فصل اول: کلیات و مفاهیم

فصل اول كليات و مفاهيم

1- 1. تعريف ها

واژه هاى به كار رفته در عنوان مورد بحث، تا حدودى براى همگان قابل فهم است؛ ولى براى تبيين دقيق و جلوگيرى از افتادن در مغالطه ناخواسته و خطاى اشتراك لفظى، به تعريف واژگان مورد نظر مى پردازيم.

 

الف) ولايت: ولايت به كسر واو، از مشتقّات «و- ل- ی» و اسم مصدر، به معانی قرب، نصرت، تولّی امر (حكومت) و سلطان است بدون ترديد مقصود از اين واژه در اين جا، تولّی امر، حكومت و سلطان می باشد.

ب) فقيه: به معنای دانای علم دين و عالم در علم فقه است؛ البته فقيه گاه به معنای اوّل و زمانی به معنای دوم بكار می رود، ولی مقصود در اين جا دين شناس است كه اعمّ از معنای دوم می باشد.

با توجّه به تعريف های ارائه شده، ولايت فقيه به معنای حكومت و سلطه دانای علم دين (فقيه) است؛ بدين معنا كه فقيه، زمام امر حكومت را به دست گيرد.

با اين تعريف معلوم شد كه مقصود ما از ولايت فقيه، ولايت در فتاوای شرعی و يا قضاوت نيست؛ بلكه ولايت در امور سياسی و اجتماعی است؛ هر چند داوری (قوّه قضائيّه) و فتوا دهی (قوّه مقنّنه) نيز از اجزای حكومت به شمار می آيد، ولی هدف اصلی ما از ارائه اين بحث، پرداختن به جنبه اجرايی حكومت توسّط فقيه و بررسی اين مطلب در علم كلام است.

ج) علم كلام: دانشمندان اسلامی در بيان چيستی علم كلام، تعريف های مختلفی را ارائه داده اند كه به بخشی از آن ها اشاره كرده و در آخر به دسته بندی آن ها خواهيم پرداخت.

1. ابو نصر فارابی (339 ق):

كلام، صناعتی است كه انسان به وسيله آن می تواند از آرا و افعال معيّنی كه واضع دين به آن ها تصريح نموده، دفاع كرده و آرای مخالف را ابطال نمايد.

2. شيخ صدوق (381 ق):

ارائه دليل بر مخالفان توسط كلام خداوند، يا پيامبرش صلّی اللّه عليه و اله و يا امامان عليهم السّلان و هم چنين از راه تحليل سخنانشان.

3. شيخ طوسی (460 ق):

علمی كه در آن، از ذات خداوند و صفاتش و مبدأ و معاد بر پايه شرع بحث می شود.

4. قاضی شرف الدين بريدی آبی (قرن ششم):

صناعتی علمی است كه دارندة آن، برای تحقيق در مورد علم به آفرينش و آفريننده آن را به كار می بندد.

5. غزالی (505 ق):

متكلم كسی است كه در اعم الاشياء كه همان موجود است نظر می كند؛ پس علم كلام، متكفّل اثبات مبادی همه علوم دينی است.

6. قطب الدين شيرازی (710 ق):

هرچه آن را به دلايل عقلی اثبات توان كرد، خواه به نقل نيز اثبات توان كرد و خواه نه، آن را علم اصول دين گويند ... كه چهار قسم است: الف) در معرفت ذات آفريدگار ... ب) در معرفت صفات او ... ج) در معرفت افعال و احوال او ... د) معرفت نبوت و رسالت و حكمت در آن ....

7. علّامه حلّی (726 ق):

علم به واجب الوجود با دقت صحيح در دلايل.

8. عضد الدّين ايجی (756 ق):

كلام يعنی پی بردن به اموری كه براساس آن ها می توان دلايلی را در اثبات عقايد دينی اقامه نمود و به شبهات پاسخ گفت.

ايجی در تعريف خود اين نكته را بيان می كند كه به وسيله كلام می توان عقايد دينی را از راه برهان و دفع شبهه اثبات نمود؛ بنابراين، مهمّ ترين وظيفه علم كلام، دفاع منطقی و عقلانی از اعتقادات دينی است.

همگان به اين نكته توجّه دارند كه علم كلام، حافظ عقايد است و عقيده، امری صرفا نظری است كه با فكر و انديشه انسان مرتبط است و ازاين رو، وارد حوزه عمل نمی شود.

9. تفتازانی (793 ق):

كلام عبارت است از دانستن قواعد دينی- اعتقادی كه از ادلّه يقينی به دست می آيد.

تفتازانی هم كلام را «دانستن قواع برگرفته از شرع و دينی می داند» كه:
اوّلا از جنس عقيده و فكرند و ثانيا از راه ادلّه يقينی به دست می آيند.

10. ابن خلدون (808 ق):

كلام، علمی است كه متضمن استدلال بر عقايد ايمانی به وسيله ادلّه عقلی است و ردّ بر بدعت گذاران منحرف در اعتقادات، اعمّ از مذهب های گذشته يا اهل سنت را بر عهده دارد.

11. جرجانی (816 ق):

علمی كه از اعراض ذاتی موجود بما هو، براساس قواعد اسلام بحث می كند.

12. قوشجی (876 ق):

علم به احوال مبدأو معاد را گويند.

13. محقّق لاهيجی (1072 ق):

كلام، صنعتی نظری و فكری است كه با آن می توان عقايد دينی را اثبات كرد.
بنابراين تعريف، علم كلام فنّی است نظری كه به كمك آن می توان عقايد دينی را اثبات كرد.

14. آشتيانی (1372 ق):

مقصود اصلی آن، حفظ عقايد اصليه و اركان اوليه شريعت غرّا و ملت بيضا می باشد.

15. شهيد مطهّری رحمه اللّه (1399 ق):

علم كلام، علمی است كه درباره عقايد اسلامی، يعنی آن چه از نظر اسلام بايد بدان معتقد بود و ايمان داشت بحث می كند.

و در جای ديگر می گويد:

در تعريف علم كلام اسلامی كافی است كه بگوييم: علمی است كه درباره اصول دين اسلام بحث می كند، به اين نحو كه چه چيز از اصول دين است و چگونه و با چه دليل اثبات می شود، و جواب شكوك و شبهاتی كه در مورد آن وارد می شود چيست.

جمع بندی و نتيجه گيری

با ملاحظه تعريف های ارائه شده، می توان علم كلام را دارای دو جنبه عملكرد اصلی دانست:
1. جنبه اثباتی
2. جنبه دفاعی

اين دسته بندی را در تعريف ارائه شده از سوی شهيد مطهری رحمه اللّه نيز می توان يافت، آن جا كه می گويد:

1. «چه چيز از اصول دين است و با چه دليلی اثبات می شود» كه به جنبه اثباتی علم كلام می پردازد.
2. «جواب شكوك و شبهاتی كه در مورد آن وارد می شود» كه جنبه تدافعی علم كلام را در نظر می گيرد.

با توجه به تعريف های ارائه شده، روشن است كه ارائه تعريفی جامع و مشترك از علم كلام كه تمام قيود و عناوين ذكر شده را در برگيرد، كاری بس دشوار است؛ ولی با انداختن بعضی از قيود و بسنده كردن به نكات مشترك، شايد بتوان علم كلام را اين گونه تعريف نمود:

علم كلام، علمی است كه دغدغه اصلی آن اثبات ذات خداوند و صفات و افعال او به عنوان كامل ترين موجود و خالق هستی و به تبع، اثبات اجزای ديگر اصلی دين، يعنی نبوت و معاد می باشد؛ چرا كه نبوت، امامت، عدل و معاد، تجلّی صفات و افعال خداوند هستند و البته علم كلام با استفاده از دلايل خود، به دفاع از اين موضوعات كه همان اعتقادات دينی هستند، می پردازد.

د) جايگاه ولايت فقيه در علم كلام: تعريف اين عنوان، بايد با تعريف های ارائه شده در اجزاء متناسب باشد؛ بنابراين، عنوان بحث را اين گونه تعريف می كنيم: «جايگاه حكومت فردی دين شناس در علمی كه عهده دار دفاع عقلانی از دين است»؛ بدين معنا كه آيا حكومت دين شناس می تواند ريشه های كلامی داشته باشد و قابليت بررسی در اين علم را دارد يا خير و نيز جايگاه آن در كدام يك از مباحث علم كلام است.

2- 1. شاخص كلامی بودن يك مسأله

برای پاسخ به اين مطلب، ابتدا بايد دانست كه علوم مختلف با چه معياری از يكديگر قابل تفكيك اند يا تمايز علوم به چيست؟

1- 2- 1. تمايز علوم

در مورد تمايز علوم و ملاك جداسازی علم ها از يكديگر، سخنان مبسوطی در كتاب های اصولی آمده است.

گروهی تمايز علوم را به تفاوت آن ها در موضوع، و بعضی در محمول هر علم می دانند. عده ای نيز به غايت و هدف علوم به عنوان معيار تشخيص محدوده هر علم اشاره كرده اند.

امّا براساس مبنای مشهور، تمايز علوم به موضوع آن هاست؛ يعنی با يافتن موضوع هر علم، می توان مرز آن را با ديگر علوم مشخّص نمود.

برای مثال در تفاوت بين پزشكی و جراحی گفته می شود كه موضوع پزشكی، شناخت بيماری ها و آفت های بدن و اسباب درمان و پيشگيری از آن ها با هدف حفظ سلامت انسان است؛ ولی موضوع جراحی، خصوص بيماری هايی است كه درمان آن ها با عمل جراحی ممكن است؛ هرچند هدف اين علم هم حفظ سلامت انسان می باشد.

بنابراين، تفاوت بين دو علمی كه شباهت های زيادی به هم دارند، به موضوع آن هاست و موضوع های آن ها نسبت به هم اعم و اخص هستند؛ يعنی موضوع پزشكی اعم از جراحی است، هرچند محمول هر دوی آن ها بدن انسان و هدف و غايت هر دو، حفظ سلامت انسان است.

با اين توضيحات، روشن شد كه «تفاوت اهداف و غايات و نيز تفاوت سنخ مسايل و كيفيت ربط بين محمول و موضوع و در نهايت تمايز مباحث، همگی به همان موضوع علم برمی گردد». نيز آشكار گرديد كه «ملاك اين نيست كه آن مسأله در كدام كتاب مطرح شده؛ وگرنه برخی از مسايل كلامی است كه بر سبيل اطّراد در كتب فقهی و بالعكس طرح شده اند».

«برخی نيز تصوّر كرده اند كه امتياز علومی مانند كلام و فقه، بستگی به نوع دليلی دارد كه در آن ها جاری می شود؛ يعنی هر مسأله ای كه دليل عقلی بر آن اقامه شود، آن مسأله كلامی است و هر مسأله ای كه دليل عقلی بر آن نباشد؛ بلكه دليل آن نقلی باشد، آن مسأله فقهی است».

پس از آن تمايز علوم را به موضوعات آن ها دانستيم، بايد موضوع علم كلام را بشناسيم.

2- 2- 1. موضوع علم كلام

در باب موضوع علوم، ديدگاه های گوناگونی ارائه گرديده كه از آن جمله اند.
1. موضوع هر علم، احوال و متعلقاتی است كه دخالت در غايت و هدف آن علم دارند؛
2. موضوع هر علم، هر آن چيزی است كه از عوارض ذاتی علم بحث می كند؛
3. هرچه از عوارض ذاتی موضوع علم بحث می كند، موضوع آن علم است؛
4. موضوع هر علم، آن چيزی است كه از عوارض انواع علم بحث می كند؛
5. هرچه از عوارض ذاتی عوارض موضوع بحث می كند، موضوع هر علم است.

بررسی اين ديدگاه ها، خارج از وظيفه اين نوشته است و در كتاب های اصولی به تفصيل بحث شده اند؛ ازاين رو، به اصل بحث از موضوع علم كلام می پردازيم.

در تعيين موضوع علم كلام، بيان های مختلفی ذكر شده كه به بعضی از آن ها اشاره می كنيم.

1. «الموجود بما هو موجود»

ابو حامد غزالی و بعضی از گذشتگان اين موضوع را برای علم كلام مطرح ساخته اند.
اشكال اين تعريف، اين است كه با موضوع فلسفه خلط شده است؛ زيرا فلسفه از آن جا كه مادر علوم به شمار می رود و از وجود، بدون هيچ قيدی بحث می كند، به اين موضوع سزاوارتر است تا كلام، كه مقيّد به مباحث دين است.

2. «المعلوم الخاصّ»

ايجی و تفتازانی اين موضوع را برای علم كلام در نظر گرفته اند.
ايجی اين چنين گفته است:
 «موضوعه هو المعلوم من حيث يتعلّق به اثبات العقايد الدينيّة تعلّقا قريبا او بعيدا؛ موضوع علم كلام، معلومی است كه اثبات عقايد دينی بر آن متوقّف است».

براساس اين تعريف، هر معلومی كه در راه اثبات عقايد دينی بكار گرفته شود، موضوع علم كلام است؛ خواه بدون واسطه و به طور مستقلّ دليل كلامی بر آن اقامه گردد، مثل وجود خداوند كه به تنهايی موضوع مستقلّی برای علم كلام است، يا با واسطه دليلی بر آن اقامه گردد، مثل جوهر كه به تنهايی جزء مباحث كلام نيست، ولی واسطه ای برای اثبات وجود خداوند می باشد.

تفتازانی پس از تأييد اين تعريف برای موضوع علم كلام، اين علم را برتر از تمام علوم می شمارد و می نويسد: «فيكون الكلام فوق الكلّ»؛ «1» زيرا تمام علوم دينی با واسطه يا بدون واسطه به كلام برمی گردند.

3. «ذات اللّه و صفاته و عوارضهما»

قاضی ارموی موضوع علم كلام را اين گونه تعريف كرده است:
 «ذات اللّه تعالی»
صاحب صحائف می گويد:

 «الموضوع ذات اللّه من حيث هی و ذات الممكنات من حيث انّها محتاجة الی اللّه ...؛موضوع علم كلام، ذات خداوند و ممكنات است از آن جهت كه محتاج به خدايند».

4. «العقايد الايمانيّة و اوضاع الشّريعة»

ابن خلدون موضوع علم كلام را چنين بيان كرده است:

 «فموضوع علم الكلام عند اهله انّما هو العقايد الايمانيّة» موضوع علم كلام، عقايد ايمانی است».
محقّق لاهيجی نيز چنين گفته است:
 «صناعة يمكن معها المحافظة علی اوضاع الشريعة؛ صنعتی كه به كمك آن می توان از شريعت محافظت نمود».

5. شهيد مطهری رحمه اللّه (1399 ق):

علم كلام از نوع دوم است (وحدت مسايل آن اعتباری است نه حقيقی، و موضوعات متعدد و متباين دارد و غرض و هدف مشتركی منشأ اين وحدت و اعتبار است)؛ يعنی وحدت مسايل كلامی، وحدت ذاتی و نوعی نيست، بلكه وحدت اعتباری است؛ ازاين رو ضرورتی ندارد كه در جستجوی موضوع واحدی برای علم كلام باشيم.

برای توضيح بيشتر بايد گفت كه مسايل كلامی در جای جای مباحث و سرفصل های انديشه های دينی قابل طرح است؛ چرا كه هر كدام از مباحث دينی برای حجيّت يافتن خود، به مبانی و دلايل كلامی نياز دارند تا جزء مسايل دينی به شمار آيند، به عبارت ديگر، فرض موضوع واحد در علم كلام ناممكن می شود و چون وحدت مسايلش اعتباری است، ملاك كلامی بودن هر مسأله ای را بايد به عنصر ديگری شناخت كه شهيد مطهری رحمه اللّه آن عنصر را غرض و هدف (غايت) مشترك می داند.

نتيجه گيری

با توجه به مطالب گذشته می توان گفت از آن جا كه علم كلام مقدم بر تمام مسايل اسلامی است و همه مسايل اسلامی برای حجيّت يافتن، بايد ابتدا مبانی كلامی شان اثبات گردد تا جزء مسايل دين به شمار آيند؛ بنابراين، نمی توان تنها يك موضوع را برای علم كلام معيّن نمود.

به نظر می رسد آن چه شهيد مطهری رحمه اللّه در موضوع علم كلام فرمود، گويای تمامی سخنان گذشتگان است كه «غرض و هدف مشتركی كه در علم كلام وجود دارد، يعنی حجيت دادن و اعتبار بخشيدن به مسايل دينی، موضوعات كلامی را متعدد كرده است»؛ ازاين رو، در تعيين حوزه عملكرد علم كلام، بايد به هدف و غايت آن نگاه كنيم تا به مسايل كلام دست يابيم.

پس بايد در ملاك تمايز علوم تجديد نظر نمود و از هر علمی جداگانه بحث كرد.

براساس آن چه گذشت، غايت و هدف علم كلام، اثبات عقايد دينی و بحث از ذات و صفات خداوند است، بنابراين موضوع علم كلام نيز همين است.

3- 1. انواع دلايل علم كلام

دلايل علم كلام را با حصر عقلی می توان به سه دسته تقسيم كرد:
1. عقلی محض: يعنی تمام مقدّمات آن عقلی است.
2. نقلی محض: به اين معنا كه تمام مقدّمات آن نقلی است.
3. مركّب از عقل و نقل.

علم كلام در عين اين كه يك علم استدلالی و قياسی است، از نظر مقدّمات و مبادی ای كه در استدلالات خود بكار می برد، مشتمل بر دو بخش است؛ عقلی و نقلی.

بخش عقلی كلام، مسايلی است كه مقدّمات آن صرفا از عقل گرفته شده است و اگر فرضا به نقل استناد می شود، به عنوان ارشاد و تأييد حكم عقل است؛ مثل مسايل مربوط به توحيد و نبوّت و برخی از مسايل معاد. در اين گونه مسايل، استناد به نقل (كتاب و سنّت) كافی نيست و صرفا بايد از عقل استمداد شود.

بخش نقلی كلام، مسايلی است كه هرچند از اصول دين است و بايد به آن ها مؤمن و معتقد بود، ولی نظر به اين كه اين مسايل فرع بر نبوّت است، نه مقدّم بر نبوّت و نه عين آن، كافی است كه از طريق وحی الهی يا سخن قطعی پيامبر صلّی اللّه عليه و اله، مطلب اثبات شود؛ مثل مسايل مربوط به امامت و ... و اكثر مسايل مربوط به معاد.

با اين توضيحات، اين سخن كه «تمام دلايل در علم كلام بايد عقلی محض باشد» مردود است و می توان در مباحث كلامی با استناد به نقل كه البتّه پشتوانه عقلی دارد، دليل نقلی اقامه نمود.

الف) دليل عقلی محض

دليل عقلی، ناظر به چهار خصوصيّت است؛ كليّت، ذاتيّت، دوام و ضرورت ...؛
ازاين رو، براهينی كه در باب نبوّت و امامت اقامه می شود، هيچ يك ناظر به نبوّت و يا امامت شخص خاصّ نيست.

ب) دليل مركّب از عقل و نقل

اين دليل به شكلی است كه برخی مقدّماتش عقلی است، ولی برخی ديگر نقلی می باشد؛ مانند بعضی از مسايل معاد. در اين دليل اگر مقدّمات نقلی، با ادلّه و براهين عقلی اثبات شده باشند و پشتوانه عقلی داشته باشند، در اصل به عقل باز می گردند و در طول دليل عقلی هستند؛ ازاين رو، «ملازمات عقلی» ناميده می شوند.

نكته ديگر اين كه استفاده از مقدّمات نقلی، هيچ گاه به نتايج استدلال خدشه وارد نمی كند؛ چرا كه اين مقدّمات نقلی، بر دلايل عقلی متّكی هستند.

ج) دليل نقلی محض

دليل نقلی محض آن است كه تمام مقدّمات آن نقلی باشد؛ يعنی از قرآن و روايات تشكيل شده باشند؛ مانند: بعضی از مسايل امامت و معاد. البّته همان طور كه ذكر شد، چون دلايل نقلی به عقل و استدلال های پيشينی عقلی متّكی هستند، در نهايت به عقل منتهی شده و حجّيّت كامل دارند. «1»

خلاصه فصل

1. «ولايت فقيه» به معنای حكومت كارشناس اسلامی بر جامعه است.

2. علم كلام، علمی است كه به تبيين وجود خدا، صفات و افعال او می پردازد و اثبات و دفاع از اصول دين را نيز بر عهده دارد.

3. موضوع هر علم، محدوده و قلمرو آن را از علوم ديگر مشخص می سازد؛ هر چند اين مبنای مشهور است و با دقت بيشتر، شايد برای هر علمی با توجه به اعتباری يا حقيقی بودن مسايلش، بايد ملاك جداگانه ای مثل وحدت در هدف علم را در نظر گرفت.

4. از آن جا كه مسايل علم كلام دارای وحدت اعتباری هستند، بنابراين تعيين موضوع واحدی برای اين علم ضرورتی ندارد؛ بلكه هدف و غايت آن است كه موضوعش را مشخص می كند.

5. در علم كلام برای استدلال از سه نوع دليل استفاده می شود:

الف) دليل عقلی
ب) دليل نقلی
ج) دليل مركب از عقل و نقل

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

دشمن شناسی
قرآن : وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ ...  ( سوره فرقان ، آیه 31 )ترجمه :  و اينگونه براي هر پيامبري دشمني از مجرمان قرار داديم.... حدیثامام علی (ع) : لا تستصغرنّ عدوّاً و ان ضعف (غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 273)ترجمه : دشمن را کوچک مشمار، هر چند ضعیف باشد.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید