ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالمواضع امام خمینی در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آنفصل دوم : فرهنگ و مواضع امام خمينى (ره ) درباره ى سياست هاى فرهنگى رژيم شاه

فصل دوم : فرهنگ و مواضع امام خمينى (ره ) درباره ى سياست هاى فرهنگى رژيم شاه

منتشرشده در مواضع امام خمینی در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن سه شنبه, 05 شهریور 1392 18:24
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

فصل دوم : فرهنگ و مواضع امام خمينى (ره ) درباره ى سياست هاى فرهنگى رژيم شاه

در اين فصل بر آنيم تا با تبيين ديدگاه هاى فرهنگى امام خمينى (ره ) و ترسيم اولويت هاى آن از نگاه ايشان ، راهبرد كلان توليد فرهنگ جهت دار و پروراندن روحيه ى كرامت و خود باورى را بررسى كرده ، آن را در رويارويى با فرهنگ وابسته و مروج فساد و ابتذال عهد پهلوى به گفت و گو گذاريم .

 الف . ديدگاه های فكری و فرهنگی امام (ره)  

فرهنگ در مقام تعريف ، عبارت است از: مجموعه ای از ويژگی های متمايز مادی ، فكری و معنوی جامعه يا مجموعه ای اجتماعی كه به اعضای آن جامعه امكان می دهد كه هويت خود را شناخته و غير خود را نيز بر پايه آن باز شناساند. (168)

در واقع، فرهنگ است كه شيوه های زندگی مادی و معنوی هر جامعه يا ملت را كه شامل الگوهای مرسوم تفكر و رفتار و در بردارنده ی ارزش ها، اعتقادات ، قوانين ، احكام و فعاليت های اقتصادی و هر چيز ديگری است كه از طريق ياد گيری از نسلی به نسل ديگر انتقال می يابد، مشخص می كند.

ابتدا بايد به اين نكته اشاره كرد كه پايه و اساس نگرش امام (ره ) به فرهنگ و امور فرهنگی ، تعاليم اسلام بود. از آن جا كه اسلام ، انسان را اشرف مخلوقات و اساس هستی دانسته است و هدف فرهنگ را در جامعه ای انسانی ، رشد و شكوفايی معنوی جامعه ، حركت هماهنگ به سوی قرب الی الله ، تعالی و كمال واقعی و گسترش ظرفيت وجودی و ابعاد حيات الهی انسان ها تعيين كرده است، امام خمينی (ره ) هدف اصلی فرهنگ اسلامی را تربيت هدف دار انسان ها در تمام ابعاد وجودی آنها می دانست : مكتب اسلام ، مكتبی است كه تنها اين مكتب و مكتبهای الهی - كه آنها هم همه اسلامند، اين مكتب است كه می تواند انسان را به همه ابعادی كه دارد تربيت كند و نظام را به همه ابعاد برقرار كند و انسانها را برساند به آنجايی كه مقام انسانيت است . (169)

از ديدگاه امام (ره )، فرهنگ و دستگاه های فرهنگی ، از جمله آموزش و پرورش ، در جامعه بايد زمينه ی رشد و تعالی همه جانبه ی افراد را فراهم كرده ، آنها را در مسير پرورش استعدادها و خلاقيت های نهفته در وجودشان قرار دهند.

هم چنين از نظر ايشان ، هيچ ملتی نمی تواند به اهداف توسعه ی اقتصادی ، اجتماعی و سياسی برسد و جامعه ی خود را متحول و دگرگون سازد و كاستی ها، كمبودها، ضعف ها و نقص ها را بر طرف كند و عدالت و روابط عادلانه ی انسانی را حاكم كند و حقوق اقشار محروم و ستمديده را تاءمين نمايد و وضعيت مناسب برای رشد و توسعه و پيشرفت و عزت و سربلندی را ايجاد كند، مگر آن كه بستری مناسب و لازم برای فرهنگ و پرورش صحيح افراد جامعه فراهم شود.

فرهنگ نشانه ی هويت و استقلال و حيات همه جانبه ی يك ملت است . كسب و حفظ استقلال فرهنگی و فكری نشانه ی حيات و قدرت يك جامعه است . ويرانی و انهدام يك فرهنگ ، ويرانی يك ملت است . پس فرهنگ از مهم ترين زمينه ها و عوامل تحول و رشد در يك جامعه است و تحول در ساير بخش ها، تابعی از اين تغيير اصلی است .

مهم ترين اشتغالات ذهنی امام (ره ) درباره ی فرهنگ عبارت بودند از:

1. اولويت دادن به مسائل فرهنگی و نقش آموزش و پرورش در اصلاح كشور

امام (ره ) عقيده داشتند كه برای نجات ملت يا جامعه ای از قيودات سياسی ، اقتصادی ، اجتماعی و نظامی قدرت های استعماری ، بزرگ ترين كاری كه بايد صورت بگيرد، ايجاد تحول فرهنگی در آن جامعه است.

چون منشاء تمام تحولات يك جامعه را بايد در فرهنگ آن يافت . امام (ره ) راه اصلاح كشور را منوط به اصلاح آموزش و پرورش و دستگاه فرهنگی كشور می دانستند و معتقد بودند كه اصلاح بايد از طريق تغيير در نحوه ی آموزش ‍ و تربيت دانش آموزان انجام شود، چرا كه آينده كشور در دست آنها خواهد بود و با اصلاح آن ، آينده كشور نيز تضمين خواهد شد:

راه اصلاح يك مملكتی ، فرهنگ آن مملكت است ؛ اصلاح بايد از فرهنگ شروع بشود. (170)
امام (ره ) بهتر از هر متفكر و جامعه شناسی ، ريشه های عقب ماندگی جوامع مسلمان و به خصوص ايران را بررسی كرده ، به ترفندها و نقشه های استعماری جديد برای زدودن فرهنگ اسلامی در اين جوامع پی برده بودند.

در اين باره، ايشان به اين نتيجه رسيده بودند، كه قدرت های استعماری ، ديگر تهاجمات نظامی را كنار گذاشته اند و تنها راه نابودی اساسی هويت ملت يا جامعه ای را نابودی فرهنگ آنها تشخيص داده اند و فهميده اند كه برای زمين گير كردن يك جامعه ، بايد هويت فرهنگی آن را از دست آنها بگيرند.

حمله بدتر از آن ، حمله پس پرده است كه نگذارند يك فرهنگی رشد بكند؛ عقب نگه دارند، نگذارند آنطوری كه بايد ترتيب كند... فرهنگ (171) را غير اسلامی بار بياورند... مسئله حساب شده بود؛ حساب كرده بودند كه آن چيزی كه بتواند يك كشوری را از دست آنها نجات بدهد انسان اسلامی متعهد است.آنهايی كه اسلامی بارنمی آيند و همه توجهشان به همين عالم ماده است - آنها - دنبال اينند. (172)

پس استعمارگران با تمام قوا تلاش كردند تا فرهنگ اسلامی جوامع مسلمان ، به خصوص ايران را از محتوای اصلی آن تهی كنند و به طوری تبليغ كردند كه مردم جامعه ی اسلامی فكر كنند كه واقعا عقب مانده هستند و بايد برای رسيدن به پيشرفت و توسعه ، فرهنگ سنتی خود را كنار بگذارند و همه چيز حتی اخلاق ، هنر و علم را از نو و از فرهنگ جوامع پيشرفته ی غربی بگيرند و به طور كلی بايد از سر تا پا فرنگی بشوند.

بر اين اساس ، امام (ره )، شاه را يكی از عوامل و دست نشاندگان استعمار می دانست كه ماءموريت دارد تا فرهنگ جامعه اسلامی ايران را، مخصوصا از طريق نظام آموزش و پرورش عالی ، از جامعه زدوده ، فرهنگ استعماری را جايگزين آن نمايد:

(شاه) ماءمور است كه موجبات فحشا را با هر صورت اشاعه دهد و هتك نواميس قرآن كند، ماءمور است كه مستشاران خارجی و كارمندان آنان را مصونيت دهد و از ملت و روحانيون و دانشمندان و دانشجويان سلب مصونيت نمايد؛ ماءمور است كه به اسم اسلام اين چراغ هدايت را خاموش ‍ كند؛ ماءمور است كه فرهنگ استعمار نو را تا آخرين نقاط دور افتاده كشور برساند، و اسلام و فرهنگ اسلام را كنار زند. (173)

2. توليد فرهنگ جهت دار  

در بينش فرهنگی امام (ره )، ملل مسلمان از جمله ايران در عصر پهلوی ، هويت اصلی خود را گم كرده بودند و مفاخر خود را از ياد برده ، قبله ی آمالشان را تمدن و فرهنگ مادی گرايانه ی غرب قرار داده بودند و در حقيقت ، ملت ها از نور (فرهنگ متعالی اسلام ) خارج شده ، به ظلمات و تاريكی ها گرايش يافته بودند.

از نظر ايشان ، انقلاب اسلامی كه از سالهای اوليه ی دهه ی چهل شروع شد، انقلابی فرهنگی است ، زيرا با اتكا به ايده ی اسلام و احكام الهی آن پی ريزی گرديده است . در واقع ، امام (ره ) پيروزی اصيل را در تبديل انسان های جامعه به انسان هايی الهی و اسلامی كه تمام افكار و اعمالشان اسلامی باشد، می دانست ، يعنی در نظر ايشان ، پيروزی اصيل زمانی به دست خواهد آمد كه چنان تغيير بنيادينی در ابعاد مختلف فرهنگی جامعه انقلابی به وجود آيد كه انسان ها را به طرف يك زندگی جهت دار سوق دهد.

از نظر امام (ره )، انسان موجودی است مركب از روح و جسم و بر اين اساس ‍ يك سلسله نيازها، تمايلات ، گرايش ها و استعدادهای جسمی و مادی و استعدادهای روحی و معنوی دارد و آنچه فصل مميز انسان است و او را از حيوان ممتاز می سازد، همان گرايش های معنوی اوست . جاذبه های روحی و معنوی انسان است كه در واقع انسانيت انسان را تشكيل می دهد:

انسان يك موجودی است كه چنانچه مهار نشود و سرخود بار بيايد و يك علف هرزه ای باشد و تحت تربيت واقع نشود، هر چه بزرگتر بشود به حسب سال و بلند پايه تر بشود به حسب مقام آن - جهات روحی تنزل می كند و آن معنويات تحت سلطه شيطان ، شيطان بزرگ كه همان شيطان نفس است - در واقع می شود. (174)

امام (ره ) معتقد بودند كه فرهنگ در عصر حاكميت نظام سياسی ، فرهنگی مادی و معطوف به تعلقات نفسانی و رسيدن به اهداف شخصی و حيوانی است و حاكمان پهلوی ، هم خود را تباه كردند و هم تلاش كردند تا كل اجتماع ايران را به تباهی بكشانند و اين مسئله ، مشكلات بسياری را برای ايران به وجود آورد:

اگر اين توجه به دنيا و تعلق به دنيا، ما اينقدر گرفتاری در ظرف بيش از پنجاه سال و قريب شصت سال نداشتيم . محمد رضا پهلوی به واسطه تعلقی كه به دنيا داشت ، نفسش غير از دنيا چيزی نمی فهميد، سر منشاء اينهمه فساد برای ملت و اينهمه بدبختی برای خودش شد.

دوستان او، كه جنود شيطان بودند، برای تعلقی كه به دنيا داشتند، كه نفوسشان غير از دنيا ادراك نمی كرد - به واسطه همين تعلق - منشاء اينهمه بدبختی برای ملت ، و بدتر آنكه برای خودشان شدند. (175)

از منظر امام (ره )، فرهنگ جهت دار است كه انسان های متعالی را در جامعه تربيت می كند و از طريق اين انسان های متعالی است كه استقلال همه جانبه ی كشور تاءمين و حفظ می شود. ايشان بزرگ ترين هدف هر انقلاب را جهت دار كردن افكار، انديشه ها و اعمال افراد جامعه به وسيله ی رواج ، گسترش و تبليغ فرهنگ متحول و پيشرفته و جهت دار معرفی می كردند.

به همين دليل بود كه امام (ره ) از اول مبارزاتشان ، هميشه سلاح اصلی خود را دادن آگاهی ، بينش و بيداری به مردم جامعه با تكيه بر فرهنگ جهت دار و متعالی اسلام قرار داده بودند. جهت گيری فرهنگ اسلامی از نظر امام (ره ) بايد در مسير انگيزه های ناب الهی باشد.

اگر فرهنگ اسلامی مستقر در جامعه بدون قصد و نيت الهی حركت كند و جهت گيری اش به سوی خدا نباشد، تلاش های صورت گرفته در آن زمينه ، فاقد ارزش خواهد بود؛ ولی اگر فرهنگ اسلامی با محوريت انگيزه های الهی بتواند انقلابی روحانی در درون افراد ايجاد كند، اين انقلاب درونی ، در اصل ، پايه های انقلابی در بيرون را ايجاد خواهد كرد وگرنه انقلاب اصيل و ريشه داری صورت نمی گيرد. فرهنگ بايد بستری فراهم سازد كه انسان حضور خدا را باور كند، يعنی ايمان بياورد كه تمامی اعمال و افكار انسان تحت تسلط خداوند است :

همه عالم محضر خداست ... ما الان در محضر خدا نشسته ايم . اگر قلب ما اين معنا را ادراك بكند كه ما الان در محضر خدا هستيم ... اين را اگر... مؤ من بشود انسان به آن ، قلب انسان بيابد اين مطلب را، از معصيت كنار می رود... برهان عقلی هم قائم است به اينكه خدای تبارك و تعالی همه جا حاضر است ، هم برهان است و هم همه انبيا گفته اند. و هو معكم اينما كنتم قرآن است ، او با شماست . هر جا هستيد او با شماست . (176)

بنابراين اگر انسان تحت تاءثير فرهنگ اسلامی جهت دار و در راه تحقق اهداف و انگيزه های متعالی الهی ، به اين باور رسيده باشد كه خداوند هميشه حاضر و ناظر اعمال انسان است و خود را در محضر ربوبی مشاهده نمايد و اقوال ، اعمال و حركاتش را تحت تسلط و ثبت و ضبط قدرت الهی بداند، در عين حال كه تلاش خواهد كرد تا در مسير الهی و در آسيب ناپذير خواهد شد و در نتيجه ی حركت بر اساس انگيزه های الهی و باور حضور خدا در همه جا مبداء قدرتی می گردد و هر نوع تزلزل و هر نوع تزلزل و ترسی از وجود او رخت برمی بندد.

بنابراين فرهنگ اسلامی بايد پرورش عقيده ی محور قرار دادن انگيزه های الهی در روح ، افكار و اعمال انسانی را يكی از مهم ترين اهداف خود تلقی كند و برای رسيدن به اين هدف همواره تلاش نمايد.

3. پروراندن روحيه ی عزت نفس ، كرامت و خود باوری

يكی ديگر از اهدافی كه از ديدگاه امام (ره ) فرهنگ جهت دار اسلامی بايد در مسير تحقق آن گام بردارد، پرورش و بالا بردن عزت نفس ، علو و متانت طبع ، احساس شرافت ، عزت خواهی و خود اتكايی و خود باوری در انسان های جامعه است .

اگر فرهنگ اسلامی بتواند اين هدف را تحقق بخشد، ريشه های اخلاق زشت ، خود باختگی و ياءس خواهد خشكيد، چرا كه اساس گناهان و اعمال دنيه ، پستی و حقارت نفس است . اگر فرهنگ جامعه نتواند روحيه ی خود يابی ، خود باوری و اعتماد به نفس را در مردم بپروراند و تقويت نمايد، اين امر موجب خود باختگی و ياس از خود و شكست روحی در مردم و باعث باور عدم مقاومت و مخالفت در برابر تهاجمات فرهنگی ، سياسی و اقتصادی ابرقدرت ها می گردد. به تعبير امام (ره ):

انسان كوشش كنيد مفاسد فرهنگ حاضر را بررسی كرده و به اطلاع ملتها برسانيد و با خواست خداوند متعال آن را عقب زده ، به جای آن فرهنگ اسلامی - انسانی را جايگزين كنيد تا نسلهای آينده با روش آنكه انسان سازی و عدلپروری است ، تربيت شوند.

بايد كوشش كنيد آنچه را از دست داده ايد در طول مدت حكومت های دست نشانده كه مهمتر از همه استقلال روحی است كه لازمه اش احساس ‍ حقارت در مقابل حكومتهای جور است ، باز يابد. (177)

از ديدگاه امام ره فرهنگ اسلامی بايد با دادن روحيه ای خود باوری ، عزت نفس و كرامت به شخصيت مردم جامعه زمينه را برای پرورش و بالندگی آماده سازد زيرا در سايه ای تربيت ، سازندگی و بزرگ روح انسانهاست كه اهداف متعالی الهی در افكار و اعمال انسان ظاهر می شود در اين صورت اين انسانهاهويت فرهنگی و تاريخی خود را نباخته در رويارويی با ظلم ظالمان و تهاجم فرهنگ ها مادی و بيگانه حالت انفعالی به خود نمی گيرد بلكه محيط و فرهنگ های ديگر را هم منفعل می سازد و ديگران و محيط اطراف را تحت تاءثير خود را قرار می دهند، خلاصه در نگاه امام ره اگر فرهنگ جامعه طوری هدايت ، تنظيم ، تعليم و تبليغ گردد كه بتواند انسان را به مفهوم حقيقی تربيت كند تمام صادرات او اعم از قول ، فعل تقرير و سكوت الهی می شود:

اساس عالم بر تربيت انسان است . انسان عصاره همه موجودات است و فشرده تمام عالم است . و انبيا آمده اند برای اينكه اين عصاره بالقوه را بالفعل كنند؛ و انسان يك موجود الهی بشود. اين موجود الهی تمام صفات حق تعالی در اوست ... چنانچه تحت تربيت واقع بشويم و صراط مستقيم را طی بكنيم ، می رسيم به آنجا كه نمی توانيم فكرش را بكنيم ؛ آنجايی كه بحر عظمت است ، بحر كبريايی است . (178)

ب . مواضع امام خمينی (ره ) در قبال سياست های فرهنگی رژيم پهلوی

موارد زير مهم ترين محور انتقادات امام خمينی (ره ) نسبت به سياست های فرهنگی و خط مشی رژيم در اين حوزه است كه به اختصار بررسی می شود:

1 - اضمحلال فرهنگ جامعه و وابستگی علمی - فرهنگی

از ديدگاه امام (ره )، نظام سياسی پهلوی ، كاركرد نهادها و سازمان های آموزشی ، علمی و فرهنگی ، جامعه را به گونه ای سازماندهی می نمود كه پويايی و خلاقيت فرهنگی سنتی جامعه را از بين ببرد و در مقابل ، فرهنگ استعماری را جايگزين آن نمايد: آنچه می توان گفت ام الامراض است ، رواج روز افزون فرهنگ اجنبی استعماری است كه در سالهای بسی طولانی جوانان ما را با افكار مسموم پرورش داده و عمال داخلی استعمار بر آن دامن زده اند و از يك فرهنگ فاسد استعماری جز كارمند و كارفرمای استعمار زده حاصل نمی شود. (179)

وقتی كه فرهنگ استعماری در جامعه به وسيله ی رسانه های گروهی ، نظام آموزشی ، وسايل ارتباط جمعی و فرهنگی آن هم به طور فزاينده ای تبليغ و ترويج گردد، به تدريج اين ذهنيت در مردم به وجود می آيد كه فرهنگ خودی فاقد خلاقيت است ، بنابراين بايد آن را دور انداخت و فرهنگ مادی نگر و سرمايه داری غرب را اخذ كرد. اين باور، زمينه ای برای ركود فرهنگ خودی و رواج روز افزون فرهنگ استعماری می شد كه اغلب از طريق نظام آموزشی كشور انجام می گرفت :

فرهنگ ما را يك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است . فرهنگ ما را اين (شاه ) عقب نگه داشته ، به طوری كه الان جوانهای ما تحصيلاتشان در اينجا تحصيلات تام تمام نيست و بايد بعد از اينكه يك مدتی در اينجا يك نيمه تحصيلی كردند، آن هم با اين مصيبتها، آن هم با اين (فشار)ها بايد بروند در خارج تحصيل بكنند. ما پنجاه سال است ، بيشتر از پنجاه سال است دانشگاه داريم ... لكن چون خيانت شده است به ما، از اين جهت رشد نكرده ، رشد انسانی ندارد. تمام انسانها و نيروی انسانی ما را از بين برده است اين آدم . (180)

حاكميت پهلوی برای طرد و نفی فرهنگ اسلامی و ملی و زمينه سازی برای ايجاد فرهنگی وابسته ، تلاش خود را از مراكز علمی آغاز نمود و برای اين كه در انتظار عمومی مردم ايران و جهان ، متهم به واپس گرايی و مخالفت با مظاهر جديد علمی و فرهنگی نشود، در راه اندازی مؤ سسات و مراكز علمی و دانشگاهی و آموزش كوتاهی نكرد؛ ولی در اين مراكز، به جای اين كه فرهنگ بارور، شكوفا و متعالی اسلامی و خودی تعليم داده شود، فرهنگ غربی و استعماری ترويج می شد و اين مسئله ، زمينه را برای بيگانگی قشر خلاق و فرهنگی جامعه با فرهنگ ملی و اسلامی و به دنبال آن تحميل قسمتی از نظام فرهنگی غرب بر جامعه ايران فراهم كرد:

در ايران بنا بر اين بوده است كه يك فرهنگ وابسته ، فرهنگ وابسته به معنای اينكه با يك فرهنگی داشته باشيم ما، دانشگاه داشته باشيم ، نگويند دانشگاه نداريم ، دانشكده ، دانشگاه ، دانشسرا همه اين الفاظ موافق با فرم تمدن ، الفاظش را داشته باشيم ، لكن محتوا نداشته باشد كه صورت شبيه تمدن ولی تو خالی !... بنابراين بوده است كه نگذارند يك فرهنگ ... حقيقی واقعی و يك تحصيلكرده های صحيح در ايران پيدا بشود. (181)

در اين مراكز علمی و فرهنگی جامعه ، انسان هايی تربيت می شدند كه به دليل تقبيح فرهنگ خودی و تبليغ فرهنگ بيگانه ، دچار خود كم بينی و ضعف نفس می گرديدند و خود به ترويج كنندگان فرهنگ غربی تبديل می شدند و از نظر امام (ره ) بزرگ ترين ضربه را به فرهنگ جامعه می زدند، چون بدون شك اين دانش آموختگان مراكز علمی وابسته ، بعدها تمامی ارگان ها و نهادهای سياسی ، اقتصادی ، حقوقی و فرهنگی را به دست می گرفتند و بر اساس آموخته های خود در دانشگاه اداره می كردند و تلاش ‍ می نمودند آثار و مفاخر فرهنگی جامعه را از بين ببرند و فرهنگ مادی و استعماری غرب را هر چه بيشتر مستقر سازند:

از توطئه های بزرگ آنان ، چنانچه اشاره شد و كرارا تذكر داده ام ، به دست گرفتن مراكز تعليم و تربيت خصوصا دانشگاهاست كه مقدرات كشورها در دست محصولات آنهاست . (182)

اينها از اول نقشه را جوری كشيدند كه اين فرهنگ يك فرهنگ كه قابل اين باشد كه اين جوانهای ما را ترقی بدهد و يك جوان فرهنگی صحيح بار بياورد، از اين مانع شدند. و حالا ديگر به آن شكوفايی ، مسئله ای كه آنها خواستند، در آمده كه اصلش هيچ فرهنگ ما صورت فرهنگ به معنای واقعی ندارد؛ و جوانهای ما را عمرهايشان را دارند ضايع می كنند. (183)

بعد از اين كه در مراكز علمی و فرهنگی جامعه ، فرهنگ وابسته ی استعماری تعليم داده می شد و اين مراكز تعليم و تربيت ، محصولات خود را به جامعه می دادند، عده ای افراد و اشخاص ناصالح و نامهذب ، امور جامعه را در دست می گرفتند و تهاجم همه جانبه عليه فرهنگ سنتی خود را شروع می نمودند و آن را از ريشه می پوشاندند:

فرهنگ مبداء همه خوشبختها و بدبختيهای ملت است . اگر فرهنگ ناصالح شد، اين جوان هايی كه تربيت می شوند به اين تربيتهای فرهنگ ناصالح ، اينها در آتيه فساد ايجاد می كنند. فرهنگ استعماری ، جوان استعماری تحويل مملكت می دهد. فرهنگی كه با نقشه ديگران درست می شود و اجانب برای ما نقشه كشی می كنند و با صورت فرهنگ می خواهند تحويل جامعه ما بدهند، اين فرهنگ فرهنگ استعماری و انگلی است .

و اين فرهنگ از همه چيزها حتی از اين اسلحه اين قلدرها بدتر است . اين قلدرها اسلحه شان بعد از چند وقت می شكند، و حالا هم شكسته ، اما وقتی فرهنگ فاسد شد، جوانهای ما كه زير بنای تاءسيس همه چيز هستند از دست ما می روند و انگل بار می آيند، غربزده بار می آيند. (184)

2. ترويج فساد و ابتذالو به انحراف كشاندن نسل جوان

استعمارگران و نظام سياسی وابسته به آن ، بعد از وابسته كردن فرهنگ داخلی به قدرت های خارجی و تلاش برای زدودن ارزش ها و آرمان های الهی و دينی از محتوای فرهنگ جامعه ی ايرانی ، بر آن شدند تا با ترويج انواع مفاسد اخلاقی و جنسی در سطح جامعه ، اخلاق عمومی مردم را متزلزل كنند و نيروی معنوی و دينی و اخلاقی مردم را از بين ببرند:

فرهنگ ما يك فرهنگی نيست كه بتواند اين مملكت را اداره كند؛ جوان نيرومند قوی كه در مقابل استعمار بايستد، دستش را بلند كند، كشته بشود و نجات بدهد ملت را؛ اين فرهنگ ما فرهنگی نيست كه اينكاره باشد.

اينها اعصاب مردم را با اين بساطی كه در اينجاها راه می اندازند و با اين برنامه هايی كه در راديو و تلويزيون و اينها هست ... مطبوعات ما و روزنامه های ما و مجلات ما و كتابهايی كه منتشر می شود، تمام اينها به دست استعمار است ؛ كه روزنامه ها را اينطور مبتذل می كند تا فكر جوانهای ما را مسموم كند. استعمار است كه برنامه های فرهنگی ما را جوری تنظيم می كند كه ... مردم اعصابشان ضعيف بشود؛ قوت را از دست بدهند. (185)

امام (ره ) در تمام موضع گيری های خود در برابر عملكرد فرهنگی نظام سياسی پهلوی بر اين نكته تاءكيد داشتند كه بزرگ ترين دليلی كه استعمارگران و رژيم وابسته به آن را به ترويج انواع مفاسد فرهنگی و اجتماعی در سطح جامعه وا می دارد، ترس از استقرار فرهنگ اصيل اسلامی و تربيت انسان های متعالی و بزرگ در جامعه است :

اينها می خواستند كه هر قوه ای كه احتمال بدهند كه در مقابل آنهاست ، اگر بتوانند فكر را از او بگيرند. فكر را چه طور بگيرند؟ به اعتياد به مشروبات ، به اعتياد هروئين و امثال اين مخدرات كه فكر انسان را می گيرد؛ انسان را از ميان تهی می كند، مراكز فحشايی كه سرتاسر مملكت بود، مراكز فسادی كه سرتاسرمملكت بود،خوب،اين هم جوانهارامشغول می كردبه يك امورشهوانی كه بكلی افكارراازدستشان می گرفت . اين يك برنامه بود... اين برنامه روی ... حساب دقيق اين كارها انجام می گرفت . (186)

از نظر امام (ره ) هدف اصلی ترويج فساد و به ابتذال كشاندن جوانان ، تخدير افكار و گرفتن استقلال فكری و حتی قوه ی تفكر از مردم ، به خصوص جوانان بود، زيرا در سايه ی رشد افكار است كه آگاهی و شعور علمی ، سياسی ، فرهنگی و دينی انسان بالا می رود و قدرت انسان افزايش ‍ می يابد:
جوانهای ما را از طريقهای مختلف اينها می خواستند محتوايشان را از آنچه هستند خالی كنند (و) يك چيز ديگرشان كنند.

يك وقت از راه مواد مخدر، خوب اين يك راه بود... يك راه از باب مراكز فساد - كه می دانيد كه چقدر مراكز فساد درست كردند. و جوانهای ما را به آن مراكز كشاندند و از آنی كه بايد يك جوان استفاده از او بشود برای اسلام ، استفاده بشود برای كشور خودش ، اينها را از آن استفاده انداختند. يك آدم همين جوری بار آوردند.

كسانی كه در مراكز فحشا می روند، اينها ديگر نمی تواند نه فكرشان يك فكر صحيح باشد، نه عملشان يك بياورند كه محتوای خودشان را بگيرند، و به جای آن يك چيز ديگری تزريق كنند و يكی از چيزهای مهم هم قضيه مطبوعات و سينماها، تئاترها، راديوها و اينها بود. تمام اينها روی يك نقشه حساب شده برای اين بود كه اين كشور را از آدم خالی كنند، از يك انسانی كه بتواند در مقابل كسانی كه به كشورش می خواهند خيانت بكنند، به اسلام می خواهند تجاوز بكنند، بتوانند در مقابل بايستد. اين بساطی كه اينها درست كرده اند و به آن دامن زده اند... برای اين بود كه جوانهای ما را از صحنه خارج كنند.... (187)

بازدید 2266 بار

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب