ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالآرمانهاي حكومت از ديدگاه امام علياحيا و اقامه حق و دفع باطل

احيا و اقامه حق و دفع باطل

منتشرشده در آرمانهاي حكومت از ديدگاه امام علي یکشنبه, 06 مرداد 1392 18:27
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

احيا و اقامه حق و دفع باطل

اقامه و احيای حق و دفع باطل، از بزرگترين آرمانهای حكومت از ديد علی(ع) است و امام(ع) بارها مبنا و دليل پذيرش حكومت را اقامه حق و ممانعت از باطل و مبارزه با آن اعلام نموده است.

عبدالله بن عباس می گويد: «در منطقه »ذی قار« در گذرگاه جنگ بصره، شرفياب محضر امير مؤمنان(ع) شدم. ديدم نعلين خود را وصله می زند. در اين حال رو به من كرد و گفت: اين نعل چقدر ارزش دارد؟ در پاسخ گفتم: قيمتی ندارد. علی(ع) فرمود: به خدا قسم! اين نعل كهنه در نظر من ارزشمندتر از حكومت بر شماست، مگر آن كه بتوانم حقی را بر پا دارم يا جلوی باطلی را بگيرم (1)».

بدين ترتيب امام(ع)، اقامه حق و دفع باطل را اساسی ترين وظيفه خويش می شناسد و حكومت را برای تحقق حق به دست گرفته است. در سايه اين وظيفه است كه وظايف اصلی ديگر سامان می يابد و زمينه های سير به سوی اهداف متعالی در دولت حق فراهم می شود و امنيت لازم به دست می آيد و دينداری، معنايی حقيقی می يابد.

شايان ذكر است «حق» در نهج البلاغه به دو طريق استعمال گشته است؛ يكی: حق در برابر ناحق به معنای «عدل» در برابر «ظلم»؛ ديگری حق به معنای «صحيح» در برابر باطل (ناصحيح). عدم رعايت و ترك اين دو جهت توسط مردم، منشأ پيدايش جنگهای دوران حكومت اميرالمؤمنين(ع) شد.

امام(ع) پايه حكومت خويش را بر اساس اقامه عدل و بازگرداندن امور اجتماعی به مجاری اسلامی بنا نهاد. ايشان در مورد حق مداری پيامبر(ص) می فرمايد: «و كان عوناً بالحق علی صاحبه، و المعلنِ للحقَّ بالحقِّ؛ (2) [پيامبر] كمك و ياور حق بود و با حق، صاحب حق را كمك می كرد، اما نه به هر روشی، حتی باطل و ناصحيح، بلكه به وسيله حق، حق را آشكار می ساخت».

از ديد امام(ع) نظر اكثريت همواره موافق و مقارن با حق و حقيقت نيست، امام پايه حكومت خود را بر پيروی از حق و اقامه آن نهاده بود و خود، محور و مفسر حق بود. از اين رو هرگاه اكثر جامعه، از حق پيروی می كردند، پيشرو آنان بود، ولی اگر از حق سر باز می زدند، او همچنان با حق بود و از جدايی اكثريت باطل، بيم نداشت.

همچنانكه به عمار می فرمايد: «ای عمار! اگر ديدی علی از راهی رفت و همه مردم از راه ديگر، تو با علی برو و ساير مردم را رها كن. يقين بدان علی هرگز تو را به راه هلاكت نمی برد و از شاهراه رستگاری خارج نمی سازد». (3).

(1). همان، خ33، ص111.
(2). سيدابراهيم علوی، مجموعه مقالات اصول و شيوه های حكومت اسلامی، ص160.
(3). كنز العمال، ج12، حديث ش 1212، چاپ حيدرآباد.

تحقق عدالت

يكی از اساسی ترين آرمانهای حكومت علوی، تحقق و اقامه عدالت است و امام(ع) حكومت را برای تحقق عدالت، از جمله استيفای حقوق پذيرفت: «وَ ما اَخَذَ اللهُ علی العلماء الاّ يُقارُّوا علی كِظَّةِ ظالم، و لا سَغَبِ مظلوم، لاَلقيتُ حبلها علی غاربَها، و لسقَيْتُ آخرها بكاسِ اوّلها؛ (1)

اگر خداوند از عالمان پيمانی سخت نگرفته بود كه در برابر شكمبارگی ستمگر و گرسنگی ستمديده، آرام و قرار نگيرند، بی تأمل رشته حكومت را از دست می گذاشتم و پايانش را چون آغازش می انگاشتم و چون گذشته، خود را به كناری می كشيدم». عدالت ورزی از ديد امام(ع) مايه روشنی چشم زمامداران و نفوذ محبت آنها در مردم و استحكام حكومت می شود: «آنچه بيشتر ديده واليان بدان روشن است، برقراری عدالت در شهرها، و ميان مردمان، دوستی پديدار شدن است.

دوستی آنان آشكار نگردد، جز آنگاه كه دل ايشان بی گزند شود، و خيرخواهی آنها راست نيايد، جز آنكه واليان را برای كارهای خود نگه دارند و دوام حكومت آنان را سنگين نشمارند و گفتگو از دير ماندنِ آنان را بر سر كار واگذارند». (2)

برقراری عدالت به تعبير امام، اقامه حدود الهی است كه در سايه آن همه چيز احيا شده و راست می گردد.

به باور ايشان نقش عدالت چنين است: «جعل الله سبحانه العدلَ قَوام الاَنام، و تنزيهاً من المظالم و الْاثام و تسنيةً للإسلام؛ (3) خدای سبحان عدالت را مايه استواری انسانها و ستون زندگانی آنها، و سبب پاكی از ستمكاريها و گناهان و روشنی چراغ اسلام قرار داد».

و نيز فرمود: «بالعدل تصلح الرّعية؛ (4) با عدالت مردمان اصلاح می شوند». شرح ديدگاههای امام(ع) در باره عدالت، در اين مقال نمی گنجد. می توان گفت هر نوع نابسامانی، نشان از بی عدالتی است. اگر عدالت هدف حكومت قرار گيرد و لوازم تحقق آن فراهم آيد، جامعه و امور سامان می يابد و همگان لباس عافيت و سلامت و كرامت به تن می نمايند. (5)

علی(ع) حكومت را در اين جهت سير داد، چنانكه در ضمن خطبه ای خطاب به مردم فرمود: «و الْبَسْتُكُمُ العافيةَ مِن عَدْلی؛ (6) از عدالت خود، لباس عافيت بر تنتان كردم».

(1). نهج البلاغه، خ 3، بند 17، ص52.
(2). همان، نامه 53، بند 36، ص1006.
(3). غرر الحكم، ج1، ص335.
(4). همان، ص292.
(5). مصطفی دلشاد تهرانی، حكومت حكمت، ص79، خانه انديشه جوان، تهران، 1377.
(6). نهج البلاغه، خ 86، بند 17، ص215.

تامين امنيت

امنيت، مبتنی بر نظم و قانون الهی همواره مورد تأكيد امام علی(ع) و از اهداف و آرمانهای عاليه ايشان بود. امام مانند ساير انديشوران اسلامی، به خاطر ضرورت وجود امنيت و قدرتی نظم آفرين، معتقد به محال بودن عدم وجود حكومت است و حتی حكومت بَد و قوانين نامطلوب را، از هرج و مرج و بی قانونی بهتر و آسيب و تباهی اش را كمتر می داند، زيرا در برابر بی قانونی و هرج و مرج، تمام راههای نجات مسدود و كليه امور و حدود تعطيل می گردد و فتنه حاكم می شود.

امير مؤمنان(ع) عدم وجود نظم اجتماعی و قانونمداری و به دنبال آن برقراری امنيت را از اسارت انسان در چنگال حيوانی درنده بدتر می داند و می فرمايد: «امام عادل خير من مطر وابل [و] سَبُعٌ حطوم اكُولٌ خيرٌ من والٍ غشوم ظلوم، و والٍ غشومٌ ظلومٌ خيرٌ من فتنةٍ تدوم (1)؛ پيشوای دادگر، از باران پيوسته [كه همه چيز را بارور می كند] بهتر است، و جانور درنده و آدمخوار، از فرمانروای ستمكار بهتر است، و فرمانروای بيدادگر از ادامه هرج و مرج نيكوتر است».

با توجه به استنادات قبلی، امير مؤمنان(ع) فراهم كردن امنيت همه جانبه را مقصد اساسی می دانست كه در سايه آن رشد و تعالی مردمان سامان می يابد. (2) امام(ع) اسلام را مايه امنيت اساسی معرفی كرده و فرموده است: «الحمد لله الذی شرع الاسلام ... فجعله أَمْناً لمن عَلِقَهُ؛ (3) سپاس خدای را كه راه اسلام را گشود ... و آن را برای هر كه به آن چنگ زند، امنيت قرار داد».

از اين رو، يكی از راههای دستيابی به امنيت، آموزش آموزه های دينی به مردم است. علی(ع) از جوانب ديگری به موضوع امنيت و آرمان تأمين كامل آن پرداخته اند. ايشان در باره ضرورت دستگاه اطلاعاتی، در نامه مالك اشتر و نامه ديگر (نامه 45 نهج البلاغه) بياناتی دارند.

در مورد ضرورت و اهميت مرزبانی و مرزداری، سخنان امام (نامه 33) ناظر بر اين موضوع است. از سويی ديگر ضرورت تشكيل سپاه و تقويت نيروهای رزمی را می توان در نامه های 12 و 16 و 53 و خطبه های 12 و 10 و 63 ملاحظه كرد. (4).

(1). حكومت حكمت، ص60، به نقل از ابوعبدالله محمد بن سلامه القضاعی، دستور معالم الحكم و مأثور مكارم الشيم، ص21، الطبعة الاولی، دارالكتاب العربی، بيروت، 1401.
(2). نهج البلاغه، حكمت 131، بند 3، ص407.
(3). همان، خ105، بند 1، ص313.
(4). علی(ع) در باب فنون جنگی و آداب رزم بيانات متعددی دارد. برای نمونه ر.ك: اويس كريم محمد، المعجم الموضوعی لنهج البلاغه، ص230 ـ 236، مشهد، مجمع البحوث الاسلاميه، 1408.

تحقق وحدت امت در پرتو حكومت رهبری الهی

حكومت از ديد امام علی(ع) نقش مستقيم و مؤثری در وحدت و يكپارچگی امت دارد، زيرا امتی كه با داشتن هدف الهی، در مسير تكامل گام برمی دارد، به ناچار بايد به رهبری تمسك جويد كه تبلوری از آرمان الهی و مورد قبول و پذيرش و مقتدا و دليل تحرك و پويايی باشد.

امام در خطبه 146 با اشاره به سياستی كه زمامدار جهت حفظ نظام بايد به كار گيرد، لزوم حكومت و نقش آن در وحدت امت را چنين بيان می فرمايد: «و مكان القيِّم بالامر مكان النظام من الخَرَز يَجمعُهُ و يضُّمهُ فاذا انقطعَ النظامُ تَفَرَّق و ذهب ثم لم يجتمع بحذافيره ابداً (1)؛ نقش زمامدار نسبت به ملت، مانند رشته ای است كه مُهره ها را گرد آورده و به يكديگر پيوند می دهد.

اگر رشته بگسلد، دانه ها از هم می پاشد و به تمامی گرد نمی آيند». امام(ع) با اين تشبيه ساده خاطرنشان می سازد آرمان عالیِ وحدت امت، بستگی به وجود قيم و سرپرستی دارد كه به دور از اختلاف نظرها و جدای از عوامل تفرقه و تبعيض، امت را در يك محور بنيادين گرد آورد و متشكل سازد و از تشتت و تفرق، كه سبب آسيب پذيری است، مصونيت دهد.

طبيعی است چنين توفيقی برای هر زمامدار حاصل نمی آيد، بلكه زمامداری صالح بايد، تا با توجه به رمز وحدت و با اهتمام به پر كردن شكافها و در هم ريختن ديوارهای تبعيض، جاده اتحاد و همبستگی امت را در پرتو مكتب توحيد هموار سازد. (2).

(1). نهج البلاغه، خ146، بند 2، ص442.
(2). محمدتقی رهبر، درسهايی سياسی از نهج البلاغه، ص48، تهران، اميركبير، 1364.

تامين رفاه عمومی

فراهم آوردن رفاه و آسايش و تحقق كفاف در زندگی برای تمامی اقشار اجتماع، از اهداف اساسی حكومت علوی بود كه زمينه ساز تعالی و بالندگی معنوی می باشد.

امام(ع) در حكمتی بليغ در اين باره می فرمايد: «من اقتصر علی بُلْغَةِ الكَفافِ فقد انتظمَ الراحَة، و تَبوَّأَ خَفْضَ الدَّعَةِ (1)؛ هر كس به مقدار نياز اكتفا كند، آسايش و راحتی خود را فراهم آورد و گشايش و آرامش به دست آورد».

امام(ع) در حيطه حكومت خود، حداقل نياز معيشتی همگان را تأمين كرد و در راه فقرزدايی و تأمين معيشت گامهای جدی برداشت. خود می فرمايد: «ما اصبح بالكوفة احدٌ الّا ناعماً، اِنَّ اَدْناهم مَنزلَةً لَيَأْكل البُرَّ و يجلسُ فی الظِّلِّ، و يَشْرَبُ من ماء الفرات؛ (2) كسی در كوفه نيست كه در رفاه به سر نبرد، حتی پايين ترين افراد، نان گندم می خورند و سرپناه دارند و از آب فرات می آشامند».

در هر حال امام(ع) به رفاه عمومی توجهی تام داشت و عمران و آبادی سرزمينها و تأمين شرافتمندانه و كرامت مدارانه مردمان را از اهداف حكومت می دانست و همچنان كه در عهدنامه مالك آمده است حكومت را از ايجاد تنگنا و در مضيقه اقتصادی گذاشتن افراد بر حذر می داشت و ضمن تلاش برای تأمين رفاه افراد تحت حكومت، به مالك توصيه می كند كاركنان دولتی را از حيث مالی مستغنی كند تا به فسادهای مالی آلوده نشوند: «ثم اَسْبِغ عليهم الاَرزاقَ، فانّ ذلك قوةً لَهُم علی اسْتصلاح اَنفسهم و غنیً لهم عن تناول ما تحت اَيديهم، و حجة عليهم اِنْ خالفوا امرك اَو ثلموا اَمانتك (3)».

بديهی است رفاه عمومی جز با توزيع عادلانه و به حق ثروتها و درآمدهای جامعه تحقق پذير نيست و بدين سان ننگ استضعاف مالی، از دامن جامعه پاك می گردد. امام(ع) اين امر را از وظايف و اهداف زمامداران شمرده است (4): «اِنّه ليس علی الاِمام اِلّا ما حُمِّلَ مِنْ اَمر ربّه ... وَ اِصدارُ السُّهمان علی اهلها (5)؛ بر امام نيست جز آنچه از امر پروردگار به عهده او واگذار شده ... [از جمله:] رساندن سهمهای بيت المال به اهل آن».

(1). نهج البلاغه، حكمت 371.
(2). ابوجعفر محمد بن علی بن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج2، ص99، دارالاضوا، بيروت، 1405ق؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج40، ص327.
(3). نهج البلاغه، نامه 53، بند 44، ص1011.
(4). مصطفی دلشاد تهرانی، دولت آفتاب، ج اول، ص149 ـ 150، تهران، خانه انديشه جوان، چ اول، 1377.
(5). نهج البلاغه، خ105، بند 10، ص311.

بازدید 2057 بار

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

برقراری عدل
اِنَّ النّاسَ يَستَغنونَ اِذا عُدِلَ بَينَهُم وَ تُنزِلُ السَّماءُ رِزقَها وَ تُخرِجُ الارضُ بَرَكَتَها بِاِذنِ اللّه‏ِ تَعالى ؛اگر در ميان مردم عدالت برقرار شود، همه بى‏ نياز مى ‏شوند و به اذن خداوند متعال آسمان روزى خود را فرو مى‏ فرستد و زمين بركت خويش را بيرون مى‏ ريزد.كافى(ط-الاسلامیه) ج 3، ص 568، ح 6 {شبیه این حدیث در من لا یحضر الفقیه ج2 ، ص53 ، ح1677}

ادامه مطلب