چگونگى تعيين حاكم اسلامى

چگونگى تعيين حاكم اسلامى

پـس از تـبيين ضرورت ، اهداف ، ويژگى ها و اركان حكومت اسلامى ؛ اين پرسش مطرح مى شود كه تعيين حاكم و رهبر در جامعه اسلامى به چه كيفيّتى صورت مى پذيرد؟ آيا همچون نبوّت در اخـتـيار خدا و به نصب اوست ؟ يا به اختيار و انتخاب مردم است . به تعبير ديگر، آيا مقام امامت و رهبرى ، انتصابى است يا انتخابى ؟


در اين بخش ، به بررسی اين دو نظريّه می پردازيم :

1 ـ نظريّه انتخابی

اهـل تـسنّن معتقدند تعيين رهبر و حاكم اسلامی ، در اختيار مردم است و برای اين مهم ، سه شيوه را برگزيده اند:

الف ـ تـعـيـيـن رهبر به وسيله اهل حل و عقد: به اين معنا كه پس از پيامبر(ص ) و يا خليفه ای از خـلفـا، عـدّه ای از بـزرگـان و ريـش سفيدان جامعه جمع می شوند و شخصی را به عنوان خليفه بـرمـی گـزيـنـنـد. پـس از ارتـحـال رسـول خـدا(ص ) خـليـفـه اوّل از اين راه به خلافت رسيد.

ب ـ استخلاف : به اين معنا كه چنانچه حاكم و خليفه فعلی ، شخصی را به عنوان جانشين بعد از خـود تـعـيـين نموده ، مردم را به بيعت با او وادار كند، آن شخص به عنوان رهبر شناخته خواهد شد. خليفه دوم نيز از اين راه به خلافت رسيد.(41)

ج ـ اسـتـيـلا بـا قـهـر و غـلبـه : اگـر كـسـی بـا زور و لشـكـركـشـی و قـتل و غارت ، قلدری و سياست بازی ، زمام امور مسلمانان را به دست گيرد، به عنوان امام مسلمين شـنـاخـتـه شـده و اطـاعـتـش بـر مردم واجب است .(42) بنابراين اگر شخصی غير واجد شرايط رهبری نيز در ميدان زور و ظلم و ستم ، گوی سبقت بر ديگران را ربود و بر مردم مسلّط شـد، مـردم نـبـايـد عـليـه او قـيـام نـمـايـنـد؛ زيـرا ايـن كـار گـرفـتـاری و خـونـريـزی بـه دنـبال دارد.(43) چنان كه خلفای بنی اميّه و بنی عبّاس با اين روش ، بر مسند خلافت و رهبری جامعه اسلامی نشستند.
دلايـل طـرفـداران ايـن نـظـريـّه (انـتـخـابـی )، بـيـشـتـر، رخـدادهـای تـاريـخـی اسـت تـا دلايـل عـقـلی و شرعی ! هم چنين به جای در نظر گرفتن معيارها و شرايط اسلامی برای انتخاب حاكم اسلامی غالباً منافع شخصی و اغراض سياسی ، مورد توجّه بوده است .

2 ـ نظريّه انتصابی

عـدّه ای ديـگـر مـعـتـقـدنـد؛ حاكم و رهبر جامعه اسلامی بايد از طرف خدا منصوب شود؛ زيرا همان گـونـه كـه در درس هـای گـذشـتـه بـيـان شـد؛ حـقّ حـكـومـت و ولايـت در اصـل از آن خـداسـت و تـنـهـا اوسـت كه بر همه چيز از جمله انسان ها، ولايت و حاكميّت دارد و فقط كسانی می توانند در طول ولايت خداوند بر بندگانش ولايت داشته باشند كه از ناحيه خدا به ايـن مـقام منصوب شده باشند كه در درجه نخست ، پيامبر اكرم (ص ) و ائمّه معصومين (ع ) هستند و طـبـق ادلّه اثبات ولايت فقيه ، اين ولايت در زمان غيبت برای فقهای جامع الشّرايط، قرار داده شده است .
تعيين و نصب حاكم اسلامی از طرف خدا به دو صورت است : تعيين و نصب خاص و تعيين و نصب عام .

الف ـ تـعـيـيـن و نـصـب خـاص : ايـن انـتـخاب بدين صورت است كه شخص معيّنی برای حكومت و سـرپـرسـتـی مـشـّخـص شـود. نصب خاص در مورد پيامبران و ائمّه معصومين است كه از طرف خدا، شخص نبی يا امام با اسم و مشخّصات كامل به مردم معرّفی شده است .

ب ـ تـعيين و نصب عام : تعيين عام آن است كه خداوند معيار و صفاتی را توسّط پيامبر و ائمه (ع ) بيان نموده است كه هر كس واجد اين صفات و معيارها بود، لياقت و صلاحيّت سرپرستی جامعه را دارد و اسـم كـسـی بـه طـور مـشـخـّص ذكـر نـشـده است . اين شيوه در زمان غيبت امام زمان (عج ) كـاربـرد دارد. بـر ايـن اسـاس ، فـقـيـهی كه واجد شرايط ولايت باشد، می تواند رهبری جامعه اسلامی را عهده دار باشد. چنان كه حضرت امام خمينی (ره ) می گويد:
(امـر ولايـت و سـرپـرسـتـی امـّت [در عـصـر غـيـبـت ] بـه (فـقـيـه عادل ) راجع است و اوست كه شايسته رهبری مسلمانان است ؛ زيرا، حاكم اسلامی بايد متّصف به فـقـه و عـدالت بـاشـد. پـس اقـامـه حـكـومـت و تـشـكـيـل دولت اسـلامـی بـر فـقـيـهـان عـادل ، واجـب كـفـايـی اسـت . بـنـابـرايـن ، اگـر يـكـی از فـقـيـهـان زمـان بـه تشكيل حكومت توفيق يافت ، بر ساير فقها لازم است از او پيروی كنند.)(44)

نقش مردم در حاكميّت ولی فقيه

حاكميّت ولی فقيه به دو امر، بستگی دارد؛ ثبوتاً به نصب الهی و اثباتاً به پذيرش ‍ مردم .

الف ـ مـرحـله ثـبوت : ولی فقيه از طرف خدا و توسّط ائمّه معصومين (ع ) با نصب عام ، به مقام ولايـت و زعـامـت سـيـاسـی ـ اجـتماعی جامعه منصوب شده است و مردم در ثبوت ولايت برای فقيه ، نقشی ندارند.
به تعبير امام خمينی (ره ):
(اگـر اَحـَدی از مـردم نـيـز بـه كـمـك فـقـيـه نـشـتـابـد و او را در تـشـكـيـل حـكـومـت يـاری نـدهـد، [فقيه ] از منصب خود، عزل نمی شود؛ چرا كه منصب آنان از ناحيه پـروردگـار اسـت و اصـل ثبوت و نصب زعامت ، ارتباطی با مردم ندارد، گرچه وقتی مردم اعلام حـمـايـت نـكـنـنـد، فـقـهـا در اصـل تـشـكـيـل حـكـومـت مـعـذورنـد؛ زيـرا قـدرت بـر تشكيل آن ندارند.)(45)

ب ـ مـرحـله اثـبـات و تـحـقّق عملی : مردم و آرای عمومی در پذيرش ، تحقّق و عملی شدن ولايت و حـاكـميّت ولیّ فقيه ، نقش بسزايی دارد. نقش سرنوشت ساز مردم در حكومت های الهی ، بلكه در هـر حـكـومت برخاسته از مردم ، حقيقتی ترديدناپذير است . بنابراين ، در صورتی فقيه ، می تـوانـد اداره جـامـعـه را بـه عـهـده گـيـرد كـه عـمـوم مـردم يـا خـبـرگـان آنـان ، او را به رهبری بـرگـزيـنـنـد؛ زيـرا، كـسـی كه می خواهد بر جامعه اسلامی حكومت كند بايد دارای دو ويژگی باشد؛ مشروعيّت (نصب الهی ) و مقبوليّت (پذيرش مردم ) مشروعيّت ، به حاكم ، حقّ حاكميّت می دهـد؛ زيـرا، كـسـی كـه حـكـومـتـش مـشـروع نـيـسـت ، حـق نـدارد بـر مـردم فـرمـان براند، اگر چه مـقـبـول آنـان بـاشـد. مـقـبـوليـّت بـه حـاكـم ، قـدرت مـی دهـد و كـسـی كـه حـكـومـتـش مقبول مردم نيست ، قدرت ندارد بر آنان حكم براند، هر چند حكومتش از نظر شرعی مُجاز باشد.
بـنـابـرايـن ، در بـيـنـش سياسی اسلام ، حضور مردم در صحنه سياسی و حمايت و پشتيبانی از رهـبـر جـامـعـه اسـلامـی ، بـسـيـار كـارساز است ، هم چنان كه مشروعيّت رهبری و داشتن شرايط و ويـژگـی هـای لازم ، برای تداوم حكومتش حياتی و تعيين كننده است . قرآن كريم ، باتوجّه به نياز حكومت دينی و رهبر جامعه اسلامی به اين دو پشتوانه مهم می فرمايد:
(يا اَيُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنينَ)(46)
ای پـيـامـبـر! خـداوند و مؤ منانی كه از تو پيروی می كنند، برای حمايت تو كافی است (؛ فقط بر آن ها تكيه كن )!

خبرگان و تعيين رهبر

هـمـان گـونـه كه ذكر شد تشكيل حكومت اسلامی و رهبری جامعه ، امری است كه پشتيبانی مردم را لازم دارد. ايـن پـشـتـيـبانی با راءی مردم ، حاصل می شود. آرای عمومی گاهی به طور طبيعی در مـورد فـردی مـشخّص می شود؛ يعنی ، اكثريّت مردم فردی را واجد اوصاف لازم رهبری تشخيص مـی دهند و او را به رهبری می پذيرند؛ چنان كه در مورد حضرت امام خمينی (ره )، چنين بود. ملّت فـداكـار ايـران در طـول سـاليـان مـبارزه با رژيم ستم شاهی به رهبری آن حضرت ، نسبت به ايـشـان ، شـنـاخـت كـافـی پيدا نمود و رهبری ايشان را پذيرفت . امّا اگر چنين اكثريّتی برای پـذيـرش يـك فـقـيـه ، مـحـقـّق نـشـد يـا مـردم در تـشـخـيـص اصـلح ، دچـار مـشـكـل شـدنـد، در چـنـين شرايطی نمی توان درنگ و توقّف نمود تا به تدريج اصلح مشخّص شود؛ زيرا، جامعه اسلامی حتّی يك روز هم نبايد بدون رهبر و زعيم باقی بماند. بر اين اساس ، در قـانـون اسـاسـی جـمهوری اسلامی پيش بينی شده است كه مردم در انتخابات عمومی شركت كـنـنـد و افـرادی را بـه نـام خـبـرگـان (كـارشـنـاسـان و آگـاهـان بـه مـسـائل ديـنـی ، سـيـاسی و اجتماعی ) انتخاب كنند و به آنان نمايندگی بدهند تا از ميان فقها، اصلح را كه صلاحيّت رهبری جامعه اسلامی را دارد، به مردم معرّفی كنند.(47)
بـايـد يـادآور شـد كـه خـبـرگـان در نـصـب و ثـبـوت ولايـت بـرای فـقـيـه يـا عـزل وی از مـسـؤ وليـّت اداره جـامـعه ، نقشی ندارد؛ زيرا فقها منصوب از طرف خدا هستند بلكه خبرگان از ميان فقها، شخصی را كه واجد همه شرايط رهبری است ، تشخيص و به مردم معرّفی مـی نـمـايـنـد و بـه نـمـايـنـدگـی از طـرف مـردم ، ولايـت او را مـی پـذيـرنـد. در مـورد عـزل وی نـيـز چنين است ؛ يعنی ، هر زمان ولی فقيه يكی از شرايط رهبری را از دست بدهد (مثلاً از عـدالت خـارج شـود) خـود بـه خـود از مـقـام خـود مـعـزول مـی شـود و خـبـرگـان مـسـؤ ول تـشـخـيـص ايـن امـر اسـت .(48) چـنـان كـه در اصل يكصد و يازدهم قانون اساسی آمده است :
(هـرگـاه رهـبـری از انجام وظايف قانونی خود، ناتوان شود، يا فاقد يكی از شرايط مذكور در اصـول پـنجم و يكصد و نُهُم گردد، يا معلوم شود از آغاز، فاقد بعضی از شرايط بوده است ، از مـقـام خـود بـركـنـار خـواهـد شـد. تـشـخـيـص ايـن اءمـر بـه عـهـده خـبـرگـان مـذكـور در اصل يكصد و هشتم می باشد.)

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

امر به معروف و نهی از منکر
   آیه شریفه : الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ... (سوره توبه ، آیه 71)ترجمه : مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی از منکر می‌کنند، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند.روایت : قال الباقر(ع) : ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبياء و منهاج الصالحين فريضة عظيمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المكاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و يتصف من الاعداء و يستقيم الامر. ( تهذيب الأحكام ، ج6 ،ص ١٨٠و اصول کافی ، ج5 ، ص 55)ترجمه : امام...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

HTML 5نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید