ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالنسيم انديشه‏بخش دوم؛ عترت (عليهم‏السلام)

بخش دوم؛ عترت (عليهم‏السلام)

منتشرشده در نسيم انديشه‏ پنج شنبه, 04 مهر 1392 16:34
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بخش دوم؛ عترت (عليهم‏السلام)

فصل اول. كليات‏

1. با توجه به مقام عصمت ائمه (عليهم‏السلام)، استغفار آنها به درگاه خداوند به چه معناست؟ استغفار براى اولياى خداوند جنبه دفع و براى ما جنبه رفع دارد؛ يعنى ما استغفار مى‏كنيم تا لغزشهايى كه مرتكب شده‏ايم بخشيده شود و آنها استغفار مى‏كنند تا گناه اصلًا به سراغ آنها نيايد. آنها ذاتاً معصوم نيستند و نفس استغفار براى ايشان عبادت است؛ يعنى آن بزرگان با عبادت و اطاعت، معصوم هستند و استغفار و توبه در عصمت آنها دخالت دارد.

 

2. چرا در بين 124 هزار پيامبر و 14 معصوم، فقط يك زن وجود دارد؟

يكم. معلوم نيست كه فقط يك زن معصومه وجود مُطهره زهرای مرضيهٍّ داشته باشيم و دليلی برای عدم عصمت بعضی زنهای‏ ديگر، نظير زينب كبرا و حضرت فاطمه معصومه (سلام اللّه عليهما) وجود ندارد.

دوم. درباره اين مسئله كه همه 124 هزار پيامبر مرد هستند، بايد گفت كه نبوّت و رسالت به كارهای اجرايی نياز دارد و خصوصيات بدنی و جسمی مردها به گونه‏ای است كه تاب تحمل اين وظيفه سنگين را دارند.

از طرفی، پشتوانه نبوت و رسالت مقام ولايت است و كمال انسان، رسيدن به مقام «ولی اللّه» است كه اين مقام، به مرد يا زن اختصاص ندارد. زنان بزرگی چون آسيه، مريم، حضرت زهرا، زينب كبرا و حضرت معصومه (سلام اللّه عليهنّ) بوده‏اند كه هر يك با حفظ مرتبه و درجه خاص خود، می‏توانند به مقام ولايت رسيده باشند.

نبوت و رسالت امری اجرايی است و دليل اينكه زنی به مقام نبوت نرسيد، اين است كه پيامبر بايد با همه افراد جامعه تماس بگيرد يا در جنگ و مسائل ديگر، فرماندهی را به عهده بگيرد كه اين كار برای زنان دشوار است، پس اگر همه پيامبران مرد بودند، به اين معنی نيست كه اين مقام، كمال معنوی مخصوص مرد است، بلكه كمال معنوی به ولايت اختصاص دارد كه در ولايت الهی ميان زن و مرد تفاوتی نيست و هر دو می‏توانند «ولی‏اللّه» باشند.

3. در روايت‏ها و زيارت نامه‏ها آمده است كه ائمه (عليهم‏السلام) از «اصلاب شامخه» و «ارحام مطهره» اند؛ چنان‏كه می‏دانيد دو تن از ائمه ما از مادرانی غير مسلمان متولد شدند: يكی دختر يزدگرد ساسانی و ديگری از فرزندان پادشاه روم. گرچه در هنگام زوجيت، اين دو بزرگوار در لباس اسلام بودند؛ ولی كلمه ارحام جمع است و به رحم پيش از ايشان هم اطلاق می‏شود. آيا اين روايت ضعيف است؟ در صورت صحت، آيا اطلاق «مطهّره» بر ارحام غير مسلمان جايز است؟ نياكان پدری و مادری اهل‏بيت عصمت و طهارت (عليهم‏السلام) از طهارت توحيد برخوردار و از لوث شرك مصون بوده‏اند؛ يعنی اين بزرگواران، در هر عصری كه به سر می‏بردند، بر دين توحيدی همان زمان موحّد بودند و پس از دسترسی به اسلام ناب، به دين حنيف و شريف رسول اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم مشرّف می‏شدند و هيچ‏گاه بر خلاف حجّت، تكليف و اصل عمل نمی‏كردند.

4. ميزان علم معصوم (عليه‏السلام) به غيب چقدر است؟ آيا در مسائل دنيوی نيز از اين علم بهره می‏گيرد؟ در صورت بهره‏گيری از علم غيب در مسائل دنيوی، چرا امام علی (عليه‏السلام) مدتی پس از قبول خلافت فرمود: اگر می‏دانستم چنين اتفاقاتی می‏افتد، نمی‏پذيرفتم؟ معصوم به اذن خدا از غيب با خبر است و از همه آنچه درمصالح امّت اسلامی دخالت دارد، آگاه است. با اين همه بايد به چند نكته توجه داشت:

يكم. علم غيب تكليف‏آور نيست؛ يعنی اگر انسان از راه شرايط حجيّت و مانند آن، تحصيل علم كند، در برابر آن تكليف دارد؛ ولی علمی كه از ناحيه غيب به دست آمده، تكليف نمی‏آورد.

دوم. سنّت خداوند چنين اقتضا می‏كند كه معصومان (عليهم‏السلام) هم، مانند انسان‏های ديگر، آزموده شوند و آسيب ببينند، بنابراين نبايد از اين علم استفاده كنند يا به استفاده از آن مأمور نبوده‏اند؛ البته گاه برای ياری دين از غيب كمك می‏گرفتند؛ ولی اصل بر اين بود كه در جريان امور عادی از علم غيب استفاده نكنند.

5. حضرت موسی (عليه‏السلام) در شهود خداوند قوی‏تر بود يا اهل‏بيت (عليهم‏السلام)؟ خدای سبحان با چشم ديده نمی‏شود، صوت و آهنگ هم نيست تا با گوش شنيده شود، رايحه هم نيست تا با بينی حس گردد؛ او از ماديات منزّه و مجرّد محض است. انسان تنها از طريق مشاهده دل، می‏تواند آن وجود مجرد محض را در حد وسعت ذات خود، نه در حد شناخت ذات خداوند بشناسد؛ يعنی حقيقت انسان با حقيقت حضرت حق، به همان اندازه‏ای كه محدود با نامحدود رابطه برقرار می‏كند، پيوند وجودی برقرار می‏سازد و او را مشاهده می‏كند. مسئله‏ مهم اينكه هر چه درجه شهودی شاهد قوی‏تر باشد، آن ذات مقدس را قوی‏تر مشاهده می‏كند.

وجود مبارك موسی (عليه‏السلام) به اندازه سعه وجودی خود با خدای سبحان مرتبط بود. اهل‏بيت (عليهم‏السلام) در اين زمينه به مقام والاتری بار می‏يابند، زيرا هر پيامبر به اندازه كتاب خود پيام می‏آورد و درجه وجودی او معادل همان كتاب است و قرآن كريم افزون بر آنكه مصدّق كتابهای گذشته است، مهيمن بر آنها نيز است (1)؛ يعنی بر همه آنها برتری و سيطره دارد.

اهل‏بيت (عليهم‏السلام) همتای قرآن هستند و در هيچ درجه از درجات وجودی خود از قرآن عقب نيستند، چون در غير اين صورت افتراق حاصل می‏شد. در حالی كه پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم فرمود: «لَنْ يفترقا حتّی يردا علیّ الحوض». (2)

موسی (عليه‏السلام) در حد تورات بود و اهل‏بيت (عليهم‏السلام) در حد قرآن، و قرآن بر تورات مهيمن است، پس همتايان قرآن كريم هم بر همتايان كتابهای آسمانی ديگر مهيمن هستند. با اين براهين، می‏توان دريافت كه مقام اهل‏بيت (عليهم‏السلام) از انبيای گذشته برتر و در نتيجه شهود ايشان قوی‏تر و بيشتر است.

6. آيا همه ذريه صالح و عادل حضرت ابراهيم (عليه‏السلام) به مقام امامت رسيدند؟ آيا حضرت زهراٍّ هم به مقام امامت رسيد؟ بر اساس دعای حضرت ابراهيم (عليه‏السلام) همه ذريه صالح و عادل آن حضرت به مقام امامت رسيدند؛ البته امامت دو قسم است: امامت ملكوتی كه به ولايت مربوط است و امامت مُلكی كه رهبری و اداره امور را برعهده دارد.

مهم‏ترين مقام همان امامت ملكوتی است؛ امامت ملكوتی به معنی عقايد، اخلاق، اعمال و عبادات انسانهاست كه به عالم بالا صعود می‏كند: اليهِ يصعدُ الكلمُ الطيّبُ. (3) امامت ملكوتی سلوكی معنوی است كه به مسلك، راهنما، صراط مستقيم و رهبر نياز دارد. صراط مستقيم همان حق ممتدی است كه بين عبد و مولا كشيده شده است.

راهنمای قافله عظيم عقايد، اخلاق و عبادات، عقيده، خُلق و عبادت معصوم است؛ يعنی نماز امام پيشاپيش همه نمازهاست و نمازهای امّت به دنبال آن بالا می‏رود. عقيده امام پيشاپيش حركت می‏كند و عقايد امّت به دنبال آن است. دليل اينكه گفته می‏شود، كسی كه اول وقت نماز می‏خواند، به امام زمانش اقتدا كرده، اين است كه چون امام زمان (عليه‏السلام) اول وقت نماز می‏خواند، مثل اين است كه انسان به آن حضرت اقتدا كرده است. در غير اين صورت، ممكن است امام در جايی باشند كه افق آن متفاوت باشد، بنابراين در شرق و غرب عالم، هركس نماز اول وقت بخواند، به امام زمانش اقتدا كرده است.

پس امامت ملكوتی، يعنی رهبری اخلاق، عقايد و اعمال، و بالاتر از همه، رهبری ارواح امت به عقيده، خُلق و عملِ امام موصوف است، چون همه اين امور صفات ارواح است و ارواح اگر بخواهند صعود كنند، روح طيّب امام معصوم (عليه‏السلام) پيشاپيش و راهنمای اين كاروان است.

پس امام ارواح، روح امام است و امام عقايد و اخلاق، عقيده و خُلق امام؛ همه ذرّيه صالح و معصوم ابراهيم (عليه‏السلام) چنين امامت ملكوتی‏ای را دارا هستند كه بالاترين و برجسته‏ترين آن به اهل‏بيت (عليهم‏السلام) مربوط است كه وجود مبارك صديقه كبراٍّ از مصاديق بارز اين انوار پاك به شمار می‏آيد.

امّا امامت مُلكی كه به معنی رهبری امور اجرايی است، به تماس با مردم و شركت در جنگ و صلح نياز دارد و به مردها مربوط است و شامل زنها نمی‏شود.

7. فرق خداوند و اهل‏بيت (عليهم‏السلام) چيست؟ آيا اين عبارت كه می‏گويند: «خداوند خالق و اهل‏بيت مخلوق، ديگر هيچ فرقی ندارند» درست است؟ يكم. انبيا و اوليای الهی (عليهم‏السلام) آيات بزرگ خدای سبحان و مظاهر اسمای حسنای او هستند.

دوم. انبيا و اوليای الهی (عليهم‏السلام) مخلوقان خداوند و بندگانِ محتاج او هستند.

8. خلافت و امامت چه فرقی با هم دارند؟ از نظر شيعه خلافت پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم و امامت فرقی با هم ندارد و خليفه پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم همان امام معصوم (عليه‏السلام) است؛ البته خلافت الهی شامل پيامبران نيز خواهد بود.

9. نظر حضرتعالی در مورد كرامات و كارهای خارق العاده‏ امامزاده‏ها، علمای كرام و سادات معظم چيست؟

يكم. كرامات مزبور صحيح است و انكار آن نادرست.

دوم. وقوع كرامات ياد شده بايد با دليل معتبر همراه باشد.

10. چرا بر صلوات پيش و پس از دعا تأكيد شده است؟ تفاوت صلوات خدا بر پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم و صلوات خدا بر مؤمنان چيست؟ يكم. معنی صلوات بر پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم اين است: «خدايا رحمتت را بر پيامبر و آل او نازل فرما». وقتی رحمت بر پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم نازل شود، به ديگران هم می‏رسد، چون او مجرای فيض است و اگر قرار است خيری به ديگران برسد، نخست بايد به عنوان رحمت خاصه، بر آن حضرت نازل شود و سپس بر ديگران فرود آيد.

امام علی (عليه‏السلام) می‏فرمايد: دعاها يا حاجتهای خود را به صلوات بر رسول خدا محفوف (دربرگرفته و پيچيده) كنيد، زيرا صلوات بر آن حضرت دعايی مستجاب است و چنين نيست كه خداوند يكی از دو حاجت را بر آورد و ديگری را رد كند. (4)

امام سجاد (عليه‏السلام) در صحيفه سجاديه، روش دعا و طلب حاجت را به ما می‏آموزد. در بسياری فقرات ادعيه آن حضرت، صلوات بر پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم مشاهده می‏شود و هرچه از خدا می‏خواهد، پيش يا پس از آن صلوات است، چون خدا در پرتو صلوات، دعای همراه آن را هم مستجاب می‏كند.

دوم. مؤمن به جايی می‏رسد كه خدای سبحان و فرشتگان بر او صلوات می‏فرستند. اين مسئله در سوره مباركه احزاب بازگو شده است؛ يعنی هم صلوات خدا و ملائكه بر پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم و هم صلوات آنان بر مؤمنان آمده است.

صلوات خدا كه صفت فعل اوست، همان نورانی كردن است. وقتی توفيقی نصيب انسان شد و در فضای دل تاريكی احساس نكرد، معلوم می‏شود كه صلوات خداوند و فرشتگان نصيب او شده است.

خدای متعال در تجليل از پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم می‏فرمايد: انّ اللّه و ملئكته يصلّون علی النبی .... (5) وقتی خدا بخواهد بر پيامبر بزرگ خود صلوات بفرستد، همه فرشتگان را با خود همراه می‏كند؛ مانند اينكه وقتی مهمان عزيزی وارد شهری می‏شود، شخصی كه می‏خواهد از او به بهترين وجه تجليل كند، با همه دوستان و آشنايان به ديدار او می‏رود.

هم‏چنين خدای متعال در تجليل از مؤمنان و صلوات بر آنان می‏فرمايد: هُوَ الّذی يُصلّی عليكم و ملئكتهُ ليُخرجكُمْ من الظُلماتِ‏ الی النّور (6)؛ يعنی خدا و فرشتگان، جداگانه بر مؤمنان درود می‏فرستند.

تفاوت اين دو صلوات اين است كه چون پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم، خود نور و مصداق كامل و جعلنا له نوراً يمشی به فی‏الناس (7) است، خدای سبحان درباره ايشان به مسئله خروج از ظلمتها و رسيدن به نور مطلبی بيان نفرمود؛ ولی درباره مؤمنان فرمود: خداوند و فرشتگان بر شما درود می‏فرستند تا شما را از ظلمتها به نور برسانند، پس صلوات خدا به معنی نورانی كردن و به نور رساندن است.

بنابراين، اگر توفيق اطاعت و انجام تكاليف شرعی نصيب ما شد و از احكام و آداب عبادات، كم و بيش به حكمت آنها راه يافتيم، بايد بدانيم كه صلوات خدا و فرشتگان نصيب ما شده است، در غير اين صورت دچار لغزش و گرفتار گناه شده‏ايم.

وقتی مؤمن نورانی شد، هم راه خود را می‏بيند و هم می‏تواند راهبر ديگران باشد. امام علی (عليه‏السلام) می‏فرمايد: «ليسَ فی البرقِ الخاطفِ مستمتعٌ لمنْ يخوضُ فی الظلمهِ» (8)؛ برای انسانی كه در تاريكی فرو رفته و مسافری كه در شب تاريك ره گم كرده، رعد و برقِ لحظه‏ای‏ مفيد نخواهد بود. انسان دنيازده مانند كسی است كه در تاريكی فرو رفته باشد، برای چنين شخصی نوری كه گاهی در دل می‏جهد و خاموش می‏شود، چندان مفيد نيست.

در روايتی شريف از معصوم (عليه‏السلام) ذيل آيه وَ ما تشاؤون الّا انْ يشآء اللّهُ (9)، نقل شده است: «بَل قُلوبنا أوعيهٌ لمشيّه اللّهِ» (10)؛ دلهای ما ظرف اراده خداست. خدای سبحان اگر بخواهد كار مشخصی انجام دهد. با اراده انجام می‏دهد. اراده خدا صفت فعل و زايد بر ذات اوست و در موجود ممكن و مظهر ظهور می‏كند. آن مظهر، قلب معصوم اوليای الهی است.

لذا مرحوم استاد علامه طباطبايی (قدس‏سرّه) می‏فرمود: معنای صلوات بر محمد و آل‏محمد (عليهم‏السلام) اين است كه خدايا رحمتت را بر آنان فرو فرست تا از آنان به ما برسد. (11) اگر قرار است رحمتی ببارد، ابتدا بر اين خاندان نازل می‏شود و سپس به ديگران می‏رسد، از اين‏رو طلب رحمت مستلزم اجابت دعاست.

اين سخن بلند از مرحوم سيد حيدر آملی نقل شده است (12) كه‏ درباره حضرت ولی‏عصر (ارواحنا فداه) گفته می‏شود: «بيُمنهِ رُزق الوری و بوجوده ثبتت الأرض و السماء» (13)؛ به يمن وجود امام عصر (عج) جهانيان روزی می‏خورند و به پاس وجود او آسمان و زمين برجاست، پس همه بركات از اين خانواده به سايرين می‏رسد.

11. صلوات بر اهل بيت پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم چه فايده‏ای دارد؟ آنها به درود و صلوات ما نيازی ندارند؟! مرحوم علامه طباطبايی در پاسخ به فردی كه از ايشان چنين پرسيده بود، با بيان لطيفی فرمودند: نخست اينكه ما با صلوات چيزی از خود اهدا نمی‏كنيم، بلكه به خدا عرض می‏كنيم و از او می‏خواهيم كه بر پيامبر و خاندانش رحمت ويژه بفرستد. (14) دوم اينكه گرچه اين خاندان به صلوات ما احتياجی ندارند؛ ولی به خدای سبحان نيازمند هستند و فيض الهی بايد به صورت دائم بر آنها نازل شود.

ما با اين صلوات، در واقع خود را به اين خاندان نزديك كرده‏ايم؛ برای مثال اگر باغبانی در باغی كه همه گلها و ميوه‏هايش مِلك صاحب باغ است، كار می‏كند و از صاحب باغ حقوق می‏گيرد، روز عيد دسته‏ای از گلهای باغ تهيه كند و به حضور صاحب باغ ببرد، آيا عمل او موجب نزديكی به صاحب باغ نمی‏شود؟ اين عمل نشانه ادب باغبان است. صلوات هم ادب ما را ثابت می‏كند، در غير اين صورت ما از خود چيزی نداريم، بلكه از خدای سبحان مسئلت می‏كنيم كه بر مراتب و درجات اين بزرگواران بيفزايد كه همين عرض ادب موجب تقرب ما می‏شود.

12. دليل سلام كردن به اهل بيت (عليهم‏السلام) چيست؟ يكی از آداب مجلس علم اين است كه معلم به متعلّمان و مخاطبان درود و سلام بفرستد. خدای سبحان در سوره مباركه انعام اين ادب را به ما آموخت: وَ اذا جاءك الّذين يُؤمنون باياتنا فقُلْ سلام عليكم (15)؛ يعنی وقتی مؤمنان برای فراگيری علوم الهی نزد تو آمدند، بگو: «سلام عليكم».

مخاطبان مجلس رسول اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم، دو گروه بودند: متوسطان سلام را از پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم و برخی نيز سلام را از خدا دريافت می‏كردند. البته سلام خدا همان اعطای سلامتی است؛ يعنی خدا به صورت لفظی به كسی سلام نمی‏كند. مهم‏ترين سلامتی نيز سلامتی دل است. اگر دلی از ياد غير خدا خالی بود، سالم است. وقتی ظرف دل سالم بود، جا برای مظروف وجود دارد و علوم و معارف الهی در آن‏ جای می‏گيرد، بنابراين خدای سبحان نخست به انسان ظرف، سپس ظرفيت و در نهايت مظروف عطا می‏كند.

از طرف ديگر، سلامت دل در شكستن آن است، پس اگر انسان با توجه دلشكسته شد يا مطلبی فراگرفت، بايد سپاسگزار باشد، چون همه اينها از عطايای الهی است؛ به هر حال، سلامت دل نيمی از راه است، زيرا ظرف سالم، تا زمانی كه از مظروف تهی باشد، سودی ندارد.

اگر ما در عرض ادب به پيشگاه معصومان (عليهم‏السلام) عرض می‏كنيم: «السلامُ عليكم و رحمه اللّه وبركاته» به سلامت قلب و ظرف مربوط است و رحمتی كه مسئلت می‏كنيم، به مظروف نظر دارد؛ يعنی از خدا دو چيز طلب می‏كنيم: سلامت ظرف دل و داشتن مظروف خوب؛ به عبارتی از خدا می‏خواهيم كه رحمت و بركات خود را بر قلب ما نازل كند و قلب ما را از ياد غير خود تطهير نمايد.

13. چرا وقتی در نماز، تير از پای حضرت علی (عليه‏السلام) بيرون می‏كشيدند، ايشان متوجه نشدند؛ ولی وقتی در همين حال، فقير از ايشان درخواست كمك كرد، انگشتر مباركشان را به فقير بخشيدند؟ اوليای خدا مقامات مختلف و حالات گوناگونی دارند. در حال فنا، از همه چيز، حتی بدن خود غافل هستند و در حال بقای بعد فنا، تمام آثار كثرت را ادراك می‏كنند. اميرمؤمنان (عليه‏السلام) هنگام بيرون كشيدن تير در «حال نخست» و هنگام اعطای انگشتر در «حال دوم» بوده‏اند.

14. چندی پيش برای شفای بيماری به امام رضا (عليه‏السلام) متوسل شديم؛ ولی متأسفانه آن بيمار دار فانی را وداع گفت. چرا دعای ما تأثيری نداشت؟ انسانها از مصالح خود آگاهی ندارند. خداوند جهان را بر اساس حق آفريد و در آن تصرّف می‏كند و علی‏بن موسی الرضا (عليه‏السلام) هم بر اساس مصلحت الهی، وسيله شفای بيماران قرار می‏گيرد.

15. آيا امام حسين (عليه‏السلام) فرزندی به نام «علی اصغر» داشته است؟ آيا نام ديگر علی اصغر «عبداللّه» بوده است؟ معروف است امام حسين (عليه‏السلام) فرزندی به نام «عبداللّه رضيع» داشت كه به «علی اصغر» شهرت يافت.

                       

فصل دوم. امام زمان (عج)

1. مسئله وجود مقدس امام زمان (عج) از نظر فلسفی چگونه توجيه می‏شود؟ آيا دليل فلسفی بر اثبات وجود آن حضرت وجود دارد؟ درباره وجود مبارك حضرت حجّت (عج) «برهان عقلی بر امكان» اقامه می‏شود؛ يعنی بر اساس حكم عقل، ممكن است انسان كاملی عمر طولانی داشته باشد.

ما به ديدن عمرهای كوتاه عادت كرديم. اما اگر شخصی، از همه علل و عوامل طبيعی آگاه باشد و آنچه برای او سودمند است، فراهم كند و از آنچه برای او زيانبار است بپرهيزد، می‏تواند عمر طولانی داشته باشد. اين مسئله خارق عادت است؛ نه خارق عقل. معجزه هم چيزی خارق عادت است، نه خارق عقل. علم نيز به چنين چيزی راه نيافته است، زيرا علم به امور عادی راه دارد؛ نه امور غير عادی. كرامت نيز در امور خلاف عادت جاری است.

2. حيات حضرت ولی عصر (عليه‏السلام) از نظر علمی چگونه توجيه می‏شود؟

يكم. حيات طولانی امام زمان (عليه‏السلام) بر خلاف عادت است، نه بر خلاف علّيّت؛ يعنی به طور عادی كسی نمی‏تواند، هزار يا ده هزار سال زندگی كند؛ اما به صورت غير عادی (خرق عادت) اين كار ممكن است.

دوم. اگر بدانيم انسان چيست و چه كسی بدن او را اداره می‏كند، اصلًا اين پرسش برای ما مطرح نمی‏شود؛ برای مثال برای عرفا و حكمای بزرگ، اصلًا چنين پرسشهايی مطرح نمی‏شود.

بنده زمانی به دندانپزشك محترمی مراجعه كردم. او می‏گفت دندانهای بعضی صد سال سالم می‏ماند و نمی‏پوسد؛ ولی اگر فولاد صد سال شب و روز كار كند، فرسوده می‏شود. چون اگر فولاد و آهن فرسوده شود، ديگر چيزی جايگزين آن نمی‏شود؛ امّا دندان انسان هر روز عوض می‏شود و هر روز سلولهای جديدی جای سلولهای مرده و قديمی را می‏گيرد.

با اين توضيح، همه ذرات بدن در حركت و تعويض است و روح آدمی همه حركات اين ذرات را تحت كنترل دارد. حال اگر روح انسان كاملی، بر خلاف عادت (نظم عادی)، بهترين سلولها را جايگزين كند و دقيق‏ترين كنترلها را روی قسمتهای مختلف بدن داشته باشد، يك انسان كامل می‏تواند، ميليونها سال زنده بماند (اين مطلبی است كه در علم پزشكی امروز به اثبات رسيده است).

مُلای رومی طی مثالی می‏گويد: اگر شما روز يا شبی در كنار نهر روانی كه آب آن به آرامی در حركت است، بنشينيد و تصوير خورشيد يا ماه را در آن ببينيد، متوجه می‏شويد كه صدها عكس می‏آيد و می‏رود و شما همچنان خيال می‏كنيد كه ساعتها با عكس نخست روبه‏رو بوده‏ايد، در حالی كه آينه‏ها و عكسهای متعدد، هر لحظه می‏آمدند و می‏رفتند.

آب مبدَل شد در اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار (16) اين بزرگوار در جای ديگر می‏گويد: ای برادر تو همان انديشه‏ای ما بقی تو استخوان و ريشه‏ای (17) بنابراين، اگر كسی روح و سلطه آن بر بدن خود را بشناسد، و سَيَلان، حركات و تعويض ذرات بدن را تحت كنترل روح بداند و نيز كمی با حكمت و عرفان آشنا شود، اين اشكال كه چگونه يك انسان می‏تواند يك يا دو ميليون سال يا بيشتر بماند، برای او مطرح نمی‏شود. اگر پيوند روح با خالق جهان هستی به اندازه‏ای بود كه قدرت خاصی ما فوق قدرت افراد عادی يافت، می‏تواند همان طور كه‏ بدن خود را می‏گرداند، خارج از بدن خود را هم اداره كند، زيرا خارج از روح او هم حكم بدن او را دارد.

وجود مبارك اميرمؤمنان (سلام اللّه عليه) در خطبه قاصعه نهج‏البلاغه می‏فرمايد: من در حضور پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم بودم كه مشركان حجاز به پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم گفتند، اگر تو پيامبری معجزه‏ای (حسّی) بياور تا تو را بپذيريم. آنگاه گفتند: دستور بده نيمی از درختی كه روبروی تو است، از نيمه ديگر جدا شود و به حضور تو بيايد. حضرت فرمود: اگر اين كار را انجام بدهم، ايمان می‏آوريد؟ گفتند: بلی. حضرت علی (عليه‏السلام) در ادامه می‏فرمايد: من ديدم كه اين درخت دو نيم شد و نيمی از آن در جای خود ايستاد و نيم ديگر حركت كرد و جلو آمد، به طوری كه شاخه‏های آن روی دوش ما قرار گرفت.

مشركان گفتند: دستور بده نيمه ديگر آن هم از جای خود حركت كند و نزد تو بيايد. پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم اين كار را هم انجام دادند. بعد گفتند: دستور بده دو نيمه درخت به هم متصل شود و در جای اول قرار گيرد؛ با اين همه، مشركين باز هم ايمان نياوردند. (18)

همه كرامات محال عادی هستند؛ نه محال عقلی كه محال عقلی (مانند 5/ 2* 2) كرامت يا اعجازبردار نيست؛ به هر حال، حيات حضرت ولی‏عصر (عج) محال عادی است؛ نه محال عقلی.

3. دليل قرآنی وجود حضرت حُجّت (عج) چيست؟ مرحوم كلينی (رضوان اللّه عليه) در كتاب شريف كافی (19) طی بابی از ائمه (عليهم‏السلام) نقل كرده است كه به سوره قدر احتجاج كنيد، زيرا در سوره قدر آمده است، هر سال ليله القدری دارد و فرشتگان در شب قدر، هر سال با همراهی روح (جبرئيل سلام اللّه عليه)، همه احكام و امور را به زمين نازل می‏كنند.

وقتی فرشتگان احكام و امور را به زمين می‏آورند، بايد آن را به كسی بسپارند، چون افراد عادی نمی‏توانند ميزبان فرشتگان باشند و احكام صادره را تحويل بگيرند، پس تنها كسی كه در روی زمين مهمان‏دار فرشتگان و تحويل گيرنده اين امور و مقدّرات است، وجود مبارك ولی عصر (عليه‏السلام) است، بنابراين با توجه به رواياتی كه مرحوم كلينی نقل كرد، از نظر قرآن، در شب قدر كه همه فرشتگان به همراهی جبرئيل (سلام اللّه عليه) يا روح، مقدّرات امور را نازل می‏كنند، بايد آن را به كسی بسپارند و به او گزارش بدهند؛ گيرنده اين امور وجود مبارك ولی عصر (ارواحنا فداه) است.

4. چگونه می‏توان امام زمان (عج) را شناخت؟ شناخت بر دو قسم است: «شناخت تاريخی» و «شناخت واقعی» كه از قسم نخست مهم‏تر است. مسئله مهم اين است كه ما آن حضرت را به حقيقت بشناسيم و ايشان نيز ما را ببيند؛ نه اينكه ما حضرت را ببينيم.

در زمان پيامبرصلی الله عليه و آله و سلم (كه مقامش از همه امامان بالاتر است) عده زيادی آن وجود مبارك را می‏ديدند، اما خدای سبحان درباره آنها فرمود: و تراهم ينظُرُون اليك و هُم لايُبصرون (20)؛ آنها را می‏بينی كه به تو می‏نگرند؛ ولی تو را نمی‏بينند. اهل نظر هستند، اما اهل بصيرت نيستند. هنر اين است كه به گونه‏ای باشيم كه وجود مبارك امام زمان (عليه‏السلام) ما را ببينند.

در قرآن كريم آمده است: خدا كه بر همه چيز بصير است، در روز قيامت به عده‏ای نگاه نمی‏كند: ولايُكلّمهم اللّه و لاينظرُ اليهم يومَ القيامهِ و لايزكّيهم (21) و نگاه تشريفی خود را نسبت به عده‏ای اعمال نمی‏كند.

اگر ما در مسير صحيح حركت كنيم، آن حضرت ما را می‏بيند.

ديدن و نظر تشريفی ايشان برای ما شرف است، در غير اين صورت نگاه فيزيكی كارساز نيست، چنان كه بسياری پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم، اميرمؤمنان (عليه‏السلام) و حضرت زهراٍّ را می‏ديدند؛ ولی بصيرت نداشتند. نگاههای تشريفی مهم است، نه نگاه صوری. البته گاهی همان نگاه صوری هم موجب می‏شود كه انسان وجود حضرت را از نزديك زيارت می‏كند و فيض می‏برد يا خداوند مشكلات او را به بركت آن حضرت حل می‏كند؛ اما مهم همان ديدن از روی بصيرت است.

__________________________________________________

1- ر. ك: سوره مائده، آيه 48.

2- قال رسول اللّه‏صلی الله عليه و آله و سلم فی آخر خُطبته يوم قبضه اللّه عزّوجلّ إليه: «إنّی قد تركتُ فيكم أمرين لن‏تضلّوا بعدی ما إن تمسّكتم بهما كتاب اللّه و عترتی أهل بيتی، فإنّ اللطيف الخبير قد عهد إلیّ أنّهما لن‏يفترقا حتّی يردا علیّ الحوض كهاتين و جمع بين مسبّحتيه و لا أقول كهاتين و جمع بين المسبّحه و الوسطی فتسبق إحداهما الاخری فتمسّكوا بهما لاتزلّوا و لاتضلّوا و لاتقدّموهم فتضلّوا» (الكافی، ج 2، ص 415). در روايت ديگر نيز از پيامبر اكرم‏صلی الله عليه و آله و سلم چنين آمده است: «إنّی تاركٌ فيكم الثقلين كتاب اللّه وعترتی أهل بيتی فإنّهما لن يفترقا حتّی يردا علیّ الحوض» (بحار الانوار، ج 23، ص 133؛ ر. ك: الدر المنثور، ج 7، ص 349).

3- سوره فاطر، آيه 10.

4- ر. ك: نهج البلاغه، حكمت 361.

5- سوره‏احزاب، آيه 56.

6- سوره احزاب، آيه 43.

7- سوره انعام، آيه 122.

8- الكافی، ج 8، ص 23؛ شرح نهج البلاغه ابن‏ابی الحديد، ج 20، ص 435.

9- سوره انسان، آيه 30.

10- بحار الانوار، ج 25، ص 337.

11- ر. ك: الميزان، ج 16، ص 338.

12- البته اين سخن به محقّق طوسی هم منسوب است.

13- مفاتيح الجنان، دعای عديله.

14- ر. ك: الميزان، ج 16، ص 338.

15- سوره انعام، آيه 54.

16- مثنوی معنوی، دفتر ششم، بيت 3178.

17- همان، دفتر دوم، بيت 277.

18- ر. ك: نهج البلاغه، خطبه 192 (قاصعه).

19- الكافی، ج 1، ص 242 (باب فی شأن «انّا انزلناه فی ليله القدر» و تفسيرها).

20- سوره اعراف، آيه 198.

21- سوره آل‏عمران، آيه 77.

 

 

 

 

 

 

بازدید 2614 بار

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب