فصل يازدهم‏؛پيوست (پلوراليزم دينى)

                        فصل يازدهم‏پيوست (پلوراليزم دينى)

 

مباحث مقدماتى

پلوراليزم يا تكثّر اديان از مباحث «فلسفه دين» است كه در قرن حاضر به صورت جدى متفكران غرب آن را مطرح كرده‏اند. قرائت و معناى شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامى اديان است؛ و لازمه آن تعدّد صراطهاى مستقيم است. پيشينه اين بحث در ايران حدودا به چند دهه گذشته

 

 

مباحث مقدماتی

پلوراليزم يا تكثّر اديان از مباحث «فلسفه دين» است كه در قرن حاضر به صورت جدی متفكران غرب آن را مطرح كرده‏اند. قرائت و معنای شايع و متبادر آن پذيرفتن حقانيت تمامی اديان است؛ و لازمه آن تعدّد صراطهای مستقيم است. پيشينه اين بحث در ايران حدودا به چند دهه گذشته - البته نه با اصطلاح پلوراليزم بلكه به عنوان «تعدّد اديان»- برمی‏گردد. اين مقوله در آن عصر نيز برای خود طرفداران و مخالفانی داشته است كه می‏توان به دو فيلسوف و متفكر معاصر يعنی علامه طباطبايی «1» و شهيد مطهری اشاره كرد كه هر دو گام در اين عرصه نهادند و به ابطال پلوراليزم پرداختند.

در سال‏های اخير دوباره مشعل اين بحث روشن شده است و اين بار مدعيان، آن را در مجامع و تريبون‏های مختلفی برای عموم مردم مطرح كردند كه چه‏بسا موجب سردرگمی مخاطبانی گردد كه آشنايی كامل با مبانی نظريه پلوراليزم و اسلام ندارند، و به تعبير متفكر شهيد مطهری:

عصر ما از نظر دينی و مذهبی خصوصا برای طبقه جوان، عصر اضطراب و دودولی و بحران است «2».

ازاين‏رو ضرورت ارائه يك بحث شفاف و به دور از هرگونه غرض‏ورزی و افراط و تفريط برای نسل جوان بيش از پيش احساس می‏شود، اين احساس ضرورت نگارنده را بر آن داشت كه تحليل و نقد پلوراليزم را از شعاع انديشه متفكر و صاحب‏نظری منعكس كند كه جای هيچ‏گونه ترديد در تخصص و خلوص وی در اين مقولات نباشد و مورد قبول مخاطبان اين نوشتار نيز قرار گيرد.

1. ضرورت دين‏

در ابتدای بحث تكثر اديان بايد اين نكته تنقيح گردد كه انسان به وجود دين و بعثت پيامبران نيازمند است يا نه؟ در پاسخ مختصر آن بايد گفت كه هدف از آفرينش انسان رسيدن به ساحل نجا و خوشبختی است و تأمين آن با شكفته شدن استعدادهای نهفته او ميسّر می‏شود. در اين‏جا اين سؤال به‏وجود می‏آيد كه آيا انسان، خود توان شناخت استعدادهای نهفته خود را دارد، يا نه؟ علاوه‏بر آن آيا انسان می‏تواند قوانين اساسی و فردی- اجتماعی به منظور تأمين سعادت خود و اجتماع وضع كند يا نه؟

تا عصر حاضر هيچ فيلسوفی و دانشمندی مدعی شناخت انسان و نيازهای فطری او نشده است و هر روز كه قافله علم و فلسفه به پيش می‏تازد، بر مجهولات انسان در اين زمينه افزون می‏شود؛ و لذا در تعريف انسان گفته شده است كه «انسان موجودی است ناشناخته».

ازاين‏رو، حكمت و لطف الهی اقتضا می‏كند كه انسان را در اين ره بی‏رهنما نگذارد و با فرستادن پيامبران هادی انسان گردد «3».

بعد از احساس ضرورت انتخاب دين و بعثت انبيا، انسان وقتی قدم در عرصه انتخاب دين می‏گذارد، در نگاه آغازين، متوجه وجود اديان و مكاتب متكثری می‏شود كه هر كدام كثيری از مردم را به سوی خود جذب كردند. در همين نگاه آغازين، متوجه تعارض بنيادين ميان اديان موجود می‏شويم، برای نمونه، می‏توان به اديانی كه به «آسمانی» معروفند، اشاره كرد. دين يهوديت و مسيحيت، هريك به نوعی به شرك و تعدد «اله» معتقدند. آيين زرتشت با طرح دوگانه‏پرستی (يزدان و اهريمن) در عداد اديان شرك‏آلود قرار گرفته است؛ و از سوی ديگر اسلام منادی توحيد محض است و خطاب به قوم يهود و مسيح، در قرآن كريم آمده است:

يا اهل الكتاب تعالوا الی كلمة بيننا و بينكم ان لا نعبد الّا اللّه و لا نشرك به شيئا «4».

از وجود تناقضات در اركان اديان آسمانی موجود به راحتی می‏توانيم وضعيت اديان ديگر را تشخيص بدهيم، مكاتب و اديانی كه يا به كلی منكر وجود امر قدسی هستند و يا فقط قائل به وجود امر قدسی و عالم ماوراء طبيعت هستند و منكر وجود خداوند و نبوت‏اند؛ مثل مكتب كمونيست‏ها و آيين هندو.

2. تبيين عقلانی وحدت اديان آسمانی‏

در برخورد و مواجهه با اديان مختلف اين سؤال برای ذهن هر متفكری مطرح می‏شود كه آيا به راستی همه اديان مختلف و بعضا متناقض، بر حقند؟

يا اين‏كه دين حق و صراط مستقيم يكی بيش نيست؟ و بقيه اديان از حقيقت و خواسته الهی دور شده‏اند.

آيا ممكن است كه خداوند خيرخواه، اديان مختلف از حيث ماهيت برای بشر بفرستد؟

با تأمل در حكمت ضرورت دين كه عبارت است از وجود نيازهای فطری و ثابت انسان از سوی ديگر يكی بودن فرستنده اديان، به نظر می‏رسد پاسخ سؤال مذكور جندان مشكل نباشد؛ زيرا فرستنده دين خداوند حكيم و خيرخواه است كه با برآوردن نيازهای فطری انسان و به فعليت رساندن استعدادهايش سعادت او را تأمين می‏ند. در اين صسورت، فرستادن اديانی كه با يكديگر از حيث ماهيت مختلفند، توجيه‏پذير نيست، زيرا تفسير ماهوی يك برنامه و آيين در صورتی موجّه است كه العياذ باللّه ماهيت و لبّ اديان پيشين فاقد محتوا و توانايی لازم در جهت هدايت انسان باشد؛ و يا اينكه خداوند دين ناقص فرستاده باشد. اين فرض با براهين عقلی و فلسفی ناسازگار است و خرد آن را نمی‏پذيرد.

فرض ديگر اين‏كه نقصان از سوی خود انسان باشد كه به خاطر هوای نفسانی از قرار گرفتن در ركاب ره‏يافته‏گان سرباز می‏زند، لازمه اين فرض، نه تغيير ماهوی دين، بل تأكيد و راهنمايی و نصيحت بيشتر است.

فرض سوم اين‏كه تغيير ماهوی اديان مستند به تغيير شرايط زمانی و مكانی و نيازهای جديد بشری باشد. در پاسخ اين احتمال- كه امروزه طرفدارانی دارد- بايد گفت كه گوهر اديان الهی مشتمل بر معارفی بنيادی است كه ناظر به سعادت انسان و نيازهای فطری و ثابت اوست؛ مثلا دين از انسان خواسته است كه از خداوند و پيامبرانش اطاعت كنند و به اصول اخلاقی ثابت مثل نوع‏دوستی و عدالت پايبند باشند. اديان الهی برای تعالی روح انسانی و برقراری عدالت نازل شده‏اند و اين معارف و اصول نيز به هيچ وجه با گذشت زمان تغيير نمی‏كند.

 «مگر بشر چند گونه فطرت و سرشت و طبيعت می‏تواند داشته باشد» «5».

آری تغيير زمان و نيازهای جديد و غيرثابت انسان، تغيير برخی احكام و فروع، يا تكميل آنها را می‏طلبد. ولی لازمه آن، تغيير و تكامل شريعت است؛ نه دين. شهيد مطهری در اين زمينه می‏گويد:

تفاوت و اختلاف تعليمات انبياء با يكديگر از انواع اختلاف برنامه‏هايی است كه در يك كشور هرچند بار به مورد اجرا گذاشته می‏شود و همه آنها از يك قانون اساسی الهام می‏گيرد. همه آنان [پيامبران‏] مردم را به يك شاهراه به سوی يك هدف دعوت می‏كردند «6».

3. قرآن و وحدت دين‏

با رجوع به قرآن كريم درمی‏يابيم كه خداوند نه تنها دين حضرت محمد صلّی اللّه عليه و اله و سلّم را «اسلام» می‏نامد؛ كه دين پيامبران پيشين را نيز به همين نام توصيف می‏كند، مثلا در آيه‏ای آيين حضرت ابراهيم را اسلام می‏شمرد:

ما كان ابراهيم يهوديا و لا نصرانيا و لكن كان حنيفا مسلما «7».

و در آيه ديگر، پيامبر اسلام با اشاره به اسلام كه تنها صراط مستقيم است، از راه‏های ديگر منع می‏كند:

انّ هذا صراطی مستقيما فاتّبعوه و لا تتّبعوا السّبل «8».

استاد شهيد با تذكر اين نكته كه دين در اصطلاح مورخان و مردم به صورت جمع و متعدد به كار می‏رود، موضع قرآن را چنين تقرير می‏كند:

از نظر قرآن دين خدا از آدم تا خاتم يكی است، همه پيامبران اعم از پيامبران صاحب شريعت و پيامبران غيرصاحب شريعت به يك مكتب دعوت می‏كرده‏اند. اصول مكتب انبياء كه دين ناميده می‏شود، يكی بوده است «9».

استاد در جای ديگر، آيه «فاقم وجهك للدّين حنيفا فطرة اللّه الّتی فطر النّاس عليها» «10» را دليل وحدت دين می‏شمارد «11».

4. تكامل دين و اختلاف شرايع‏

از مطالب گذشته روشن شد كه «دين» اصول اعتقادی ثابت مطابق نيازهای‏ فطری بشری است؛ و «شريعت» تعدادی احكام فردی و اجتماعی است كه بعضی از آنها برحسب ضرورت و تحول نيازهای بشری قابل تغيير است. به ديگر سخن، ماهيت دين در همه اعصار يكی است؛ اما با بالا رفتن استعدادها و قابليت‏های مخاطبان، دين نيز جامع‏تر می‏شود. استاد شهيد، تعدد پيامبران را به تعدد معلمان و كتب آسمانی را به كتب درسی دوره‏های مختلف تحصيلی تشبيه می‏كند و می‏گويد:

بشر در تعليمات انبياء، مانند يك دانش‏آموز بوده كه او را از كلاس اول تا آخرين كلاس بالا برده‏اند. اين تكامل دين [است‏] نه اختلاف اديان، قرآن هرگز كلمه دين [را] به‏صورت اديان نياورده است «12».

         هر نبی و هر ولی را مسلكی است             ليك با حق می‏برد جمله يكی است‏

         ده چراغ ار حاضر آيد در مـــــــــكان             هر يكــــی باشد به‏صورت غير آن‏

         فــــــرق نتوان كرد نـــــور هر يكی             چون به نورش روی آری به شكی‏

 

خطای تشبيه پيامبران به فلاسفه‏

مدعيان پلوراليزم پنداشته‏اند كه همان‏طوركه در جهان نه يك فلسفه بل فلسفه‏های مختلفی هست كه نشأت گرفته از اختلاف انديشه‏هاست؛ به همين شكل نيز اديانی كه پيامبران مختلف می‏آورند، مانند مكاتب فلسفی، رنگ اختلاف به خود می‏گيرند.

بطلان اين قياس نيازمند توضيح بيشتری نيست. زيرا منشأ اختلاف در فلسفه‏ها به اختلاف فيلسوفان و افكار مختلف يك فيلسوف برمی‏گردد؛ درحالی كه مصدر اديان، خداوند حكيم و عالم است كه علم او ازلی و تغييرناپذير است.

پيامبران، علاوه‏بر برخورداری از نبوغ، از طريق وحی به مبدأ هستی و علم ازلی نيز متصل‏اند

تفاوت پيامبران با نوابغ و فلاسفه بزرگ اين است كه فلاسفه هر كدام مكتب‏ مخصوص به خود داشته‏اند، ازاين‏رو هميشه در جهان فلسفه‏ها وجود داشته نه فلسفه؛ ولی پيامبران الهی هميشه مؤيد و مصدّق يكديگر بوده‏اند و يكديگر را نفی نكرده‏اند، هر كدام از پيامبران اگر در محيط و زمان پيامبر ديگر می‏بود مانند او قانون و دستورالعمل می‏آورد «13».

راز ختم نبوت‏

از مطالب گذشته می‏توان به راز ختم نبوت به دست پيامبر اكرم صلّی اللّه عليه و اله و سلّم پی برد. زيرا انسان بعد از طی مراحل مختلف، قابليت دريافت برنامه كلی هدايت خود را پيدا می‏كند و از اين مرحله به بعد انسان با رشد و تكامل عقلانی خود می‏تواند بدون پيامبر و با اتكا به كتاب مقدس او و ائمه هدی طی طريق نمايد، همان‏گونه كه شهيد مطهری می‏گويد:

بشر در مسير تكاملی خود مانند قافله‏ای است كه در راهی و به سوی مقصد معينی حركت می‏كند، ولی راه را نمی‏داند. هرچند يك بار به كسی برخورد می‏كند كه راه را می‏داند و با نشانی‏هايی كه از او می‏گيرد ده‏ها كيلومتر راه را طی می‏كند ... تا تدريجا خود قابليت بيشتری برای فراگيری پيدا می‏كند و می‏رسد به شخصی كه نقشه كلی راه را از او می‏گيرد و برای هميشه با در درست داشتن آن نقشه از راهنمايی‏های جديد بی‏نياز می‏گردد «14».

         نام احمد نام جمله انبياست             چون كه صد آمد نود هم پيش ماست‏

 __________________________________________________

 (1). ر. ك: علامه طباطبائی، ظهور شيعه، صص 8 و 9.

 (2). عدل الهی، ص 7.

 (3). برای توضيح بيشتر ر. ك: شهيد مطهری، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، ج 7، ص 77 (درس‏های اشارات، نمط نهم). نيز: اسلام و مقتضيات زمان، ج 1، ص 364.  

 (4). سوره آل عمران، آيه 64.

 (5). مجموعه آثار، ج 3، ص 160. برای توضيح بيشتر ر. ك: امدادهای غيبی، مقاله «خورشيد دين هرگز غروب نمی‏كند».

 (6). مجموعه آثار، ج 3، ص 158.

 (7). سوره آل عمران، آيه 67.

 (8). سوره انعام، آيه 153.

 (9). مجموعه آثار، ج 2، ص 181.

 (10). سوره روم، آيه 30.

 (11). ر. ك: مجموعه آثار، ج 3، ص 181.

 (12). مجموعه آثار، ج 2، ص 181.

 (13). مقدمه‏ای بر جهان‏بينی اسلامی (وحی و نبوت)، ص 165 و نيز 146.

 (14). مجموعه آثار، ج 3، ص 161.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

پیروی از روشهای عقلانی و منطقی
قرآن : فَبَشِّرْ عِبادِ (17) الَّذينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولئِكَ الَّذينَ هَداهُمُ اللَّهُ وَ أُولئِكَ هُمْ أُولُوا الْأَلْبابِ (18) ترجمه: پس بشارت بده بندگان مرا کسانی که سخن معروف را می شنوند و بهترین نحو از آن پیروی می کنند ، اینها کسانی هستند که خداوند هدایتشان فرموده و آنها (ایشان) خردمندانند.  (سوره زمر، آیه 18)حدیث: علی علیه السلام: قوّة سلطان الحجّة اعظم من قوّة سلطان القدرة. (الحکم، ج1 ، ص 104)ترجمه: امام علی علیه السلام فرمودند : قدرت دلیل محکم از قدرت زور و تسلط بیشتر است.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید