ادله اماميه بر اثبات امامت

ادله اماميه بر اثبات امامت

حديث منزلت

يـكـى از حـديـثـهـايـى كـه صـحـت آن مـورد اتـفـاق (43) شـيـعـه و اهـل سـنـت اسـت ، حـديـث مـنـزلت اسـت . اين حديث در مناسبتهاى گوناگونى از پيامبراسلام (ص ) صادر شده (44) و شيعه و سنّى آن را نقل كرده اند.

 

الف ـ از ديدگاه شيعه :

در ايـنـجـا به ذكر يك مورد بسنده می كنيم . امام جعفر صادق (ع ) از پدران خود، روايت كرده كه رسول خدا(ص ) فرمود:

ای عـلی ! تـو بـرای من چنانی كه هبة اللّه برای آدم ، سام برای نوح ، اسحاق برای ابراهيم ، هارون برای موسی و شمعون برای عيسی بود، جز اينكه پس از من پيامبری نيست . ای علی ! تو وصـیّ و جـانـشـيـن مـنی ، هر كس ‍ خلافت تو را انكار كند، از من نيست و من از او نيستم و روز قيامت دشـمن او هستم . ای علی ! تو برترين و اولين مسلمان ، عالمترين ، بردبارترين ، شجاعترين ، و سخاوتمندترين امّت من هستی . ای علی ! پس از من تو امام و اميری و پس از من تو صاحب امری و در امـّت مـن ، برای تو همانندی نيست . ای علی ! تو قسيم بهشت و جهنّمی به صحبت تو نيكان از بـدان شـنـاخـتـه مـی شـونـد و بـه مـحـبّت تو اشرار و نيكان و مؤ منان و كافران ، از هم جدا می شوند.(45)

ب ـ از ديدگاه اهل سنّت :

از نـظـر عـلمـای اهل سنّت ، حديث منزلت ، حديث صحيحی است و شكی در صحت آن نيست . در اينجا به دو سند، اشاره می كنيم .(46)

1 ـ ابراهيم بن سعد، از پدرش روايت كرده كه پيامبر خدا(ص ) به علی (ع ) گفت :

((اَما تَرْضی اءَنْ تَكُونَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی ))(47)

آيا خوش نداری برای من چنان باشی كه هارون برای موسی بود.

2 ـ مـُصـْعـَب بن سعد از پدرش روايت كرده كه رسول خدا(ص ) برای جنگ ، از مدينه به سوی تـبـوك روان شـد و عـلی (ع ) را در مـدينه گذاشت . علی (ع ) به او گفت : آيا مرا در ميان زنان و كودكان می گذاری ؟ پيامبر (ص ) فرمود:

((اَما تَرْضی اءَنْ اَكُونَ مِنّی بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسی اِلاّ اءَنَّهُ لَيْسَ نَبِیُّ بَعْدی ))(48)

آيـا خوش نداری برای من چنان باشی كه هارون برای موسی بود، جز اينكه پس از من پيامبری نيست ؟!

دلالت حديث بر امامت و خلافت

حـديـث مـنـزلت ، تـمام مقامات و منصبهايی را كه هارون داشت ، برای حضرت علی (ع ) اثبات می كند جز مقام نبوت كه با كلمه ((الاّ)) استثنا شده است و اگر اين كلمه نبود، مقام نبوت نيز برای آن حـضـرت تصور می شد. بنابراين ، بايد منصبهای هارون كه در قرآن آمده ، روشن گردد تا معنای اين حديث بهتر تبيين شود:

الف ـ وزارت :

حضرت موسی (ع ) به خداوند، عرض كرد:

((وَ اجْعَلْ لِی وَزيرا مِنْ اءَهْلیَ هارُونَ اَخی ))(49)

از خاندانم ، برادرم هارون را وزيرم قرارده .

ب ـ نبوت :

((ثُمَّ اَرْسَلْنا مُوسی وَ اءَخاهُ هارُونَ بِاياتِنا وَ سُلْطانٍ مُبينٍ))(50)

سپس موسی و برادرش هارون را با آيات و دليل روشن خود، فرستاديم .

ايـن آيـه ، مـی رسـانـد كه هارون همچون موسی (ع ) از پپامبران الهی است و مقام رسالت را دارا بوده است .

ج ـ خلافت و جانشينی :

((وَ قـالَ مـُوسـیِلاَخـيـهِ هـارُونَ اخـْلُفـْنـی فـی قـَوْمـی وَ اءَصـْلِحْ وَ لا تـَتَّبـِعْ سـَبـيـلَ الْمُفْسِدينَ))(51)

و مـوسـی بـه بـرادرش هـارون گفت : در ميان قوم من ، جانشين من باش و (آنها را) اصلاح كن و از روش مفسدان پيروی مكن .

د ـ تقويت و تاءييد حضرت موسی :

حضرت موسی به خداوند گفت :

((اُشْدُدْ بِهِ اءَزْری ))(52)

پشتم را به وسيله او محكم فرما.

خداوند، در خطاب به موسی فرمود:

((قَدْ اُوتيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسی ))(53)

ای موسی ، خواسته هايت به تو داده شد.

با توجه به اينها، حديث منزلت بروشنی دلالت می كند كه علی (ع ) به عنوان وزير، جانشين پيامبر و كمك كننده او در امر رسالت نقش داشته است .

ابن ابی الحديد، می گويد:

قـرآن و سـنـّت ، بـه وزارت علی عليه السلام دلالت می كند؛ از قرآن ، آيات 29 تا 32 سوره ((طه )) و از سنّت ، حديث منزلت كه مورد اتفاق فرقه های مختلف اسلامی است .

حديث منزلت ، همه مقاماتی را كه هارون داشت ، برای حضرت علی (ع ) اثبات می كند. بنابراين ، عـلی عـليـه السـلام وزيـر پـيـامـبـر(ص ) و يـاور آن حـضـرت اسـت و اگـر رسول خدا(ص ) خاتم پيامبران نمی بود، در نبوت نيز شريك آن جناب می شد.(54)

دو اشكال و پاسخ آن

1 ـ حـديث منزلت ، خلافت محدود و موقّت را می رساند، نه خلافت عمومی را. بر اساس اين حديث ، حـضـرت عـلی (ع ) در مـدتـی كـه رسـول خـدا(ص ) بـه جـنـگ تبوك رفت و برگشت جانشين آن حضرت بود، ولی پس از بازگشت پيامبر، ديگر جانشين ايشان نبود.

پـاسـخ : همان طور كه گذشت ، حديث منزلت ، در موارد گوناگونی وارد شده كه يكی از آنها، هنگام رفتن به جنگ تبوك است . احاديثی وجود دارد كه مربوط به جنگ تبوك نيست (55) و در حال عادی ، وارد شده است ، مانند حديث زير كه ابن عباس می گويد:

عمر بن خطاب گفت : در حق علی بن ابی طالب ، سخن ناشايست نگوييد؛ زيرا كه از پيامبر خدا شـنـيـدم كـه فـرمود: ...ای علی ! تو اولين مؤ من و اولين مسلمان هستی ... تو برای من چنانی كه هـارون بـرای مـوسـی بـود و هـر كـس بـپندارد كه مرا دوست می دارد و تو را دشمن ، بر من دروغ بسته است .(56)

2 ـ هارون در زمان خود حضرت موسی از دنيا رفت و جانشين حضرت موسی نشد.پاسخ : جمله ((اِلاّ اءَنَّهُ لا نـَبـِیَّ بـَعـْدی )) پـاسـخ ايـن ايـراد است ، برای اينكه اگر مقصود پيامبر از ((اءنت منی بـمـنـزلة هـارون مـن مـوسـی )) زمان حيات خودش بود، نيازی به گفتن ((الاّ اءنّه لا نبیّ بعدی )) نبود؛ جمله استثنا، می رساند كه پيامبر(ص )، علی (ع ) را به عنوان جانشين در زمان حيات و پس از مرگش ، معرفی می كند. بعلاوه ، تشبيه علی (ع ) به هارون از نظر مقامات است نه مدت ادامه اين مقامات .

دلايل افضليت علی (ع ) از ديدگاه شيعه

از ديـدگـاه شـيـعـه امـامـيـه ، امـام و خـليـفه پس از پيامبر(ص )، بايد در تمام كمالات انسانی ، بـرتـر از ديـگـران بـاشـد و در مـيـان اصـحـاب رسـول خدا(ص ) جز علی (ع ) كسی اين گونه نبود.(57) پس آن حضرت ، خليفه بلافصل پيامبر اكرم (ص ) است .

الف ـ آيه مباهله :

آيات فراوانی باكمك روايات ، بر افضليت حضرت علی (ع ) دلالت می كند. در اينجا آيه مباهله و روايات آن را بررسی می كنيم :

((فَمَنْ حاجَّكَ فِيهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ اَبْنائَنا وَ اَبْنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نـِسـائَكـُمْ وَ اءَنـْفـُسـَنـا وَ اءَنـْفـُسـَكـُمْ ثـُمَّ نـَبـْتـَهـِلْ فـَنـَجـْعـَلْ لَعـْنـَةَ اللّهِ عـَلَی الْكاذِبينَ))(58)

هـرگـاه پـس از عـلم و دانـشـی كه (درباره عيسی ) به تو رسيده ، كسانی با تو به احتجاج و سـتـيـز دربـاره آن بـرخـيـزنـد، به آنان بگو: بياييد فرزندانمان و فرزندانتان و زنانمان و زنـانتان و جانهايمان و جانهايتان را فرا خوانيم ، آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم .

مباهله از ماده ((بهل ))(59) و به معنای همديگر را نفرين كردن (60) است .

مـبـاهله در اصطلاح متداول ، يعنی افرادی كه درباره يك مساءله مهم مذهبی ، اختلاف دارند و با هم گـفـتـگـو مـی كـنـنـد و يـكـی از دو طـرف ، حـق را نـمـی پـذيـرد، در يـك مـحـل جـمـع مـی شـونـد و رو بـه سـوی خـدا مـی آورنـد و هـر كـدام ، طـرف مـقـابـل را نـفرين می كند وپس از پايان اين عمل ، بلافاصله ، نفرين اجابت می شود و عذاب خدا بر منكر حق ، فرود می آيد.

ايـن آيـه شريفه ، به پيامبر خدا(ص ) دستور می دهد، با كسانی كه استدلالهای روشن را نمی پذيرند و عيسی را در مقام الوهيت می بينند، مباهله كن .

در تـفـسير قمی آمده است : مسيحيان منطقه نجران ، به همراه بزرگانشان به حضور پيامبراكرم (ص ) رسيدند ... و به رسول خدا گفتند: مردم را به چه چيز دعوت می كنی ؟ فرمود: به اينكه شـهـادت دهـنـد معبود، تنها ((اللّه )) است و من پيامبر(ص ) او هستم و عيسی بنده خدا و مخلوق اوست كـه مـی خورد و می آشاميد و سخن می گفت . گفتند: (اگر مخلوق است ) پس پدرش كيست ؟ (در اين هـنـگـام ) بـر پيامبر(ص ) وحی نازل شد كه به آنها بگو: درباره آدم چه می گوييد؟ آيا (چنين نـبـود كـه ) آدم ، بـنـده مخلوق خدا بود و می خورد و می آشاميد و ازدواج می كرد؟ پيامبر، اين سؤ ال را از آنان كرد. گفتند: بله . پيامبر(ص ) پرسيد:

پـس پـدر آدم كـيـسـت ؟ آنـان مـغـلوب و مـتـحـيـر شـدنـد. خـداونـد بـه دنـبـال آن ، ايـن آيـه را نـازل كـرد: ((حـكـايـت عـيـسـی ، هـمـانـنـد حـكـايـت آدم است كه او را از خاك آفـريـد.))(61) و در تـمـام آن روز، بـا حـضـرت مـنـاظـره نـمـودنـد و چـون مـنـاظره به طـول انـجـامـيـد و ايـشـان لجـاجـت در خـصـومـت كـردنـد، آيـه مـبـاهـله نـازل شـد.(62) سـپـس پـيـامـبـر(ص ) بـه آنـان فـرمـود: پس ‍ با من مباهله كنيد؛ اگر من راسـتـگـو بـودم لعـنـت خـدا بـر شـمـا نـازل شـود و اگـر كـاذب بـاشـم ، لعـنـتـش بـر مـن نـازل شـود. مـسـيحيان نجران گفتند: با ما از در انصاف در آمدی . سپس ‍ قرار گذاشتند كه مباهله كـنند. وقتی به خانه های خود برگشتند سه تن از بزرگان آنان به نام ((سيد))، ((عاقب )) و ((اهـتـم )) گـفـتـند: اگر با امّت و قومش به مباهله آيد، مباهله می كنيم چون می فهميم كه او پيامبر نـيـسـت و اگـر بـا اهل بيت خود به مباهله بيايد، مباهله نمی كنيم چون پيامبر(ص ) به همراه علی ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام برای مباهله آمدند. مسيحيان پرسيدند: اينها كيستند؟ جواب داده شـد: ايـن ، پـسـر عـمـو، وصی و دامادش علی بن ابی طالب است و اين ، دخترش فاطمه و اين دو فرزندانش حسن و حسين هستند.

مـسـيـحـيـان ، پـس از مـشـاهده اين صحنه گفتند: ما تو را راضی می كنيم ، ما را از مباهله معاف كن . پيامبر(ص ) نيز با جزيه ، مصالحه كرد وآنان به ديار خود باز گشتند.(63)

علی عليه السلام به ابوبكر گفت :

تو را به خدا، آيا پيامبر اكرم (ص ) برای مباهله بامشركان ، با من ، همسرم و فرزندانم بيرون آمد يا با تو و همسر و فرزندانت ؟ او گفت : با شما.(64)

پيامبر خدا(ص ) به علی (ع ) فرمود:

((يـا عـَلِیُّ مـَنْ قـَتـَلَكَ فَقَدْ قَتَلَنی وَ مَنْ اَبْغَضَكَ فَقَدْ اَبْغَضَنی وَ مَنْ سَبَّكَ فَقَدْ سَبَّنی لِاءَنَّكَ مِنّی كَنَفْسی ؛ رُوحُكَ مِنْ رُوحی وَ طينَتُكَ مِنْ طينَتی ))(65)

ای عـلی ! كـسـی كـه بـا تـو جـنـگ كند با من جنگ كرده و كسی كه تو را ناراحت سازد مرا ناراحت ساخته و كسی كه تو را دشنام دهد مرا دشنام داده است ؛ زيرا تو نسبت به من مانند جان منی ، روح تو از روح من و سرشت تو از سرشت من است .

آيه شريفه ، علی (ع ) را به منزله خود پيامبر(ص ) معرفی می كند؛ زيرا مراد از ((اَنْفُسَنا)) عـلی (ع ) اسـت و در ايـن تـرديـدی نـيـسـت كـه پـيـامـبـراز تـمـام مـردم افـضـل و بـرتـراسـت و عـلی (ع ) كـه بـه مـنزله خود پيامبر(ص ) قرار داده شده ، از تمام مردم افضل و برتر خواهد بود.

ب ـ آيه مباهله از ديدگاه اهل سنّت :

عامد بن سعد از پدرش چنين روايت می كند:

هنگامی كه آيه ((نَدْعُ اءَبْنائَنا وَ اءَبْنائَكُمْ وَ نِسائَنا وَ نِسائَكُمْ)) فرود آمد، پيامبر خدا(ص ) عـلی ، فـاطـمـه ، حـسـن و حـسـيـن را فـرا خـوانـد و گـفـت : پـروردگـارا! ايـنـهـا خـانـدان مـن هستند.(66)

فخر رازی می نويسد:

رسـول خـدا(ص )، پـس از آنـكه دلايل بطلان ادعای مسيحيان منطقه نجران را ارائه داد و آنان بر جـهـل خـود اصـرار ورزيـدنـد، فـرمـود: خـداونـد بـه مـن دسـتـور داده كـه اگـر دليل و حجّت را نپذيرفتيد، با شما مباهله كنم . آنان گفتند: ای ابوالقاسم ! ما بر می گرديم و در كار خود می انديشيم ، سپس پيش تو می آييم ... پيامبر خدا(ص ) برای مباهله بيرون آمده بود وعـبايی مشكی برتن داشت ؛ حسين را در بغل گرفته و دست حسن را گرفته بود و فاطمه پشت سـرش و عـلی پـشت سر فاطمه ، حركت می كرد و آن حضرت می فرمود: وقتی دعا كردم شما آمين بگوييد.

اسقف نجران گفت : ای مسيحيان ! من چهره هايی را می بينم كه اگر از خداوند بخواهند كوهی را از جا بكند، هر آينه مستجاب خواهد شد، با اينها مباهله نكنيد كه هلاك می شويد و تا قيامت ، بر روی زمـيـن حـتی يك نصرانی هم باقی نمی ماند. مسيحيان پس از آن گفتند ای ابوالقاسم ! مصلحت در ايـن ديديم كه مباهله نكنيم ... پيامبر(ص ) فرمود: پس مسلمان شويد... آنان اسلام را نپذيرفتند. پيامبر(ص ) گفت : پس من با شما به جنگ می پردازم . گفتند: ما نمی توانيم با عرب بجنگيم ، ليـكن می پذيريم كه هر سال جزيه بدهيم ... پيامبر خدا(ص ) (پس از خاتمه اين كار) فرمود: قسم به خدايی كه جانم به دست اوست ، نابودی ابن حجر عسقلانی می نويسد:

وقـتـی آيه ((نَدْعُ اءَبْنائَنا وَ اءَبْنائَكُمْ...)) نازل شد، پيامبر(ص ) علی ، فاطمه ، حسن و حسين را فرا خواند و فرمود: پروردگارا! اينان اهل بيت من هستند.(67)

محمد عبده در تفسير خود می نويسد:

روايـات ، بـطـور هـمـاهـنگ بيانگر آنند كه پيامبر خدا(ص )، برای مباهله ، علی ، فاطمه ، حسن و حسين را آورد... .(68)

برتری علی (ع ) از ديدگاه شيعه

احاديث زيادی بر افضل بودن حضرت علی (ع ) دلالت دارد كه به برخی از آنها اشاره می كنيم :

1 ـ رسول خدا صلی اللّه عليه و آله فرمود:

((اِنَّ اللّهَ جَعَلَ لِاءَخی عَلِیِّ بْنِ اَبيطالِبٍ فَضائِلَ لا يُحْصی عَدَدَها غَيْرُهُ))(69)

خـداونـد بـرای بـرادرم عـلی بـن ابی طالب ، فضايل بی شماری قرار داده كه جز برای خدا، قابل شمارش نيست .

مـفـاد حـديـث ، ايـن اسـت كـه در مـيـان امـت ، كـسـی جـز عـلی (ع ) فضايل بی حدّ ندارد و چنين توصيفی برای هيچ كس وارد نشده است .

2 ـ رسول خدا(ص ) فرمود:

((يا عَلِیُّ ما سَئَلْتُ رَبِّی شَيْئا اِلاّ سَئَلْتُ لَكَ مِثْلَهُ غَيْرَ اءَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی ))(70)

ای عـلی ! از خـداونـد، هـر چه برای خودم خواستم برای تو نيز خواستم به غير از (نبوت ) كه بـعـد از مـن پـيـامـبـری نـيـسـت ؛ يـعـنـی اگر ادامه نبوت امكان داشت آن را هم برای تو از خداوند درخواست می كردم .

3 ـ پيامبر خدا(ص ) فرمود:

حسن و حسين ، پس از من و پدرشان بهترين مردم روی زمين هستند.(71)

4 ـ رسول خدا(ص ) درباره علی (ع ) فرمود:

من سرور همه اوّلين و آخرين هستم و تو ای علی ، بعد از من سرور تمام مردمی .

عـلی از مـن و من از اويم ، هر كس با علی جنگ كند، خدا نابودش كند.لعنت خدا بر كسی باد كه با عـلی مـخـالفـت كـنـد. عـلی ، پـس از من ، امام تمام مردم است . هر كس بر علی پيشی گيرد، بر من پـيـشـی گـرفته است و هر كسی از علی جدا شود از من بريده است و هر كس بر او، كسی را مقدّم بـدارد، بـر مـن مـقدّم داشته است . هر كس با علی در صلح باشد، من با او در صلحم و هر كس با عـلی بـجـنـگـد، مـن با او می جنگم و هر كس علی را دوست بدارد، من دوستدار اويم و هر كس علی را دشمن دارد با او دشمنم .(72)

ايـنـهـا نـمـونـه ای از روايات بود كه همگی بيانگر آن است كه علی (ع ) برترين فرد پس از پيامبراكرم (ص ) در ميان امت اسلامی است .

برتری علی (ع ) از ديدگاه اهل سنّت

اهـل سـنـّت روايـات زيـادی دربـاره افـضـل بـودن عـلی عـليـه السـلام نـقل كرده اند كه فضايل گوناگونی را برای علی (ع ) اثبات می كند. در اينجا به برخی از آنها اشاره می كنيم :

1 ـ پـيـامـبـر خـدا، علی ، فاطمه ، حسن و حسين عليهم السلام در فضيلت و برخورداری از مقامات علمی و معنوی با هيچ كس قابل مقايسه نيستند. پيامبر اكرم (ص ) فرمود:

((نَحْنُ اَهْلُ الْبَيْتِ لا يُقاسُ بِنا اَحَدٌ))(73)

هيچ كس با ما اهل بيت ، قابل مقايسه نيست .

2 ـ پـيـامـبـر(ص ) و عـلی (ع ) از يـك ريـشـه انـد. جـابـر مـی گـويـد از رسول خدا شنيدم كه به علی (ع ) فرمود:

((اَلنّاسُ مِنْ شَجَرٍ شَتّی وَ اءَنْتَ وَ اءَنَا مِنْ شَجَرَةٍ واحِدَةٍ))(74)

مردم از ريشه های گوناگون و مختلف هستند و من و تو، از يك ريشه ايم .

3 ـ پـيـامـبـر(ص ) و عـلی (ع ) از يك نورند. ابن عباس می گويد: از پيامبر(ص ) شنيدم كه به علی (ع ) فرمود:

((خُلِقْتُ اءَنَا وَ اءَنْتَ مِنْ نُورِ اللّهِ))(75)

من و تو از نور خدا آفريده شده ايم .

4 ـ عـلی (ع ) برگزيده خداست . به روايت ابن عباس ، پيامبر(ص ) خطاب به فاطمه زهرا((س )) فرمود:

((اِنَّ اللّهَ اخْتارَ مِنْ اءَهْلِ الْاءَرْضِ رَجُلَيْنِ: اَحَدُهُما اَبُوكِ وَ الاْ خَرُ زَوْجُكِ))(76)

خداوند از مردم روی زمين ، دو مرد را برگزيد؛ يكی پدرت و ديگری همسرت .

5 ـ علی (ع ) عالمترين ، بردبارترين و پيشتازترين مردم در اسلام است . پيامبر(ص ) فرمود:

دخـتـرم ! بـه خـدا قـسـم ، تـو را به ازدواج داناترين و برترين مردم در بردباری و پيش قدم ترين آنان در پذيرش اسلام در آوردم .(77)

6 ـ جـريـان ((سـدّ ابـواب )). در تـاريـخ آمده كه خانه عده ای از مهاجرين در اطراف مسجد بود و هـركـدام از ايـن خـانه ها دو در داشت و يك در آن ، به مسجد بازمی شد.(78) پيامبر(ص ) بـه تـمـامی آنها بجز علی (ع ) دستور داد كه در خانه هايشان را ببندند و در خانه علی (ع ) را به مسجد باز گذاشت و فرمود:

((ما اءَنَا سَدَدْتُ اءَبْوابَكُمْ وَ فَتَحْتُ بابَ عَلِي وَلكِنَّ اللّهَ فَتَحَ بابَ عَلِي وَ سَدَّ من نبودم كه در خانه شما را (به مسجد) بستم و در خانه علی را باز گذاشتم ، بلكه خداوند در خانه علی را باز گذاشت و در خانه های شما را بست .))

در حديث ديگری به نقل از ابن عباس فرمود:

... مـن از پـيش خودم شما را بيرون نكردم و علی را از پيش خودم آزاد نگذاشتم ، ليكن خداوند شما را بـيـرون كـرد و عـلی را آزاد گذاشت و من تنها، آنچه را ماءمور شدم ، انجام دادم ؛ من پيرو وحی هستم .(79)

آنـچه در اين احاديث مهم است اينكه باز گذاشتن درِ خانه علی (ع ) و بستن در خانه های ديگران ، به خدا نسبت داده شده است .(80)

7 ـ پـيـامـبـر خـدا(ص )، عـلی (ع ) را بـيـش از هـر كـس دوسـت داشـت . از جـمـيـع بـن عـمـر، چـنـيـن نقل شده است :

بـا مـادرم ، بـر عـايشه وارد شدم من نوجوان بودم ، مادرم از علی (ع ) سخن به ميان آورد؛ عايشه گفت : در نظر رسول خدا، مردی محبوبتر از علی نديدم ... .(81)

8 ـ علی (ع ) محور حق است : پيامبر(ص ) درباره او فرمود:

((عَلِیُّ مَعَ الْحَقِّ وَ الْحَقُّ مَعَهُ لا يَفْتَرِقانِ))(82)

علی (ع ) با حق و حق با علی (ع ) است و جدايی ناپذيرند.

9 ـ عـلی (ع ) در قـضـاوت ، از هـمـه عـالمتر بود. ابن سعيد خدری روايت می كند كه پيامبر(ص ) فرمود:

... و عالمترين امت بر موازين قضاوت ، علی (ع ) است .(83)

و نيز، ابن عباس می گويد: عمر گفت : ... دانشمندترين ما در قضاوت ، علی است .(84)

10 ـ افـضـل بـودن عـلی (ع ) بـه اعـتـراف عـمـر. عـمـر در مـوارد بـسـيـاری پـس از آنـكـه در حل مشكلات و پاسخگويی به مسائل شرعی خود را ناتوان می ديد، بناچار از حضرت علی (ع ) كمك می گرفت و به ناتوانی خود و برتری حضرت علی (ع ) اعتراف كرده و می گفت :

((لَوْ لا عَلِیُّ لَهَلَكَ عُمَرُ))(85)

اگر علی نبود، بطور يقين عمر هلاك می شد.

11 ـ تولّد در كعبه : حاكم ، در مستدرك می نويسد:

اخـبـار در مـورد ايـنـكـه فـاطـمـه دخـتـر اءسـد، امـيـرمـؤ مـنـان عـلی بـن ابـی طـالب را در داخل كعبه به دنيا آورد متواتر است .(86)

امام ابوعبداللّه احمد بن حنبل می گويد:

بـرای هـيـچ كـسـی از اصـحـاب رسـول خـدا(ص ) بـه انـدازه عـلی (ع ) فضايل ، روايت نشده است .(87)

ابن ابی الحديد می نويسد:

مـتقدمان و متاءخران علمای بغداد مانند ابی سهل بشر بن معتمر و ابی موسی ، عيسی بن صبيح ، ابـی عـبـداللّه جعفر بن مبشّر، ابی جعفر اسكافی ، ابی الحسين خيّاط، ابی القاسم عبداللّه بن مـحـمـودبـلخـی و شـاگـردانـش ، هـمـگـی مـعـتـقـدنـد كـه عـلی (ع ) از ابـوبـكـر افـضـل اسـت و از بـصـريـيـن نـيـز، ابو علی محمد بن عبدالوهاب جبايی كه قبلا در اين برتری توقف داشت ، به آن ، معتقد شده است .

سپس می افزايد:

ما، همانند اساتيد بغدادی خود، به افضل بودن علی عليه السلام معتقديم .(88)

بـراسـاس آنـچـه از شـيـعـه و اهـل سـنّت نقل شده ، افضل بودن علی (ع ) در ابعاد گوناگون ، اثـبـات شـد و چـون از ديـدگـاه عـقـلا، كسی كه افضل می باشد، برای امامت ، سزاوارتر است ، بـنـابـرايـن حـضـرت عـلی (ع ) تـنـهـا كـسـی اسـت كـه بـعـد از رسول خدا(ص ) سزاوار امامت و خلافت است .

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

تکیه بر پشتوانه های مردمی
آیه شریفه : وَيَا قَوْم مَنْ يَنْصُرنِي مِنْ اللَّه إِنْ طَرَدْتهمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ (سوره مبارکه هود ، آیه 30)ترجمه : ای قوم من ، اگر آن ها (توده مردم مومن) را از نزد خود برانم ، چه کسی مرا از عقوبت الهی مصون خواهد داشت ، آیا توجه نمی کنید (که کار من در اعتماد داشتن به مردم دست است؟).روایت : قال علی (ع): ... وَ لْيَكُنْ أَحَبَّ اَلْأُمُورِ إِلَيْكَ أَوْسَطُهَا فِي اَلْحَقِّ وَ أَعَمُّهَا فِي اَلْعَدْلِ وَ أَجْمَعُهَا لِرِضَى اَلرَّعِيَّةِ فَإِنَّ سُخْطَ اَلْعَامَّةِ يُجْحِفُ بِرِضَى اَلْخَاصَّةِ وَ إِنَّ سُخْطَ اَلْخَاصَّةِ يُغْتَفَرُ مَعَ رِضَى اَلْعَامَّةِ وَ لَيْسَ أَحَدٌ مِنَ اَلرَّعِ...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید