برنامه مبارزه برای تشکیل حکومت اسلامی

  • شنبه, 05 مرداد 1392 17:27
  • منتشرشده در ولایت فقیه
  • بازدید 3241 بار

برنامه مبارزه براى تشكيل حكومت اسلامى

ما موظفيم براى تشكيل حكومت اسلامى جديت كنيم. اولين فعاليت ما را در اين راه تبليغات تشكيل مى دهد. بايستى از راه تبليغات پيش بياييم. در همه عالم و هميشه همين طور بوده است. چند نفر با هم مى نشستند فكر مى كردند، تصميم مى گرفتند و به دنبال آن تبليغات مى كردند كم كم بر نفرات هم فكر اضافه مى شد.

 

سرانجام به صورت نيرويی در يك حكومت بزرگ نفوذ كرده يا با آن جنگيده آن را ساقط می كردند، محمد علی ميرزائی را از بين می بردند و حكومت مشروطه تشكيل می دادند.

هميشه از اول، قشون و قدرتی در كار نبوده است و فقط از راه تبليغات پيش می رفته اند. قلدريها و زور گوييها را محكوم می كردند، ملت را آگاه می ساختند و به مردم می فهماندند كه اين قلدريها غلط است. كم كم دامنه تبليغات توسعه می يافت و همه گروههای جامعه را فرا می گرفت. مردم، بيدار و فعال می شدند و به نتيجه می رسيدند.

شما الان نه كشوری داريد و نه لشكری، ولی تبليغات برای شما امكان دارد و دشمن نتوانسته همه وسائل تبليغاتی را از دست شما بگيرد. البته مسائل عبادی را بايد ياد بدهيد.

اما مهم مسائل سياسی اسلام است، مسائل اقتصادی و حقوقی اسلام است. اينها محور كار بوده و بايد باشد. وظيفه ما اين است كه از حالا برای پايه ريزی يك دولت حقه اسلامی كوشش كنيم، تبليغ كنيم، تعليمات بدهيم، هم فكر بسازيم، يك موج تبليغاتی و فكری به وجود بياوريم تا يك جريان اجتماعی پديد آيد و كم كم توده های آگاه وظيفه شناس و دين دار در نهضت متشكل شده قيام كنند و حكومت اسلامی تشكيل دهند.

تبليغات و تعليمات دو فعاليت مهم و اساسی ما است. وظيفه فقها است كه عقايد و احكام و نظامات اسلام را تبليغ كنند و به مردم تعليم دهند تا زمينه برای اجرای احكام و برقراری نظامات اسلام در جامعه فراهم شود.

در روايت ملاحظه كرديد كه در وصف جانشينان پيغمبر اكرم (ص) يعنی فقها آمده است كه. يعلمونها الناس. يعنی دين را به مردم تعليم می دهند. مخصوصا در شرايط كنونی كه سياستهای استعماری و حكام ستمگر و خائن و يهود و نصاری و ماديون در تحريف حقائق اسلام و گمراه كردن مسلمانان تلاش می كنند.

در اين شرايط، مسئوليت ما برای تبليغات و تعليمات بيش از هر وقت است. امروز می بينيم كه يهوديها خذلهم اللَّه در قرآن تصرف كرده اند و در قرآنهائی كه در مناطق اشغالی چاپ كرده اند تغييراتی داده اند.

ما موظفيم از اين تصرفات خائنانه جلوگيری كنيم، بايد فرياد زد و مردم را متوجه كرد تا معلوم شود كه يهوديها و پشتيبانان خارجی آنها كسانی هستند كه با اساس اسلام مخالفند و می خواهند حكومت يهود در دنيا تشكيل دهند، و چون جماعت موذی و فعالی هستند می ترسم نعوذ باللَّه روزی به مقصود برسند، و سستی بعضی از ما باعث شود كه يك وقت حاكم يهودی بر ما حكومت كند، خدا آن روز را نياورد.

از طرف ديگر عده ای از مستشرقين كه عمال تبليغاتی مؤسسات استعماری هستند مشغول فعاليتند تا حقائق اسلام را تحريف و وارونه كنند. مبلغين استعماری سرگرم كارند در هر گوشه از بلاد اسلامی جوانهای ما را با تبليغات سوء دارند از ما جدا می كنند، نه اين كه يهودی و نصرانی كنند بلكه آنها را فاسد و بی دين لا ابالی می سازند و همين برای استعمارگران كافی است.

در تهران ما، مراكز تبليغات سوء كليسائی و صهيونيسم و بهائيت به وجود آمده كه مردم را گمراه می كند و از احكام و تعاليم اسلام دور می سازد. آيا هدم اين مراكز كه به اسلام لطمه می زند وظيفه ما نيست.

آيا برای ما كافيست كه فقط نجف را داشته باشيم؟ كه آن را هم نداريم آيا بايد در قم بنشينيم و عزا بگيريم يا بعكس بايد مردم زنده و فعالی باشيم؟ شما نسل جوان حوزه های روحانيت بايد زنده باشيد و امر خدا را زنده نگهداريد.

شما نسل جوانيد، فكرتان را رشد و تكامل دهيد. افكاری را كه همه در اطراف حقائق و دقائق علوم دور می زند كنار بگذاريد، چون اين ريزه بينی ها بسياری از ما را از انجام مسئوليت های خطيرمان دور نگهداشته است. به داد اسلام برسيد و مسلمانان را از خطر نجات دهيد. اسلام را دارند از بين می برند، به اسم احكام اسلام به اسم رسول اكرم (ص)، اسلام را نابود می كنند.

مبلغين همه حوزه داخل و خارجی چه آنهايی كه تبعه استعمارند و چه مبلغين داخلی و بومی آنها، به تمام دهات و بخشهای ايران رفته اند و بچه ها و نوجوانان ما را آنهايی را كه به درد اسلام می خورند منحرف می كنند. به داد آنها برسيد.

شما موظفيد آن چه را تفقه كرده ايد بين مردم منتشر كنيد و مردم را با مسائلی كه ياد گرفته ايد آشنا سازيد. آن همه تعريف و تمجيدی كه در اخبار از اهل علم و فقيه آمده برای همين است كه احكام و عقايد و نظامات اسلام را معرفی می كند و سنت رسول اكرم (ص) را به مردم می آموزد. شما بايد به تبليغات و تعليمات در جهت معرفی و بسط اسلام همت بگماريد.

ما موظفيم ابهامی را كه نسبت به اسلام به وجود آورده اند برطرف سازيم تا اين ابهام را از اذهان نزدائيم هيچ كاری نمی توانيم انجام بدهيم. ما بايد خود و نسل آينده را وادار كنيم و به آنها سفارش كنيم كه نسل آتيه خويش را نيز مامور كنند اين ابهامی را كه بر اثر تبليغات سوء چند صد ساله نسبت به اسلام در اذهان حتی بسياری از تحصيل كرده های ما پيدا شده رفع كنند، جهان بينی و نظامات اجتماعی اسلام را معرفی كنند.

حكومت اسلامی را معرفی نمايند تا مردم بدانند اسلام چيست و قوانين آن چگونه است. امروز حوزه قم، حوزه مشهد، و حوزه های ديگر موظفند كه اسلام را ارائه بدهند و اين مكتب را عرضه كنند. مردم، اسلام را نمی شناسند. شما بايد خودتان را، اسلامتان را، نمونه های رهبری و حكومت اسلامی را به مردم دنيا معرفی كنيد مخصوصا به گروه دانشگاهی و طبقه تحصيل كرده. دانشجويان چشمشان باز است.

شما مطمئن باشيد اگر اين مكتب را عرضه نماييد و حكومت اسلامی را چنانكه هست به دانشگاهها معرفی كنيد دانشجويان از آن استقبال خواهند كرد. دانشجويان با استبداد مخالفند. با حكومتهای دست نشانده و استعماری مخالفند، با قلدری و غارت اموال عمومی مخالفند، با حرامخوری و دروغ پردازی مخالفند با اسلامی كه چنين طرز حكومت اجتماعی و تعاليمی دارد هيچ دانشگاه و دانشجوئی مخالفت ندارد.

اينها دستشان به طرف حوزه نجف دراز است كه برای ما فكری بكنيد. آيا بايد بنشينيم تا آنها ما را امر به معروف كنند و به انجام وظيفه دعوت نمايند؟ جوانان از اروپا ما را امر به معروف كنند كه ما حوزه اسلامی تشكيل داده ايم شما به ما كمك كنيد؟

وظيفه ما است كه اين مطالب را تذكر بدهيم، طرز حكومت اسلامی و روش زمام داران اسلام را در صدر اسلام بيان كنيم. بگوئيم كه دار الاماره و دكة القضای (وزارت دادگستری) او در گوشه مسجد قرار داشت و دامنه حكومتش تا انتهای ايران و مصر و حجاز و يمن گسترش داشت.

متاسفانه وقتی حكومت به طبقات بعدی رسيد طرز حكومت تبديل به سلطنت و بدتر از سلطنت شد. بايد اين مطالب را به مردم رسانيد و آنان را رشد فكری و سياسی داد. بايد گفت كه چگونه حكومتی می خواهيم، و زمام دار و متصديان امور حكومتی ما بايد چگونه باشند و چه رفتار و سياستی را پيش گيرند.

زمامدار جامعه اسلامی كسی است كه با برادرش عقيل چنان رفتار می كند تا هر گز درخواست تبعيض اقتصادی و اضافه كمك از بيت المال نكند، دخترش را كه از بيت المال عاريه مضمونه گرفته بازخواست می كند و می فرمايد اگر عاريه مضمونه نبود تو اولين هاشميه ای بودی كه دستت قطع می شد.

ما چنين حاكمی و زمامداری می خواهيم، زمامداری كه مجری قانون باشد نه مجری هوسها و تمايلات خويش، افراد مردم را در برابر قانون مساوی بدانند و آنها را دارای وظايف و حقوق اساسی متساوی، بين افراد امتياز و تبعيض قائل نشود، خاندان خود و ديگری را به يك نظر نگاه كند، اگر پسرش دزدی كرد دستش را قطع كند، برادر و خواهرش هروئين فروشی كردند آنها را اعدام كند نه اين كه عده ای را برای ده گرم هروئين بكشند و كسان آنها باند هروئين داشته باشند و خروارها هروئين وارد كنند.

اجتماعات در خدمت تبليغات و تعليمات

بسياری از احكام عبادی اسلام منشاء خدمات اجتماعی و سياسی است. عبادتهای اسلام اصولا توام با سياست و تدبير جامعه است. مثلا نماز جماعت و اجتماع حج و جمعه در عين معنويت و آثار اخلاقی و اعتقادی حائز آثار سياسی است.

اسلام اين گونه اجتماعات را فراهم كرده تا از آنها استفاده دينی بشود، عواطف برادری و هم كاری افراد تقويت شود، رشد فكری بيشتری پيدا كنند، برای مشكلات سياسی و اجتماعی خود راه حل هائی بيابند، و به دنبال آن به جهاد و كوشش دسته جمعی بپردازند.

در كشورهای غير اسلامی، يا حكومتهای غير اسلامی در كشورهای اسلامی هر گاه بخواهند چنين اجتماعی فراهم آورند مجبورند مليونها از ثروت و بودجه مملكت را صرف كنند، تازه اجتماعات آنها بی صفا و ظاهری و عاری از آثار خير است.

اسلام ترتيباتی داده كه هر كس خودش آرزو می كند به حج برود و راه افتاده به حج می رود. خودش با اشتياق به نماز جماعت می رود، بايد از اين اجتماعات به منظور تبليغات و تعليمات دينی و توسعه نهضت اعتقادی و سياسی اسلامی استفاده كنيم. بعضی به اين فكرها نيستند و بيش از اين كه. و لا الضالين. را خوب ادا كنند فكری ندارند، حج كه می روند به جای اين كه با برادران مسلمان خود تفاهم كنند عقايد و احكام اسلام را نشر دهند و برای مصائب و مشكلات عمومی مسلمانان چاره ای بينديشند و مثلا برای آزاد كردن فلسطين كه وطن اسلام است اشتراك مساعی كنند به اختلافات دامن می زنند. در حالی كه مسلمين صدر اسلام با اجتماع حج و با جماعت جمعه كارهای مهم انجام می دادند.

در خطبه روز جمعه اين طور نبود كه فقط يك سوره و دعايی بخوانند و چند كلمه ای بگويند. با خطبه های جمعه بسيج سپاه می شد و از مسجد به ميدان جنگ می رفتند، و كسی كه از مسجد به ميدان جنگ برود فقط از خدا می ترسد و بس، و از كشته شدن و فقر و آوارگی نمی ترسد، و چنين سپاهی سپاه فاتح و پيروز است.

هر گاه خطبه هايی را كه راجع به جمعه است و خطبه های حضرت امير (ع) را ملاحظه كنيد می بينيد كه بنا بر اين بوده كه مردم را به راه بيندازند و به حركت درآورند و به مبارزه برانگيزند، برای اسلام فدائی و مجاهد بسازند، و گرفتاريهای مردم دنيا را برطرف كنند.

اگر هر روز جمعه مجتمع می شدند و مشكلات عمومی مسلمانان را به ياد می آوردند و رفع می كردند يا تصميم به رفع آن می گرفتند كار به اينجا نمی كشيد. امروز بايد با جديت اين اجتماعات را ترتيب دهيم و از آن برای تبليغات و تعليمات استفاده كنيم. به اين ترتيب، نهضت اعتقادی و سياسی اسلام وسعت پيدا می كند و اوج می گيرد.

عاشورايی به وجود آوريد

اسلام را عرضه بداريد و در عرضه آن به مردم، نظير عاشورا به وجود بياوريد. چطور عاشورا را محكم نگهداشته و نگذاشته ايم از دست برود، چگونه هنوز مردم برای عاشورا سينه می زنند و اجتماع می كنند، سلام بر مؤسس آن شما هم امروز كاری كنيد كه راجع به حكومت موجی به وجود آيد، اجتماعات برپا گردد، روضه خوان و منبری پيدا كند و در ذهن مردم مطرح بماند.

اگر اسلام را معرفی نماييد و جهان بينی (يعنی عقايد) و اصول و احكام و نظام اجتماعی اسلام را به مردم بشناسانيد با اشتياق كامل از آن استقبال می كنند. خدا می داند كه خواستاران آن بسيارند. من تجربه كرده ام. وقتی كلمه ای القا می شد موجی در مردم ايجاد می گرديد.

برای اينكه مردم همگی از اين وضع ناراحت و ناراضی هستند، زير سرنيزه و خفقان نمی توانند حرفی بزنند، كسی را می خواهند كه بايستد و با شجاعت صحبت كند. اينك شما فرزندان دلير اسلام مردانه بايستيد و برای مردم نطق كنيد، حقايق را به زبان ساده برای توده های مردم بيان كنيد و آنان را به شور و حركت درآوريد، از مردم كوچه و بازار از همين كارگران و دهقانان پاكدل و دانشجويان بيدار مجاهد بسازيد. همه مردم مجاهد خواهند شد.

از همه اصناف جامعه آماده اند كه برای آزادی و استقلال و سعادت ملت مبارزه كنند مبارزه برای آزادی و سعادت احتياج به دين دارد اسلام را كه مكتب جهاد و دين مبارزه است در اختيار مردم قرار دهيد تا عقايد و اخلاق خودشان را از روی آن تصحيح كنند و به صورت يك نيروی مجاهد، دستگاه سياسی جائر و استعماری را سرنگون كرده حكومت اسلامی را برقرار سازند.

فقهائی. حصن اسلام. هستند كه معرف عقايد و نظامات اسلام و مدافع و حافظ آن باشند و اين تعريف و دفاع و حفاظت را با نطق های پرشور و بيدار كننده و رهبری مردم ثابت كنند. در اين صورت است كه اگر بعد از 120 سال درگذشتند مردم احساس خواهند كرد كه مصيبتی بر اسلام وارد و خلای ايجاد شده است و به تعبير روايت. ثُلِمَ فِی الْاسْلامَ ثُلْمة لا يَسُدُّها شَي ءٌ. اين كه می فرمايد فقيه مؤمن اگر بميرد. ثُلِمَ فِي الْاسْلام ..

خلای جبران ناپذير در جامعه اسلام بوجود می آيد مردن بنده است كه در خانه نشسته ام و كاری جز مطالعه ندارم؟ از رفتن من چه خلای در جامعه اسلام ايجاد می شود؟ اسلام وقتی امام حسين (ع) را از دست می دهد. ثُلم فيه ثلمة .. خلای جبران ناپذير در آن به وجود می آيد.

كسانی كه حافظ عقايد و قوانين و نظام اجتماعی اسلام هستند مانند خواجه نصير و علامه  كه خدمت شايان و نمايانی كرده اند اگر بميرند خلای به وجود می آيد. اما من و جناب عالی برای اسلام چه كرده ايم كه اگر مرديم مصداق اين روايت باشد؟ هزار نفر از ما بميرد هيچ خبری نمی شود. ما يا فقيه نيستيم حق فقه (يعنی آن طور كه بايد بود) و يا مؤمن نيستيم حق ايمان.

مقاومت در مبارزه ای طولانی

هيچ عاقلی انتظار ندارد كه تبليغات و تعليمات ما به زودی به تشكيل حكومت اسلامی منتهی شود. برای توفيق يافتن در استقرار حكومت اسلامی احتياج به فعاليت های متنوع و مستمری داريم. اين، هدفی است كه احتياج به زمان دارد.

عقلای عالم يك سنگ اينجا می گذارند تا بعد از دويست سال ديگری پايه ای بر آن بنا كنند و نتيجه ای از آن به دست آيد خليفه به پير مردی كه نهال گردو می كاشت گفت:. پير مرد! گردو می كاری كه 50 سال ديگر و بعد از مردنت ثمر می دهد؟. در جوابش گفت:. ديگران كاشتند ما خورديم، ما می كاريم تا ديگران بخورند.

فعاليت های ما اگر هم برای نسل آينده نتيجه بدهد بايد دنبال شود. چون خدمت به اسلام است و در راه سعادت انسانهاست و امر شخصی نيست كه بگوئيم چون حالا به نتيجه نمی رسد و ديگران بعدها نتيجه آن را می گيرند به ما چه ربطی دارد؟! سيد الشهداء (ع) كه تمام جهات مادی خود را به معرض خطر در آورد و فدا كرد اگر چنين تفكری داشت و كارها را برای شخص خود و استفاده شخصی می كرد از اول سازش می نمود و قضيه تمام می شد.

هيئت حاكمه اموی از خدا می خواستند كه امام حسين (ع) دست بيعت بدهد و با حكومت آنها موافقت نمايد. از اين بهتر برای آنها چه بود كه پسر پيغمبر (ص) و امام وقت به آنها. امير المؤمنين. بگويد و حكومتشان را به رسميت بشناسد.

ولی آن حضرت در فكر آينده اسلام و مسلمين بود. به خاطر اين كه اسلام در آينده و در نتيجه جهاد مقدس و فداكاری او در ميان انسانها نشر پيدا كند و نظام سياسی و نظام اجتماعی آن در جامعه ها برقرار شود مخالفت نمود، مبارزه كرد، و فداكاری كرد.

در روايتی كه قبلا آوردم دقت كنيد. می بينيد حضرت امام صادق (ع) در شرايطی كه تحت فشار حكام ستم كار قرار دارد و در حال تقيه به سر می برد و قدرت اجرائی ندارد و بسياری اوقات تحت مراقبت و محاصره به سر می برد برای مسلمانان تكليف معين می كند و حاكم و قاضی نصب می فرمايد.

آيا اين كار آن حضرت چه معنی دارد؟ و اصولا بر اين نصب و عزل چه فايده ای مترتب است؟ مردان بزرگ كه دارای سطح فكر وسيعی می باشند هيچ گاه مايوس نگرديده و به وضع فعلی خود كه در زندان و اسارت به سر می برند و معلوم نيست آزاد می شوند يا نه نمی انديشند و برای پيشبرد هدف خويش در هر شرايط كه باشند طرح نقشه می كنند تا بعدا اگر توانستند شخصا آن طرح را به مرحله اجراء در آورند و اگر خودشان فرصت نيافتند ديگران هر چند بعد از 200 يا 300 سال دنبال اين طرح بروند و اجراء نمايند اساس بسياری از نهضت های بزرگ به همين صورتها بوده است.

رئيس جمهور سابق اندونزی. سوكارنو. در زندان دارای اين افكار بوده و نقشه ها كشيده و طرح ها داده كه بعدا به اجرا درآمده است.

امام صادق (ع) علاوه از دادن طرح، نصب هم فرموده اند. اين نصب امام (ع) اگر برای آن روز بود البته كار لغوی محسوب می شد، ولی آن حضرت به فكر آينده بودند. مثل ما نبودند كه فقط به فكر خودش باشد و وضع خود را بنگرد. فكر امت بوده، فكر بشر بوده، فكر همه عالم بوده است. می خواسته بشر را اصلاح كند، و قانون عدل را اجرا نمايند.

او بايد در هزار و چند صد سال پيش طرح بدهد، نصب نمايد تا آن روز كه ملت ها بيدار شدند، ملت اسلام آگاه گرديد و قيام كرد ديگر تحيری نباشد وضع حكومت اسلامی و رئيس اسلام معلوم باشد.

اصولا دين اسلام و مذهب شيعه و ساير مذاهب و اديان به همين نحو پيشرفت كرده است يعنی ابتداء جز طرح چيزی نبوده و بر اثر ايستادگی و جديت رهبران و پيامبران به ثمر رسيده است. موسی شبانی بيش نبود و سالها شبانی می كرد، آن روز كه برای مبارزه با فرعون مامور شد ياور و پشتيبانی نداشت. ولی بر اثر لياقت ذاتی و ايستادگی خود با يك عصا اساس حكومت فرعون را برچيد.

شما خيال می كنيد اگر عصای موسی دست من و جناب عالی بود اين كار از ما می آمد؟ همت و جديت و تدبير موسی می خواهد تا با آن عصا بساط فرعون را به هم بريزد، و اين كار از هر كسی ساخته نيست.

پيغمبر اكرم (ص) وقتی كه به رسالت مبعوث شد و شروع به تبليغ كرد يك طفل هشت ساله (حضرت امير ع) و يك زن چهل ساله (حضرت خديجه) به او ايمان آوردند جز اين دو نفر كسی را نداشت و همه می دانند كه چقدر آن حضرت را اذيت كردند و كارشكنيها و مخالفتها نمودند. ليكن مايوس نشد، و نفرمود كسی ندارم. ايستادگی كرد و با قدرت روحی و عزمی قوی از. هيچ. رسالت را به اينجا رسانيد كه امروز هفتصد مليون جمعيت تحت لوای او هستند.

مذهب شيعه هم از صفر شروع شد. روزی كه پيغمبر اكرم (ص) اساس آن را پايه گذاری كرد با استهزاء مواجه شد. وقتی كه مردم را جمع و مهمان نمود و فرمود كسی كه چنين و چنان باشد وزير من است جز حضرت امير (ع) كه در آن وقت هنوز به سن بلوغ نرسيده بود ولی دارای روحی بزرگ بود بزرگتر از همه دنيا كسی از جا برنخواست شخصی رو كرد به حضرت ابی طالب و با استهزاء گفت اكنون بايد زير پرچم پسرت بروی!

آن روز هم كه ولايت و حكومت امير المؤمنين (ع) را به مردم عرضه داشت با. بخ بخ. (مبارك باد) ظاهری مواجه گرديد، «1» ليكن مخالفت ها از همان جا شروع شد و تا آخر هم ادامه داشت.

اگر حضرت رسول (ص) ايشان را فقط مرجع مسائل شرعيه قرار می داد هيچ گونه مخالفتی نمی شد، ولی چون منصب. جانشينی. را به حضرت داد و فرمود ايشان بايد حاكم بر مسلمين بوده و سرنوشت ملت اسلام را در دست داشته باشد موجب آن ناراحتی ها و مخالفتها شد.

شما هم اگر امروز در خانه بنشينيد و در امور مملكتی دخالت نكنيد كسی به شما كاری ندارد. آن روز به شما كاری دارند كه بخواهيد در مقدرات كشور دخالت كنيد. حضرت امير (ع) و شيعه چون در امور حكومتی و كشوری دخالت می كردند آن همه مورد اذيت و مصيبت قرار گرفتند. اما دست از جهاد و فعاليت نكشيدند تا بر اثر تبليغات و مجاهدات آنان امروز تقريبا دويست ميليون شيعی در دنيا وجود دارد.

اصلاح حوزه های روحانيت

معرفی و ارائه اسلام مستلزم اين است كه حوزه های روحانيت اصلاح شود. به اين ترتيب كه برنامه درسی و روش تبليغات و تعليمات تكميل گردد، سستی و تنبلی و ياس و عدم اعتماد به نفس جای خود را به جديت و كوشش و اميد و اعتماد به نفس بدهد، آثاری كه تبليغات و تلقينات بيگانگان در روحيه بعضی گذاشته از بين برود، افراد جماعت مقدس نما كه مردم را از داخل حوزه های روحانيت از اسلام و اصلاحات اجتماعی باز می دارند اصلاح شود، آخوندهای درباری كه دين را به دنيا می فروشند از اين لباس خارج و از حوزه ها طرد و اخراج شوند.

از بين بردن آثار فكری و اخلاقی استعمار

عمال استعمار و دستگاههای تربيتی و تبليغاتی و سياسی حكومتهای دست نشانده و ضد ملی قرنها است كه سم پاشی می كنند و افكار و اخلاق مردم را فاسد می سازند. كسانی كه از ميان مردم وارد حوزه های روحانيت می شوند طبعا آثار سوء فكری و اخلاقی را با خود می آورند.

حوزه های روحانيت جزئی از جامعه و مردم است. بنا بر اين ما بايد در اصلاح  فكری و اخلاقی افراد حوزه كوشش كنيم. آثار فكری و روحی را كه ناشی از تبليغات و تلقينات بيگانگان و سياست دولتهای خائن و فاسد است از بين ببريم، و با آن مبارزه كنيم.

اين آثار، كاملا مشهود است. مثلا بعضی را می بينيم كه در حوزه ها نشسته و به گوش يكديگر می خوانند كه اين كارها از ما ساخته نيست. چكار داريم به اين كارها؟ ما فقط بايد دعا كنيم و مساله بگوئيم!.

اين افكار، آثار تلقينات بيگانگان است نتيجه تبليغات سوء چند صد ساله استعمارگران است كه در اعماق قلوب نجف و قم و مشهد و ديگر حوزه ها وارد شده و باعث افسردگی و سستی و تنبلی گرديده و نمی گذارد رشدی داشته باشند.

مرتبا عذرخواهی می كنند كه اين كارها از ما ساخته نيست.! اين افكار غلط است. مگر آنها كه اكنون در كشورهای اسلامی امارت و حكومت دارند چكار دارند كه آنها از عهده بر می آيند و ما برنمی آييم؟ كداميك از آنها بيش از فرد متعارف و معمولی لياقت دارد؟ بسياری از آنها اصلا تحصيل نكرده اند!

حاكم حجاز كجا تحصيل كرده و چه تحصيل كرده است؟ رضا خان اصلا سواد نداشت، و سرباز بی سوادی بيش نبود! در تاريخ نيز چنين بوده است بسياری از حكام خودسر و مسلط، از لياقت اداره جامعه و تدبير ملت و علم و فضيلت بی بهره بوده اند.

هارون الرشيد يا ديگران كه بر كشور بزرگی حكومت می كردند چه تحصيل كرده بودند؟ تحصيلات و داشتن علوم و تخصص در فنون، برای برنامه و برای كارهای اجرائی و اداری لازم است كه ما هم از وجود اين نوع اشخاص استفاده می كنيم.

آن چه مربوط به نظارت و اداره عاليه كشور و بسط عدالت بين مردم و برقراری روابط عادلانه ميان مردم می باشد همان است كه فقيه تحصيل كرده است. آن چه برای حفظ آزادی ملی و استقلال لازم است همان است كه فقيه دارد.

اين فقيه است كه زير بار ديگران و تحت نفوذ اجانب نمی رود، و تا پای جان از حقوق ملت و از آزادی و استقلال و تماميت ارضی وطن اسلام دفاع می كند فقيه است كه به چپ و راست انحراف پيدا نمی كند.

شما اين افسردگی را از خود دور كنيد، برنامه و روش تبليغات خودتان را تكميل نماييد، و در معرفی اسلام جديت به خرج دهيد، و تصميم به تشكيل حكومت اسلامی بگيريد و در اين راه پيشقدم شويد و دست به دست مردم مبارز و آزاديخواه بدهيد حكومت اسلامی قطعا برقرار خواهد شد.

به خودتان اعتماد داشته باشيد. شما كه اين قدرت و جرات و تدبير را داريد كه برای آزادی و استقلال ملت مبارزه می كنيد، شما كه توانستيد مردم را بيدار و به مبارزه وادار كنيد و دستگاه استعمار و استبداد را به لرزه در آوريد روز بروز بيشتر تجربه می آموزيد و تدبير و لياقت شما در كارهای اجتماعی بيشتر می شود.

وقتی موفق شديد دستگاه حاكم جابر را سرنگون كنيد يقينا از عهده اداره حكومت و رهبری توده های مردم برخواهيد آمد. طرح حكومت و اداره، و قوانين لازم برای آن آماده است. اگر اداره كشور ماليات و درآمد لازم دارد اسلام مقرر داشته و اگر قوانين لازم دارد همه را وضع كرده است. احتياجی نيست بعد از تشكيل حكومت بنشينيد قانون وضع كنيد يا مثل حكام بيگانه پرست و غرب زده به سراغ ديگران برويد تا قانونشان را عاريه بگيريد.

همه چيز آماده و مهيا است. فقط می ماند برنامه های وزارتی كه آن هم به كمك و هم كاری مشاورين و معاونين متخصص در رشته های مختلف در يك مجلس مشورتی ترتيب داده و تصويب می شود.

خوشبختانه ملتها هم تابع و متحد شما هستند. آن چه كه كم داريم همت و قدرت مسلح است كه آن را هم إن شاء اللَّه به دست می آوريم به. عصای موسی. احتياج داريم و به همت موسی، كسانی بايد باشند كه عصای موسی و شمشير علی بن ابی طالب (ع) را به كار برند.

بله، آن آدمهای بی عرضه ای كه در حوزه ها نشسته اند از عهده تشكيل و ادامه حكومت برنمی آيند، چون آن قدر بی عرضه اند كه قلم هم نمی توانند به كار ببرند قدمی هم در هيچ كاری بر نمی دارند.

از بس اجانب و عمالشان به گوش ما خوانده اند كه. آقا برو سراغ كارت سراغ مدرسه و درس و تحصيل. به اين كارها چكار داريد؟! اين كارها از شما نمی آيد! .. ما هم باورمان آمده كه كاری از ما نمی آيد! و اكنون من نمی توانم اين تبليغات سوء را از گوش بعضی بيرون كنم و به آنان بفهمانم كه شما بايد رئيس بشر باشيد، شما هم مثل ديگرانيد، شما هم می توانيد مملكت را اداره كنيد، مگر ديگران چطور بودند كه شما نيستيد، جز اين نيست كه بعضی از آنها به جائی رفته خوشگذرانی كرده و يا تحصيلی هم كرده اند.

ما نمی گوييم تحصيل نكنند. ما مخالف تحصيل نيستيم مخالف با علم نيستيم، به كره ماه بروند، صنايع اتمی درست كنند، ما جلو آنها را نمی گيريم، منتهی در آن موارد هم تكاليفی داريم. شما اسلام را معرفی كنيد، برنامه حكومتی اسلام را به دنيا برسانيد شايد اين سلاطين و رئيس جمهورهای ممالك اسلامی متوجه شوند كه مطلب صحيح است و تابع گردند. ما كه نمی خواهيم از دست آنها بگيريم. هر كدام را كه تابع و امين باشند سر جايشان می گذاريم.

ما امروز در دنيا 700 مليون جمعيت داريم، 170 مليون يا بيشتر شيعه داريم. اينها همه پيرو ما هستند ولی از بس بی همت هستيم نمی توانيم آنها را اداره كنيم. ما بايد حكومتی تشكيل دهيم كه امانت دار مردم باشد، مردم به او اطمينان داشته باشند و بتوانند سرنوشت خود را به او بسپارند.

ما حاكم امين می خواهيم تا امانت داری كند و ملتها در پناه او و پناه قانون آسوده خاطر به كارها و زندگی خود ادامه دهند. اينها مطالبی است كه بايد در فكر آن باشيد. مايوس نباشيد. خيال نكنيد اين امر نشدنی است.

خداوند می داند كه لياقت و عرضه شما كمتر از ديگران نيست. اگر عرضه، ظلم و آدم كشی باشد البته ما نداريم. آن مردك (يكی از مقامات دولتی ايران) وقتی كه آمد (در زندان) «1» پيش من، من بودم و آقای قمی. سلمه اللَّه. كه اكنون هم گرفتارند گفت:. سياست عبارت از بد ذاتی، دروغ گويی و .. خلاصه پدر سوختگی است و اين را بگذاريد برای ما!. راست هم می گفت، اگر سياست عبارت از اينها است مخصوص آنها می باشد.

اسلام كه سياست دارد، مسلمانان كه دارای سياست می باشند، ائمه هدی عليهم السلام كه. ساسة العباد. هستند غير از اين معنايی است كه او می گفت. او می خواست ما را اغفال كند. بعد رفت در روز نامه اعلام كرد.

تفاهم شده كه روحانيون در سياست دخالت نكنند!. ما هم بعد از آزادی رفتيم سر منبر تكذيبش كرديم، گفتيم دروغ گفته است، اگر خمينی يا ديگری چنين حرفی بزند بيرونش می كنيم. اينها از اول در ذهن شما وارد كردند كه سياست بمعنی دروغ گويی و امثال آن می باشد تا شما را از امور مملكتی منصرف كنند و آنها مشغول كار خودشان باشند و شما هم مشغول دعا گويی باشيد، شما اينجا بنشينيد.

خلد اللَّه ملكه. بگوئيد و آنها هم هر كاری كه دلشان می خواهد بكنند، هر گونه هرزگی كه می خواهند بكنند. البته خودشان بحمد اللَّه اين فهم ها را ندارند ولی اساتيد و كارشناسانشان اين نقشه ها را كشيده اند استعمارگران انگليسی كه از 300 سال پيش در ممالك شرق نفوذ كردند و از همه جهات اين ممالك اطلاع دارند اين برنامه را درست كردند. بعدها نيز استعمارگران آمريكايی و غير آنها با انگليس ها همراه و متفق شدند و در اجرای اين برنامه شركت كردند.

من در همدان بودم كه يكی از طلبه های ما كه مرد فاضلی بود از لباس خارج شده ولی اخلاقش محفوظ بود ورقه بزرگی را به من نشان داد كه در آن به رنگ سرخ علامت گذاريهائی شده بود، به طوری كه می گفت اين علامتهای سرخ مال مخازن زير زمينی بود كه در ايران وجود دارد و كارشناسان خارجی كشف كرده بودند!

كارشناسان خارجی روی كشور ما مطالعه كردند همه مخازن زير زمينی ما را كه كجا طلا دارد، كجا مس دارد و نفت و .. دست آوردند، روحيه افراد ما را هم سنجيدند كه چطوری است و ديدند تنها چيزی كه نمی گذارد نقشه هايشان عمل گردد و در مقابلشان سد می باشد اسلام و روحانيت است. آنان قدرت اسلام را ديدند كه بر اروپا سلطه پيدا كرد و دانستند كه اسلام واقعی مخالف با اين بساط است.

نيز دست آوردند كه روحانيون واقعی را نمی توانند تحت نفوذ خود درآورند و در فكرشان تصرف كنند. لذا از روز اول كوشيدند كه اين خار را از سر راه سياست خود بردارند و اسلام را كوچك و روحانيت را ضايع كنند با تبليغات سوء اين كار را هم كردند، به طوری كه امروز اسلام در نظر ما بيش از 4 تا مسأله نيست! از طرفی بر آن شدند كه فقها و علماء اسلام را كه رأس جمعيت های اسلامی قرار دارند با تهمت، يا به وسائل ديگر لكه دار و ضايع نمايند. آن شخص بسيار بی آبرو كه عامل استعمار است در كتابش نوشته.

ششصد نفر از علمای نجف و ايران وظيفه خوار انگليس بودند! شيخ مرتضی فقط دو سال حقوق بگير بود بعد متوجه شد! مدركش اسنادی است كه در وزارت خارجه انگلستان در هند بايگانی شده است.

اين دست استعمار است كه می گويد به ما فحش بدهيد تا نتيجه بگيريم. استعمار خيلی مايل است كه همه علما را جيره خوار خودش معرفی كنند تا علمای اسلام را در ميان مردم بدنام ساخته مردم را از آنان رو گردان و منصرف كنند.

از طرف ديگر با تبليغات و تلقينات خود تلاش كرده اند تا اسلام را كوچك و محدود كنند و وظائف فقها و علمای اسلام را به كارهای جزئی منحصر گردانند. به گوش ما خوانده اند كه. فقها جز مسأله گفتن كاری ندارند و هيچ تكليف ديگری ندارند!. بعضی هم نفهميده باور كرده و گمراه شده اند. ندانسته اند كه اينها نقشه است تا استقلال ما را از بين ببرند و همه جهات كشورهای اسلامی را از دست ما بگيرند و ندانسته به بنگاههای تبليغات استعماری و به سياست آنها و به تحقق هدفهای آنها كمك كرده اند.

مؤسسات تبليغاتی استعماری وسوسه كرده اند كه. دين از سياست جداست. روحانيت نبايد در هيچ امر اجتماعی دخالت كند. فقها وظيفه ندارند بر سرنوشت خود و ملت اسلام نظارت كنند. متاسفانه عده ای باور كرده و تحت تاثير قرار گرفته اند و نتيجه اين شده كه می بينيم اين همان آرزويی است كه استعمارگران داشته اند و دارند و خواهند داشت.

شما به حوزه های علميه نگاه كنيد. آثار همين تبليغات و تلقينات استعماری را مشاهده خواهيد كرد. افراد مهمل و بی كاره و تنبل و بی همتی را می بينيد كه فقط مسأله می گويند و دعا می كنند و كاری جز اين از آنها ساخته نيست.

ضمنا به افكاری و رويه هايی برخورد می كنيد كه از آثار همين تبليغات و تلقينات است. مثلا اين كه حرف زدن منافی شأن آخوند است. آخوند و مجتهد بايد حرف بلد نباشد و اگر بلد است حرف نزند! فقط. لا إلهَ إلّا اللَّهُ. بگويد! و گاهی يك كلمه بگويد! در حالی كه اين، غلط است، و بر خلاف سنت رسول اللَّه است.

خدا از سخن گويی و بيان و قلم و نگارش تجليل كرده و در سوره. الرحمن. می فرمايد:. عَلَّمَهُ الْبَيانَ. و اين را كه بيان كردن آموخته نعمتی بزرگ و اكرامی می شمارد. بيان برای نشر احكام خدا و تعاليم و عقايد اسلام است با بيان و نطق است كه می توانيم دين را به مردم بياموزيم و مصداق. يعلمونها الناس.شويم. رسول اكرم (ص) وحضرت امير(ع)نطقها وخطبه ها ايراد می كرده و مرد سخن بوده اند.

اصلاح مقدس نماها

اين گونه افكار ابلهانه كه در ذهن بعضی وجود دارد به استعمارگران و دولتهای جابر كمك می كند كه وضع كشورهای اسلامی را به همين صورت نگه دارند و از نهضت اسلامی جلوگيری كنند. اينها افكار جماعتی است كه به مقدسين معروفند و در حقيقت مقدس نما هستند نه مقدس.

بايد افكار آنها را اصلاح كنيم و تكليف خود را با آنها معلوم سازيم. چون اينها مانع اصلاحات و نهضت ما هستند و دست ما را بسته اند. روزی مرحوم آقای بروجردی، مرحوم آقای حجت، مرحوم آقای صدر،  مرحوم آقای خوانساری رضوان اللَّه عليهم برای مذاكره در يك امر سياسی در منزل ما جمع شده بودند.

به آنان عرض كردم كه. شما قبل از هر كار تكليف اين مقدس نماها را روشن كنيد. با وجود آنها مثل اين است كه دشمن به شما حمله كرده و يك نفر هم محكم دستهای شما را گرفته باشد. اينهايی كه اسمشان مقدسين. است نه مقدسين واقعی و متوجه مفاسد و مصالح نيستند دستهای شما را بسته اند و اگر بخواهيد كاری انجام بدهيد، حكومتی را بگيريد، مجلسی را قبضه كنيد كه نگذاريد اين مفاسد واقع شود آنها شما را در جامعه ضايع می كنند. شما بايد قبل از هر چيز فكری برای آنها بكنيد.

امروز جامعه مسلمين طوری شده كه مقدسين ساختگی جلو نفوذ اسلام و مسلمين را می گيرند و به اسم اسلام به اسلام صدمه می زنند. ريشه اين جماعت، كه در جامعه وجود دارد در حوزه های روحانيت است. در حوزه های نجف و قم و مشهد و ديگر حوزه ها افرادی هستند كه روحيه مقدس نمائی دارند و از اينجا روحيه و افكار سوء خود را به نام اسلام در جامعه سرايت می دهند.

اينها هستند كه اگر يك نفر پيدا شود بگويد بياييد زنده باشيد، بياييد نگذاريد ما زير پرچم ديگران زندگی كنيم، نگذاريد انگليس و آمريكا اين قدر به ما تحميل كنند، نگذاريد اسرائيل اين طور مسلمانان را فلج كند. با او مخالفت می كنند.

اين جماعت را ابتدا بايد نصيحت و بيدار كرد، به آنها گفت: مگر خطر را نمی بينيد؟ مگر نمی بينيد كه اسرائيلی ها دارند می زنند و می كشند و از بين می برند و انگليس و آمريكا هم به آنها كمك می كنند و شما نشسته ايد تماشا می كنيد آخر شما بايد بيدار شويد، به فكر علاج بدبختيهای مردم باشيد مباحثه به تنهائی فايده ندارد.

مسأله گفتن به تنهائی دردها را دوا نمی كند. در شرايطی كه دارند اسلام را از بين می برند، بساط اسلام را به هم می زنند خاموش ننشينيد مانند نصرانی ها كه نشستند در باره روح القدس و تثليث صحبت كردند تا آمدند آنها را گرفته از بين بردند، بيدار شويد و به اين حقائق و واقعيتها توجه كنيد. به مسائل روز توجه كنيد.

خودتان را تا اين اندازه مهمل بار نياوريد. شما با اين اهمال كاريها می خواهيد كه ملائكه اجنحه خود را زير پای شما پهن كنند؟ مگر ملائكه تنبل پرورند؟! ملائكه بالشان را زير پای امير المؤمنين (ع) پهن می كنند. چون مردی است كه به درد اسلام می خورد، اسلام را بزرگ می كند، اسلام به واسطه او در دنيا منتشر می شود و شهرت جهانی پيدا می كند، با زمامداری آن حضرت جامعه ای ای خوشنام و آزاد و پر حركت و پر فضيلت به وجود می آيد. البته ملائكه برای حضرتش خضوع می كنند، و همه برای او خضوع و خشوع می كنند.

حتی دشمن در برابر عظمتش تعظيم می كند، برای شما كه جز مساله گفتن تكليفی نداريد خضوع معنی و مورد ندارد.

هر گاه بعد از تذكر و ارشاد و نصيحت های مكرر، بيدار نشده و به انجام وظيفه برنخاستند معلوم می شود قصورشان از غفلت نيست بلكه درد ديگری دارند. آن وقت حسابشان طور ديگری است.

تصفيه حوزه ها

حوزه های روحانيت محل تدريس و تعليم و تبليغ و رهبری مسلمانان است. جای فقهای عادل و فضلا و مدرسين و طلاب است. جای آنهاست كه امانت دار و جانشين پيغمبران هستند. محل امانت داری است و بديهی است كه امانت الهی را نمی توان به دست هر كس داد.

آن آدمی كه می خواهد چنين منصب مهمی را به عهده بگيرد و ولی امر مسلمين و نائب امير المؤمنين باشد و در اعراض، اموال و نفوس مردم، مغانم، حدود و امثال آن دخالت كند بايد منزه بوده دنيا طلب نباشد آن كسی كه برای دنيا دست و پا می كند هر چند در امر مباح باشد امين اللَّه نيست و نمی توان به او اطمينان كرد.

آن فقيهی كه وارد دستگاه ظلمه می گردد و از حاشيه نشينان دربارها می شود و از اوامرشان اطاعت می كند امين نيست و نمی تواند امانت دار الهی باشد خدا می داند كه از صدر اسلام تا كنون از اين علماء سوء چه مصيبتهايی بر اسلام وارد شده است؟،. ابو حريره.يكی از فقها است ليكن خدا می داند كه به نفع معاويه و امثال او چقدر احكام جعل كرد و چه مصيبتهايی بر اسلام وارد ساخت.

قضيه ورود علماء در دستگاه ظلمه و سلاطين غير از ورود افراد عادی است. يك آدم عادی اگر وارد دستگاه شود فاسق است و بيش از اين چيزی بر آن مترتب نيست. ليكن يك فقيه، يك قاضی مثل. ابو حريره. و شريح قاضی. وقتی كه در دستگاه ظلمه وارد شوند دستگاه را عظمت می دهند، اسلام را لكه دار می كنند. يك نفر فقيه اگر وارد دستگاه ظلمه شد مثل اين است كه يك امت وارد شده باشد نه اين كه يك نفر آدم عادی وارد شده است و لذا ائمه (ع) از ورود به اين دستگاه ها شديدا تحذير كردند و فرمودند اگر شماها وارد نمی شديد كار به اينجاها نمی رسيد.

تكاليفی كه برای فقهای اسلام است بر ديگران نيست فقهای اسلام برای مقام فقاهتی كه دارند بايد بسياری از مباهات را ترك كنند و از آن اعراض نمايند. فقهای اسلام بايد در موردی كه برای ديگران تقيه است تقيه نكنند. تقيه برای حفظ اسلام و مذهب بود كه اگر تقيه نمی كردند مذهب را باقی نمی گذاشتند.

تقيه مربوط فروع است مثلا وضوء را اين طور يا آن طور بگير اما وقتی كه اصول اسلام، حيثيت اسلام در خطر است جای تقيه و سكوت نيست، اگر يك فقيهی را وادار كنند كه برود سر منبر خلاف حكم خدا را بگويد آيا می تواند به عنوان. التقيه دينی و دين آبائی. «2» اطاعت كند؟ اينجا جای تقيه نيست، اگر بناء باشد به واسطه ورود يك فقيه در دستگاه ظلمه بساط ظلم رواج پيدا كند و اسلام لكه دار گردد نبايد وارد شود هر چند او را بكشند و هيچ عذری از او پذيرفته نيست مگر اين كه معلوم شود ورود او در آن دستگاه روی پايه و اساس عقلائی بوده است مثل علی بن يقطين «3» كه معلوم است برای چه وارد شده است، يا خواجه نصير رضوان اللَّه عليه كه معلوم است در ورود او چه فوائدی بود. البته فقهای اسلام از اين حرفها منزهند وضعشان از صدر اسلام تا كنون روشن است، مثل نور پيش ما می درخشند و لكه ای ندارد آن آخوندهايی كه در آن زمان با دستگاه بودند، از مذهب ما نبودند.

فقهای اسلام نه تنها اطاعت آنها را نكردند بلكه مخالفت كردند، حبس ها رفتند، زجرها كشيدند و اطاعت نكردند. كسی خيال نكند كه علماء اسلام در اين دستگاه ها وارد بوده يا هستند. البته بعضی مواقع برای كنترل يا منقلب ساختن دستگاه وارد می شدند كه اكنون هم اگر چنين كاری از ما ساخته باشد واجب است كه وارد شويم اين موضوع مورد صحبت نيست، اشكال سر آنهاست كه عمامه بر سر گذاشته و چهار كلمه هم اينجا يا جای ديگر خوانده يا نخوانده و برای شكم يا بسط رياست به اين دستگاهها پيوسته اند. با اينها بايد چه كنيم؟

آخوندهای درباری را طرد كنيد

اينها از فقهای اسلام نيستند و بسياری از اينها را سازمان امنيت ايران معمم كرده تا دعا كنند. اگر در اعياد و ديگر مراسم نتوانست به زور و جبر ائمه جماعت را وادار كند كه حضور يابند از خودشان داشته باشند تا. جل جلاله. بگويند! اخيرا لقب. جل جلاله. به او (شاه) داده اند! اينها فقها نيستند، شناخته شده اند، مردم اينها را می شناسند.

در اين روايت است كه از اين اشخاص بر دين بترسيد اينها دين شما را از بين می برند. اينها را بايد رسوا كرد، تا اگر آبرو دارند در بين مردم رسوا شوند، ساقط شوند. اگر اينها در اجتماع ساقط نشوند امام زمان را ساقط می كنند، اسلام را ساقط می كنند.

بايد جوانهای ما عمامه اينها را بردارند. عمامه اين آخوندهايی كه به نام فقهای اسلام، به اسم علماء اسلام اين طور مفسده در جامعه مسلمين ايجاد می كنند بايد برداشته شود. من نمی دانم جوانهای ما در ايران مرده اند؟ كجا هستند؟ ما كه بوديم اين طور نبود؟ چرا عمامه های اينها را برنمی دارند؟ من نمی گويم بكشند؟! اينها قابل كشتن نيستند، لكن عمامه از سرشان بردارند.

مردم موظف هستند، جوانهای غيور ما در ايران موظف هستند كه نگذارند اين نوع آخوندها (جل جلاله گوها) معمم در جوامع ظاهر شوند و با عمامه در بين مردم بيايند. لازم نيست آنها را خيلی كتك بزنند! ليكن عمامه هايشان را بردارند، نگذارند معمم ظاهر شوند.

اين لباس، شريف است نبايد بر تن هر كسی باشد عرض كردم كه علماء اسلام از اين مطالب منزه اند و در اين دستگاه ها نبوده و نيستند و آنهايی كه به اين دستگاه وابسته اند مفتخورهايی هستند كه خود را به مذهب و علماء بسته اند و حسابشان اصلا جداست و مردم آنها را می شناسند.

خود ما نيز وظايف دشواری داريم. لازم است خودمان را از لحاظ روحی و از حيث طرز زندگی كاملتر كنيم. بايد بيش از پيش پارسا شويم و از حطام دنيوی رو بگردانيم شما آقايان (خطاب به روحانيون) بايد خود را برای حفظ امانت الهی مجهز كنيد، امين شويد دنيا را در نظر خود تنزل دهيد، البته نمی توانيد مثل حضرت امير (ع) باشيد كه می فرمود دنيا در نظر من مثل. عفطه عنز. است. ليكن از حطام دنيا اعراض كنيد، نفوس خود را تزكيه كنيد، متوجه به حق تعالی شويد، متقی باشيد.

اگر خدای نكرده برای اين درس می خوانيد كه فردا به نوائی برسيد نه فقيه خواهيد شد و نه امين اسلام خواهيد بود. خود را مجهز كنيد تا برای اسلام مفيد باشيد. لشكر امام زمان باشيد، تا بتوانيد خدمت كنيد و عدالت را بسط دهيد. افراد صالح طوری هستند كه وجود آنها در جامعه مصلح است ما از اين اشخاص ديده ايم انسان به واسطه راه رفتن و معاشرت با آنها منزه می شود، شما كاری كنيد كه با كار شما و اخلاق و سلوك شما و اعراض شما از حطام دنيا مردم اصلاح شوند، به شما اقتدا كنند، شما مقتدی الانام باشيد. جند اللَّه. سرباز خدا شويد، تا اسلام را معرفی كنيد، حكومت اسلامی را معرفی كنيد من نمی گويم ترك تحصيل نماييد.

لازم است درس بخوانيد، فقيه شويد، جديت در فقاهت كنيد، نگذاريد اين حوزه ها از فقاهت بيفتد، تا فقيه نشويد نمی توانيد به اسلام خدمت كنيد. ليكن در خلال تحصيلات خود در فكر باشيد كه اسلام را به مردم معرفی كنيد. فعلا كه اسلام غريب است و كسی اسلام را نمی شناسد ولی لازم است كه شما اسلام و احكام اسلام را به مردم برسانيد تا مردم بفهمند اسلام چيست و حكومت اسلام چه می باشد، رسالت و امامت يعنی چه؟ اصلا اسلام برای چه آمده است و چه می خواهد؟ كم كم اسلامی معرفی گردد و إن شاء اللَّه روزی حكومت اسلامی تشكيل شود.

حكومتهای جائر را براندازيم

روابط خود را با مؤسسات دولتی آنها قطع كنيم. با آنها هم كاری نكنيم. از هر گونه كاری كه كمك به آنها محسوب می شود پرهيز كنيم. مؤسسات قضائی، مالی، اقتصادی، فرهنگی و سياسی جديدی به وجود آوريم.

بر انداختن. طاغوت. يعنی قدرتهای سياسی ناروايی كه در سراسر وطن اسلامی برقرار است وظيفه ما است. دستگاههای دولتی جائر و ضد مردم بايد جای خود را به مؤسسات خدمات عمومی بدهد و طبق قانون اسلام اداره شود و به تدريج حكومت اسلامی مستقر گردد. خداوند متعال در قرآن، اطاعت از. طاغوت. و قدرتهای ناروای سياسی را نهی فرموده است، و مردمان را به قيام بر ضد سلاطين تشويق كرده، و موسی را به قيام عليه سلاطين واداشته است.

روايات بسياری هست كه در آن مبارزه با ظلمه و كسانی كه در دين تصرف می كنند تشويق شده است. ائمه عليهم السلام و پيروانشان يعنی شيعه هميشه با حكومتهای جائر و قدرتهای سياسی باطل مبارزه داشته اند. اين معنی از شرح حال و طرز زندگانی آنان كاملا پيدا است. بسياری اوقات گرفتار حكام ظلم و جور بوده اند و در حال شدت تقيه و خوف به سر می برده اند البته خوف از برای مذهب داشتند نه برای خودشان و اين مطلب در بررسی روايات هميشه مورد نظر است.

حكام جور هم هميشه از ائمه (ع) وحشت داشتند. آنها می دانستند كه اگر به ائمه عليهم السلام فرصت بدهند قيام خواهند كرد. اين كه می بينيد. هارون. حضرت موسی بن جعفر (ع) را می گيرد و چندين سال حبس می كند يا. مامون.  حضرت رضا (ع) را به مرو می برد و تحت الحفظ نگه می دارد و سرانجام مسموم می كند نه از اين جهت است كه سيد و اولاد پيغمبرند و اينها با پيغمبر (ص) مخالفند؛ هارون و مأمون هر دو شيعی بودند. بلكه از باب «الملك عقيم» است، و اينها می دانستند كه اولاد علی (ع) داعيه خلافت داشته بر تشكيل حكومت اسلامی اصرار دارند و خلافت و حكومت را وظيفه خود می دانند.

چنانكه آن روز كه به امام (ع) پيشنهاد شد حدود. فدك. را تعيين فرمايد تا آن را به ايشان برگردانند طبق روايت حضرت حدود كشور اسلامی را تعيين فرمود يعنی تا اين حدود حق ما است و ما بايد بر آن حكومت داشته باشيم و شما غاصبيد. حكام جائر می ديدند كه اگر امام موسی بن جعفر (ع) آزاد باشد زندگی را بر آنها حرام خواهد كرد و ممكن است زمينه ای فراهم شود كه حضرت قيام كند و سلطنت را براندازد از اين جهت مهلت ندادند.

اگر مهلت داده بودند بدون ترديد حضرت قيام می كرد. شما در اين شك نداشته باشيد كه اگر فرصتی برای موسی بن جعفر (ع) پيش می آمد قيام می كرد و اساس دستگاه سلاطين غاصب را واژگون می ساخت.

هم چنين، مأمون حضرت رضا (ع) را با آن همه تزوير و سالوس و گفتن «يا ابن عم» و «يا ابن رسول اللَّه» تحت نظر نگه می دارد! كه مبادا روزی قيام كند و اساس سلطنت را در هم بريزد. چون پسر پيغمبر (ص) است و در حق او وصيت شده و نمی شود او را در مدينه آزاد گذاشت. حكام جائر، سلطنت می خواستند و همه چيز را فدای سلطنت و امارت می كردند نه اين كه دشمنی خصوصی با كسی داشته باشند.

چنانكه اگر امام (ع) نعوذ باللَّه درباری می شد كمال عزت و احترام را به او می گذاشتند و دستش را هم می بوسيدند. بر حسب روايت، وقتی كه امام (ع) بر. هارون. وارد شد دستور داد حضرت را تا نزديك مسند سواره بياورند و كمال احترام را به ايشان نمود. بعد كه موقع تقسيم سهميه بيت المال شد و نوبت به بنی هاشم رسيد مبلغ بسيار اندكی مقرر داشت. مامون كه حاضر بود از آن تجليل و اين طرز توزيع درآمد تعجب كرد.

هارون. به او گفت: عقل تو نمی رسد. بنی هاشم را بايد همين طور نگه داشت اينها بايد فقير باشند، حبس باشند، تبعيد باشند، رنجور باشند، مسموم شوند، كشته شوند، و گر نه قيام خواهند كرد و زندگی را بر ما تلخ خواهند ساخت. ائمه (ع) نه فقط خود با دستگاههای ظالم و دولتهای جائر و دربارهای فاسد مبارزه كرده اند بلكه مسلمانان را به جهاد بر ضد آنها دعوت نموده اند. بيش از پنجاه روايت در. وسائل الشيعه و مستدرك و ديگر كتب هست كه از سلاطين و دستگاه ظلمه كناره گيری كنيد، به دهان مداح آنها خاك بريزيد، هر كس يك مداد به آنها بدهد يا آب در دواتشان بريزد چنين و چنان می شود.

خلاصه دستور داده اند كه با آنها به هيچ وجه هم كاری نشود و قطع رابطه بشود. از طرف ديگر آن همه روايت كه در مدح و فضيلت عالم و فقيه عادل وارد شده و برتری آنها را بر ساير افراد مردم گوشزد كرده اند ..

اينها همه طرحی را تشكيل می دهند كه اسلام برای تشكيل حكومت اسلامی ريخته، برای اين كه ملت را از دستگاه ستم كاران منصرف و رو گردان سازد و خانه ظلم را ويران كند، و درب خانه فقها را به روی مردم بگشايد، فقهائی كه عادل و پارسا و مجاهد و در راه اجرای احكام و برقراری نظام اجتماعی اسلام می كوشند.

مسلمانان هنگامی می توانند در امنيت و آسايش به سر برده ايمان و اخلاق فاضله خود را حفظ كنند كه در پناه حكومت عدل و قانون قرار گيرند، حكومتی كه اسلام نظام و طرز اداره و قوانينش را طراحی كرده است.

اكنون وظيفه ما است كه طرح حكومتی اسلام را به اجرا درآوريم و پياده كنيم اميدواريم كه معرفی طرز حكومت و اصول سياسی و اجتماعی اسلام به گروههای عظيم بشر موجی در افكار به وجود آورد و قدرتی كه از نهضت مردم پديد می آيد عامل استقرار نظام اسلام شود. بارالها، دست ستمگران را از بلاد مسلمين كوتاه كن خيانتكاران به اسلام و ممالك اسلامی را ريشه كن فرما، سران دولتهای اسلام را از اين خواب گران بيدار كن تا در مصالح ملتها كوشش كنند و از تفرقه ها و سود جوييهای شخصی دست بردارند.

نسل جوان و دانشجويان دينی و دانشگاهی را توفيق عنايت فرما تا در راه اهداف مقدسه اسلام بپا خيزد و با صف واحد در راه خلاص از چنگال استعمار و عمال خبيث آن و دفاع از كشورهای اسلامی اشتراك مساعی كنند. فقها و دانشمندان را موفق كن كه در هدايت و روشن كردن افكار جامعه كوشا باشند و اهداف مقدسه اسلام را به مسلمين خصوصا به نسل جوان برسانند و در برقراری حكومت اسلامی مجاهدت كنند. إِنك ولي التوفيق، و لا حول و لا قوة الا باللَّه العلي العظيم.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محتوای بیشتر در این بخش: « منصب قضا متعلق به کیست؟

پیام هفته

مبارزه با فساد
آیه شریفه :  وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ ( سوره بقره ، آیه 205)ترجمه :  و خداوند فساد و تباهی را دوست ندارد.روایت : امام حسين عليه ‏السلام : لايَحِلُّ لِعَينٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه‏َ يُعصى فَتَطرِفَ حَتّى تَغَيِّرَهُ. (الأمالى ، طوسى ، ص 55)ترجمه : امام حسين عليه ‏السلام :بر هيچ چشم مؤمنى روا نيست كه ببيند خدا نافرمانى مى‏شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن كه آن وضع را تغيير دهد .

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید