ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالسياست چيستبخش دوم: سياست اسلامى

بخش دوم: سياست اسلامى

منتشرشده در سياست چيست دوشنبه, 04 شهریور 1392 19:44
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بخش دوم: سياست اسلامى‏

فصل اول: مبانى سياست اسلامى‏

بعد از مشخص شدن تعريف سياست اسلامى كه به معنى «اتخاذ تدابيرى براى اداره‏ى جامعه‏ى انسانى و هدايت آن به سوى تعالى» است، در اين فصل قصد داريم مبانى سياست اسلامى را بررسى كنيم.
مراد از مبانى، جهان‏بينى يا نوع فهم از انسان و جهان در استنباط مسائل اجتماعى و سياسى است كه نقشى اساسى بازى مى‏كند. به عبارت ديگر، در تعريف سياست اسلامى ما به دو واژه‏ ى مهم برمى‏خوريم: جامعه و انسان.


در اين بخش می‏خواهيم به بررسی ديدگاه مكتب سياسی اسلام (كه يك مكتب هدايت‏گر است) درباره‏ی جهان، انسان و جامعه بپردازيم؛ به عبارت ديگر، نوع برداشت و طرز تفكر سياست اسلامی نسبت به هستی جهان، انسان و جامعه چگونه است؟
پاسخ به اين سؤال، ما را به چگونگی استنباط از مسائل سياسی- اجتماعی راهنمايی خواهد كرد.

الف) مبانی هستی‏ شناختی‏

در جهان‏بينی توحيدی، جهان از يك مشيت حكيمانه پديد آمده است و نظام هستی نيز بر اساس خير، جود، رحمت و رساندن موجودات به كمالات شايسته‏ی آنها استوار شده است. جهان‏بينی توحيدی، جهانی را تصوير می‏كند كه تك‏قطبی و تك‏محوری است و ماهيتی از اويی «انّاللّه» و به سوی اويی «انّا اليه راجعون» دارد. نظام موجود، نظامی احسن و اكمل است و موجودات جهان با نظامی هماهنگ به يك سو و به طرف يك مركز تكامل در حركتند. آفرينش هيچ‏ موجودی عبث، بيهوده و بدون هدف نيست؛ چرا كه خداوند عادل و حكيم است و افعال او همگی خوب و پسنديده و مشتمل بر مصلحت و حكمت می‏باشد.
از مهمترين خصوصيات هستی می‏توان به موارد زير اشاره كرد:
1) غرض از آفرينش هستی، مصلحت و منفعتی است كه انسان‏ها بايد بدان نايل آيند و اين مصالح يا در حوزه‏ی زندگی دنيوی و يا در احوال معاد و آخرت آنان است. پس هستی انسان‏ها دو چهره دارد؛ يك چهره‏ی آن اين سويی، خاكی و دنيوی است و چهره‏ی ديگرش الهی، اخروی و آن سويی است.
2) نظام موجود، نظام احسن و اكمل است؛ جهان به عدل و به حق برپاست.
3) هدف‏های حكيمانه در خلقت جهان و انسان در كار است و هيچ چيزی نابجا و خالی از حكمت و فايده آفريده نشده است.
4) در اين نظام، خداوند با هدايت پيامبران و اوليای معصوم (ع) ضررها را از زندگی انسان دفع و منافع را برای او حاصل می‏گرداند و امر مبدأ و معاد آنان را سامان می‏دهد.

ب) مبانی انسان‏شناختی‏

از ديدگاه سياست اسلامی، ماهيت انسان همان هسته‏ی باطنی او است كه «فطرت» ناميده می‏شود و نقشی اصلی و محوری در تنظيم حيات انسانی و به‏كارگيری قوای عقلانی و تجربی و استمداد از كلام وحيانی ايفا می‏كند. فطرت به عنوان جوهره‏ی انسان، اصول و ارزش‏های انسانی را به صورت ثابت و پايدار در طول زمان حفظ می‏كند و با گستردگی همه‏جانبه‏اش، دغدغه و مخاطره‏ی انسان را نسبت به جوانب شناخته شده و ناشناخته‏ ی دنيوی، اخروی، محدود و نامحدود حياتش، همواره زنده نگه می‏دارد.
از نظر اسلام، انسان دارای ويژگی‏های زير است:
1) انسان «چند بعدی» است و می‏كوشد در كنار توجه به امور مادی و اين جهانی، ارزش و اهميت امور متعالی را پاس داشته و از آن غافل نشود. «1»
2) انسان تلاش می‏كند تا تمامی كنش‏ای خود را در پرتو لذت‏های متعالی تفسير كند. «2»
3) انسان طالب رشد و كمال است و نمونه‏ی اعلی و برجسته‏ی خود را «انسان كامل» می‏داند؛ انسانی كه به بالاترين حد بروز استعدادهای فطری الهی دست يافته و از ابعادی همه جانبه و همسو با هم برخوردار است.
4) انسان در ميان موجودات شرافت و كرامت مخصوصی داشته و وظيفه و رسالت خاصی بر دوش دارد. او مسئول تكميل و تربيت خود و اصلاح جامعه‏ی خويش است. جهان مدرسه‏ی انسان است و خداوند به هر انسانی بر اساس نيت و كوشش صحيح و درستش، پاداش می‏دهد.

ج) مبانی جامعه‏ شناختی‏

بحث درباره‏ی ماهيت و ابعاد انسان مطلوب، بدون بحث درباره‏ی جامعه‏ی انسانی مطلوب كامل نمی‏شود. پاسخ به سؤال‏هايی مانند اين كه آيا انسان مطلوب بدون جامعه‏ی انسانی مطلوب، تحقق عينی و خارجی می‏يابد؟ و آيا انسان مطلوب در جامعه‏ی نامطلوب، امكان رشد دارد؟ و آيا جامعه‏ی مطلوب با تكيه بر انسان‏های نامطلوب، قابل تحقق است و ... كه سؤال اكثر افراد جامعه‏ است، هميشه مورد توجه بوده است. بدين لحاظ، افراد نادری كه در هر شرايط و وضعيت اجتماعی، با خروج از مدار حركت عمومی جامعه، راه خود را جدا كرده و از روند جامعه ‏پذيری عمومی فاصل گرفته‏ اند، در تبيين رابطه‏ی مذكور مد نظر قرار نمی‏گيرند. هويت اين گونه افراد صرفا با فرديت خارج از مدار اجتماعی معنا و مفهوم می‏يابد و كنش‏هايشان نيز در قالب رفتارهايی ويژه مانند زهد افراطی و اخلاق انزواگرايانه و مكان و زمان گزينی بر خلاف عامه‏ی مردم، امری فردی و بدون بازتاب‏های اجتماعی است.
جامعه به عنوان كلّ مركّب از افراد، هويت و ماهيتی متناسب با افراد كسب می‏كند و صرف‏نظر از مختصات زمانی و جغرافيای فرد فرد انسان‏ها، ماهيت و هويت شايع و همگانی افراد است كه در فرايندی پيچيده در اجتماع انسانی به هم گره می‏خورد و ماهيت جامعه‏ی انسانی را شكل می‏دهد. «3» از اين رو، هر تبيينی از ماهيت انسان مستقيما در تبيين ماهيت جامعه تأثير می‏گذارد و ماهيت جامعه را متناسب و متناظر با ماهيت تبيين شده برای افراد به تصوير می‏كشد.
در نگرش اسلامی، از آنجا كه هر فرد به سوی توسعه‏ی جنبه‏های فطری خود بيش از هر امر ديگری گام برمی‏دارد، هويت و ماهيت جامعه‏ی اسلامی بر مبنای دو عنصر «هدايت» و «عدالت» شكل می‏گيرد و همين دو عنصر است كه روح اصلی جامعه‏ی اسلامی را می‏سازد و رفتار اجتماعی انسان‏ها را سامان می‏دهد. قرآن كريم پس از تأكيد بر فطرت فرد انسان‏ها، غرض از فرستادن پيامبران، خصوصا آخرين پيامبر الهی، را ايجاد جامعه‏ای «هدايت طلب» و «قسط طلب» معرفی می‏كند و هدايت اجتماعی را حول محور امامت و رهبری عادلانه، بارها و بارها مورد تأكيد قرار می‏دهد. قرآن كريم می‏فرمايد:
 «لقد ارسلنا رسلنا بالبينات و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط» به تحقيق پيامبران را با نشانه‏ ها و آيات روشن فرستاديم و با ايشان كتاب آسمانی و ميزان فرو فرستاديم تا مردم قيام به قسط و عدل كنند. «4»
پس جامعه در تفسير اسلامی دارای ويژگی‏های زير است:
1) جامعه آرمان‏گرا و هدفمند است و به آرمان‏هايی قدسی و فراهادی اعتقاد می‏ورزد و همواره در راه رسيدن به اين آرمان‏ها، مجاهدت می‏كند. از نظر قرآن، بالاترين آرمان‏ها، حركت و قيام در راه خدا و اجرای فرامين الهی است:
 «قل انما اعظم بواحدة ان تقوموا للّه مثني و فرادي» بگو ای پيامبر به درستی كه من شما را به يك امر فرا می‏خوانم؛ اين كه در راه فرامين خدا به صورت فردی و جمعی قيام كنيد. «5»
در اين جامعه، هدايت يعنی به سوی آرمان حركت كردن و فرامين الهی را برای رسيدن به لبّ، مغز و منزل نهايی عمل نمودن و شرايط را برای گام نهادن همه‏ ی انسان‏ها در اين مسير، البته با اختيار و انتخاب خود، فراهم نمودن.
2) جامعه در جست‏وجوی مشخصه‏های رشد و كمال است و مسير حركت خود را به سوی تكامل اجتماعی انتخاب می‏كند. اين تكامل در پرتو آموزه‏ای دينی شاخص‏گذاری می‏شود و با تكيه بر آن، مراحل رشد و كمال بخش‏های مختلف جامعه، و در نهايت كل جامعه، طبقه بندی می‏گردد. در كنار توانايی‏ های‏ مادی و استعدادهای مديريتی اين جهانی، ارزش‏های دينی جايگاه بسيار مهمی و بلكه در اولويت اول، طبقه ‏بندی مزبور دارند. «6»
3) جامعه عقلانيت و تجربه را در خدمت آرمان‏ها و ارزش‏ها و مسير همه جانبه‏ ی اجتماعی انسان‏ها قرار می‏دهد. اين عقلانيت و تجربه، تنظيم‏كننده‏ی سازوكار حيات اين جهانی، اعم از كار، معاش، تفريح و ديگر شؤون اجتماعی لازم است؛ به طوری كه در مجموع می‏تواند مسير حركت اجتماعی را به سوی اهداف قدسی و اخروی جهت‏گيری كند.
4) جامعه به دليل جست‏وجوی مسير هدايت اجتماعی، همواره خود را نيازمند رهبران هدايت‏گر می‏بيند و از الگوها و اسوه ‏ها پيروی می‏كند. اين پيروی از الگوها، نه تنها تقليد كوركورانه نيست، بلكه طی طريق در پرتو نور آن كسانی است كه خود يا مجاهدت‏های بسيار، روشن‏گر راه اجتماع شده‏ اند.
5) جامعه ديوان‏سالاری اجتمايع و نهادهای رسمی و استقراريافته را صرفا در خدمت‏گزاری برای سامان دادن به بخشی از رفتارهای اجتماعی انسان‏ها می‏پذيرد و هرگز جايگاهی اصيل و برتر برای آنها قايل نمی‏شود. در جامعه‏ی اسلامی، بخش بزرگ زندگی اجتماعی انسان‏ها تحت تأثير بينش و فرهنگ دينی ساخته می‏شود و اگر نوسازی و تجديد نظری هم لازم باشد، نوسازی مزبور هم، مسيری متأثر از قوانين نانوشته‏ی فرهنگ اسلامی را طی می‏كند.
6) جامعه، مقاومت و ايستادگی و جهاد در راه ارزش‏ها و آرمان‏های انسانی و دينی را يك اصل هميشگی و دايمی برمی‏شمارد و همواره عرصه‏ی نزاع حق و باطل و عزّ و ذلت است و لحظه‏ای از آن غافل نمی‏شود.

جمع‏بندی‏

مراد از مبانی، جهان‏بينی با نوع فهم از انسان و جهان است. مكتب سياسی اسلام چون يك مكتب هدايت‏گر است، راجع به جهان، انسان و جامعه، ديدگاه خاصی دارد؛ بنابراين از نظر اسلام، جهان از يك مشيت جكيمانه پديد آمده است و نظام هستی بر اساس خير و رحمت و رساندن موجودات به كمالات شايسته استوار است و ماهيت هستی از اويی «انّا للّه» و به سوی اويی «انّا اليه راجعون» می‏باشد. از طرف ديگر، ماهيت انسان بنا بر فطرتی كه دارد، نقش محوری در تنظيم حيات جامعه به عهده دارد. انسان موجودی چند بعدی است كه در كنار توجه به امور مادی و اين جهانی، ارزش و اهميت امور متعالی را پاس می‏دارد و از آن غافل نمی‏شود. اين انسان طالب رشد و كمال است و نسبت به موجودات ديگر شرافت و كرامت دارد. از نظر جامعه نيز به عنوان يك كلّ مركّب از افراد، هويت و ماهيتی متناسب با اشخاص كسب می‏نمايد. به عبارت ديگر، هويت و ماهيت جامعه‏ی اسلامی بر مبنای دو عنصر هدايت و عدالت شكل می‏گيرد كه همين دو عنصر، روح اصلی جامعه‏ی اسلامی را می‏سازند.

پی نوشت ها


 (1). مطهری، مرتضی، انسان كامل، ص 38.
 (2). ابن سينا، الاشارات و التنبيهات، ج دوم، خط 8، ص 87.
 (3). فروغی، محمد علی، سير حكمت در اروپا، ج 3، ص 63- 60.
 (4). سوره حديد، 25.
 (5). سوره سبا، 46.
 (6). مطهری، مرتضی، تكامل اجتماعی انسان، ص 108، 74.

 

بازدید 2203 بار

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب