نقش امام در حفظ دين و رهبرى امت

نقش امام در حفظ دين و رهبرى امت

نقش اعتقادى و فرهنگى امام

پـيـامـبـر اسـلام با عرضه دين كامل و جامع ، تحولى همه جانبه در جامعه آن روز پديد آورد كه آثـار آن تـا بـه امـروز ادامـه داشـتـه و در حـال گـسـترش نيز هست . پيداست كه اگر تعليمات پيامبر(ص ) توسط افراد معصومى ادامه پيدا مى كرد و زمام امور جامعه به دست آنان مى افتاد، وضع جهان امروز، غير از اين بود كه اكنون مى بينيم . در اينجا بطور فشرده عواملى را كه ممكن بود در به انحراف كشاندن دين و فرهنگ جامعه نوپاى اسلامى مؤ ثر باشد بررسى مى كنيم تـا بـبـيـنـيـم امـام چـه نـقـشـى در حـراسـت از ديـن و امـت دارد و اگـر جـامـعـه آن روز رهـبـرى اهـل بـيـت پـيـامبر(ص ) را پذيرفته بود، چگونه از انحرافات مختلف محفوظ مى ماند و در فهم دينى راه خطا نمى رفت .

 

عوامل مؤ ثر در انحرافات اعتقادی و فرهنگی

الف ـ بقای رسوبات اعتقادی و فرهنگی زمان جاهليت :

هـر چـنـد پـيـامـبـر اسلام توانست مردم را از بت پرستی به خداپرستی در آورد و افراد زبده و ممتازی تربيت كند، امّا پيداست جامعه ای كه سالهای طولانی به بت پرستی عادت داشته و به جـهـان بعد از مرگ اعتقادی نداشته و فرهنگ تفاخر به نياكان و امتيازات قبيلگی بر اذهان آنان حـاكم بوده و ... به اين زوديها دست از اين خرافات بر نمی دارد و ممكن است افراد كم ايمان يا منافقانی كه به خاطر شرايط محيط، در ظاهر به اسلام گرايش پيدا كرده اند، اگر هم نتوانند دوبـاره شـعـار بـت پـرسـتـی را تـجـديـد كنند، انحرافات شاهد براين مطلب آنكه در زمان خود پـيـامبر (ص ) نيز چنين افرادی ، بارها و حتّی در آخرين روزهای عمر آن حضرت با پيامبر(ص ) مخالفت كردند.

ابـن عـبـاس نـقـل مـی كـنـد كـه رسـول خـدا(ص ) (در سـاعـات آخر عمرش ) فرمود: لوح و دواتی بـيـاوريـد بـرای شـمـا نـوشته ای بنويسم كه بعد از من هرگز گمراه نشويد پس (بعضی از افرادی كه آنجا بودند) گفتند: رسول خدا هذيان می گويد.(178)

ب ـ بازی كردن منحرفان با آيات قرآن :

قرآن مطالب خود را به صورت كلی عرضه كرده و اگر امام معصوم نباشد كه با علم الهی خود مراد خدا را تبيين كند، هر دسته ای از مردم می تواند برای خود عقيده و مسلكی اتخاذ كند و برای اثـبـات صـحّت آن به قرآن استدلال كرده و از آن برای خود كمك بگيرد و در نتيجه فرقه ها و مسلكهای مختلفی پيدا می شود كه خود پيامبر نيز از آن خبر داده است .(179)

امـام بـه عـنـوان وارث عـلم و كـمـالات پـيـامـبـر(ص )، راه آن حضرت را ادامه داده می تواند جلوی لغـزشـهـای اعـتـقـادی و فـرهـنگی جامعه بايستد، گمراهان را هدايت و بدخواهان را به كيفر خود برساند تا جامعه به سلامت در ساحل نجات پهلو بگيرد و به اهداف آفرينش برسد.

نقش امام معصوم در حفظ عقيده و اخلاق امّت همانند طبيبی است كه با تزريق واكسن ، سلامت فرد را در بـرابـر بـيـمـاريـهـای واگـيـر بـيـمه می كند. جامعه اسلامی بعد از پيامبر(ص ) هر چند با نپذيرفتن امامت و رهبری اهل بيت رسول خدا(ص )، ضربه های جدّی خورد، امّا اگر همان تعليمات امامان نبود، انحرافات اعتقادی و فرهنگی بيشتری دامنگير مردم می شد.

اسحاق بن عمار می گويد: از امام صادق (ع ) شنيدم كه فرمود:

بـحـقـيـقـت كه زمين هيچ گاه از وجود امام خالی نمی شود، برای اينكه اگر مسلمانها چيزی را به اسـلام افـزودنـد امام آنها را به اسلام راستين باز گرداند و اگر چيزی از آن كاستند، امام چهره تمام و جامع آن را بيان كند.(180)

همانند امام صادق (ع ) كه در زمان خود با كافران (ماترياليستهای آن زمان ) متكلمان ، صوفيها و مـكـتـبـهـای فـقـهـی مـنـحرف برخورد می كرد و اسلام واقعی را تبليغ می نمود. همچنين حضرت رضـا(ع ) بـا پـيـروان مـذهـبـهـای مـخـتـلف بـحـث و گـفـتـگـو مـی كـرد وهـمـه را بـا بـرهـان و اسـتـدلال مـجـاب مـی كند. همين طور بقيه امامان طبق شرايطی كه بر ايشان فراهم می شد، اسلام ناب محمّدی را تبليغ می كردند.(181)

نقش سياسی امام

پـيـامـبـر اسـلام (ص ) بـنـيـان يك حكومت الهی را پی ريزی كرد، پيداست كه اگر امام معصومی رهـبـری سـيـاسـی حكومت بعد از پيامبر(ص ) را به عهده نگيرد، اين موهبت آسمانی بازيچه دست هـوسـبـازان و جـاه طلبان گشته و دين و حكومت وسيله ای برای رسيدن به مقاصد دنيوی آنها می شود. نقش امام در اين زمينه ، جلوگيری از دستاويز شدن حكومت الهی پيامبر(ص ) توسط افراد پست و هدايت مردم و سازماندهی نيروها و استعدادهای جامعه به سوی يك زندگی شرافتمندانه و الهی است تا بيشترين استفاده را از امكانات موجود ببرند.

امام رضا(ع ) در اين زمينه چنين فرمود:

امامت ، زمامداری دين و نظام مسلمانان و موجب صلاح دنيا و عزّت مؤ منان است ، تماميّت نماز و زكات و روزه و حـج و جـهـاد بـه امـام اسـت و زيـادی فـی ء (182) و صـدقـات (ماليات اسلامی ) و جـريـان حـدود و احـكام و منع مرزها و اطراف (كشور اسلامی از دستبرد ظالمان ) با وجود امام امكان پذير است .(183)

نقش امام در برقراری عدالت اجتماعی

امـام مـسـؤول بـرقـراری عـدالت اجـتـمـاعی و توازن اقتصادی بين گروههای مختلف جامعه و مسؤ ول مبارزه با هر گونه استثمار و فقر می باشد. او بايد به تمامی افراد مملكت يكسان بنگرد و در توزيع بيت المال به كسی ظلم و اجحاف نكند.

وظايف امام را در برقراری عدالت اجتماعی در امور زير می توان خلاصه كرد:

الف ـ مبارزه با استثمار و هر گونه بهره كشی ظالمانه از مردم :

حضرت علی (ع ) در مبارزه با كسبهای حرام و روشهای ظالمانه در تلاشهای اقتصادی ، در نامه ای به مالك اشتر،بعداز آنكه در مورد نيكی به تاجران و صنعتگران سفارش ‍ می كند، چنين می نويسد:

((با همه اين سفارشها كه درباره ايشان شد، بدان كه در بسياری از آنان صفت سختگيری بی انـدازه و بخل ورزی زشت و نكوهيده و احتكار اشياء برای گرانفروشی و به دلخواه نرخ نهادن در فـروخـتـنـيـهـا وجـود دارد ... پـس از احـتـكـار جـلوگـيـری كـن كـه رسـول خـدا(ص ) از آن مـنـع فـرمـوده اسـت . كـسـب و كـار در مـيان مردم بايد بر موازين عدالت و راسـتـی و نـرخـهـای مـنـاسـب اجـنـاس ، اسـتـقرار يابد تا موجب اجحاف و ستم نسبت به هيچ يك از خـريـداران و فـروشـنـدگـان نـشـود. پـس هر كس كه بعد از ابلاغ و اخطار تو همچنان دست به احـتـكـار و اجـحـاف بـزنـد، او را بـه كـيـفـر بـرسـان ، ولی در كـيـفـر دادن از حـدّ اعتدال تجاوز نكن .(184)

ب ـ جمع آوری ماليات و توزيع عادلانه آن :

در اين زمينه نامه علی (ع ) را به يكی از ماءمورين مالياتی اش بررسی می كنيم :

بـا پرهيزكاری و ترس از خداوند بی همتا، به سوی مردم حركت كن ... سپس بگو: ای بندگان خـدا، ولیّ خـدا و جـانـشـيـن او مرا به سوی شما فرستاده تا حق و سهم خدا از دارايی تان را، از شـما بستانم . آيا در ميان اموال شما حقی برای خدا هست كه به ولیّ او بپردازيد؟ اگر يكی از آنـهـا اظـهـار كـرد كـه در مـال مـن حـقـی ـ زكات ـ نيست ، هرگز به بازرسی گفتارش اقدام مكن و دشـواری افـكـنـی ، بـه هـمـراهـش بـرو و هـر چـه كـه خـودش از طـلا و نـقـره بـه تـو داد، بگير.(185)

در جای ديگر می فرمايد:

اگـر بـيـت المـال ثروت شخصی من هم می بود، آن را به عدالت و مساوات تقسيم می كردم ، تا چه رسد به اينكه مال خداست .(186)

ج ـ مبارزه با تبعيضها:

امـام مـسـؤ ول بـيـت المال مسلمانهاست و بايد در مصرف آن كوچكترين تبعيضی روا ندارد. عملكرد حضرت علی (ع ) در دوران حكومتش گواه اين مطلب است .

عـلی بـن ابـی رافـع كه مسؤول بيت المال بود نقل می كند كه بنابر درخواست دختر علی (ع )، گردنبند متعلق به بيت المال را برای سه روز به عنوان عاريه مضمونه به او دادم كه پس از سه روز آن را برگرداند و امير مؤ منان (ع ) از جريان آگاه شد و مرا احضار كرد و فرمود:

((چـگونه بدون اجازه من و رضايت مسلمانهاگردنبند را به دخترم دادی ؟ گفتم ای اميرمؤ منان ، آن دخـتـر تـوسـت و آن عـاريـه ای اسـت كـه ضـمـانـت و بـرگـردانـدنـش را قـبـول كـرده اسـت . حضرت فرمود: همين امروز آن را برگردان و مبادا كه ديگر نظير اين كار از تـو سـر زنـد كـه تـو را كـيـفـر مـی دهـم . اگـر گـرفـتـن گـردنـبـنـد عاريه مضمونه نبود، او اوّل زن هـاشـمـی بود كه دستش را به خاطر دزدی قطع می كردم . پس من گردنبند را گرفته و به جايش ‍ برگرداندم )).(187)

درمورد ديگری با برادرش عقيل چنين برخورد می كند:

سـوگـنـد بـه خـدا، كـه بـرادرم عـقـيـل را در شـدّت فـقـر ديـدم كـه يـك مـن گـنـدم از امـوال عـمـومـی از مـن درخـواسـت كـرده بـود و كـودكـان خردسال او را می ديدم كه از شدّت فقر پريشانند و موهايشان غبارآلود و رنگ چهره هايشان چنان تـيره است كه گويا به رنگ سياه آلوده اند و عقيل خواسته خود را با تاءكيد و اصراری هر چه تـمـامـتـر و با تكرار سخنان خود مطرح می كرد و من به گفتارش گوش فرا می دادم . او گمان كرده بود كه من دينم را به او فروخته ام و از راه هميشگی را نزديك تنش بردم تا عبرت گيرد. پـس همچون بيمار دردمندی به ناله آمد و چيزی نمانده بود كه از اثر آن بسوزد. به او گفتم : ای عـقـيـل ، مـادران جـوان از دسـت داده در سـوگ تو بگريند، از آهن پاره ای كه آدمها برای بازی كـردن سـرخ مـی كنند، فرياد برمی آوری ، در حالی كه می خواهی مرا به سوی آتش سوزانی كه خداوند قدرتمند به خاطر خشمش بر افروخته ، سوق دهی . تو از اين آتش می نالی و من از آن جهنّم سوزان ننالم ؟!(188)

د ـ هماهنگی با پايين ترين قشرهای جامعه :

از آنجا كه امام رهبر جامعه است ، بايد چنان زندگی كند كه فقيران احساس حقارت نكنند. حضرت علی (ع ) ضمن نامه ای به عثمان بن حنيف ، استاندار بصره چنين می نويسد:

چه دور است كه هوای نفس بر من پيروز شود و حرص زياد مرا به برگزيدن طعامها وادارد، در حـالی كـه شـايـد در حجاز يا يمامه كسی باشد كه آرزوی يك قرص نان را داشته و سير شدن رابـه يـاد نـدارد يـا چـه دور اسـت كه من با شكم پر بخوابم و پيرامون من شكمهای گرسنه و جـگـرهـای گـرم (تـشـنه ) باشد. آيا به القاب ((اميرمؤ منان و زمامدار مسلمانها))بسنده كنم ، در حـالی كـه در رنـجهای روزگار با آنان همدرد نبوده يا در تلخی زندگی پيشاپيش آنان نباشم ؟(189)

و جای ديگری فرمود:

خداوند بر پيشوايان دادگر فرض كرده است كه زندگی خود را با طبقه ضعيف تطبيق دهند كه رنج فقر، مستمندان را ناراحت نكند.(190)

نقش امام در رهبری جهاد اسلامی

بـعـد نـظـامـی اسـلام ، بـا عـنوان مقدس جهاد معرفی می شود. جهاد از عبادات و از فروع مهم دين اسلام بوده و مجاهد كسی است كه در پاسداری از دين و سرزمين اسلام ، با دشمنان خدا مبارزه می كـنـد. امـام بـحـق ، مـسـؤ ول كـل و فـرمـانـده عـالی مـجـاهـدان فـی سـبـيـل اللّه جـهـاد دری اسـت از درهـای بـهـشـت كه خداوند آن را به روی دوستان مخصوص خودش گـشـوده اسـت . جـهـاد لبـاس تـقـوا، زره مـحـكـم و سـپـر مـطـمـئن خـداست . مردمی كه از جهاد روی بـرگـردانـنـد، خـداونـد لبـاس ذلّت بـر تـن آنـهـا مـی پـوشـانـد ... اكـنـون ـ بشنويد يكی از فـرمـانـدهـان لشگر غارتگر معاويه ـ از طايفه بنی غامد، به شهر انبار حمله كرده و نماينده و فرماندار من ((حسان بن حسان بكری )) را كشته و سربازان و مرزبانان شما را از آن سرزمين ، بيرون رانده است . به من خبر رسيده كه يكی از آنان به خانه زن مسلمان و زن غير مسلمانی كه در پـنـاه اسـلام جـان و مـالش مـحـفـوظ بـوده ، وارد شـده و خـلخـال و دسـتـبند، گردنبند و گوشواره های آنها را از تنشان بيرون آورده است ... آنها با غنيمت فـراوان بـرگـشـته اند، بدون اينكه حتّی يك نفر از آنها زخمی گردد و يا قطره خونی از آنها ريـخـتـه شود. اگر به خاطر اين حادثه ، مسلمانی از روی تاءسف بميرد، ملامت نخواهد شد و از نظر من سزاوار و بجاست .(191)

امـام بـايـد با سخنان خود به سربازان و مجاهدان روحيّه رزمی داده و اراده جنگی آنان را استوار سـازد. هـنـگـامـی كـه لشـكـر مـعاويه بر رود فرات مسلّط شد و از برداشتن آب جلوگيری كرد، حضرت علی (ع ) به سپاهيانش فرمود:

سـپـاه مـعـاويـه (بـا جـلوگـيـری از آب ) شما را به پيكار دعوت كرده ، اكنون (برسر دو راهی هـسـتـيـد) يـا بـه ذلّت و خـواری بـر جـای خـود بـنـشـيـنـيـد يـا شـمـشـيـرهـا را از خون (آن جباران سـنـگـدل ) سـيراب سازيد تا از آب سيراب شويد. مرگ در زندگیِ تواءم با شكست شماست و زندگی در مرگِ پيروزمندانه شما.(192)

درس دوازدهم :

حقوق متقابل امام و امت

جـامـعه اسلامی از دو ركن مهم امام و امت تشكيل شده است . امام در پرتو حمايت و پشتيبانی امت قادر خـواهـد بـود بـه اهـداف الهـی خـود بـرسـد. امـت نـيـز در سايه رهبريها و رهنمودهای امام ، مدارج كمال را پيموده ، به هدف آفرينش خويش خواهد رسيد.

دسـتـيـابـی هـر يـك از امـام و امـت بـه اهداف خود وقتی امكان پذير است كه هر يك از آن دو، حقوق يكديگر را شناخته و به آن عمل كنند.

حـضـرت امـيـرمـؤ مـنـان عـلی (ع ) در قـسـمـتـی از خـطـبـه مـفـصـل صـفـيـن پـيـرامـون حـقـوق متقابل امام و امت می فرمايد:

و بزرگترين حقها كه خداوند سبحان واجب گردانيده ، حق والی بر رعيت و حق رعيّت بر زمامدار و والی است . اين حكم را خداوند سبحان برای هر يك از زمامدار و رعيت بر ديگری واجب فرموده است و آن را سـبـب نـظم و آرامش برای دوستداری ايشان يكديگر را و ارجمندی برای دينشان قرار داده اسـت . پـس حـال رعـيـت نـيـكـو نـمـی شـود مـگـر بـه خـوشـرفـتـاری حـكـمـفـرمـايـان ، و حـال حـكـمـفـرمـايان نيكو نمی گردد جز به ايستادگی رعيت در انجام دستور ايشان . پس هرگاه رعيت حق والی و والی حق رعيت را ادا نمود حق در ميانشان ارزشمند و برنامه های دينشان برقرار و روشـهـای عـدل و درستكاری بر پا و سنتها (احكام پيامبر((ص ))) در جايگاه خود جريان پيدا می كند، و بر اثر آن روزگار اصلاح می شود، و به دوام و پايندگی دولت و حكومت اميد می رود، و طمعهای دشمنان از ميان می رود (اجانب را بر ايشان تسلطی نخواهد بود)(193)

و نيز فرمود:

ای مـردم ! مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است : حق شما بر من ، پس نصيحت كردن شماست و رسـانـدن تـمـام غـنـيمت و حقوق (از بيت المال ) برشماست ، و ياد دادن به شما (معارف كتاب و سـنّت را) تا نادان نمانيد، ترغيب نمودن شما (به آداب شرعيه ) تا بياموزيد و حقی كه من بر شما دارم ، باقی ماندن بر بيعت و پيمان (نسبت به من ) و اخلاص و دوستی (با من ) در پنهان و آشـكـار، و اجـابـت مـن بـه هـنـگـام فـراخـوانـی ، و اطـاعـت و پـيـروی بـه آنـچـه فرمان دادم ، می باشد.(194)

در روايت ديگری فرمود:

لازم اسـت كـه امام بر طبق دستورات نازل شده از طرف خدا حكومت كند، و امانتی را كه خداوند به او سپرده ادا كند، هرگاه چنين كند، بر مردم لازم است كه فرمان او را بشنوند و بر طاعتش گردن نهند، و دعوتش را پذيرا باشند.(195)

ونيز امام باقر(ع ) فرمود:

همانا مردم به سه چيز مكلف و موظفند: شناخت پيشوايان ، و تسليم شدن برای آنان در آنچه بر آنان وارد می شود، و در آنچه كه اختلاف دارند به امامان رجوع كنند.(196)

اجمال حقوق متقابل امام و امت ـ با استفاده از روايات ياد شده ـ عبارت است از:

حقوق امام بر امت

الف ـ امام را بخوبی بشناسند و مقام الهی او را درك كنند.

تـوضـيـح بـيـشـتر اينكه ، شناخت امام حق ، و ايمان و اعتقاد قلبی به او يكی از ضروريات دين اسـلام و شـرط مـسـلمـانـی اسـت . حـديـث مـعـروفـی كـه شـيـعـه و سـنـی از رسول اكرم (ص ) نقل كرده اند، بر آن دلالت دارد:

((مَنْ ماتَ وَ لَمْ يَعْرِفْ اِمامَ زَمانِهِ ماتَ ميْتَةً جاهِلِيَّةً))(197)

كسی كه بميرد و امام زمان خويش را نشناسد به مرگ جاهليت (و كفر) مرده است .

تـوجـه بـه ايـنـكـه زمـان جـاهـليت (قبل از اسلام ) مردم پايبند به دينی نبوده و بت پرستی می كردند، اهميت مفاد اين حديث را بيشتر روشن می كند. بنابراين ، اگر امامی از دنيا رفت ، بر مردم واجـب اسـت در جـستجوی امام بعدی برآيند و در زمان جستجو اگر هنوز امام بعدی را نشناخته اند و به امامت او گردن ننهاده اند، معذورند.

يعقوب بن شعيب می گويد: به امام صادق (ع ) عرض كردم : هنگامی كه بر امام حادثه ای (مرگ ) رخ دهد مردم چه كاری كنند؟ فرمود:

كـجاست (و چرا مورد توجه و عمل قرار نگيرد) گفته خداوند عزّوجلّ: ((فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ ...))(198) چرا از ميان هر جمعيّتی گروهی نروند تا اينكه در دين فقيه شوند و وقتی برگشتند قوم خود را انذار (و تبليغ ) كنند، شايد آنها (از عذاب خدا) بترسند. سپس امام فـرمود: آنان تا هنگامی كه در جستجوی امام بعدی (جهت شناخت او) هستند معذورند، و آنهايی كه در انتظار بازگشت آنان (جستجوگران در راه شناخت امام بعدی ) می باشند (نيز) معذورند تا اينكه ياران و دوستانشان برگردند.(199)

امام صادق (ع ) در اين روايت ، جستجو از امام بعدی جهت شناخت او را مصداق كوچ كردن برای تفقّه در دين و آگاهی از آن دانسته است .

هـمـچـنـيـن مـحـمـد بـن مـسـلم از آن حـضـرت پـرسـيـد: چـگـونـه اسـت حال كسی كه در راه تحقيق و شناسايی امام مرگش فرا رسد؟ حضرت فرمود:

((او بـه مـنـزله كـسـی اسـت كـه از خـانـه اش خارج شود، در حالی كه به سوی خدا و رسولش هـجرت كند،(200) سپس مرگ او را دريابد پس پاداش او (از حد شمارش بيرون است و) فقط با خداست .(201)

ب ـ تسليم گفتار و كردار امام باشند.

محمد بن مسلم می گويد: از امام محمد باقر(ع ) شنيدم كه فرمود:

هـر كـسـی كـه مـكتب و دين خود را از سليقه شخصی و راءی خود بگيرد و از امام بحق اطاعت نكند، پس كوششهای او پذيرفته نيست ، و او گمراه است ، و خداوند دشمن اعمالش می باشد. زراره از آن حضرت نقل كرد كه فرمود:

سـرآمـد هـمه كارهای دينی و دنيوی و شريفترين آنها و كليد آنها و درِ همه چيزها و خشنودی خدای تبارك و تعالی پيروی امام بعد از شناختن اوست .(202)

ج ـ موارد اختلاف خود را به امام ارجاع دهند.

در ايـن زمـينه امام باقر(ع ) فرمود: همانا مردم نسبت به سه چيز مكلّفند ((... وَ الرَّدِّ اِلَيْهِمْ فِيْمَا اخْتَلَفُوا فِيْه ))(203) و رجوع به امام (و نظر خواهی از او) در آنچه اختلاف دارند.

د ـ به بيعت و پيمان با او وفادار باشند.

پـايـبـنـدی و وفـاداری بـه پـيـمـان الهـی و ديـنـی بـا امـام و اسـتـمـرار آن در طـول حـيـات دنـيـوی از جـمـله وظـايف مهم دينداری و حق پرستی است ، تا جايی كه در كلام بلند رسول گرامی اسلام (ص )، مردن بدون بقا بر بيعت امام ، مردن به كفر جاهليت تعبير شده است :

((مَنْ ماتَ وَ لا بَيْعَةَ عَلَيْهِ ماتَ مَيْتَةً جاهِلِيَّةً))(204)

كـسـی كـه بـمـيـرد و بـيعت و پيمان (امامی ) برعهده او نباشد، به مرگ جاهليت (و كفر) مرده است .(205)

ه‍ـ خيرخواه امام در حضور و غياب او باشند.

رسول اكرم (ص ) در خطبه غرّايی در مسجد خيف ، مسائلی را موردتاءكيد قرار داد و فرمود:

بـر هـر مـسـلمـان لازم اسـت كـه خـيـر خـواه ائمـه و پـيشوايان مسلمانان باشند كه اين جزو وظايف مسلمانی است .(206)

و ـ هر وقت امام (ع ) آنان را فراخواند، اجابت كنند.

حـضـرت عـلی (ع ) در ايـن بـاره فـرمـود: هـرگـاه آنـهـا را فـراخـوانـد، دعـوتـش را اجـابـت كنند.(207)

حقوق امت بر امام

الف ـ در چـارچـوب احـكـام و قـوانـيـن آسـمـانی اسلام بر مردم حكومت كردن ، و به تعهدات الهی وفادار ماندن .(208)

ب ـ خير خواهی و دلسوزی برای مردم .(209)

ج ـ تعليم و تربيت آنان .(210)

د ـ مراعات عدل و انصاف در حقّشان .(211)

ه‍ـ مهربانی و عطوفت نسبت به آنان .(212)

و ـ پرداخت حقوق مردم از بيت المال .(213)

ز ـ رسيدگی به وضع نيازمندان و گرفتاران .(214)

آثار رعايت حقوق يكديگر

در صـورتـی كـه طـرفـيـن (امـام و امـت ) بـه تـعـهـدات خـود عمل كنند، آثار زير آشكار می شود:

1 ـ تشكيل نيروها و شكل گرفتن علاقه ها.

3 ـ باطلها يكی پس ازديگری از صحنه اجتماع بيرون می روند و پايگاه حق محكم می شود.

4 ـ راههای دين روشن شده ، جلوه گر می شود.

5 ـ كارها در مجرای خود قرار می گيرد.

6 ـ دولت حق پايدار و دشمن ماءيوس می شود.

7 ـ مـؤ مـن ، عـزيـز و گـرامـی و فـاسـق و مـنـافـق ، خـوار و ذليل می گردد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

گفتار نرم و خوب با مردم
قرآن : ... قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْناً ...  (سوره بقره، آیه 83)ترجمه: با مردم خوب و نرم سخن بگویید(هرکس که می خواهد باشد).حدیث: قَالَ النَّبِيَّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَّ : یا معاذ، اوصیک ... و لین الکلام ... (نزهه الناظر و تنبیه الخاطر، ص 30)ترجمه: رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از سفارش هایی که معاذ بن جبل کرد وقتی او را به عنوان حاکم به یمن می فرستاد: به تو سفارش می کنم که با مردم، نرم و با مدارا سخن بگویی.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+
پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید