آثار زيانبار انكار امامت

آثار زيانبار انكار امامت

جايگاه والاى امامت

هـمـان گـونـه كـه در درس دوم بـررسـى شـد، امـامت مقامى برتر از نبوت است و در قاموس دين جايگاه خاصى دارد، بگونه اى كه از ميان پيامبران فقط عده معدودى همانند ابراهيم (ع ) به اين مقام دست يافتند. براى توجه بيشتر به اهميّت مقام امامت ، به ذكر چند حديث ديگر مى پردازيم .

 حـضـرت رضـا(ع ) ضـمـن يـك حـديـث طـولانـی ويـژگـيـها و اهميت امام و امامت را بيان فرمود و در فقراتی از آن حديث چنين آمده است :

شـكوه مقام امامت و برتری مكان و جاه و جلال و بررسی حقيقت آن ، بالاتر از آن است كه اين مردم با عقل ناقصشان بتوانند به ارزيابی آن بپردازند يا انديشه درستی درباره آن داشته باشند يـا بـه اخـتيار خود پيشوايی را برای سرو سامان دادن به كارهای خويش انتخاب كنند. امامت مقام ويژه ای بود كه خداوند پس از منصب نبوت و خلّت (دوستی ) درمرتبه سوم به حضرت ابراهيم ارزانـی داشـتـه و او را بـه وسـيـله آن شرافتمند گردانيده ... اين آيه (آيه ابتلا) پيشوايی هر فـرد سـتـمـكـار را تـا روز قـيـامـت بـاطل كرد و آن را ويژه پاكان برجسته قرار داد... همانا امامت مـنـزلت انـبـيـا و ارث اوصـيـاسـت ، امـامـت جـانـشـيـنـی خـدا و رسـول اسـت و مـقام اميرمؤ منان و ميراث حسن و حسين است ... امامت ريشه اسلام بالنده و شاخه سر بـلنـد آن اسـت ... امـام ، امـيـن خـداونـد در روی زمـيـن و حـجـّت او بـر بـنـدگـانـش و جـانشين او در سرزمينهايش است ... .(264)

در اهـمـيـت مـقـام امـامـت هـمـيـن بـس كـه رسـول اكـرم (ص ) آن را عدل قرآن قرار داد و يكی و دوری از ديگری را موجب گمراهی از مسير هدايت دانست و فرمود:

من در ميان شما دو چيز گرانبها و سنگين می گذارم كه يكی بزرگتر از ديگری است : كتاب خدا كـه ريـسـمـانـی كـشـيـده از آسـمـان تـا زمـيـن اسـت و عـتـرتـم ، اهـل بـيتم ، آنهاهرگز از همديگر جدا نمی شوند تا اينكه در روز قيامت كنار حوض كوثر بر من وارد شوند.

فوايد اعتقاد به امامت

1 ـ وقـتـی كـسی معتقد به امامت بود، برای بدست آوردن احكام خدا و سنّت پيامبر به امام مراجعه مـی كـنـد.(265) مـعـتـقد به امامت ، گفتار و رفتار امامان را برای خود حجّت می داند و در سـيـره عـمـلی خـود بـه امـامـان اقـتـدا مـی كـنـد، در نـتـيـجـه بـه سـعـادت دنـيـا و آخـرت نايل می شود. خلاصه كلام آنكه معتقد به امامت به اسلام ناب محمّدی (ص ) دسترسی دارد.

2 ـ اعـتـقاد به امامت ، موجب صحّت و قبولی اعمال و عبادات در پيشگاه خداوند است . علامه مجلسی در ايـن زمـيـنـه مـی گـويـد: امـامـيـه اتـفـاق و اجـمـاع دارنـد كـه ايـمـان شـرط صـحـّت و قـبولی اعـمـال است واز جمله ايمان ، اقرار به ولايت و امامت تمامی امامان (ع ) است و اخبار در اين مورد بين خاصه و عامه در حد تواتر است .(266)

در اين زمينه به ذكر يك روايت بسنده می كنيم :

امام سجاد(ع ) به نقل از پيامبر(ص ) فرمود:

((... لَوْ اءَنَّ عـَبـْدا جـاءَ يـَوْمَ الْقـِيـامـَةِ بـِعَمَلِ سَبْعينَ نَبِيّا ما قَبِلَ اللّهُ ذلِكَ مِنْهُ حَتّی يَلْقاهُ بِوِلايَتی وَ وِلايَةِ اءَهْلِ بَيْتی ))(267)

اگـر بـنـده ای در روز قـيـامـت عـمـل هـفـتـاد پـيـامـبـر را بـيـاورد، خـداونـد از او قـبـول نـمـی كـنـد مـگـر خـدا را مـلاقـات كـنـد بـه ولايـت مـن و اهل بيتم .

مراتب انكار امامت

بـا تـوجـه بـه اهـمـيـّت و جـايـگاه ويژه امامت ، انكار امامت انكار امری مهم و سرنوشت ساز است ، بـگـونـه ای كه با هيچ امر ديگری قابل جبران نيست و موجب محروميّت از فوايد آن می شود و در بعضی مراتب موجب كفر نيز می گردد. اكنون مراتب انكار امامت را بررسی می كنيم :

1 ـ يـك مرتبه از انكار ولايت ، انكار از روی نادانی و قصور فهم است ، بطوری كه فرد منكر، به عقايد باطل خودش يقين دارد و در نظرش اعتقاد به امامت جزو دين نيست .

چـنـيـن كـسـی را در اصـطـلاح جـاهـل قـاصـر مـی گـويـنـد و مـی شـود گـفـت كـه بـيـشـتـر اهـل سـنـّت در ايـن قـسـم مـی گـنجند. اعمال اين دسته صحيح است ، امّا چون راه را گم كرده و به اصـطـلاح ((ضـالّنـد)) كـارشـان بـا خـداونـد بـوده و مـمـكـن اسـت خـداونـد مـتـعـال بـرای قـبـول كـردن اعـمـالشـان ، بـعـد از مـرگ با عرضه ولايت ، آزمايشی از آنان به عمل آورد.

2 ـ فـردی از روی عـلم و آگـاهـی مـنـكـر امـامـت بـاشـد، بدون اينكه انكارش از روی لجاجت و عناد باشد، مانند افراد كميابی از عالمان اهل سنّت كه ممكن است با مطالعه روايات موجود در صحاح در زمـيـنـه امـامـت ، به حقانيت خلافت بلا فصل علی (ع ) پی برده باشند، امّا از علم خود پيروی نكنند و در عين حال هيچ گونه محاربه و ناسزاگويی هم نسبت به امامان نداشته باشند.

چـنـيـن افـرادی بـطـور قـطـع فـاسـقـنـد و از فـوايـد اعـتـقـاد بـه امـامـت مـثـل قبولی اعمال محرومند و اگر انكارشان به انكار نبوت و رسالت منجر شود، كافر نيز می باشند، همچنان كه در مورد انكار هر ضروری دين چنين است .(268)

ابی سلمه از امام صادق (ع ) نقل می كند كه فرمود:

((نَحْنُ الَّذينَ فَرَضَ اللّهُ طاعَتَنا لا يَسَعُ النّاسُ اِلاّ مَعْرِفَتَنا وَ لا يَعْذِرُ النّاسَ بِجَهالَتِنا، مَنْ عـَرَفـَنـا كـانَ مـُؤْمـِنـا وَ مَنْ اءَنْكَرَنا كانَ كافِرا وَ مَنْ لَمْ يَعْرِفْنا وَ لَمْ يُنْكِرْنا كانَ ضالاّ حَتّی يـَرْجـِعَ اِلَی الْهـُدَی الَّذی افـْتـَرَضَ اللّهُ عـَلَيـْهِ مـِنْ طـاعَتِنَا الْواجِبَةِ فَاِنْ يَمُتْ عَلی ضَلالَتِهِ يَفْعَلُ اللّهُ بِهِ ما يَشاءُ))(269)

مـا كـسـانـی هـسـتـيـم كه خداوند اطاعت ما را واجب كرده است مردم نسبت به معرفت ما در وسعت نيستند (بـايـد مـا را بـشـناسند) و در جهالتشان نسبت به ما، معذور نيستند. كسی كه ما را بشناسد مؤ من است و كسی كه ما را انكار كند كافر است و كسی كه ما را نشناسد و ما را انكار نكند، گمراه است تـا برگردد به هدايتی كه خدا بر او واجب كرده از اطاعت واجب ما پس اگر در همان گمراهی اش بميرد، خداوند آنچه بخواهد با او می كند.

بديهی است كه احكام هر سه مرتبه ياد شده از اين روايت استفاده می شود.

منكر بعضی از امامان همانند منكر همه آنهاست

حسن بن علی وشّا گويد: حضرت رضا(ع ) مرا وقتی كه در مرو بوديم نزد خود خواند و فرمود:

ای حـسـن ، عـلی بـن ابـی حـمـزه بـطائنی امروز مرد و همين ساعت او را دفن كردند. دو فرشته در قـبرش داخل شدند و سؤ ال كردند: پروردگارت كيست ؟ گفت : اللّه تعالی . گفتند: پيامبر تو كـيـسـت ؟ گـفـت : مـحـمـّد صلی اللّه عليه و آله . گفتند: ولیّ (امام ) تو كيست ؟ گفت علی بن ابی طـالب (ع ). گفتند: بعد از او كيست ؟ گفت : حسن (ع ). پس يك يك امامها را گفت تا به موسی بن جعفر (ع ) رسيد. پرسيدند: بعد از موسی بن جعفر كيست ؟ سخن در دهان گردانيد و جواب نگفت : زجرش دادند و گفتند: بگو امام بعد كيست ؟ او سكوت كرد. فرشتگان گفتند: آيا موسی بن جعفر تو را به اين عقيده امر كرده است ؟! پس با عمودی از آتش او را زدند و قبر او را تا روز قيامت از آتـش ‍ بـرافـروخـتـنـد. سـپس من از نزد آقايم بيرون آمدم و آن روز را تاريخ گذاشتم . پس چند روزی نـگـذشـت كـه خـبـر مرگ بطائنی به وسيله نامه هايی از كوفه به من رسيد كه در همان روزی كـه حـضـرت خبر داد واقع شده بود و در همان ساعتی كه حضرت خبر داده بود، او را دفن كرده بودند.(270)

بـنـابـرايـن ، ولايـت كـسـی تـمـام و مـورد قـبـول اسـت كـه ولايـت و امـامـت تـمـامـی امـامـان را قبول داشته باشد.

از پيامبر اكرم (ص ) نقل شده كه فرمود:

((... ای علی ، تو و امامان از فرزندانت بعد از من ، حجّتهای خدا بر خلقش هستيد... پس كسی كه يـكی از شما را انكار كند، بتحقيق مرا انكار كرده است و كسی كه يكی از شما را نافرمانی كند، بـتـحـقيق مرا نافرمانی كرده و كسی كه به يكی از شما جفا كند، بتحقيق به من جفا كرده است ... .))(271)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

تکیه بر پشتوانه های مردمی
آیه شریفه : وَيَا قَوْم مَنْ يَنْصُرنِي مِنْ اللَّه إِنْ طَرَدْتهمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (سوره مبارکه هود ، آیه 30)ترجمه : ای قوم من ، اگر آن ها (توده مردم مومن) را از نزد خود برانم ، چه کسی مرا از عقوبت الهی مصون خواهد داشت ، آیا توجه نمی کنید (که کار من در اعتماد داشتن به مردم دست است؟).روایت : قال علی (ع): ... وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ اَلْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي اَلْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي اَلْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى اَلرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ اَلْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى اَلْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ اَلْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى اَلْعَامَّةِ وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ اَلرَّعِ...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید