فصل دوّم: تحقق ولايت در خارج

فصل دوّم: تحقق ولايت در خارج

بعد از شناخت معنای ولايت، بحث پيرامون وجود و هستی ولايت در خارج است كه آيا ولايت در خارج وجوددارد يا خير؟

انسان به دليل اين كه يكی از حلقات وجود نظام هستی بوده و با همه موجودات در ارتباط است، يعنی هم با خدا ارتباط دارد و هم با خود، هم با طبيعت ارتباط دارد و هم با انسان های ديگر، برای او هم ولايت يك جانبه، قابل اثبات است و هم ولايت دوجانبه، قابل اثبات خواهد بود.

آسانی اثبات وجود ولايت

ولايت يك جانبه، اثبات آن برای همه انسان ها، آسان است. زيرا هر انسانی با ولايت تكوينی بر خويشتن زندگی می كند.

توضيح مطلب آن كه: انسان هر وقت بخواهد بدن خود را حركت می دهد و هر زمان اراده كند، آن را به بستر می كشاند و سپس رابطه خود را، با آن، تا حدّ حيات گياهی و يا تا حدّ ضعيفی از حيات حيوانی پايين می آورد و سپس به عالم رؤيا سفر می كند و با توجه به مرتبه قابليت و صلاحيت خود، ره آوردهايی از عالم رؤيا به صورت رؤياهای حسنه و يا اضغاث احلام و خواب های پريشان و پراكنده به ارمغان می آورد و يا تصرفاتی كه انسان هر روز در بدن خود انجام می دهد، همه بر اثر ولايت تكوينی روح است.

يعنی اين فكر و اراده است كه با تصرف در اعضای بدن، آن ها را به كار و فعاليت وادار می كند و اعضاء بدن، آن كار را انجام می دهند.

انس ما به اين مقدار از ولايت، مانند انس ماهی به آب است. از اين رو، همان گونه كه ماهی از بستگی حيات خود به آب غافل است، انسان نيز، از ولايت تكوينی روح و انديشه نسبت به بدن غافل است.

مسئله تدبير نفس نسبت به قوا و شئون درونی نفس، بيانگر ولايت نفس نسبت به بدن است، يعنی نفس ولی است و قوا و شئون نفس مولّی عليه او هستند.

نسبت خدا با جهان آفرينش، از جمله انسان، نيز ولايت و تدبير يك جانبه خدا را بر انسان و جهان اثبات می كند. زيرا انسان خود را در بسياری از امور عاجز و ناتوان می بيند و چون عاجز می بيند، لازم می داند، خود را تحت تدبير و ولايتِ ولی حقيقی قرار دهد، تا او را سرپرستی كرده و تدبير او را به عهده بگيرد، و اين ولايت را نيز، همانند ولايتِ نفس بر شئون و قوای انسان می يابد.

انسان همان گونه كه ولايت خود را بر نفس، و خدا را بر جهان و انسان می يابد، ولايت بر طبيعت و ديگران را نيز مشاهده می كند، و می بيند كه، انسان چگونه در طبيعت تصرف می كند، يا تدبير امور ديگران را بر عهده می گيرد.

ولايت دوجانبه مانند ولايت يك جانبه در خارج وجود دارد. زيرا انسان ها به لحاظ اين كه با يكديگر ارتباط دارند، ولاء محبت و نصرت را ملاحظه می كنند و می بينند، انسانی دوست انسان ديگر و يا ناصر انسان ديگر باشد، به طوری كه هم از محبت و دوستی همديگر برخوردار باشند و هم از نصرت و ياری يكديگر بهره مند گردند.

بنابر اين، ولايت به معنای تدبير و سرپرستی و همچنين، ولايت به معنای محبت و نصرت، كه دو جانبه است، بين انسان ها تحقق دارد.

علاوه بر اين بيان روشنگر عقلی، قرآن كريم نيز در آيات فراوانی از تحقق ولايت در خارج خبر می دهد،

گاهی از ولايت خدای سبحان سخن می گويد، گاهی از ولايت انسان سخن به ميان می آورد و گاهی از ولايت شيطان و فرشتگان، و در ولايت انسان نيز، گاهی از ولايت اثباتی و مثبت بحث می كند، گاهی از ولايت سلبی و منفی. يعنی انسان بايد خود را تحت ولايت خدا قرار داده و از ولايت شيطان برهاند، تا ولی خدا شود، بايد ولايت مؤمنان را بپذيرد و از ولايت كفار و معاندان اجتناب كند.

علاوه بر همه اين ها، قرآن كريم از اين كه عده ای از انسان ها به مقام ولايت رسيده اند و آثار ولايت در تكوين از آن ها ظهور كرده چه انبياء و چه غير انبياء خبر داده است.

بنابر اين آياتی از قرآن را مطرح می كنيم كه از وقوع و تحققِ ولايت، در خارج خبر داده است.
ولايت خدا در قرآن در قرآن كريم، از ولايت انحصاری خدا بر جهان و انسان سخن می گويد و می فرمايد: ولايت منحصراً از آن خداوند است فالله هو الولی (1) ودر بعضی از آيات می گويد: برای انسان ولی و ياوری جز خدا نخواهد بود ومالكم من دون الله من ولی ولا نصير (2) و در آياتی می گويد: خدا ولی مؤمنان و متّقيان است والله ولی المؤمنين (3) والله ولی المتّقين (4) و هم چنين آياتی كه می گويد: غير خدا را ولی خود اتخاذ نكنيد.

زيرا آن ها مالك نفع و ضرر خود نيستند قل افأتخذتم من دونه أولياء لايملكون لأنفسهم نفعاً ولا ضراً. (5) ولايت شيطان در قرآن در بعضی آيات، ولايت شيطان و لزوم اجتناب از

1- سوره شوری، آيه 9.
2- سوره بقره، آيه 107.
3- سوره آل عمران، آيه 86.
4- سوره جاثيه، آيه 19.
5- سوره رعد، آيه 61.

تولّی شيطان و پذيرش ولايت او، مطالبی را مطرح فرموده است. چنان كه فرمود: شيطان اعمال عدّه ای را تزيين می كند و ولی آن ها می شود فزيّن لهم الشيطان أعمالهم فهو وليّهم اليوم ولهم عذاب أليم (1)

شيطان اعمال آن ها را بر ايشان آراست و امروز هم ولی و سرپرست آن هاست و برای آن ها عذابی دردناك خواهد بود، و در آيه ديگری فرمود: ومن يتّخذ الشيطان ولياً من دون الله فقد خسر خسراناً مبيناً (2) هر كسی جز خدا، شيطان را ولی خود قرار دهد، قطعاً دستخوش زيانی آشكار شده است.

و چون شيطان بر عده ای ولايت دارد، به آن ها وحی می كند وإنّ الشياطين ليوحون إلی أوليائهم ليجادلوكم (3) شيطان ها به اولياء خود وحی می كنند، تا با شما جدال كنند. و يا می گويد: شيطان ولی غير

1- سوره نحل، آيه 36.
2- سوره نساء، آيه 119.
3- سوره أنعام، آيه 121.

مؤمنان است انّا جعلنا الشياطين أولياء للذين لايؤمنون (1) وآيات ديگری نيز، در قرآن آمده كه از ولايت شيطان سخن می گويد.

ولايت مؤمنان در قرآن در قرآن از ولايت مؤمنان نسبت به يكديگر، نيز خبر می دهد و می فرمايد: اولًا مؤمنان برادران يكديگرند إنّما المؤمنون اخوه (2) وثانياً نسبت به هم ولايت دارند المؤمنون والمؤمنات بعضهم أولياء بعض يأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر (3) مؤمنان نسبت به هم، ولايت دارند و نتيجه اين ولايت آن است كه آن ها چون همديگر را دوست دارند، به ارشاد و هدايت يكديگر برمی خيزند و همديگر را به معروف امر و از منكر باز می دارند.

1- سوره اعراف، آيه 27.
2- سوره حجرات، آيه 10.
3- سوره توبه، آيه 17.

ولايت كافران در قرآن در بسياری از آيات قرآن، از ولايت كافران و لزوم پرهيز از پذيرش ولايت آنان و همچنين پيامدهای آن خبر داده و فرموده است: يا أيّها الّذين ءامنوا لا تتخذوا عدوّی وعدوّكم أولياء تلقون إليهم بالمودّه وقد كفروا بما جائكم من الحق (1)

ای كسانی كه ايمان آورديد! دشمن من و دشمن خودتان را «ولی» نگيريد كه دوستی بر آنان افكنيد و حال آن كه به حقّی كه شما را آمده است، كافر شده اند.

و فرمود: لايتخذ المؤمنون الكافرين أولياء من دون المؤمنين (2) مؤمنان نبايد كافران را به جای مؤمنان اولياء قرار دهند. و فرمود: يا أيّها الّذين ءامنوا لا تتخذوا اليهود والنصاری أولياء بعضهم أولياء بعض ومن يتولّهم منكم فإنّه منهم إنّ الله لايهدی القوم الظالمين (1)

1- سوره ممتحنه، آيه 1 و 2.

2- سوره آل عمران، آيه 28.

ای كسانی كه ايمان آورده ايد، يهود و نصاری را اولياء خود مگيريد كه بعضی از آن ها، دوستان بعضی ديگرند و هر كس از شما آن ها را به دوستی گيرد، از آنان خواهد بود، آری خدای سبحان ستمگران را هدايت نمی كند و بالآخره در رابطه با ولايت ظالمان نسبت به هم می فرمايد: وإنّ الظالمين بعضهم أولياء بعض والله ولی المتقين (2) ستمگران بعضی أولياء بعض ديگرند و خدا ولی پرهيزكاران است.

لزوم هشياری انسان در اتخاذ ولی

از مجموعه اين آيات استفاده می شود، اصل وجود ولايت قطعی است. اما آن چه كه لازم است، آن است كه انسان چه در ولای يك جانبه و چه در ولای دو جانبه، بايد هوشيار بوده و دقيق و حساب شده عمل كند و بداند تحت ولايت چه كسی قرار می گيرد و چه كسی را ولی خود اتخاذ می كند.

1- سوره مائده، آيه 15.
2- سوره جاثيه، آيه 19.

برای تحقق بخشيدن به اين هوشياری لازم است، به يافته های عقلانی و ره آورد وحيانی توجه كرده و از آن ها رهنمود بگيرد.

قرآن كريم به ما می فرمايد: ولايت «الله» را بپذيريد و خودتان را تحت ولايت خداوند قرار دهيد. زيرا او خالق و مالك و عليم و قدير محض است. از ولايت شيطان اجتناب كنيد، از اين رو اگر كسی غير خدا را ولی خود قراردهد، زمينه سقوط و تباهی خود را فراهم كرده است.

زيرا ولی حقيقی و سرپرست واقعی مؤمنان خداوند است و فقط او می تواند بدی را از انسان دفع كند إنّ الله لايغيّر ما بقوم حتّی يغيّروا ما بأنفسهم وإذا أراد الله بقوم سوءاً فلا مردّ له ومالهم من دونه من والٍ (1) در حقيقت خدا حال قومی را تغيير نمی دهد، تا آنان حال خود را تغيير دهند و چون خدا برای قومی آسيبی بخواهد، هيچ برگشتی برای آن نيست و هيچ والی و سرپرستی كه از آن ها حمايت كند، جز خدا نخواهد بود.

1- سوره رعد، آيه 11.

اگر انسان مؤمنی ولايت خدا را پذيرفت و از ولايت شيطان رها گرديد، خود از اولياء الهی می شود. قرآن می گويد: خدا ولی مؤمنان است و مؤمنان اولياء الهی هستند.

البته مقصود از ولايت خدا نسبت به مؤمنان آن است كه آن حضرت محبت و لطف و نصرتش را بهره مؤمنان می كند و مقصود از ولايت مؤمنان نسبت به خدا آن است كه آنان عقايد، اخلاق و اعمالشان را در اختيار خدای سبحان قرار می دهند.

بنابر اين ولايت خدای سبحان نسبت به انسان ها ولايت تدبيری است و چون تدبيری است، هم آن ها را دوست دارد و هم ناصر آن هاست و انسان هم نسبت به خدا ولايت دارد، يعنی هم خدا را دوست دارد و هم ناصر خداست. و در نتيجه خدا محبوب و منصور انسان است.

مراد از محبوبيت خداوند، محبوبيت كمالات آن ذات اقدس است و مراد از منصور بودن خدا، منصور بودن دين اوست و گرنه عنقای بلند پرواز ذات خدا، شكار هيچ سالكی نمی شود.

راه رسيدن به اين ولايت نيز، انجام فرائض و نوافل است و انسان با انجام فرائض و نوافل به ولاء محبت و نصرت نائل می شود و چون خدا و هر چه با خداست، حق است ولايت خدا، به معنای محبت و نصرت، حق خواهد بود و چون محبت و نصرت خدا حق است، هرگز كشف خلاف ندارد، يعنی محبت و نصرت خدا هم در دنيا حق است و هم بعد از مرگ حقانيتش شكوفا می شود.

چگونگی تحقق ولايت انسان هانسبت به يكديگر انسان ها نيز، اگر می خواهند ولايت همديگر را بپذيرند و با هم دوست و ناصر باشند، بايد هشياری خود را حفظ كرده وبا مؤمنان و اهل تقوا رابطه ولايی برقرار كنند و با غير مؤمنان و اهل تقوا اين نوع رابطه را برقرار نكنند.

از جمله آياتی، كه اين مسئله را بيان می كند، می فرمايد: يا أيّها الّذين ءامنوا لاتتخذوا الّذين اتخذوا دينكم هزواً ولعباً من الّذين اوتوا الكتاب من قبلكم والكفار أولياء (1) ای مؤمنان، كسانی را كه دين شما را استهزاء كرده و به بازی گرفته اند، چه از كسانی كه پيش از شما به آنان كتاب داده شد و چه كافران به عنوان ولی اتخاذ نكنيد، تا از راه حقّ باز نمانيد.

بديهی است، معنای اين سخن، آن نيست كه واقعاً در عالم دو راه وجوددارد، يكی حق و ديگری باطل. زيرا باطل راه نيست، بلكه بيراهه است و راه آن است كه پايان و مقصدی داشته باشد. اما انسانی كه به سمت گناه حركت می كند، به بيراهه می رود.

1- سوره مائده، آيه 57.

همچنين به انسان ها، فرمود: يا ايّها الّذين ءامنوا لاتتخذوا عدوّی وعدوّكم أولياء (1) ای مؤمنان، دشمن من و دشمن خودتان را به دوستی مگيريد، و اين دوری از دوستی تا آن جاست كه اگر پدرانتان و برادرانتان هم در مسير دينی شما نباشند، از آن ها فاصله بگيريد و با آن ها رابطه ولايی برقرار نكنيد يا أيّها الّذين ءامنوا لا تتخذوا ءابائكم واخوانكم أولياء ان استحبّوا الكفر علی الإيمان (2) ای مؤمنان! اگر پدرانتان و برادرانتان كفر را بر ايمان ترجيح داده اند، آنان را به دوستی اتّخاذ نكنيد.

ابتداء انسان بايد خود را از ولاءهای باطل و كاذب تخليه نموده و جان خويش را تهذيب كند، تا راه برای تجليه و تحليه گشوده شود و ولاء حق و راستين در جان انسان استقرار يابد و به بيان ديگر: انسان در آغاز بايد، از باطل تبرّی جويد تا گرايش در جهت حق در او تحقق پيدا كند.

1- سوره ممتحنه، آيه 1.
2- سوره توبه، آيه 23.

آنان كه در دنيا ولی يكديگر باشند در قيامت كاری از آنان ساخته نيست يوم لايغنی مولی عن مولی شيئاً وهم لاينصرون (1) روز قيامت، روزی است كه هيچ دوستی، از هيچ دوستی نمی تواند حمايت كند و آنان ياری نمی شوند.

زيرا در قيامت، تنها يك مولی برای آنان وجوددارد و آن هم آتش است. چنان كه فرمود: فاليوم لايؤخذ منكم فديه ولا من الذين كفروا، مأويكم النار هی موليكم وبئس المصير (2) پس امروز نه از شما و نه از كسانی كه كافر شده اند، عوضی پذيرفته نمی شود، جايگاهتان آتش است، او مولای شماست و چه بدسرانجامی است.

1- سوره دخان، آيه 14.
2- سوره حديد، آيه 15.

در سوره مائده فرمود: ولو كانوا يؤمنون بالله والنبی وما أنزل إليه ما اتّخذوهم أولياء ولكن كثيراً منهم فاسقون (1) اگر آن ها به خدا و پيامبر وره آورد آن حضرت مؤمن بودند، غير خدا را به عنوان ولی اتخاذ نمی كردند و چون غير خدا را ولی اتخاذ كردند، پس فاسقند و مؤمن نيستند.

زيرا اگر مؤمن به خدا بودند، به خدا نزديك بودند و از باطل دور و كسی كه از باطل دور باشد، باطل را به عنوان سرپرست اتخاذ نمی كند. چنان چه راجع به ولايت شيطان فرمود: إنّما سلطانه علی الّذين يتولّونه (2) سلطنت او بر كسانی است كه ولايت او را به پذيرند.

از مجموعه مباحث اين فصل استفاده می شود كه اولًا ولايت وجوددارد، ثانياً انسان بايد هوشيار باشد كه ولايت چه كسی را بپذيرد و از ولايت چه كسی پرهيز كند، تا در روز قيامت كه روز ظهور حق و ولايت حق است.

1- سوره مائده، آيه 18.
2- سوره نحل، آيه 100.

بدون ولی و سرپرست نماند، قرآن به ما می فرمايد: إنّما وليّكم الله ورسوله والّذين ءامنوا الذين يقيمون الصلاه ويؤتون الزّكاه وهم راكعون ومن يتولّ الله ورسوله والّذين ءامنوا فإنّ حزب الله هم الغالبون (1) ولی شما تنها خدا و پيامبر اوست و كسانی كه ايمان آورده اند، همان كسانی كه نماز را برپا می دارند و در حال ركوع زكات می دهند، و هر كس خدا و پيامبر او و كسانی را كه ايمان آورده اند، ولی خود بداند، پيروز است، چرا كه حزب خدا همان پيروزمندانند.

البته قرآن كريم، علاوه بر تبيينِ تحققِ ولايت خدا و مؤمنان، از افرادی كه در دنيا به مقام ولايت رسيده و آثار آن، از آن ها ظهور كرده است، همانند انبياء و اولياء الهی و هم چنين انسان هايی غير از انبياء و اولياء الهی، نظير حضرت مريم، مادر موسی، اصحاب كهف و مانند آن خبر می دهد.

1- سوره مائده، آيه 55 و 65.

مهم آن است كه انسان در پرتو آموزه های قرآن كريم نه تنها با راه های اثبات ولايت در مقام استدلال آگاهی پيدا كند، بلكه بداند كه چگونه می توان به مقام ولايت رسيد و «ولی الله» شد. در فصل آتی از راه های «ولی اللّه» شدن انسان، سخن به ميان می آيد.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

گسترش عدالت در همه زمینه ها
آیه شریفه : وَ قُلْ آمَنتُ بِمَا أَنزَلَ اللَّهُ مِن کِتَابٍ وَأُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ ( شوری ، آیه 15)ترجمه : و بگو: من به هر کتابی که خدا نازل کرده است ایمان دارم و به من امر شده است که میان شما به عدالت رفتار کنم، روایت : امام علي(ع) در نهج‌البلاغه مي‌فرمايد : سياسة العدل ثلاث ... استقصاء في عدل (غرر الحکم ، 192) ترجمه : سیاست اجرای عدالت در سه چیز است ... (یکی) فراگیر بودن عدالت .

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید