ديگر تحقق می يابد. در اين قسم نيز فرد به عنوان عنصر اول با انسانهای ديگر به عنوان عنصر دوم برخورد پيدا می كند كه در صورتی كه انسانهای ديگر آزادی او را محدود نكنند، می توان فرد را آزاد ناميد.

در شرايطی كه فرد در رابطه اش با ديگران از چنين آزادی برخوردار نباشد، اين جنبه از آزادی اش شكل نمی گيرد. بنابراين جنبه ديگر آزادی ، رهايی انسان از سلطه ديگران است .

عنصر سوم در اين قسم از آزادی فردی نيز تكامل است ، فرد برای رسيدن به سعادت و كمال ، بايد از مزاحمت های ديگران در امان باشد. آزادی فرد از سلطه ديگران مهم ترين شرط پيشرفت و تكامل فرد است .

البته مطهری اين جنبه از آزادی را نيز مطلق ندانسته ، بر اين باور است كه انسان در برابر انسانهای ديگر به طور مطلق آزاد نيست ، زيرا آزادی مطلق انسان در برابر انسان ديگر امری نامعقول است و اگر فرد در رابطه اش با افراد ديگر، آزادی مطلق داشته باشد، معنايش اين است كه آنها در رابطه شان با آن فرد آزادی نداشته باشند. (313)

بنابراين می توان آزادی ديگران را نيز از جمله محدوديت های آزادی در انديشه مطهری دانست . اين محدوديت نيز ريشه در مبانی نظری وی دارد، همانگونه كه گذشت ، آزادی از ديدگاه مطهری ، ريشه در مبانی معرفت شناختی و انسان شناختی دارد كه در قالب سه مبنای اختيارگرايی ، فطرت و عقل ، اراده و تكامل انسان بيان گرديد.

از اينرو همانطوری كه بر ديگران لازم است كه در مسير رشد و تكامل فرد محدوديتی ايجاد نكنند، فرد نيز نبايد با آزادی خود به آزادی ديگران آسيبی برخوردارند، و هيچ كسی حق تعدی به آزادی ديگران را ندارد و در نتيجه آزادی ديگران يكی از مهم ترين محدوديت های آزادی فرد محسوب می شود.

نكته مهمی كه در تبيين مطهری از اين قسم از آزادی به چشم می خورد، تركيب دو اصل اساسی تكامل و تكليف به عنوان عنصر سوم مفهوم آزادی است ، از سويی هدف آزادی فرد از سلطه ديگران رسيدن به تكامل است ، و از سوی ديگر تكليف ديگران است كه در برابر فرد محدوديت ايجاد نكنند.

نكته ديگر اينكه ، با توجه به اينكه آزادی اين فرد در عرصه اجتماع است ، می توان اين آزادی را آزادی اجتماعی دانست انسان برای رسيدن به رشد و تكامل خود به اموری در اجتماع نياز دارد كه اين نيازها نيازمندی های اجتماعی نام دارد. بنابراين آزادی اجتماعی يكی از نيازهای اجتماعی است كه مطهری آن را اينگونه تعريف می كند:

يعنی بشر بايد در اجتماع از ناحيه ساير افراد اجتماع آزادی داشته باشد، ديگران مانعی در راه رشد و تكامل او نباشند، او را محبوس نكنند، به حالت يك زندانی در نياورند كه جلوی فعاليتش گرفته شود. ديگران او را استثمار نكنند، استخدام نكنند، استعباد نكنند، يعنی تمام قوای فكری و جسمی او را در جهت منافع خودشان به كار نگيرند (314)

هر چند كه مطهری در اين قسم از آزادی ، بر آزادی اجتماعی تاكيد می كند، اما با تعميم عنصر دوم در اين قسم ، می توان به قرائت آزادی سياسی در انديشه ها و آرای وی راه يافت . در آزادی اجتماعی عنصر دوم انسانهای ديگر و يا به طور كلی جامعه است .

حال اگر به جای آن ، دولت ها يا جامعه سياسی را عنصر دوم آزادی قرار دهيم ، مفهوم آزادی سياسی شكل می گيرد. در آزادی سياسی ، فرد (عنصر اول ) در برابر دولت ها (عنصر دوم ) قرار می گيرد و آزادی سياسی زمانی شكل می گيرد كه دولت در برابر رفتارهای سياسی افراد، محدوديت ايجاد نكند و افراد را در انجام اين رفتارها آزاد بگذارد.

هر چند كه مطهری به صراحت واژه دولت را در اينجا به كار نمی برد، اما توجه به سياق جملات و عبارات وی اجازه چنين تعميمی را به ما می دهد. مباحثی كه او درباره آزادی و حق انتخاب مردم مطرح كرده از اين قبيل است.

برای روشن تر شدن بحث تكرار برخی از جملات او و اشاره به جملات ديگری در اين زمينه مفيد به نظر می رسد. مطهری بر اين باور است كه بشر اگر بخواهد رشد پيدا كند، بايد در كار خودش آزاد باشد، در انتخاب خودش آزاد باشد (315) نيز در جايی ديگر خطرات تحميل و اجبار مردم را اينگونه گوشزد می كند:

اگر بخواهند و لو با حسن نيت (تا چه رسد به اين كه سوء نيت داشته باشند) به بهانه اين كه مردم قابل و لايق نيستند و خودشان نمی فهمند، آزادی را از آنها بگيرند به حساب اين كه مردم خودشان لياقت ندارند، اين مردم تا ابد بی لياقت باقی می مانند، مثلا انتخابی می خواهد صورت بگيرد، حالا يا انتخاب وكيل مجلس و يا انتخاب ديگری، ممكن است شما كه در فوق اين جمعيت قرار گرفته ايد واقعا تشخيص شما اين باشد كه خوب است اين ملت فلان فرد را انتخاب بكنند و فرض می كنيم واقعا هم آن فرد شايسته تر است ، اما اگر شما بخواهيد اين را به مردم تحميل بكنيد و بگوييد شما نمی فهميد و بايد حتما فلان شخص را انتخاب بكنيد، اينها تا دامنه قيامت مردمی نخواهند شد كه اين رشد اجتماعی را پيدا كنند (316)

دقت در عبارات فوق به خوبی بيانگر امكان طرح آزادی سياسی در انديشه مطهری از سويی ، و تاثير گذاری مبانی نظری او در مفهوم آزادی از سوی ديگر است . مطهری در جای ديگر بر اين اساس ، توصيه هايی درباره لزوم مراعات آزادی مردم در نظام جمهوری اسلامی كرده است كه آشكارا می توان برخی از مصاديق آزادی سياسی را در انديشه های او دريافت ، وی می گويد: وظيفه حتمی همگی ما اين است كه به آزادی ها به معنای واقعی كلمه احترام بگذاريم ، زيرا اگر بنا شود حكومت جمهوری اسلامی ، زمينه اختناق را به وجود بياورد، قطعا شكست خواهد خورد (317)

بنابراين می توان گفت كه در گونه شناسی آزادی مطهری ، آزادی اجتماعی به مفهوم عام آن در نظر گرفته شده است و آزادی سياسی و مصاديق آن را نيز در بر می گيرد. انديشه ها و آرای وی - همان گونه كه ملاحظه شد - به خوبی چنين تعميمی را بر می تابد.

4. انسان و هواهای نفسانی خود 

يكی ديگر از اقسام آزادی با در نظر گرفتن هواهای نفسانی به عنوان عنصر دوم در مفهوم آزادی شكل می گيرد. از اين رو آزادی فرد از هواهای نفسانی نيز يكی از اقسام آزادی محسوب می شود. از نظر مطهری ، انسان از آن جهت كه انسان است ، اسير خودش است ، از آن جهت كه يك حيوان است ، انسانيت انسان اسير حيوانيت اوست .

روح انسان وقتی كه مطيع تمايلات نفسانی و طبيعی باشد و عقل انسان جز در خدمت طبيعت و ماده نباشد، اسارت و بردگی نفس تلقی می گردد. (318) بنابراين رهايی انسان از هواهای نفسانی ، جنبه ديگری از آزادی او را رقم می زند.

عنصر سوم در اين قسم از آزادی نيز تكامل فرد است . انسان برای رسيدن به سعادت و تكامل علاوه بر نيازمندی های اجتماعی ، نيازهای معنوی نيز دارد. برای نيل به سعادت و كمال هر نوع مانعی بايد از فراروی انسان برداشته شود، موانع اجتماعی يا موانع فردی.

همانطوری كه ديگران می توانند مانعی در برابر سعادت و تكامل او محسوب شوند، خود او نيز می تواند چنين مانعی را ايجاد كند. از اينرو، انسان علاوه بر آزادی اجتماعی ، به نوع ديگری از آزادی نيز نياز دارد كه در لسان مطهری عبارت است از آزادی معنوی از ديدگاه استاد مطهری ، آزادی معنوی بر خلاف آزادی اجتماعی ، آزادی انسان ، خودش از خودش است.

آزادی اجتماعی ، آزادی انسان است از قيد و اسارت افراد ديگر، ولی آزادی معنوی نوع خاصی از آزادی است و در واقع آزادی انسان است از قيد و اسارت خودش (319)

از نظر مطهری ، طرح آزادی معنوی از آنجا ضرورت می يابد كه انسان موجودی است مركب و دارای قوا و غرايز گوناگون . انسان از نظر معنا، از نظر باطن و از نظر روح خودش ممكن است يك آدم آزاد باشد و ممكن هم هست يك آدم برده و بنده باشد، يعنی ممكن است انسان بنده حرص ‍ خودش باشد، اسير شهوات خودش باشد، اسير خشم خودش باشد، اسير افزون طلبی خودش باشد و ممكن است از همه اينها آزاد باشد (320)

بنابراين آزادی معنوی در رابطه فرد با خودش مطرح می شود و بيانگر تفوق و برتری فردی در مبارزه با خويش برای از بين بردن موانعی است كه خود در مسير رشد و تكاملش ايجاد كرده است . همانگونه كه ملاحظه می شود، نقطه اشتراك آزادی اجتماعی و آزادی معنوی نبودن موانع است و بر اين اساس، مطهری آزادی را نبودن مانع تعريف كرده و انسانهای آزاد را انسانهايی می داند كه با موانعی كه جلو رشد و تكاملشان هست ، مبارزه می كنند و تن به وجود مانع نمی دهند. (321)

يكی از امتيازات بحث آزادی در انديشه مطهری ، توجه به آزادی معنوی در كنار آزادی اجتماعی و طرح آن است . مطهری با طرح آزادی معنوی ، باب جديدی را به روی صاحب نظران و انديشمندان باز می كند.

آزادی معنوی در انديشه وی چنان جايگاه رفيعی به خود اختصاص می دهد كه يكی از اهداف پيامبران قلمداد می گردد: تفاوتی كه ميان مكتب انبيا و مكتب های بشری است در اين است كه پيغمبران آمده اند تا علاوه بر آزادی اجتماعی به بشر آزادی معنوی بدهند و آزادی معنوی است كه بيشتر از هر چيز ديگر ارزش دارد و به همين دليل او معتقد است آزادی اجتماعی بدون آزادی معنوی ميسر و عملی نيست و اين است درد امروز جامعه بشری كه بشر امروز می خواهد آزادی اجتماعی را تامين كند، ولی به دنبال آزادی معنوی نمی رود (322)

بنابراين در اين قسم از آزادی ، عنصر اول فرد، عنصر دوم هواهای نفسانی وی و عنصر سوم تكامل و سعادت است البته شايد بتوان با توجه به مبانی معرفت شناختی متاثر از نصوص دينی ، عنصر سوم را علاوه بر تكامل ، تكليف نيز دانست .

فرد تنها برای رسيدن به سعادت و تكامل لازم است كه از هواهای نفسانی خود رها گردد، بلكه اين امر وظيفه و تكليفی است برای فرد. بر اساس تعاليم دينی ، انسان موظف است كه خود را از قيد هواهای نفسانی خويش برهاند وخود رقم زننده آزادی برای خويش باشد كه ازآن به آزادی معنوی ياد شده است.

به هر حال ، آزادی معنوی در انديشه مطهری نيز با توجه به تغيير عناصر مفهومی آن شكل می گيرد.

5. انسان و دين و اعتقادات 

با قرار دادن دين و اعتقادات در جايگاه عنصر دوم مفهوم آزادی و ايجاد ارتباط ميان انسان با آن ، قسمی ديگر از آزادی و جنبه ديگری از آن شكل می گيرد كه از آن به آزادی عقيده ياد می شود. البته دين و اعتقادات را نيز می توان به عنوان عنصر سوم (هدف ، غايت ) در نظر گرفت.

اگر دين و عقيده خاصی مانع انسان در پذيرفتن دين يا عقيده ديگر گردد، در اين صورت دين و عقيده عنصر دوم مفهوم آزادی را شكل می دهد، اما اگر مانعی ديگر از قبيل دولت يا حكومت مانع پذيرش دين يا عقيده ديگری گردد، در اين صورت دين و عقيده ، عنصر سوم خواهد بود.

به عبارت ديگر، گاهی سوال اصلی اين گونه طرح می شود كه آيا دين اسلام مانع پذيرش اديان ديگر و عقايد ديگر است در حالی كه بعضی اوقات سوال چنين مطرح می گردد كه آيا دولت يا افراد می توانند مانع پذيرش اديان و عقايد ديگر گردند.

تامل در انديشه ها و آرای مطهری بيانگر توجه او به سوال اول و پاسخ دادن به آن است . دغدغه اصلی وی اين است كه نشان دهد كه به چه ميزان دين اسلام با آزادی عقيده و دين موافق است . به همين دليل آرا و انديشه های او بيشتر معطوف به سوال اول است.

پاسخ به سوال دوم هم می تواند در بحث آزادی عقيده و دين طرح گردد و هم در قسم آزادی اجتماعی - سياسی به عنوان يكی از مهم ترين مصاديق آزادی سياسی در جامعه اما از آنجا كه پاسخ به سوال دوم مستلزم پاسخ گويی به سوال اول است ، مطهری تلاش ‍ خود را در پاسخ گويی به سوال اول متمركز می سازد، بنابراين پس از روشن شدن ديدگاه او درباره سوال اول ، می توان به استنتاج و پاسخ سوال دوم نيز دست يافت .

مطهری در تبيين مفهوم آزادی عقيده به گونه ای مقايسه ای آزادی عقيده را با آزادی تفكر در كنار يكديگر توضيح می دهد. از نظر او آزادی تفكر ناشی از همان استعداد انسانی بشر است كه می تواند در مسائل بينديشد. اين استعداد بشری حتما بايد آزاد باشد. پيشرفت و تكامل بشر در گرو اين آزادی است .

اما آزادی عقيده ، خصوصيت ديگری دارد. می دانيد كه هر عقيده ای ناشی از تفكر صحيح و درست نيست . منشاء بسياری از عقايد يك سلسله عادت ها و تقليدها و تعصب هاست . عقيده به اين معنا نه تنها راه گشا نيست كه به عكس نوعی انعقاد انديشه به حساب می آيد، يعنی فكر انسان در چنين حالتی به عوض اينكه باز و فعال باشد بسته و منعقد شده است (323)

همانگونه كه ملاحظه می شود، در اين قسم از آزادی نيز معيار پذيرش و عدم پذيرش آزادی ، تكامل انسانهاست . آزادی تفكر زمينه ساز شد و تكامل فردی است ، در نتيجه پذيرفته می شود، اما آزادی عقيده لزوما اين گونه نيست.

آزادی عقيده از نظر مطهری در اين معنا نه تنها نيست ، بلكه زيان بارترين آثار را برای فرد و جامعه به دنبال دارد (324) مطهری با بيان اين تمايز ميان آزادی تفكر و آزادی عقيده بر اين نكته تاكيد می كند كه هر مكتبی كه به ايدئولوژی خود ايمان و اعتقاد داشته باشد، ناچار بايد طرفدار آزادی تفكر و انديشه باشد و به عكس هر مكتبی كه ايمان و اعتقادی به خود ندارد، جلو آزادی انديشه و آزادی تفكر ار می گيرد. (325)

بر اين اساس ، يكی از مهمترين عوامل تاكيد استاد مطهری بر آزادی تفكر، ديدگاه وی درباره دين اسلام است . از نظر او اسلام دارای چنان توان نظری و ايدئولوژی قويی است كه می تواند به انديشه ها و آرای مخالف و حتی معاند خود پاسخ منطقی دهد، در نتيجه وجود آزادی انديشه نه تنها ضرر و آسيبی به دين اسلام وارد نمی سازد.

بلكه با طرح نظرگاه ها و پرسش های رقيب و تلاش ‍ برای پاسخ گويی به اين ديدگاه ها و پرسش ها، بر بالندگی و شكوفايی دين می افزايد، از نظر مطهری ، اسلام آن چنانی دينی است كه در محيط علم برتر از محيط جهل رشد می كند (326) و اسلام به اين دليل باقی مانده كه با شجاعت و با صراحت با افكار مختلف مواجه شده است (327) و پايه اين دين ، روی منطق و فكر و تفكر است (328)

بر اساس همين اعتقاد و باور است كه او آزادی تفكر را به حوزه دين و اعتقادات دينی سرايت می دهد و راه نقد و طرح پرسش در مسائل دينی را باز می داند: من بر خلاف بسياری از افراد، از تشكيكات و ايجاد شبهه هايی كه در مسائل اسلامی می شود، با همه علاقه و اعتقادی كه به اين دين دارم ، به هيچ وجه ناراحت نمی شوم ، بلكه از ته دلم خوشحال می شوم ، زيرا معتقدم و در عمر خود به تجربه مشاهده كرده ام كه اين آيين مقدس آسمانی در هر جبهه از جبهه ها كه بيشتر مورد حمله و تعرض واقع شده ، با نيرومندی و سرافرازی و جلوه و رونق بيشتری آشكار شده است . خاصيت حقيقت همين است كه شك و تشكيك به روشن شدن آن كمك می كند. شك مقدمه يقين و ترديد پلكان تحقيق است (329)

نكته شايان ذكر درباره آزادی عقيده از نظر استاد مطهری اين است كه هر چند ايشان در ظاهر با آزادی عقيده مخالفت می كند، اما توجه به مجموعه كلام وی بيانگر تفاوتی است كه او ميان آزادی عقيده مبتنی بر مسائل غير انديشه ای از قبيل عادت ها، تقليدها و مبانی وراثتی ، ايجاد كرده است .

از نظر وی نوع اول پذيرفتنی است بر خلاف نوع دوم : بسيار تفاوت است ميان آزادی تفكر و آزادی عقيده اگر اعتقادی بر مبنای تفكر باشد، عقيده ای داشته باشيم كه ريشه آن تفكر است ، اسلام چنين عقيده ای را می پذيرد، غير از اين عقيده را اساسا قبول ندارد. آزادی اين عقيده آزادی فكر است . اما عقايدی كه بر مبنای وراثتی و تقليدی و از روی جهالت به خاطر فكر نكردن و تسليم شدن در مقابل عوامل ضد فكر در انسان پيدا شده است ، اينها را هرگز اسلام به نام آزادی عقيده نمی پذيرد. (330)

بنابراين می توان گفت كه آزادی عقيده اگر بر اساس تفكر باشد همان آزادی تفكر بوده و قابل پذيرش است . به سخن ديگر، می توان تفاوت ميان آزادی تفكر و آزادی عقيده و اقسام آزادی عقيده را بر اساس فرق ميان فكر و عقيده از نگاه مطهری توضيح داد. از نظر او فرق است ميان فكر و تفكر و ميان عقيده ، تفكر قوه ای است در انسان ناشی از عقل داشتن.

انسان چون يك موجود عاقلی است ، موجود متفكری است ، قدرت دارد در مسائل تفكر كند اسلام در مسئله تفكر نه تنها آزادی تفكر داده است ، بلكه يكی از واجبات در اسلام تفكر است ، يكی از عبادت ها در اسلام تفكر است ... (اما) عقيده البته در اصل لغت اعتقاد است . اعتقاد از ماده عقد و انعقاد و... است ، بستن است ، منعقد شدن است ... دل بستن انسان به يك چيز دو گونه است : ممكن است مبنای اعتقاد انسان ، مبنای دل بستن انسان ، مبنای انقعاد روح انسان همان تفكر باشد، در اين صورت عقيده اش بر مبنای تفكر است ، ولی گاهی انسان به چيزی اعتقاد پيدا می كند و اين اعتقاد بيشتر كار دل است ، كار احساسات است نه كار عقل (331)

بنابراين ، آزادی تفكر از واجبات دين اسلام محسوب می شود و آزادی عقايدی كه بر اساس تفكر شكل گرفته باشد مورد پذيرش اسلام است . اين تفاوت ها بر اساس تفاوت مفهومی فكر و عقيده و نحوه شكل گيری عقيده ها قابل تبيين است .

جمع بندی 

آنچه كه گذشت ، تاملی بود در آرا و انديشه های مطهری برای فهم مقوله آزادی به عنوان يكی از مولفه های اساسی انديشه و تفكر او. از آنجا كه آزادی ، به نظر استاد مطهری ، جايگاه والايی در اسام به خود اختصاص ‍ داده ، در اين مقاله ، آزادی را در آرا و انديشه های مطهری به بحث گذارديم با توجه به اينكه فهم مفهوم آزادی از نظرگاه وی بدون مراجعه به مبانی نظری و ايضاح آنان ميسر نبود، تلاش كرديم با استناد به نوشته ها و آثار ايشان ، ابتدا مبانی آزادی را از ديدگاه او بررسی كرده ، سپس مفهوم و اقسام آزادی را بيان كنيم.

برخی از نكته های اصلی كه نتايج اين تحقيق مختصر را شكل می دهند، عبارتند از:

1. با توجه به اين كه هدف اصلی انبيا آزاد سازی بشر از اسارت ها و بندگی ها بوده و با عنايت به ضرورت اعتقاد و ايمان آزادانه به خداوند و اسلام آزادی از نگاه مطهری ، جايگاه برجسته ای در اسلام و تعاليم اسلامی پيدا می كند و به واقعيتی مقدس تبديل می گردد.

2. اصول اختيار، فطرت و عقل ، اراده و تكامل انسان از جمله مهم ترين مبانی نظری است كه مطهری بر اساس آنها، اصل آزادی را به رسميت می شناسد. از اينرو، فهم مفهوم آزادی و محدوديت های آن بدون توجه به اين مبانی امكان پذير نيست .

3. آزادی از ديدگاه مطهری يعنی نبودن مانع ، نبودن جبر و نبودن هيچ قيدی در راه رشد و تكامل انسان ، آزادی يعنی اين كه مانع برای بروز استعدادهای كلی افراد بشر وجود نداشته باشد.

4. با توجه به الگوی نظری خاصی كه مولفه های آزادی را سه مولفه فاعل (عامل )، مانع (رادع ) و هدف (غايت ) می داند، می توان اقسام آزادی را در آرا و انديشه های مطهری تبيين كرد.

بر اين اساس، فرد عنصر اول ، و طبيعت ، سنت ها و قوانين موجود در جامعه انسان های ديگر، هواهای نفسانی و دين و اعتقادات عنصر دوم و سعادت ، تكامل و تكليف عنصر سوم مفهوم آزادی محسوب می شوند كه بر اساس رابطه فرد با هر يك از موانع مذكور (عنصر دوم ) قسم خاصی از آزادی شكل می گيرد كه به ترتيب عبارتند از: آزادی انسان را اسارت طبيعت ، آزادی انسان از سنت ها و قوانين جامعه ، آزادی انسان از محكوميت انسان های ديگر يا آزادی اجتماعی - سياسی ، آزادی انسان از هواهای نفسانی خود يا آزادی معنوی و آزادی عقيده و تفكر.

منابع: 

1. مطهری ، مرتضی ، گفتارهای معنوی ، چاپ هشتم : انتشارات صدرا، تهران 1368

2. ده گفتار، انتشارات صدرا، تهران 1366
3. پيرامون انقلاب اسلامی ، چاپ ششم : انتشارت صدرا تهران 1370
4. پيرامون جمهوری اسلامی : انتشارات صدرا، تهران 1364
5. فلسفه اخلاق ، چاپ سيزدهم : انتشارات صدرا، تهران 1373
6. حق و باطل : انتشارات صدرا، تهران 1363
7. فلسفه تاريخ ، چاپ سوم : انتشارات صدرا تهران 1373
8. انسان كامل ، انتشارات صدرا تهران ، 1367
9. نظام حقوق زن در اسلام ، انتشارات صدرا تهران 1357
10. جهاد انتشارت صدرا تهران 1367
11. مجموعه آثار ج 1 (انسان و سرنوشت ) ج 2 (انسان و قرآن ) ج 3 (كلام )
و ج 6 (اصول فلسفه و روش رئاليسم (3) انتشارات صدرا تهران 1374
12. ميراحمدی ، منصور، آزادی در فلسفه سياسی اسلام ، پژوهشكده انديشه سياسی اسلام مركز مطالعات و تحقيقات اسلامی (در دست نشر است ).
Nj ,Lands High Atlantic,INC International press Humanities, freedom,TimGray . 131991
 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

امر به معروف و نهی از منکر
   آیه شریفه : الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ... (سوره توبه ، آیه 71)ترجمه : مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی از منکر می‌کنند، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند.روایت : قال الباقر(ع) : ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبياء و منهاج الصالحين فريضة عظيمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المكاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و يتصف من الاعداء و يستقيم الامر. ( تهذيب الأحكام ، ج6 ،ص ١٨٠و اصول کافی ، ج5 ، ص 55)ترجمه : امام...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

HTML 5نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید