ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالدرآمدي بر نظام سیاسی اسلامفصل پنجم: امام و رهبری

فصل پنجم: امام و رهبری

منتشرشده در درآمدي بر نظام سیاسی اسلام دوشنبه, 04 شهریور 1392 18:55
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

فصل پنجم امام و رهبري

مروري بر ابعاد شخصيتي و مديريتي حضرت امام خميني (ره)

عليرضا محمدي

حضرت امام خميني(ره) پـس از انبياء بزرگ الهي و معـصومان (ع)، از کم نظيرترين و ممتازترين شخصيت هاي تاريخ بشريت است كه با انديشه هاي بلند الهي  و تلاش هاي صادقانة خويش مسير تاريخ را دگرگون كرده و سر منشاء تحولات عظيمي‌در ايران و جهان گرديد.

 

جامعيت علمي

امام خميني( ره)  فيلسوفي الهي، عارفي رباني، فقيهي اصولي و مرجع تقليد مردم و در عين حال رهبر انقلاب اسلامي و بنيانگذار جمهوري اسلامي در ايران بود. امام به خاطر استعداد، شايستگي ها و موهبت هاي بي کران الهي به فراگيري بسياري از معارف و علوم اسلامي پرداخت و در آن ها تخصص ويژه و مهارت کامل پيدا کرد.

دو ويژگي برجسته در مورد مطالعات و تحصيلات امام در خور توجه است ؛ يکي از آنها جامعيت علمي و تنوع دروس مورد تحصيل ايشان است ؛ بدين بيان که او ضمن تحصيل دروس فقهي متعارف , به آموختن و مطالعه متون عرفاني , کلامي , سياسي , ادبي , نجومي و هيئت جديد و قديم پرداخته و  با مباني فلسفه غرب آشنا و با مباحث فلسفه اسلامي تسلط كامل داشت. امام پويايي فقه و اصول را لازمه نگرش اجتهادي مي‌دانست و معتقد بود كه عنصر زمان و مكان نقشي بس تعيين كننده در اجتهاد دارند .

جامعيت علمي امام را مي توان در آثار علمي بر جاي مانده از ايشان به نيکي مشاهده کرد که اغلب در سنين جواني به نگارش در آمده اند ؛ نظير شرح دعاي سحر, مصباح الهدايه الي الخلافه و الولايه ، و همچنين سر الصلوه , چهل حديث , حديث جنود عقل و جهل ، المکاسب , الطهاره , الرسائل , البيع ، تحرير الوسيله  کشف الاسرار  و حکومت اسلامي و ولايت فقيه و ... .   

حضرت امام در قلمرو فلسفه و حکمت و عرفان نيز، بسيار زبردست، نيرومند، صاحب مبنا و متخصص بود .  و اين جامعيت علمي و بينش فلسفي امام و تبحر در آن باعث پيچيدگي هرچه بيشتر ذهن وي شده و ايشان را از ساده انديشي ها مصون مي داشت. برخورد صحيح امام با مسايل بغرنج سياسي در طول مبارزه و عدم ارتكاب اشتباهات فاحش از جانب ايشان ، علاوه بر تأييدات الهي  از اين ويژگي امام نشات مي گرفت .

حضرت امام طي سالهاي طولاني در حوزه علميه قم به تدريس چندين دوره فقه ، اصول ، فلسفه ، عرفان و اخلاق اسلامي همت گماشت . و از بركات سال ها تدريس ايشان تربيت صدها و بلكه به اعتبار مدت طولاني- هزاران عالم و فرزانه اي بوده است كه هر يك روشني بخش حوزه هاي  علميه و راهبر مصادر امور انقلاب و نظام جمهوري اسلامي بشمار مي روند.

ويژگي برجسته ديگر حضرت امام  , سخت کوشي و تلاش امام در مطالعه و تدريس است . براي مثال , دختر ايشان در اين زمينه مي گويد : «مطالعه ايشان بسيار زياد بود ؛ به گونه اي که وقتي وارد اتاق مي شدم , مي ديدم در کتاب گم شده است . ايشان مي نشست و يک ميز جلويش و پيرامون او نيز به بلندي يک متر کتاب بود .»  

بعد عرفاني

آنچه حضرت امام را به عنوان رهبري ممتاز و بي نظير کرده بود ، مجموعه اي از ويژگي هاي فردي، اجتماعي سياسي و عرفاني ايشان بود . او تربيت و تزكيه را مقدم بر تعليم و آموزش مي‌ديد و معتقد بود كه دانش با همه شرافتش آنگاه كه توأم با تزكيه نفس نباشد همچون ابزاري در خدمت هدف‌هاي شيطاني به كار گرفته خواهد شد. امام موحدي بود كه با اتصال به خداوند متعال ديگر قدرت ها را خُرد مي ديد و از اين بابت هيچ نگراني به خود راه نمي داد .

عرفان امام خميني، مبتني بر آيات قرآني، احاديث بزرگان دين و آموخته‌هاي عمل اولياي خدا و در چارچوب شرع مطهر اسلام بود ؛ ايشان با تصوف منفي كه دين وآيين را ذكر و ورد منحصر كرده و پرهيز از انجام مسووليت‌هاي سياسي و اجتماعي را ترويج نمايد به شدت مخالف بود.

ايشان در زندگي فردي از جواني به سير و سلوک معنوي و جهاد اکبر پرداخته بود و پس از اين مراحل وارد صحنه سياسي گرديد.  و بر اين اساس خلوص امام در جميع جهات عامل كمك ها و راهنماييهاي خداوند متعال در مقاطع حساس بود و اين امر باعث مي گرديد صحيح ترين تصميمات سياسي را در حساسترين مقاطع اتخاذ نمايد.

بعد اخلاقي و رفتاري

ويژگي هاي عرفاني ، کمالات روحي  و علمي حضرت امام در زندگي فردي و اجتماعي و سياسي وي تاثيرات به سزائي نهاده بود . جالبترين ويژگي زندگي شخصي امام ، صميميت و رفتار با اطرافيان از موضعي برابر- در مقابل رابطه خشک و اقتداري- است ايشان نگاه حقارت آميز به بندگان خدا و ناچيز شمردن اعمال مردم را از مظاهر عجب و باعث هلاکت انسان مي دانست  و خود نيز در برخورد با انسان ها و حتي کودکان ، به کرامت انساني آنها احترام بسيار مي نهاد.

امام هيچ گاه از کسي تقاضاي شخصي نمي کرد و از محول کردن انجام امور خود به ديگران نيز خود داري مي نمود. در تمام مدت تدريس ، در برابر شاگردان دو زانو و مودب مي نشست.  در سلام گفتن بر همه سبقت مي گرفت و پيش از نشستن همسر بر سفره ، هرگز دست به غذا نمي برد. 

رعايت حقوق ديگران نيز در همه برخوردهاي امام ديده مي شد ؛ به آشپز منزل خود تأکيد مي کرد مبادا به دليل انتساب به ايشان ، مردمي که در صف نانوايي ايستاده اند ، نوبت خود را هرچند داوطلبانه به او واگذار کنند.

حداکثر وسواس را به خرج مي داد تا از همه ساکنان خانه هايي که در جماران به دليل سکونت ايشان تخليه شده بود ، رضايت بگيرد .  ساعات بچه داري شبانه را با همسر خود تقسيم مي کرد . هنگام برخاستن براي نماز شب ، از چراغ قوه استفاده مي کرد تا مبادا با روشن کردن چراغ اتاق موجب مزاحمت براي ديگران شود.

ساده زيستي

از ديگر ويژگي‌هاي مهم حضرت امام  ساده زيستي ايشان بود ؛ يكي از بهترين راهكارهاي مبارزه با استكبار و ابرقدرت‌ها را «ساده زيستن» مي‌دانستند به طوري كه مي‌فرمودند: «اگر بخواهيد بي‌خوف و هراس در مقابل باطل بايستيد و از حق دفاع كنيد و ابر قدرتان و سلاح‌هاي پيشرفته آنان و شياطين و توطئه‌هاي آنان در روح شما اثر نگذارد و شما را از ميدان بدر نكند، خود را به «ساده زيستن» عادت دهيد و از تعلق قلب به مال و منال و جاه و مقام بپرهيزيد... چرا كه با زندگاني اشرافي و مصرفي نمي‌توان ارزش‌هاي انساني و اسلامي را حفظ كرد».

ساده زيستي و قناعت امام در ايجاد جاذبه ميان طلبه ها و ساير اقشار نقش بسزايي داشت . براي مثال او در حالي زمستان را به سر مي برد که ديوار يکي از اتاق هاي خانه اش خراب شده و خانواده اش همچنان در آن خانه زندگي مي کردند ؛ در زمان جنگ گاه در خانه اش پودر رختشويي پيدا نمي شد ، به اين دليل که پودر کوپني خريداري شده تمام شده و هنوز کوپن بعدي را اعلام نکرده بودند ؛ هنگامي که براي ورود با ايران ، ستاد استقبال از ايشان برنامه چراغاني و فرش کردن فرودگاه را تنظيم مي کرد ، به مجرد اطلاع از آن با همان قاطعيت و صراحت خاص خود اعتراض کرد « به آقايان بگو مگر مي خواهند كورش را وارد ايران كنند؟ ابداً اين كارها لازم نيست.

يك طلبه از ايران خارج شده و همان طلبه به ايران باز مي گردد، من مي خواهم در ميان امتم باشم و همراه آنان بروم ولو پايمال بشوم».  با وجود گرماي طاقت فرساي نجف ، اجازه نمي داد حتي براي نماز ، کولر و پنکه بخرند .  

حضرت امام (ره)در طول دوران پس از انقلاب نيز همواره توجه مسوولان را به فرهنگ «ساده زيستي» جلب نموده و مي فرمودند: «آن روزي كه دولت ما توجه به كاخ پيدا كرد، آن روز است كه بايد ما فاتحه دولت و ملت را بخوانيم ... آن روزي كه مجلسيان خوي كاخ‌نشيني پيدا كنند، ...

آن روزي كه توجه اهل علم به دنيا شد و توجه به اين شد كه خانه داشته باشند چه‌طور و زرق و برق دنيا خداي نخواسته در آنها تاثير بكند، آن روز است كه بايد ما فاتحه اسلام را بخوانيم... آن روزي كه زرق و برق دنيا پيدا شود و شيطان در بين ما راه پيدا كند و راهنماي ما شيطان باشد، آن روز است كه ابرقدرت‌ها مي‌توانند در ما تأثير كنند و كشور ما را به تباهي بكشند...».

نظم و انضباط

خصوصيت ديگر امام كه لازمه رهبري و مديريت در هر سطحي مي باشد نظم و انضباط در امور است. حضرت امام در رعايت نظم و انجام منظم برنامه ها به گونه اي عمل مي كرد كه نزديكان از طريق انجام هر برنامه توسط ايشان زمان را تشخيص مي دادند.معروف است که ايشان ثانيه ها را نيز رعايت مي کرد. 

آنان مي دانستند كه امام هر كاري را در چه ساعتي انجام مي دهند و از اين طريق وقت را مشخص مي كردند.  رعايت نظم هم در كارهاي سياسي و اجتماعي و هم در مسايل عبادي و حتي ورزشي امام وجود داشت.

اقامه منظم نماز شب و پياده روي روزانه براي مدت پنجاه سال بدون هيچگونه تغيير شاهد اين مدعاست. يکي از همراهان ايشان مي گويد : ساعات شب و روز امام چنان تقسيم بندي شده بود که ما مي توانستيم بي آنکه امام را ببينيم ، بگوييم مشغول چه کاري است .

انديشه و سيره سياسي

انديشه و سيره سياسي امام ، مبتني بر اصول مستحکمي نظير جهان بيني توحيدي ، وحي الهي ، سنت و سيره معصومين (ع) ، پيوند دين و سياست ، اجتهاد ، عقلانيت ديني ، توجه به مقتضيات زمان و مکان و لزوم تأمين مصالح جامعه اسلامي و ساير مؤلفه هاي فقه غني اسلامي است .

در انديشه امام«دين» خاستگاه و منشأ نظام سياسي اسلام است و كليه برنامه ها و مباحث سياسي اسلام بر مبناي قوانين و احكام ديني پايه ريزي شده است .  ايشان فقه را تئوري واقعي و كامل اداره انسان، از گهواره تا گور مي‌دانست و برهمين اساس نظريه «تشكيل حكومت اسلامي بر اساس ولايت فقيه در زمان غيبت» را مطرح و براي تحقق آن سال‌ها مجاهده كرد.

امام خميني، انقلاب اسلامي را بارزترين مصداق «قيام لله» مي دانست و حرکت الهي- سياسي خويش را به آيه مباركه « قُلْ إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَي وَفُرَادَي»  مستند مي نمود . و درست سي و چهار سال قبل از پيروزي نهضت در نخستين اطلاعيه سياسي خود، علماي دين را به آن فرا خوانده بود.

مهم ترين دستاورد اين قيام، حكومت ديني بود كه در سال ۱۳۵۸ بنا به پيشنهاد امام خميني و نيز حمايت مردم، در قالب جمهوري اسلامي تبلور يافته بود. از اين رو، امام خميني در فرداي پيروزي انقلاب كه به عقيده ايشان مفاد آيه مذكوره تحقق يافته بود، بلافاصله آيه شريفه «فاستقم كما امرت و من تاب معك»  را تلاوت مي كند و حفظ جمهوري اسلامي را به استقامت، نلرزيدن و صحنه را در نيمه راه ترك نكردن تاويل مي برد.

امام استراتژي مديريتي خويش را با الهام از تکليف گرايي قرآن و سيدالشهداء(ع) اتخاذ کرده و توجيه قواعد عرفي «نادرستي مبارزه اقليت در برابر اکثريت» را به شدت رد مي کردند. در دوران قبل از انقلاب در مقابل ديدگاه غالب مبارزه مسلحانه با رژيم ، استراتژي ايشان آگاهي دادن به توده هاي مسلمان و خيزش عمومي و يكپارچه بود. امام بخوبي مي دانست كه اگر آگاهي هاي اسلامي و سياسي مردم بالا برود آنان خود كار را تمام خواهند كرد.

ايشان با انتخاب اين روش و اعتماد به وعده هاي الهي و عليرغم انتقادهاي تمامي انقلابيون آن زمان مبارزه را ادامه داد تا پيروزي را براي ملت مسلمان ايران به ارمغان آورد.

استقلال امام و امتياز و تفاوتي كه در انديشه وعمل نسبت به ديگر رهبران انقلابي و رجال سياسي داشت، در واقع، برخاسته از شناخت او نسبت به اسلام و ايمان وي به حقانيت و كارآئي اين مكتب بود. او در اسلام ذوب شده بود و درنتيجه همان استقلال و تشخص و تفردي كه دراسلام به عنوان يك دين و مكتب، وجود دارد در وجود او نيز متجلي شده بود.

آنچه براي او اصل بود مخالفت با ديگران نبود، بلكه وفاداري به اسلام وموافقت و متابعت از اصول و ارزشها و آرمانهاي اسلام براي او اصل بود و اگر در اين وفاداري و متابعت، بعضي آراء او با آراء ديگران موافق مي افتاد باكي نداشت، چنانكه اگر مخالف هم مي افتاد هيچ گونه وحشتي از اين حيث به دل راه نمي داد.  

دانشگاه

حضرت امام در کنار اهتمام جدي به حوزه هاي علميه  همواره در انديشه و سياسي خويش نقش مهمي براي دانشگاه و دانشگاهيان قائل بودند ؛ ايشان در بيانات متعدد خويش با عبارات گوناگون اين مطلب را متذكر شده اند كه «دانشگاه، مبداءِ همه تحولات است» ؛ « مقدرات اين مملكت ، دست اين دانشگاهي هاست . » ، و « از دانشگاه [است كه] بايد سرنوشت يك ملت تعيين شود».

دانشگاه از ديدگاه امام خميني(ره) آنقدر اهميت دارد كه اگر نقش واقعي خود را نداشته باشد، همه چيز مملكت ازدست خواهد رفت. ايشان در جمله اي اين اهميت را گوشزد كرده اند: «اگر دانشگاه را ما سست بگيريم و از دست برود، همه چيزمان از دستمان رفته است .»

بنابراين، مي توان نتيجه گرفت كه دانشگاه هم منشاءِ دردها و فسادهاي موجود و هم منشاءِ اصلاح كشور است و بسته به اينكه دانشگاهها، استادان و دانشجويان چه جهت گيريهايي داشته باشند، ثمرات آن نيز مشخص خواهد شد.

امام خميني (ره) مي فرمايند: « دانشگاه خوب، يك ملت را سعادتمند مي كند و دانشگاه غيراسلامي، دانشگاه بد، يك ملت را عقب مي زند» و در جاي ديگر مي فرمايند: «وابستگي يا استقلال، در قيد و بند بودن و اختناق يا آزادي، تابع تربيتهاي دانشگاهي است.» پس اگر متولّيان دانشگاه افرادي خوب و صالح باشند، نسلهاي حاضر و آينده درست تربيت مي شوند و اگر افراد غيرصالح باشند، اين نسلها نيز غيرصالح تربيت خواهند شد.

از اين جهت است كه امام مي فرمايند: « دانشگاه است كه امور كشور را اداره مي كند و دانشگاه است كه نسل هاي آينده و حاضر را تربيت مي كند. و اگر چنانچه دانشگاه در اختيار چپاولگرهاي شرق و غرب باشد، كشور در اختيار آنهاست .» و براي اين مقدرات و تحولات کشور در مسير صلاح صورت پذيرد ، ايشان تنها راه را اسلامي شدن دانشگاهها مي دانند.

رهبري و مديريت

امام با تمسک به ايمان قوي الهي و تمسک به سيره ائمه معصومين (ع) عناصر و شالوده هاي مديريتي را به کار گرفته و از اين اصول هرگز غفلت نمي ورزيد ؛  موضوع برنامه ريزي، براي امام بسيار مهم است و در كار پيشبرد اهداف و تحقّق آرمانهاي خود، بي ترديد برنامه اي حساب شده را در پيش داشت.

مطالعه حركت مبارزاتي امام، از آغاز تا فرجام، نشان مي دهد كه وي به روند جريان نهضت كاملاً احاطه داشت. در آغاز به نقد دولتهاي جائر و سپس متوجّه عناصر اصلي رژيم گذشته و حتي عوامل خارجي آنها مي شود. به تربيت و تعليم كادر لازم براي آينده مي پردازد و آنان را در صحنه علم و عمل، كار آزموده مي سازد. با تدوين نظريه ولايت فقيه، مباني نظري برنامه و حركت خويش را به جامعه علمي و اسلامي ارائه مي دهد.

و در مرحله بعد، نيروها و امكانات را شناسايي كرده و با تناسب قدرت و توانشان مسؤوليت را به آنان واگذار نموده و نيروهاي انقلابي را سازمان مي بخشد. در كار گزينش نيروها و تفويض اختيار به آنان، دقيق ترين ملاكها را به كار مي گيرد.

بر اطرافيان خويش شديدترين نظارت ها را به كار مي گرفت ؛ اگر اندكي در خرج بيت المال، از خواست وي تجاوز مي كردند، از آنان باز خواست مي نمود. هر گز به آنان اجازه نمي داد كه براي حمايت از او، در قبال بد گويان، دهان به بدگويي و غيبت باز كنند. نظارت او بر كار مسؤولان نظام، پس از تشكيل حكومت، از فردي در شرايط سني و توان جسمي او، كاري شگفت و اعجاب انگيز بود ؛ آنچنان در جريان مسائل حضور داشت كه بارها و بارها، ديگران به هنگام گزارش تازه ترين خبرهاي خود به ايشان، در مي يافتند كه وي قبلاً خبر را دريافت كرده است.

مديريت بحران

پس از پيروزي انقلاب اسلامي شاهد بحران ها و تهديدات بسيارخطرناکي مي باشيم که امام با هوشمندي و اعتماد به نفس و با استعانت از قدرت بي منتهاي الهي و با پشتيباني مردم متدين موفق به اداره اين بحرانها گرديد.

از قبيل ؛  بحران هاي قومي و منطقه اي ، اشغال سفارت آمريکا در تهران ، انقلاب فرهنگي ، عزل اولين رئيس جمهور ، جنگ مسلحانه گروههاي مخالف ، ترورهاي بعد از انقلاب و طراحي کودتا عليه انقلاب ، وقوع جنگ تحميلي هشت ساله -که داراي ابعاد بين المللي بود- و وقايعي همچون کشتار حجاج ايراني در مراسم برائت از مشرکين ، قتل عام فجيع مردم حلبچه در جريان بمباران شيميايي اين شهر ( از سوي هواپيماهاي عراقي) ، کشتار بيگناهان در بمباران هاي وسيع  مناطق مسکوني ، حضور ناوگان هاي دريايي آمريکا ، و اروپا در خليج فارس در حمايت از صدام ، هدف قرار دادن هواپيماهاي مسافربري ايران بر فراز خليج فارس به وسيله نيروهاي نظامي آمريکا و سرانجام در داخل نيز عزل قائم مقام رهبري و بازنگري قانون اساسي ، از ديگر مسائلي است که نماينگر درايت و توانايي حضرت امام خميني در قبال مسائل پيچيده و بحران هاي مختلف است .

با مروري اجمالي بر تحولات سياسي و حياتي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، مي توان دو خصلت در شيوه رهبري امام ، به خوبي مشاهده كرد ؛ در واقع مديريت صحيح، تدّبر، بهره گيري از نظرات مشورتي بزرگان انقلاب و از همه مهم تر شجاعت بود. ايشان در زماني كه مي بايست با تأسيس نهادها و ارگان هاي سازمان بخش، از هرج و مرج طبيعي پس از هر انقلابي جلوگيري مي كرد، با تأسيس نهادهايي چون شوراي انقلاب، كميته هاي انقلاب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامي، دادگاه هاي انقلاب و...، در اين جهت اقدام كرد.

هنگامي كه مي بايست براي تثبيت جمهوري اسلامي ايران بر تصويب قانون اساسي ، برگزاري انتخابات رياست جمهوري و مجلس، اصرار مي ورزيد، در همين راستا عمل كرد.

در زماني كه هر گونه اختلاف و چندگانگي در ميان مسئولين كشور، آفتي در راه تحكيم انقلاب اسلامي به شمار مي آمد، به محض بروز اختلافات، مسئولين و گروه هاي سياسي رابه «وحدت كلمه» دعوت مي نمود. نمونه بني صدر نيز از جمله مواردي است كه امام خميني در زمان خاص خود، به بهترين شكل عمل كرد.

در جايي كه بني صدر توانست رأي اول را در انتخابات رياست جمهوري بدست آورد، حكم او را در بيمارستان تنفيذ كرد و در عين حال به او تذكر داد تا ما بين قبل و بعد از رياست جمهوري ، در اخلاق روحي اش تفاوتي ايجاد نشود.

در هنگامي كه بني صدر، حجت الاسلام سيد احمد خميني را براي پست نخست وزيري برگزيد، با اين مسأله مخالفت كرد و در نهايت هنگامي كه از اهداف اصلي انقلاب اسلامي دور شد و مجلس نيز رأي به عدم كفايت سياسي او داد، بني صدر را از رياست جمهوري اسلامي ايران، عزل كرد.  

نمونه ديگر آغاز تهاجم نظامي عراق عليه ايران است . حمله 31شهريور 59 برق آسا بود و نفس را در بسياري سينه ها حبس مي کرد. حتي برخي دولتمردان آن روز کشور هم نشانه هايي از نا اميدي را در گفته ها و لحن شان بروز مي دادند. در آن برهه خطير بود که صفحه هاي تلويزيون سيماي نوراني، آرام و متبسم امام(ره) را نشان دادند؛ آرامش امام از ميان کلمات ساده و صميمي اش به قلوب تک تک مردم ايران جاري شد: «چيزي نيست... ديوانه اي آمده سنگي انداخته و رفته... در جنگ جوهره آدم ها معلوم مي شود...»

همين طمانينه و آرامش بود که جنگ هشت ساله تحميلي را به حماسه اي باشکوه و الگوساز براي ملت هاي مسلمان و نيز کارگاهي عظيم براي ساخته شدن کادرهاي مديريت اجتماعي و پيشرفت هاي شگرف علمي و تکنولوژيک تبديل ساخت. آن روز در ذهن مغرور صدام و حاميانش چنين مي گذشت که کار انقلاب اسلامي به سه روزي، هفته اي و يا حداکثر يک ماهي پايان مي پذيرد . اما امام بود که از سرنوشت شوم صدام خبر و حذر مي داد و آينده را از آن انقلاب رهايي بخش اسلامي، مسلمانان بپاخاسته و مستضعفان جهان معرفي مي کرد:«اگر باور کنيم، مي توانيم.»

قاطعيت و شجاعت

شجاعت ، بي باکي و قاطعيت امام ويژگي ديگر سيره سياسي وي بود .شجاعت امام به حدي است که آن روز كه همه از بردن نام شاه، بدون آوردن پيشوند اعليحضرت همايوني وحشت داشتند، او قيام كرد و با شديدترين لحن ممكن، نيرومندترين عنصر مستكبر جامعه خويش را مخاطب ساخت و گفت : « تو مگر بهائي هستي كه من بگويم كافر است بيرونت كنند... » و آن روز كه برخي مدعيان در خانه هايشان بر خود مي لرزيدند و در آرزوي تفاهم و عدم ستيز با دشمن بودند، او فرياد بر آورد: «خميني را اگر دار بزنند، تفاهم نخواهد كرد. »  امام به هنگام تبعيد و در اوج خفقان رژيم شاه ، به علما نويد مي داد و از آنها مي خواست به بهانه معلوم نبودن نتايج قابل پيش بيني ، دست از مبارزه و آگاهي بخشي بر ندارد . 

بدين گونه برخورد قاطع ايشان با مسائل و عدم سازش و گذشت در راه تحقق اهداف مبارزه ، تلاش بسياري از ليبرال ها و ميانه روها را براي وادار کردن امام به اتخاذ سياست معتدل تر و به اصطلاح گام به گام آنگونه که مهندس بازرگان مي گفت ، خنثي نمود.  

موقعيت شناسي و درايت

همين روحيه و استقلال باعث شده بود كه امام گاهي در عالم سياست پيروزي را نه تنها درمتابعت نظر غربيان نداند، بلكه درست برخلاف نظر آنان عمل كند و به پيروزي رسد. به عنوان نمونه ؛ بدنبال اعلاميه حكومت نظامي در 21 بهمن 57 ،  همه جا شايعه كودتا منتشر گرديد ياران امام  كه از قبل توسط سرهنگ محمدرضا رحيمي از تصميم حكومت نظامي مطلع شده بودند با اصرار از امام مي‌خواهند كه به جاي امني منتقل شوند، ولي امام با اين اقدام مخالفت ورزيدند.

با طولاني‌تر شدن ساعات حكومت نظامي عده‌اي معتقد بودند كه رژيم قصد قتل‌عام مردم را دارد. بنابراين بايد مردم را به ترك كردن خيابان‌ها دعوت كرد. موضوع از امام سؤال شد. امام ابتدا دو ركعت نماز خواند و سپس فرمودند: « مردم در خيابان‌ها بمانند و به منازلشان نروند .» 

آيت‌الله طالقاني از اين كه امام دستور لغو حكومت نظامي را داده خيلي مضطرب شده و با امام تماس گرفته و مي گويد : « آقا : اگر خون اين مردم ريخته شود نمي‌توانيم پاسخگو باشيم، رژيم به قصد قتل‌عام و كشتار مردم را دارد». آيت‌الله طالقاني بر نظر خود اصرار ورزيدند امام خميني فرمودند: «‌ اگر اين تكليف الهي باشد شما چه مي‌گوييد؟»  آيت‌الله طالقاني با اين حمله سكوت كردند بعد از آن آيت‌الله طالقاني گفت: « يا من بعد از يك عمر از سياست چيزي نمي‌فهم يا اين سيد با عالَم ديگري ارتباط دارد.» و اين تدبير امام ضمن خنثي سازي کودتا منجر به پيروزي نهايي انقلاب در 22 بهمن گرديد.

امام همواره مصدر افعالي استثنائي و اقدامات بديع و شگفت آور بود. نظير «نامه به گورباچف» و«فتواي اعدام سلمان رشدي» و ... ، در حقيقت تفاوت امام با ديگران ، ناشي از تفاوت جهان بيني او با ديگران است ، او براي ايجاد تحول و انقلاب در ايران، به نقطه اي خارج از عالم معيارها و پندارهاي غربي اتكا كرد.

امام خوب مي دانست كه نبايد و نمي توان تكرار كننده غرب بود. او مي دانست كه اگر بخواهد در همان بازي و مسابقه معمول و مرسوم نزد غربيان وارد شود، مسابقه را باخته است. اين بود كه خود مسابقه اي ديگر با قواعد و قوانين جديد ابداع كرد.  امام مي فرمودند: «ما مامور به تکليفيم ، نه نتيجه» و البته اين به معني نفي محاسبه و مقدمات علّي اتفاقات اجتماعي و در نظر نگرفتن اين که کدام وسيله مقرون به صرفه است و به کدام هدف مي انجامد ، نبود.

مامور به تکليف بودن و نه نتيجه ، يک موضع دقيقاً ضد پراگماتيستي بود که امام بواسطه آن مي خواستند به انقلابيون و مجاهدان بفهمانند که شما نبايد بدنبال قدرت مجسم و مادي پيروزي به عنوان هدف اصيل باشيد بلکه به عنوان يک انقلابي مجاهد بايد تمام محاسبات لازم را بررسي کنيد، چون اين محاسبات جزء تکليف است و تکليف جداي از آنها نيست و در مرحله بعد وارد عمل شويد اما اين که شکست مي خوريد يا پيروزمي شويد، مساله اي کاملاَ ثانوي است.

مردم مداري

امام خود را خدمتگزار مردم مي دانست و به نظر و رأي مردم با ديده احترام مي نگريست. جمله معروف "ميزان راي ملت است" بيانگر توجه خاصي است كه ايشان به نظر مردم داشت. امام در حوزه سياسي با دفاع از نظام جمهوري اسلامي ، آن را « حکومت جمهوري ، متکي بر آراء عمومي و اسلامي و متکي بر قانون اسلام »  تعريف کرد و با تبيين الگوي نظام سياسي جديد موفق شد نظام سياسي جمهوري اسلامي را با رأي قاطع اکثريت مردم تثبيت نمايد .

امام مردم را ولي نعمتان مسئولين دانسته و خدمتگزاري به مردم و حركت در مسير تعاليم عاليه ديني را وظايف دولتمردان بر مي شمارند : « مسئله ، مسئله  خدمتگزاري دولت به ملت است, نه فرمانفرمايي دولت به ملت, همين  فرمانفرايي جدا مي كند شما را از ملت و ملت را از شما, و منشا مفاسد زياد مي شود.»  امام عاشق مردم بود و هميشه به فكر سعادت مردم بود. يكي از نزديكان معظم له مي گويد:

علاقه امام به مردم, يك علاقه عادي نيست, يك عشق است ... واقعاً امام براي مردم مي سوزند و مانند يك پدر مهربان هميشه براي فرزندان پاك خود سعادت آرزو مي كنند امام بارها در كنار تلويزيون كه صحنه هاي دلخراش فقر و محروميت نشان داده مي شود گريه كرده اند.»  در کنار عشق به مستضعفين ، شاهد تنفر  او از سرمايه داران و مرفهين بي درد مي باشيم : « من يك موي كوخ نشينان را به تمامي كاخ نشينان نخواهم داد.»

از اينرو حضرت امام با تأکيد بر نقش مردم در تداوم انقلاب مي فرمود: «بي‌ترديد رمز بقاء انقلاب اسلامي همان رمز پيروزي است و رمز پيروزي را ملت مي‌داند و نسلهاي آينده در تاريخ خواهند خواند، که دو رکن اصلي آن انگيزة الهي و مقصد عالي حکومت اسلامي و اجتماع ملت در سراسر کشور با وحدت کلمه براي همان انگيزه و مقصد.»

دشمن شناسي

موضوع شناخت جريان هاي سياسي واهداف مخفي آنها، از موضوعات استراتژيك و بسيار سرنوشت ساز دوران انقلاب اسلامي است. امام با فراست و تيزهوشي خويش عميقاً دريافته بود كه وجود رگه هاي الحادي در خط مبارزاتي جامعه اسلامي، نه تنها كمكي به رشد جريان آزادي خواه و استقلال طلب كشور نخواهد كرد، بلكه وجود اينان خود از موانع پيوستن توده هاي مسلمان و موحد به انقلاب مي باشد.

دشمن با علم كردن همين چهره هاي پوچ و وابسته است كه چهره مبارزان اسلامي را در نظر توده ها مخدوش مي سازد. موضع گيري هاي صريح و كوبنده امام در برابر جريان هاي الحادي، صرفا بار مبارزه با آنها را نداشت، بلكه به نحوي ماهرانه زمينه رشد را بر جريان هاي نفاق نيز سد مي كرد و به آنان نيز هشدار بود. 

به عنوان نمونه اعضاء گروهک منافقين در سال 1350 در نجف اشرف به حضور امام رسيدند و بدنبال دريافت تائيديه از امام بودند. اين موضوع در شرايطي بود كه اكثر مبارزين مسلمان و حتي روحانيون انقلابي آنان را تائيد مي كردند و از امام نيز مي خواستند كه منافقين را تائيد نمايد. اما امام عليرغم اين سفارشات هرگز آنان را تائيد نكرد و از همان ابتدا شناخت دقيق نسبت به ماهيت آنها پيدا نمود.

ابتکار عمل

امام در طول رهبري خويش با شناخت دقيق جريانات ومسائل مختلف داخلي و خارجي ابتکار عمل را به دست گرفته و دشمنان انقلاب اسلامي را مبهوت و سردر گم  مي نمايد . " الوين تافلر"  در کتاب "جابجايي قدرت " اذعان مي کند : « کار بزرگ امام اين بود که براي اولين بار، يک نفر غرب را با تمامي محتوياتش ناديده گرفت و بجاي اين که بنشيند و با ما به صورت جداگانه وارد بحث شود، در کل همه ما را دور زد.»

يکي ديگر از متفکران غربي نيز مي گويد  امام به گونه اي نظرات خود را طرح کرد که گويي اصلاً فرهنگ غربي وجود ندارد. پس از محاصره اقتصادي، حضرت امام با گرمي از آن استقبال کرده و تصريح مي کنند: «اداره کنندگان کاخ سفيد بايد بدانند که دنيا عوض شده است... گمان نکنند اداره کل جهان به دست آنهاست».

در مجموع جامعيت علمي و ويژگي هاي خاص فردي ، اجتماعي و سياسي او ، از وي رهبري فرهمند ساخته بود که موفق شد با دم گرم و مسيحايي خود جهان اسلام را جاني ديگر بخشد . امام با احياي مجدد معنويت در جهان معاصر و تاکيد بر ابعاد مختلف وجودي انسان و لزوم سامان يابي زندگي سياسي و اجتماعي بر اساس نيازهاي واقعي انسان ، کوشيد تا هويت انساني را احيا کند و انسان ها را با واقعيت وجود خويش آشنا سازد.

در واقع همين انديشه ها و آرمان هاي وجودي بودکه سبب شد در کنار بيداري و جذب قلب ها و روح هاي آزاديخواهان جهان ، معادلات موجود در نظام بين الملل را دگرگون و مقتضيات حاكم بر نظام بين الملل را به چالش كشاند. 

هنري کسينجر ٬ مشاور رئيس جمهوري آمريکا در دهه 70 اعتراف مي نمايد : «آيت الله خميني غرب را با بحران جدي برنامه‌ريزي مواجه كرد‌،  تصميمات او آن چنان رعد آسا بود كه مجال هر نوع تفكر و برنامه ريزي را از سياست مداران و نظريه پردازان سياسي مي‌گرفت.هيچ كس نمي‌توانست تصميمات او را از پيش حدس بزند‌،  او با معيار‌‌‌‌هاي ديگري غير از معيار‌‌‌‌هاي شناخته شده دردنيا سخن مي‌گفت وعمل مي‌كرد‌، گويي از جاي ديگر الهام مي‌گرفت‌،  دشمني آيت الله خميني با غرب بر گرفته ازتعاليم الهي او بود او در دشمني خود نيز خلوص نيت داشت. »   تايمز لندن نيز در توصيف حضرت امام(ره)  مي‌نويسد: « امام خميني مردي بود كه توده‌ها را با كلام خود مسحور كرد‌،  وي به زبان مردم عادي سخن مي‌گفت و به طرفداراي فقير ومحروم خود اعتماد به نفس مي‌بخشيد‌،  اين احساس آن‌ها را قادر ساخت تا هر كسي را كه سر راهشان بايستد از بين ببرند وي به مردم نشان داد كه حتي مي‌تو‌ان در برابر قدرت‌‌‌‌‌هايي مثل آمريكا ايستاد و نهراسيد.»  

امام (ره) توانست جسارت و شهادت انتقاد كردن در برابر قدرت ها را به ديگر رهبران جهان و ديگر كشورها انتقال دهد و عملكرد نظام بين المللي را زير سؤال برند.

امام (ره) از منظر انديشمندان جهان

شخصيت کم نظير حضرت امام (ره) و تأثيرگذاري شگرف او بر جهان معاصر همواره مورد توجه بسياري از انديشمندان و شخصيت هاي مطرح جهاني بوده است  ؛ به عنوان نمونه : دكتر «فرانسيسكو اسكودرو بداته » رئيس جوامع اسلامي اسپانيا مي گويد : « امام خميني سبب حيات دوباره اسلام شد. »   روبين وود زورث ، خبرنگار آمريکايي در تشريح جريان ملاقات خود با امام (ره) در جماران مي نويسد: « زماني که امام خميني از در وارد مي شد احساس مي کردم که از لا به لاي آن گردبادي از نيروي معنوي وزيدن گرفت.

گويا در وراي آن عباي قهوه اي عمامه مشکي و ريش سفيد روح زندگي جريان داشت؛ به طوري که همه بينندگان را محو تماشاي خود کرد در آن هنگام حس کردم که با حضور او همه ما کوچک شده ايم و گويا در سالن کسي جز او باقي نمانده است. زماني که بر روي صندلي خود نشست احساس کردم که نيرويي از وجودش ساطع مي شود نيرويي بسان يک گردباد که اگر با دقت نگاه مي کردي در مي يافتي که نوعي آرامش مطلق در درون آن نهفته است چرا که (امام) خميني (ره) بسيار جدي و استوار و مسلط بود. ... کمترين چيزي که مي توانم بگويم اين است که گويا او يکي از انبياي گذشته است و يا اين که او موساي اسلام است و آمده تا فرعون کافر را از سرزمي خود براند.»

روزنامه هرالدتريبون هم که روزنامه جهاني استکبار آمريکاست درباره امام لب به اعتراف گشوده نوشت: «آيه الله خميني (ره) انقلابي خستگي ناپذيري بود که تا آخرين لحظه حيات به آرزوي خود براي پي ريزي يک جامعه اسلامي و حکومت اسلامي در ايران وفادار ماند. آيه الله خميني در آن چه براي سرزمين باستاني اش مي خواست لحظه اي درنگ نکرد. وي خود را مأمور مي دانست که مي بايد ايران را از آن چه فساد و انحطاط غرب مي ديد پاک کند و خلوص اسلامي را به ملت باز گرداند.»  

 اسقف خليل ابي نادر يكي از رهبران مسيحي لبنان در خصوص اثرگذاري گفتمان و برقراري ارتباط با جامعه مسيحي مي گويد: «[امام] خميني در من تأثير بسياري بر جاي نهاده است... اگر وي از كليساي مسيحي مي بود، مردم مؤمن وي را قديس بزرگي مي دانستند و او را شفيع خويش قرار مي دادند. [امام] خميني در خارج از ايران پيام دهنده همزيستي ميان مسيحيان و مسلمانان مي شد.

من به عنوان يك روحاني مسيحي، جمهوري اسلامي ايران را درك مي كنم. اگر شانس آن را داشتم كه با [امام] خميني بزرگ گفتگويي داشته باشم با روح مسيح(ع) و محمّد(ص) همان خط و راه را در پيش مي گرفتيم».  و به تعبير انديشمند پسامدرن فرانسوي، ميشل فوكو، «امام خميني (ره) منادي معنويت و روحي جديد براي جهان بي روح در عصر حاضر گرديد». 

به اعتراف فاينشنال تايمز چاپ لندن ؛« ترديدي نمي باشد که ايشان يکي از مردان بزرگ تاريخ در اين قرن بود کمتر کسي را امروز مي توان يافت که از جاذبه و نفوذي همانند آن چه که نه تنها در ايران بلکه در جهان داشت برخوردار باشد و توجه قدرتهاي بزرگ را تا اين حد به خود معطوف دارد». راويل عين الدين، مفتي اعظم مسلمانان روسيه و امام جمعه مسكو نيز مي گويد:« تفكرات و انديشه هاي امام خميني (ره) بزرگترين تحول را در جهان اسلام بوجود آورده است.

امام با افكار و انديشه هاي خود به ما هشدار داد كه هر نظامي بدون اتكا به معنويت، محكوم به فنا است.»  و نلسون ماندلا ، رئيس جمهوري سابق آفريقاي جنوبي ضمن تمجيد از شخصيت استثنايي امام خميني تاكيد مي نمايد: « رهبري منحصر به فرد امام بود كه توانست با دست خالي، انقلاب اسلامي ايران را به پيروزي برساند. »   

قيام حضرت امام (ره) هم از حيث نظري، هم از حيث آرماني و هم از حيث عملي تأثيرات و تحولات شگرف و قابل توجهي را بر جهان غرب بر جاي گذارده است.   همان‌گونه كه مقام معظم رهبري فرمودند امام (ره) مبشر دوران جديدي درتاريخ حيات بشري است كه مطالبات معنوي بشر و رويكرد ديني و مذهبي انسان بيش از ادوار گذشته وچند قرن اخير، جلوه‌گر خواهد  شد‌،  البته :«امام خميني (ره) پيامبر تازه اي نبود‌،  اما او از يادآوران بود‌،  ازمخاطبان «انت مذكر» كه عهد فطري مردمان با خداوند را به آنان ياداوري كرد وپس از چند قرن كه از هبوط بشر در مصداق جمع كلي مي‌گذشت چون اسلاف خويش از ابراهيم واسماعيل  ومحمد (ص) دور‌‌‌‌ه اي از جاهليت وعصر ديگري از دينداري زا آغاز كرد، اين عصر تازه را بايد عصر امام خميني (ره) نام نهاد.»

و« اين دوران [عصر امام خميني (ره)] دوران اسلام ودوران غلبة ارزش‌‌‌‌‌هاي الهي ومعنوي است‌، اين دوران دوران امام خميني(ره) مي‌باشد وان شاء الله جوان‌‌‌‌‌هاي ما اين آينده را خواهند ديد. »

ابعاد شخصیتی، علمی و مديريتي حضرت آيت الله خامنه اي

سید سجاد ایزدهی

الف) زندگي نامه                                          

رهبر عاليقدر انقلاب اسلامی، حضرت آيت الله سيد علی خامنه ای فرزند مرحوم حجت الاسلام حاج سيد جواد حسينی خامنه‌ای، در روز 24 تيرماه 1318 برابر با 28 صفر 1358 قمری در مشهد مقدس چشم به دنيا گشود.

زندگی پدر ایشان همانند بيشتر روحانيون و مدرسّان علوم دينی، بسيار ساده بود. همسر و فرزندان ایشان نيز قناعت و ساده زيستی را به معنای عميق از پدر ياد گرفته و با آن خو کرده بودند. 

ايشان از دوره دبيرستان، خواندن «جامع المقدمات» و صرف و نحو را آغاز و پس از آن وارد حوزه علميه شده و نزد پدر و ديگر اساتيد وقت ادبيات و مقدمات و دروس سطح فقه و اصول و منطق و فلسفه را خواندند.   

از هيجده سالگی در مشهد درس خارج فقه و اصول را نزد مرجع بزرگ مرحوم آيت الله العظمی ميلانی شروع کردند. در سال 1336 به قصد زيارت عتبات عاليات، عازم نجف اشرف شدند و با مشاهده و شرکت در درسهای خارج مجتهدان بزرگ حوزه نجف اوضاع درس و تدريس و تحقيق آن حوزه را پسنديده و پدررا از قصد خود آگاه ساختند. ولی پدر موافقت نکرد. پس از مدّتی ايشان به مشهد باز گشتند.

آيت الله خامنه ای از سال 1337 تا 1343 در حوزه علميه قم به تحصيلات عالی در فقه و اصول و فلسفه، مشغول و از محضر بزرگانی چون مرحوم آيت الله العظمی بروجردی، امام خمينی، شيخ مرتضی حائری يزدی و علامه طباطبائی استفاده کردند. در سال 1343 متوجّه شدند که يک چشم پدر به علت «آب مرواريد» نابينا شده و برای مواظبت از پدر به مشهد هجرت کردند.

ايشان در مشهد از ادامه درس دست برنداشتند و جز ايام تعطيل يا مبارزه و زندان و مسافرت، به طور رسمی تحصيلات فقهی و اصول خود را تا سال 1347 در محضر اساتيد بزرگ حوزه مشهد بويژه آيت الله ميلانی ادامه دادند. همچنين ازسال 1343 در کنار تحصيل و مراقبت از پدر پير و بيمار، به تدريس کتب فقه و اصول و معارف دينی به طلاب جوان و دانشجويان نيز می پرداختند.

ب) ابعاد شخصیتی(اخلاقی)

مقام معظم رهبری، به تأیید و شهادتِ بسیاری از بزرگان، از پیشروترین افراد در عرصه اخلاق بوده و از شخصیّت مستحکمی برخوردار هستند. برخی از مواردی که می تواند در شناخت برخی از فضائل و ابعاد اخلاقی، شخصیّتی ایشان مفید باشد، امور ذیل است:

1ـ ساده زیستی

بسیاری از رهبران کشورها، برخورداری از تشریفات و زندگی مرفّه را از لوازم رهبری و قدرت خود می دانند امّا این قضیه در خصوص رهبران الهی، رنگی نداشته و با الگو گیری از شخصیّت های دینی مانند حضرت علی (ع)، قدرت و اقتدار خویش را در همراهی و همرنگی با مردم دانسته و سعی بر آن دارند که به مانند توده مردم زندگی نمایند.

این قضیه در زندگی مقام معظّم رهبری نیز بسیار خودنمایی می کند و بسیاری از افراد مرتبط با ایشان، بر این مدّعا، مُهر تأیید می زنند. بی آلایشی و سادگی از افتخارات زندگی ایشان بوده است و آراستگی به زیور قناعت و سادگی و پیراسته بودن از رذایل طمع و حرص و تکبر، از بارزترین حالات روحی و رفتاری اوست. خاطرات بسیاری در این خصوص، از زندگی شخصی ایشان، نقل شده که همگی از عظمت روح و پیراستگی شخصیت والای ایشان حکایت دارد.  

2ـ حسن سلوک

حسن برخورد با دیگران فضیلتی است زیبنده همگان، امّا وقتی جلوه ای زیبا تر به خود می گیرد که از سوی حاکمان، مورد عنایت قرار گرفته و قدرت و حاکمیت، حجابی برای برخورد دوستانه با اطرافیان نگردد. از نحوه برخوردهای مقام معظّم رهبری در موارد مختلف، این گونه گزارش شده است که هرگز از حسنِ سلوک و معاشرت با نزدیکان و دوستان روی بر نمی تابد و نسبت به زیردستان تکبر و در برابر زورمندان تواضع نشان نمی دهد. حجه الاسلام و المسلمین واعظ زاده خراسانی می گوید:

ایشان در میان فامیل و دوستان و آشنایان و همدرسانشان به اخلاق نیکو، حسن سلوک و معاشرت خوب و برخورد ملایم، شهرت داشته و دارند تا این حد که تقریبا بی نظیر است.

3ـ تعبد و تقوا

تأدب به آداب شرع و تقید به موازین تقوا و پرهیزگاری، عمل به وظایف الهی و شوق به نوافل و مستحبات و پرهیز از محرمات و رذایل اخلاقی، را نیز می توان برترین صفات و حالات روحی و رفتاری ایشان برشمرد.

و این قضیه موجب شده که ایشان به عنوان انسانی جذاب و با فضیلت که روحی عارفانه و مسلکی عابدانه دارد و گفتار و کردارش، مردمان را به خیر و صلاح رهنمون می سازد، شناخته شود. حضرت امام خمینی (ره) در پیام انتصاب ایشان به امامت جمعه تهران فرمودند:

جناب عالی (آیه الله خامنه ای) که به حسن سابقه موصوف و در علم و عمل شایسته هستید به امامت جمعه تهران منصوب می باشید. 

4ـ شیفتگی نسبت به قرآن

آیه الله خامنه ای، پرورش یافته مکتب قرآن و آشنای دیرین آن است، در روزگار خفقان و سیاه رژیم طاغوت، که قرآن به مساجد و مجالس عزا محدود می شد و قاریانی جز کهنسالان نداشت، درس تفسیرش دلهای غبارگرفته را صفا می داد و اذهان تشنه شیفتگان را از شهد شیرین معارف قرآنی، سیراب می کرد و مأمنی برای جوانان مسلمان و انقلابی بود.

زمانی که روشنفکر نمایان سرخورده، دریچه جان و خرد خویش را بر افقهای «شرق و غرب» گشوده و حیات خویش را در آن جستجو می کردند و «منورالفکرها» تلاوت قرآن را کهنه پرستی می انگاشتند، او به قرآن دل داده و نظر می دوخت و از گرمای این خورشید پر فروغ آرامش می گرفت.

در سال های پس از رهبری که انبوه مسائل و مشکلات فراغ بال را از ایشان می گیرد، اهتمام به امر قرآن و بسط تعلیم آن را سرلوحه کار خود قرار داده، تا آنجا که شخصا در محفل قاریان نشسته و دل سپاری به نوای وحی و ترنم ملکوتی قرآن رابه همگان می آموزد. 

5ـ عشق به اهل بیت (ع)

مقام معظّم رهبری پرورش یافته مکتب اهل بیت(ع) و از دلباختگان خاندان پاک پیامبر(ص) است که ضمن الگو گیری و رهپویی راه آنان، برپایی مراسم و حضور مستمرش در مراسم جشن و سوگواری اهل بیت(ع)، نشان از شدّت علاقه ایشان و اهتمام به احیای معارف آن ذوات مقدّسه دارد.    در همین راستا ایشان که در کنار «مجمع التقریب بین المذاهب الاسلامیه»، «مجمع جهانی اهل بیت» علیهم السلام را تأسیس نمودند.

6ـ  اهتمام به نماز

روزگاری که ابرهای تیره ستم بر حقایق و معارف دین سایه افکنده بود، امواج خروشان ظلم و بی دینی جوانان را در کام سیاه خود فرو می برد و نماز نیز در نظر ظاهر بی رونق گشته و محراب مساجد خلوت شده بود؛ نماز جماعتش محفل عاشقان و جوانان تشنه دین گردید و سخنان گهربارش آبشاری از معارف وحی را بر سینه تشنگان وادی حق جاری ساخت.

اکنون نیز که هدایت و رهبری مسلمانان را بر عهده دارند، برای گسترش فرهنگ نماز و شکوفا ساختن این فریضه الهی از هیچ کوششی دریغ نورزیده و پرچمدار این حرکت می باشند، از برگزاری مجالس و سمینارهای نماز حمایت و با ارائه رهنمودهای حکیمانه و عارفانه، بر اهمیت والای آن تأکید می ورزند.

7ـ علاقه، باور و اعتماد به مردم

آن چه انقلاب اسلامی را از سایر انقلاب ها متمایز می کند، اعتقاد و اعتماد بی نظیر نسبت به مردم، به عنوان صاحبان این انقلاب است. مقام معظّم رهبری به مانند امام خمینی، جدا از مسأله رهبری، رابطه بسیار خوب و زیبایی با مردم دارند، به گونه ای که می توان زندگی ایشان (حتّی در بعد شخصی) را آمیخته از عشق به مردم مستضعف و متعهد دانست.

این شیفتگی و علاقه نه از سرِ استفاده ابزاری جهت پیشبرد اهداف سیاسی، بلکه مطابق آموزه های دین اسلام، از روی اعتقاد به وظیفه خدمت به آنان صورت می پذیرد. 

اهتمام به توده مردم و به خصوص مردم مستضعف و کوخ نشین در دورترین نقاط کشور و هم نشینی در فضای بی آلایش و آکنده از محبت و صمیمیتِ آنان، سرزدن بی مقدّمه و تشریفات به خانواده های شهدا نیز از برنامه های همیشگی ایشان است. 

8ـ شجاعت

یکی از اوصاف بارز ایشان شجاعت است. در دوران مبارزه با نظام طاغوتی، به هیچ وجه از زندان، شکنجه، تهدید و تبعید نترسیده و همواره در پیشانی صفِ مبارزه قرار داشت. پس از انقلاب نیز در جنگ تحمیلی در خطّ مقدّم نبرد، حضور فعال و مداوم داشته و در مبارزه با توطئه های سازمان منافقین، بنی صدر، پا پس نکشیده و به مانند امام خمینی، همواره در صفِ مبارزه با آمریکا قرار داشته است.

ایشان در برابر توطئه ها، با اتّکا به شجاعت و اعتماد به نفس و اعتقاد به امدادهای الهی و نیروهای مردمی، نه تنها توطئه هایی مانند 18 تیر و حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری را پشت سر گذاشت، و اهداف عالی نظام جمهوری اسلامی را به پیش برد و در عرصه انرژی هسته ای، کشور را به سوی پیشرفت سوق داده است.

شجاعت و مردانگی، مبارزات پیگیر و دلیرانه، منطق نیرومند و استوار، صراحت لهجه و جسارت در خور تحسین در مقابل دشمنان، همچون سخنرانی بی نظیر در جلسه مجمع عمومی سازمان ملل متحد و نهراسیدن از ظالمان و ستمکاران، در عین خضوع و خشوع به بندگان صالح و خاصه مردم ایران، همه و همه را می توان از خصایص وجودی ایشان برشمرد.

9ـ قانون مداری

ایشان، همواره دیگران را به مراعات قانون دعوت کرده و خود را نیز تابع قانون دانسته و اقدام بر علیه قانون شکنان در هر رتبه ای باشند را خواستار شده است. حجت الاسلام نيازي درباره تاكيد رهبري بر مراعات بدوت تبعیض قانون این گونه نقل کرده اند:

يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: «با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد».

10. انتقاد پذیری

دختر 17 ساله ای از تهران، به نام زینب ـ ن، نامه ای به مقام معظم رهبری می نویسد و در آن می آورد: «روز قدس، مردی ـ در میان خطبه های شما ـ بلند شد، مثل اینکه نامه ای داشت، ولی شما چقدر تلخ او را در انظار هزاران نفر شکستید. مقام معظم رهبری برای روشن شدن ذهن آن نوجوان، چنین می نویسد: «دختر عزیزم! از تذکّر شما خرسند و متشکرم و امیدوارم خداوند همه ما را ببخشد و از خطاهای کوچک و بزرگ ما ـ که کم هم نیستند ـ در گذرد.

من در باب آنچه شما یادآوری کرده اید، هیچ دفاعی نمی کنم. گاهی گوینده از تلخی لحن خود به قدر شنونده آگاه نمی شود، در این موارد همه باید از خداوند متعال بخواهند که گوینده را متوجه و اصلاح کند و اگر ممکن شود به او تذکر دهند. توفیق شما را از خداوند متعال مسئلت می نمایم».

مهندس مقدم (از اعضای بیت ـ تهران)

ج) ابعاد علمی

با عنایت به این که مطابق اصل 109 قانون اساسی جمهوری اسلامی، رهبری انقلاب می بایست، دارای شرایط و ویژگی هایی از جمله فقاهت و توانایی اجتهاد باشد، و مقام معظّم رهبری، از پیروزی انقلاب اسلامی تا به دست گیری رهبری، به کار اجرایی مشغول بوده اند، از این روی، انتخاب ایشان از سوی خبرگان به رهبری، با شبهات و شائبه هایی از سوی برخی از افراد جامعه، مواجه شد. این شائبه ها، با هویدا شدن جایگاه علمی ـ فقاهتی ایشان، امروزه دیگر جایگاهی ندارد.

گواهی اعضای جامعه مدرّسین حوزه علمیه قم که از مجتهدان و نام آوران عرصه فقه و اجتهاد محسوب می شوند نیز، نه بر فقاهت و اجتهاد ایشان، بلکه بر اعلمیّت و مرجعیت ایشان، بر این معنا حکایت می کند؛ در حالی که مطابق آموزه های شریعت، شهادت دو نفر خبره عادل، نسبت به اجتهاد یک فرد کافی است.

افزون بر آن، ایشان سالهاست که به تدریس دروس خارج فقه که نمایانگر فقاهت مطلق ایشان است، مشغول بوده و شاگردان بسیاری نیز در این دروس شرکت کرده و بر احاطه ایشان بر مباحث فقهی، شهادت می دهند. 

افزون بر  فقاهت و اجتهاد، ایشان در ترجمه، تحقيق و نويسندگی سابقه درخشانی دارند. تعدادی از آثار ارزشمند ايشان چاپ شده و در دسترس عموم قرار دارد، ازجمله: صلح امام حسن(ع)، نقش مسلمانان در نهضت آزادی هندوستان، گفتاری در باب صبر، آينده در قلمرو اسلام، ادعانامه ای عليه تمدن غرب، از ژرفای نماز، طرح كلی انديشه اسلامی در قرآن، زندگی سياسی امام صادق(ع)، درست فهميدن اسلام، بازگشت به نهج البلاغه، پژوهشی در زندگی امام سجاد(ع)، پيام به كنگره جهانی امام رضا(ع)، پيام به كنگره هزاره شيخ مفيد(ره)، پيشوای صادق(ع)، ترجمه تفسير فی ظلال القرآن، چهار كتاب اصلی علم رجال، اجوبه الاستفتائات ، درست فهميدن اسلام، رسالت انقلابی نسل جوان، روح توحيد درنفی عبوديت غيرخدا، سيری در زندگی امام صادق(ع)، شهيد آغازگر، صلح امام حسن(ع)، عنصر مبارزه در زندگی ائمه، كتاب الجهاد (درس خارج). 

عرصه دیگری که می تواند نمایانگر گوشه ای از ابعاد علمی ایشان باشد، مجموعه سخنرانی ها و خطابه های ایشان (در زمان قبل از پیروزی انقلاب، دوران ریاست جمهوری و امامت جمعه و زمان رهبری) است که همواره با محتوای علمی همراه بوده بلکه در بسیاری از موارد، به جهت دهی های علمی و عملی در جامعه انجامیده است.

د) ابعاد فرهنگی

مقام معظّم رهبری در زمره معدود افرادی به شمار می آید که در عرصه فرهنگ، پیشتاز بوده و علاوه بر این که خود، دستی از نزدیک در عرصه فرهنگ و هنر دارند، بر حوزه شعر قدیم و جدید فارسی و عربی، احاطه داشته و خود در زمره شاعران چیره دست به شمار می روند. 

احاطه فرهنگی ـ هنری ایشان به شعر محدود نشده بلکه حوزه رمان و داستان را هم در بر می گیرد.  گستره فعالیت و احاطه ایشان در عرصه فرهنگ، هنر، شعر و کتاب، ادبیات جهان، جریان های فکری- فرهنگی، روشنفکری، تاریخ معاصر و... را می توان از نوع کتاب خانه شخصی ، نگاشته ها و سخنان ایشان مورد ارزیابی قرار داد. 

هـ ) ابعاد سیاسی

فعالیت هایی که از سوی مقام معظّم رهبری در حوزه سیاست صورت پذیرفته است را می توان از مهم ترین ابعاد وجودی شخصیت ایشان برشمرد. با توجّه به این که گونه فعالیت ایشان در عرصه سیاسی، به شرایط جامعه بستگی دارد؛ از این روی، با تقسیم فعالیت ایشان در سه زمانه خاص(قبل از انقلاب، پس از انقلاب و پیش از رهبری و زمان رهبری)، می توان به درکی بهتر از ابعاد سیاسی ایشان نایل آمد.

1ـ پيش از انقلاب

آيت الله خامنه‌ای از سنین نوجوانی، با مقوله های سیاسی کاملاً آشنا بود. نخستين جرقه های سياسی و مبارزاتی را مجاهد بزرگ و شهيد راه اسلام شهيد «سيد مجتبی نوّاب صفوی» در ذهن ايشان زده است.

هنگامي که نوّاب صفوی با عدّه ای از فدائيان اسلام در سال 31 به مشهد رفته در مدرسه سليمان خان، سخنرانی پر هيجان و بيدار کننده ای در موضوع احيای اسلام و حاکميت احکام الهی، و فريب و نيرنگ شاه و انگليسی و دروغگويی آنان به ملت ايران، ايراد کردند.

آيت الله خامنه‌ای آن روز از طلاب جوان مدرسه سليمان خان بودند، به شدّت تحت تأثير سخنان آتشين نوّاب واقع شدند. ايشان می گويند:  همان وقت جرقه های انگيزش انقلاب اسلامی به وسيله نوّاب صفوی در من به وجود آمده و هيچ شکی ندارم که اولين آتش را مرحوم نوّاب در دل ما روشن کرد». از این روی، آغاز سوابق کار مبارزاتی ایشان به آن دوران، یعنی به سالهای 33 و 34 به بعد برمی گردد.

از سال 1337و با گذشت چند سال از شهادت نواب صفوی و حضور آيت الله خامنه ای در قم و همزمان با حرکت انقلابی واعتراض آميز امام خمينی عليه سياستهای ضد اسلامی و آمريکا پسند محمد رضا شاه پهلوی، دور دیگری از فعالیت سیاسی ایشان آغاز شد، ایشان در همان سال ها از سوی امام خمينی، مأموريت يافتند که پيام ايشان را به آيت الله ميلانی و علمای خراسان در خصوص چگونگی برنامه های تبليغاتی روحانيون در ماه محرّم و افشاگری عليه سياست های آمريکايی شاه و اوضاع ايران و حوادث قم، برسانند.

ايشان اين مأموريت را انجام دادند و خود نيز برای تبليغ، عازم شهر بيرجند شدند و در راستای پيام امام خمينی، به تبليغ و افشاگری عليه رژيم پهلوی و آمريکا پرداختند. در نهایت در 9 محرّم «12 خرداد 1342» دستگير و يک شب بازداشت شدند و فردای آن روز به شرط اينکه منبر نروند و تحت نظر باشند آزاد شدند. با پيش آمدن حادثه خونين 15خرداد، باز هم ايشان را از بيرجند به مشهد آورده، تحويل بازداشتگاه نظامی دادند و ده روز در آنجا با سخت ترين شرايط و شکنجه و آزارها زندانی شدند.

در مدت شش سالی(1337 تا 1343) که در قم اقامت داشتند، علاوه بر اشتغال به تحصیل در حوزه، به مسایل سیاسی روز توجه داشته و در حرکتی که حضرت امام خمینی قدس سره، علیه رژیم استبدادی و وابسته پهلوی شروع کردند، حضور جدی داشتند. 

ایشان در مجموع، شش بار توسّط ساواک دستگیر شد که ششمین دستگیری ایشان را می توان سخت ترینِ آن نامید. فعالیت ایشان در بين سالهای 1350ـ1353 در قالب درسهای تفسير و ايدئولوژی، در سه مسجد «کرامت»، «امام حسن(ع)» و «ميرزا جعفر» مشهد مقدس تشکيل می‌شد و هزاران نفر ازمردم مشتاق به ويژه جوانان آگاه و روشنفکر و طلّاب انقلابی و معتقد را به اين سه مرکز می کشاند و با تفکّرات اصيل اسلامی آشنا می ساخت، موجب شد که در دی ماه 1353 ساواک بی رحمانه به خانه آيت الله خامنه‌ای در مشهد هجوم برده، ايشان را دستگير و بسياری از يادداشت ها و نوشته هايشان را ضبط کنند.

این زندان که تا پاييز 1354 در زندان کميته مشترک شهربانی زندان ادامه داشت، در شرایطی سخت و در سلولی با سخت ترين شرايط ادامه یافت. سختی هايی که ايشان در اين بازداشت تحمّل کردند، به تعبير خودشان «فقط برای آنان که آن شرايط را ديده اند، قابل فهم است». 

محدودیت های رژيم جنايتکار پهلوی در اواخر سال 1356، بدانجا انجامید که ایشان مجدّداً دستگير و برای مدّت سه سال به ايرانشهر تبعيد شدند. در اواسط سال 1357 اوجگيری مبارزات عموم مردم مسلمان و انقلابی ايران، به آزادی ایشان انجامید.

درآستانه پيروزی انقلاب اسلامی، پيش از بازگشت امام خمينی(قده) از پاريس به تهران، و از سوی ایشان «شورای انقلاب اسلامی» با شرکت افراد و شخصيت های مبارزی همچون شهيد مطهری، شهيد بهشتی، هاشمی رفسنجانی و... در ايران تشکيل گرديد، آيت الله خامنه‌ای نيز به فرمان امام بزرگوار به عضويت اين شورا درآمد.

2ـ پس از انقلاب

آيت الله خامنه ای پس از پيروزی انقلاب اسلامی نيز هم چنان پرشور و پرتلاش به فعاليّت های ارزشمند اسلامی و در جهت نزديک تر شدن به اهداف انقلاب اسلامی پرداختند که همه در نوع خود و در زمان خود بی نظير و بسيار مهّم بودند که در اين مختصر فقط به ذکر مهم ترین آنها می پردازيم:

ـ پايه گذاری «حزب جمهوری اسلامی» با همکاری و افرادی چون: شهيد بهشتی، شهيد باهنر، اسفند1357؛
ـ معاونت وزارت دفاع، 1358؛
ـ سرپرستی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، 1358؛
ـ امام جمعه تهران، 1358؛
ـ نماينده امام خميني در شورای عالی دفاع، 1359؛
ـ نماينده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی، 1358.

در پیامد فعالیت های گسترده ایشان در راستای اهداف نظام انقلابی ایران، و در سال هایی که منافقین، فعالیت های خویش را به بُعد نظامی و ترور کشانده بودند، ایشان در ششم تيرماه 1360 در مسجد ابوذر تهران، به وسیله انفجار بمبی دست ساز ترور شده و به خاطر جراحات بسیار، به افتخار جانبازی نایل شدند.

پس از آن که در پیامد فعالیت های منافقانه بنی صدر و اعلام سلب کفایت سیاسی وی از سوی مجلس و برکنار شدن وی از فرماندهی کلِّ قوا از سوی امام خمینی که به فرار وی از کشور انجامید، مقام معظم رهبری که تازه از بیمارستان مرخص شده بودند، ملت بزرگ ایران، نیز پس از تجربه تلخ ریاست جمهوری بنی صدر و هوشیاری ای که از این رهگذر و انفجار حزب جمهوری اسلامی و مقر ریاست جمهوری رجایی به دست آورده بود، و در سایه اعتماد فراگیر مردمی در تاریخ 13 مهرماه 1360، یکپارچه در رای گیری ریاست جمهوری شرکت نمودند و با رای قاطع، ایشان را با 01/95 درصد، (بالاترین نسبت را در تمامی انتخابات ریاست جمهوری تاکنون به خود اختصاص داده است) به ریاست جمهوری انتخاب کردند.

دوره اول ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، با جنگ و محاصره اقتصادی توام بود و یک کار سخت و طاقت فرسا را در بعد داخلی برای انتظام جمهوری اسلامی و هماهنگی نهادها و ارگانهای آن با مساله اصلی، یعنی جنگ و مقابله با ضد انقلاب، منافقین و لیبرالها ایجاب می کرد و در بعد خارجی، معرفی انقلاب و مواضع نظام، بخصوص در زمینه جنگ تحمیلی و ضد استکباری و ضد صهیونیستی، و حمایت از مستضعفان و محرومان را طلب می کرد.آیت الله خامنه ای با مشکلات جسمی که داشتند، مجدانه در هر دو بعد، یک کار پیگیر، مستمر و دقیقی را شروع کردند و موفق به ارائه چهره ای با صلابت و پیروز، و مورد رضایت امام عزیز از نظام جمهوری اسلامی، شدند.

در مرداد ماه سال 64، در چهارمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز مقام معظم رهبری، بنا به توصیه دوستان و تکلیف حضرت امام(ره) نامزد انتخابات شده و با توجه به حجم بسیار پایین تبلیغات و اقتضای زمان که مردم نسبتا احساس ضرورت کمتری برای حضور در پای صندوقهای رای می کردند، با کسب 67/85 درصد آرای مردم مجدّداً به ریاست جمهوری ایران انتخاب شدند.

از فصلهای پرشور دوره دوم ریاست جمهوری آیت الله خامنه ای، عزیمت به نیویورک برای شرکت در چهل و دومین جلسه اجلاس عمومی آن سازمان ملل متحد در اواخر شهریور سال 66 است. ایشان با سخنرانی توفنده و مهم خود، مواضع جمهوری اسلامی را در برابر امریکا و دنیای استکباری، با قوی ترین بیان و استدلال برشمردند. مقایسه این بیانات با سخنرانیهای قبل و بعد رؤسای جمهوری اسلامی ایران، نشانه های بزرگی از عظمت روحی و توکل عظیم و تبعیت مثال زدنی ایشان از حضرت امام خمینی قدس سره را برای مشتاقان روشن می کند.

ایشان، بی توجه به خوشامد یا بدآمد دنیای استکباری و تبعات آن، ضمن طرح اندیشه الهی اسلام و ویژگی ها و رهآوردهای پربرکت اسلام، ویژگیهای بارز انقلاب اسلامی و مواضع اصولی آن را مطرح کرده، سپس به مساله جنگ می پردازند و آن گاه فهرست بلندبالایی از دشمنیها و تجاوزات امریکا را عنوان می کنند. طبیعی است امریکا و صهیونیسم بیشترین ضربه را از این افشاگری جهانی و مستقیم خوردند و خروج نمایندگان آنان، خشم این رژیمها را بر ملا ساخت. مقام معظم رهبری در خاطرات خود، به انعکاس این نطق اشاره فرموده و یک نمونه از آن را بیان می فرمایند:

در یکی از مجامع بین المللی که نطق خیلی پرشوری در آن جا علیه تسلط قدرتها و نظام سلطه در دنیا ایراد کردم و امریکا و شوروی را در حضور بیش از صد هیات نمایندگی و رؤسای دولتها، به نام کوبیدم و محکوم کردم، بعد از آن نطق، عده ی زیادی آمدند، تحسین و تصدیق کردند و گفتند: «همین سخن شما درست است!» یکی از سران کشورها که یک جوان انقلابی بود (و البته بعد هم او را کشتند) نزد من آمد و گفت: همه ی حرفهای شما درست است، منتها من به شما بگویم که به خودتان نگاه نکنید که از امریکا نمی ترسید، همه ی اینهایی که در این جا نشسته اند، از امریکا می ترسند! بعد سرش را نزدیک من آورد و گفت: «من هم از امریکا می ترسم!».

3ـ انتصاب به رهبری

یکی از دغدغه های رهبران هر انقلابي، عصر پس از بنیانگذار آن است. دشمنان هر انقلاب برای نابودي آن، معمولاً دوران گذار از معمار اصلي انقلاب را نشانه می روند. رحلت امام خمینی (ره) بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی در چهاردهم خرداد سال 68 در شرایطی بسیار حساس اتفاق افتاد. تحلیل دشمنان این بود که پایان عمر امام خمینی، پايان كار انقلاب اسلامی را نيز رقم خواهد زد. آسوشیتدپرس بلافاصله پس از رحلت امام خمینی اعلام کرد: « با رفتن ( امام ) خمینی، انقلاب اسلامی به پایان رسید. »

اما تدبیر دور انديشانه امام خمینی ( ره ) برای احیای نظریه ولایت فقیه و تثبیت آن در قانون اساسی جمهوری اسلامی، بر فرضیات دشمنان خط بطلان کشید. ساعاتی پس از رحلت امام خمینی، علی رغم فقدان جانسوز این رهبر فرزانه، مجلس خبرگان در حرکتی مدبرانه و به هنگام، آیت الله خامنه ای را به عنوان رهبر جدید جمهوری اسلامی معرفی کرد. حضور میلیونی مردم ایران در مراسم تشییع پیکر مطهر امام خمینی (ره) و حمایت بی دریغ آنها از انتخاب مقام معظم رهبری، با طرح شعارهایی مانند: « اطاعت از خامنه ای، اطاعت از امام است »، مهر تائیدی بر انتخاب بجا و شایسته مجلس خبرگان رهبري بود.

انتصاب و به دست گیری رهبری توسّط آیه الله خامنه ای در فرایندی صورت پذیرفت که به خوبی نمایانگر دور بودن ایشان از جاه طلبی و در عین حال، هدایت الهی در این خصوص است. ایشان در حالی که چند ماه مانده به پایان دوره دوم ریاست جمهوری، خود را آماده ترک این مسؤولیت و انجام کارهای فرهنگی می نمودند، با پیشنهادهای متفاوتی از سوی افراد مختلف مواجه می شدند که با مخالفت ایشان همراه بود.  عباراتی که از سوی ایشان در آن فضا، ارائه شده بیانگرِ روحیه قدرت گریزی، همراه با مسئولیت مداری است.

این در حالی است که امام خمینی، در سال های گذشته، با روشن بینی الهی خود، اخلاص و توانایی حضرت آیت الله خامنه ای را در اندازه های رهبری ملت می دیدند و گاه به اشاره و گاه به تصریح این موضوع را مطرح فرموده   و زمینه فعلیت یافتن رهبری ایشان را فراهم کردند. از سوی دیگر، خواست و اراده الهی بر آن قرار گرفت که رهبری انقلاب، به دست بهترین فرد ممکن قرار گرفته و در این راستا، انقلاب از خطرات و بحران ها رهایی یافته، به اهداف خود، نزدیک شده و به الگویی مناسب در جهان تبدیل شود.

4ـ دو دهه رهبری

رهبری آيت ا.. خامنه اي، در دو دهه گذشته نشان می دهد که ایشان با شناخت دقیق دشمنان و مواضع و تاکتیکهای آنها در سالهای پس از انقلاب، هوشیاری درمقابل جریانات داخلي وابسته به بيگانگان و نيز قدرتهای استکباری،  آشنایی با مسائل داخلی و بین المللی در عینِ ارتباطی صمیمانه با مردم، سکان کشتی انقلاب اسلامی را با وجود توفانها و بحران های تند سیاسی در منطقه و جهان، به سلامت به ساحل نجات رهنمون نماید.

ایشان در شرایطی رهبری انقلاب را در دست گرفتند که سیل تهدید های داخلی و خارجی فراروی نظام اسلامی  می توانست، کشور را با بحران های اساسی مواجه کرده و انقلاب را ساقط نماید، اما با سرپنجه مدیریّت بهینه، مناسب، کارآمد، بومی و برآمده از آموزه های دینی، که از سوی آیه الله خامنه ای، انجام شد، بسیاری از این تهدیدها به فرصت تبدیل شده و کشوری که می توانست در سایه بسیاری از تحریم ها، تسلیم شود، در سایه محوریت دانایی، خود اتّکایی، تکیه به مردم، باور به نیروهای خودی، رویکرد به خودکفایی اقتصادی و هویّت بخشی به مردم و نظام، به یکی از قدرتمندترین کشورهای منطقه تبدیل شده، بلکه به الگوی بسیاری از کشورهای جهان تبدیل شود.

برخی از اموری که می توانست به تهدید نظام اسلامی و کشور ایران منجر شده و در عین حال گذر از آن ها در ذیل رهبری آیه الله خامنه ای، توانست، فرصتی برای توسعه و پیشرفت کشور، محسوب شود، در ذیل به اختصار از نظر می گذرد:
ـ بحران های ناشی از جنگ و اقتصاد به هم ریخته؛
ـ مشکل اختلافات قومیتی؛
ـ ضرورت دستیابی به انرژی هسته ا؛.
ـ حادثه 18 تیر؛
ـ جریان های فرهنگی سکولار و ضدِّ انقلاب در حاشیه طرح مسأله اصلاحات؛
ـ حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری؛
ـ حوادث تروریستی افراد ضدِّ انقلاب؛
ـ حادثه میکونوس و ماجرای خروج سفرای کشورهای اروپایی؛
ـ تحریم های اقتصادی متعدّد؛
ـ حمله آمریکا به عراق و افغانستان؛
ـ اختلافات گروه های سیاسی.

در حالی که هر کدام از مواردی که مطرح شد و می توانست  حکومت و نظامی را از پای درآورد، گونه راهبری آیه الله خامنه ای، ضمن این که به خروج کشور از این بحران ها انجامیده و کشور را در حالت ثبات قرار داد، بلکه هرکدام از این موارد که گونه گذر از آن ها، خود، به بحثی مستقل و مفصّل خواهد انجامید، به فرصتی مطلوب در جهت توسعه، پیشرفت، استقلال، تقویت نهادها، اتّحاد عمومی، هویّت ملّی ـ اسلامی، بیداری فرهنگی، خودکفایی در صنایع نظامی و... گشته و به ظهور انقلاب اسلامی به عنوان نماد مقاومت، توسعه و استقلال در میان کشورهای در حال ظهور انجامید.

به عنوان نمونه در بعد سیاست خارجی، در طول دو دهه گذشته، شرایط منطقه پيرامون ايران و نيز تحولات جهان، پیچیده و حساس بوده است. با حمله رژيم صدام به کویت و اشغال این کشور، ائتلاف جهانی به رهبری امریکا برای حمله به عراق شكل گرفت و نیروهای اشغالگر غربی در منطقه حضور يافتند.

در آن شرايط دشوار، رهبری انقلاب اسلامي با هوشیاری، ضمن حمایت از مردم مظلوم عراق، و در نقطه مقابل کسانی که نظام را به حمایت از صدّام و مبارزه با آمریکا تشویق می کردند، و می گفتند، ایران باید به عراق کمک کند؛ چون عراق در واقع با آمریکا می جنگد، ایشان فرمودند: نه! این یک دام است و نباید از دولت عراق حمایت کنیم و از این روی با اعلام بی طرفی در جنگ، جمهوری اسلامی ايران را از گرفتار شدن در دام جنگي ويرانگر رهانيد.و بعداً معلوم شد که دقیقا این یک دام بود و با موضع گیری هوشیارانه مقام معظم رهبری، تنها کشوری که به سلامت از این مقطع عبور کرد کشور ایران بود.

و این در حالی بود که کشورهای عربی مجموعا 53 میلیارد دلار به آمریکا دادند که یک ضرر کلان اقتصادی بود. ولی تنها کشوری که از جنگ سالم عبور کرد و یک ریال هم خسارت نداد، کشور ایران بود. برخلاف کشورهایی که با حمایت از یکی از دو طرف جنگ، متحمّل هزینه های بسیاری شدند، کشور ایران با بی طرفی در این جنگ، عملاً از خسارات احتمالی، به دور مانده و در عین حال از ضعف و خسارت های دو طرف درگیر، کمال استفاده را نموده است.

این قضیه از سوی برخی از آنان که مایل به پیشرفت ایران اسلامی نیستند نیز مورد تأیید قرار گرفته است. به عنوان نمونه به گزارش خبرگزاری فارس، «دومينيك دوويلپن» نخست‌وزير سابق فرانسه در گفت‌وگو با روزنامه فرامنطقه‌اي «الحيات» با اشاره به اينكه با حمله نظامي آمريكا به عراق، نظام «صدام» سقوط كرد، ايران را پيروز واقعي جنگ آمريكا دانست.

نخست‌وزير سابق فرانسه افزود: با شكست طالبان در افغانستان و و سقوط صدام در عراق و احياي شيعيان عراق ايران بزرگ‌ترين پيروز جنگ آمريكا در عراق شد... آمريكا با به راه انداختن جنگ در عراق سعي كرد ايران را تضعيف كند ولي ايران از ضعف آمريكا در عراق استفاده كرد و نتايج جنگ عملا بر خلاف خواسته‌ها و انتظارات آمريكا و از سويي ديگر جايگاه ايران مستحكم‌تر شد.

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز نیز در مخالفت با جنگ آمریکا با عراق و افغانستان، با خائن خواندن تیم بوش و دیک چنی می نویسد «نخستین مداخله نظامی عمده دولت بوش سرنگونی نظام طالبان و به عبارتی بزرگترین دشمن شرقی تهران بود و پس از آن نیز واشنگتن بزرگترین دشمن غربی ایران یعنی صدام را سرنگون کرد. آیا این اتفاقی است که از میان 193کشور دنیا ما دو همسایه ایران را سرنگون کردیم؟ درنظر بگیرید اوضاع عراق پس از جنگ چگونه پیش رفت.

آمریکا ارتش عراق را منحل کرد، نظام بعث را از هم پاشید و به استقرار دولتی طرفدار ایران در بغداد کمک کرد. اگر روحانیون ایران سناریوی عراق را می نوشتند نمی توانستند اوضاع را بهتر از این برای خود پیش بینی کنند. ما در عراق جنگیدیم و ایران پیروز شد.

مقام معظّم رهبری، در عین حال، همواره از استقلال کشور در برابر بیگانگان دفاع كرده و لحظه ای از مبارزه با قدرتهای سلطه طلب و توطئه گر غافل نمي ماند. چرا که انقلاب اسلامی تا وقتی زنده و پايدار است که بیرق عدالتخواهی را در جهان برافراشته نگه دارد و از حقوق ملتهای ستمدیده، ازجمله ملت هاي مظلوم لبنان، فلسطین، عراق و ديگران، پشتیبانی کند. و از همین روی است که ایشان، با اعلام وفاداری به آرمانهای امام خمینی، هم اینک به عنوان رهبري مصمم و قاطع، مطرح است که توانسته هیمنه و قدرت پوشالي ابرقدرتها را درهم بشکند و امت اسلام را به اتحاد و یکپارچگی و دفاع از منافع جهان اسلام دعوت كند.

پیام اخیر آیه الله خامنه ای به مناسبت فجایع غزه، موجی از احساسات مردمی را در ميان مسلمانان علیه صهیونیست ها برانگیخت. ایشان در این پیام، نیروی مقاومت حماس را به استقامت و یاری گرفتن از خدا دعوت کرد و ضمن محکوم کردن همدستی دولت جنایتکار بوش با صهیونیست ها، سکوت و بی اعتنایی سازمانهای بين المللي و برخی دولتهای عربی را زمینه ساز جنایات رژيم صهيونيستي در غزه خواند.

رهبر انقلاب اسلامی از ملتهای مسلمان خواست که به هر طریق ممكن به یاری مردم غزه بشتابند. سید حسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان می گوید: «آیت الله خامنه ای رهبری بزرگ است که به قدرت و اراده و عزم ملتهای منطقه اعتماد دارد و شکست اشغالگران و پیروزی مقاومت را پیش بینی کرده بود».

مؤسسه كارنگي، در گزارشی به نقش آیت الله خامنه ای در قدرت و ثبات ایران اشاره می کند و می نویسد: «شاید در دنیا هیچ رهبری نباشد که نسبت به مسائل جاری جهان به اندازه آیت الله خامنه ای اهمیت دهد، اما همزمان تا این حد برای جهانیان ناشناخته باشد. آیت الله خامنه ای به این دلیل به مقام رهبری انتخاب شد که به آرمانهای انقلابی و آموزه های آیت الله خمینی وفادار بود. لذا هر طرحی که امریکائیان برای ایران طراحی کنند، محکوم به شکست است.

آیت  الله خامنه ای هرگز توافقی را که متضمن عقب نشینی یا پذیرش شکست باشد، نخواهد پذیرفت. او باید متقاعد شود که ایالات متحده آماده است مشروعیت نظام جمهوری اسلامی ایران را به رسمیت بشناسد و به آن احترام بگذارد. امریکا باید به گونه ای رفتار کند که آیت الله خامنه ای یقین پیدا کند کاخ سفید در پی تغییر رفتار خود است، نه تغییر رژیم ایران».

بنابراین، بررسی عملکرد آیت الله خامنه ای پس از دو دهه، نشان می دهد که ایشان علی رغم تنوع و پیچیدگی توطئه های دشمنان انقلاب، در ادامه راه امام خمینی و افزايش توانمندي و کارآمدي نظام جمهوری اسلامی، موفق بوده است. او امروز، رهبري وزین و هوشيار برای نظام اسلامی و تکیه گاهی امین و صادق برای توده هاي مردم بشمار می رود.

و) اندیشه سیاسی مقام معظم رهبري

1. موضوع سیاست

متفکران سياسی معاصر با پیروی از تفکر غربی، عموماً موضوع سياست را مطالعه پديده دولت يا فن زمامداری و حكومت كردن  و یا مطالعه قدرت و روابط مبتنی بر اقتدار می دانند .

در نگاه مقام معظم رهبری عنصر هدايت و اصلاح جامعه جای قدرت را می گيرد و سياست، قدرت و حكومت اسلامی با هدف هدايت مردم اجرا می شودتا آنها از ظلمت جهل و نادانی و گمراهی به سوی نور و هدايت رهنمون شود.

2. نسبت دين و سياست

در انديشه آیت الله خامنه ای نسبت دين و سياست امری درون دينی دانسته شده است و اعتقاد بر آن است كه اگردين اسلام به درستی شناخته شود، تصور جدايی آن از سياست، غيرممكن می نمايد و كسانی كه تلاش می كنند دين را از ورود به سياست منع كنند و يا كسانی كه ورود دين را به سياست دنيايی كردن دين تفسير می كنند هر دو به بيراهه می روند و خواسته يا ناخواسته جامعيت و جاودانگی اسلام را مورد ترديد قرار می دهند. با همين پيش فرض ايشان تز جدايی دين از سياست را با عنوان «شبهه»،از مظاهر «شرك»  و «توطئه ضد دينی»  ياد می كنند.

3. قانون

مقام معظم رهبری با اشاره به فلسفه واهمیت قانون و منطق زندگی اجتماعی که بر پایه منافع جمعی استوار است؛ اصل قانون و رعایت آن را ضروری دانسته و بر این باورند که حتی قانونِ بد بهتر از بی قانونی و نقض قانون است و رعایت قانون همواره و بر همگان لازم است.

4. عدالت

در نگاه رهبری «عدالت در بنيان عالم و آفرينش نقش اساسی دارد؛ يعنی سنت آفرينش، عدل است. و هر نظام اجتماعی اگر به دنبال اين سنت طبيعی و قانون الهیِ آفرينشی حركت كرد، ماندگار است، موفق است، كامياب است. كاميابی انسان، در وقتی است كه خود را تطبيق بدهد با قوانين آفرينش، با سنتهای الهی، كه تغيير و تبدّل ناپذير است. عدالت بنابراين يك ريشه ی تكوينی و طبيعی دارد در مجموع آفرينش».

آیت الله خامنه ای عدالت انسانی را به گونه های مختلف فردی، اجتماعی   ، و سیاسی تقسیم نموده یکی از فلسفه های مهم حکومت دینی را بسط عدالت اجتماعی می دانند.  و ازعدالت به عنوان دشوارترین میدان مجاهدت و مشکل ترین کار یاد می کنند.  در دستگاه اندیشگی ایشان اندیشه جدایی دین از سیاست بزرگ ترین مانع فهم و اجرای عدالت در همه عرصه های زندگی است.

5. آزادی

ایشان در تعریف نسبتاَ جامعی آزادی را چنین بیان می کنند: «آزادی يعنی رها شدن از قيد و بند طاغوتها و امكان حركت و پرواز به سوی سرمنزل انسانيت كه تعالی معنوی و الهی است. البته شكل كامل اين آزادی و رهايی جز در يك نظام عادلانه ی اجتماعی از لحاظ اقتصادی و از همه جهت ممكن نيست».

ایشان با اشاره به ماهیت آزادی در اسلام به آزادی درونی و معنوی انسان ها اشاره نموده ونقش آن را در آزادی سیاسی اساسی می دانند و این را فارق اساسی ميان نظر اسلام و مكاتب غربی  در باب آزادی به حساب می آورند.

مقام معظم رهبری با آن نگاه مفهومی به آزادی واشاره به موانع آن، در همه عرصه ها، با رویکردی بنیادی به مقوله حقوق شهروندي و آزادی سیاسی تصریح دارند که : «ما به آزادي معتقديم. اعتقاد ما به آزادي و تامين حقوق شهروندي در مسائل اجتماعي هم ريشه دارد و داراي مبناي ديني است»

6. ولايت

آیت الله خامنه ای با اشاره به مدل مطلوب حكومت اسلامی در قالب «ولايت» بر این باورند که مسأله ولايت و حكومت در اسلام مسأله اساسی و مهمی است . ایشان معنای عام ولايت را پيوستگی و به هم تنيدگی دو چيز و کاربرد خاص آن را پيوستگی مردم يك جامعه با رهبر و امام خود می دانند.

ايشان با عنايت به مفهوم خاص ولايت، جامعه ولايی را دارای ارگانيسمی منسجم و متحد و مؤتلف معرفی می كنند كه براساس مبانی اعتقاد توحيدی با جاذبه های درونی قوام يافته است و شرك گريزی و كفرستيزی از ويژگيهای بارز آن است.   در حكومت ولايی حاكم اسلامی با مردم ارتباطات فكری، عقيدتی، عاطفی، انسانی و محبت آميز دارد و مردم به او علاقه مندند. نوع رابطه مردم و ولی امر مسلمين همچون ريسمان محكم و به هم تابيده شده است كه جدا كردن آن به آسانی امكان پذير نيست.

مقام معظم رهبری تأكيد می كنند «آن كسی كه اين ولايت را از طرف خداوند عهده دار می شود بايد نمونه ضعيف و پرتو و سايه ای از آن ولايت الهی را تحقق بخشد و نشان بدهد خصوصيات ولايت الهی را داراست

ايشان چند ويژگی اساسی در رابطه با حاكم و والي ذكر می كنند که به اختصار عبارت است از:

1- ولايت در اسلام ناشی از ارزشهاست. مثلاً عدالت از جمله شرايط ولايت است اگر اين شرط تأمين شد ولايت يك چيز آسيب ناپذير است
2- ولايت يك مفهوم مردمی است، بلكه مردمی ترين نوع حكومت است
3- ضمانت اجرايی اين حكومت درونی است
4 – ولايت يعنی حاكميت انسانهای پارسا، انسانهای مخالف با شهوات نفس خودشان.
5 -حاكم و والی از نظر قانون با ديگران مساوی است

در كنار شرايط ايجابی ولايت، در انديشه سياسی مقام معظم رهبری شرايط سلبی نيز وارد شده كه بخشی از آن به شرح ذيل است:

1- ولايت به هيچ وجه سلطنت نيست و والی نيز سلطان نيست
2- هر حكومتی كه ارتباط تنگاتنگ و محبت آميز با مردم نداشته باشد ولايت نيست
3- اگر رابطه حاكمان و مردم براساس ترس و رعب و خوف باشد ولايت صادق نيست
4-اگر منشأ قدرت كودتا باشد ولايت صادق نيست.
5- اگر خاستگاه قدرت وراثت و جانشينی نسبی باشد ولايت صادق نيست 
6- اگر كسی ارتباط با مردم را بدون داشتن آن معيارهای واقعی احراز بكند باز هم ولايت صادق نيست
7 – ولايت برای والی و تشكيلات حكومتی طعمه نيست ابزار است
8 – معنای ولايت محجوريت مردم و قيموميت بر آنها نيست
7. ولايت فقيه

مقام معظم رهبری ولايت فقيه را نوع خاصی از حكومت می دانندكه متمايز از همه حكومت های موجود در دنياست  اصل ولايت فقيه يعنی ايجاد ميليونها رابطه دينی ميان دل های مردم با محور و مركز نظام - بحث شخص در ميان نيست بحث هويت و معنا و شخصيت در ميان است.  همه راههای اصلی نظام به مركز ولايت نقطه درخشان نظام اسلامی ختم می شود. 

ايشان اصل ولايت فقيه را «حكم شرعی» می دانند كه «عقل» نيز آن را تأييد می كند مشروعيت آن دينی و به واسطه امضای شرع است. اما در انتخاب مصداق آن معتقد به «طريق عقلائی» هستند و به شيوه انتخابی كه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران آمده است استناد می كنند. 

8. مردم سالاری دينی

در انديشه مقام معظم رهبری، مردم سالاری دينی مفهوم مركبی از دو جزء«مردم سالاری» و «دينی» نيست بلكه حقيقت واحد درون دينی است كه فقط در چارچوب مسائل دينی قابل تعريف است. ايشان با تمايزگذاری بين مردم سالاری دينی و دموكراسی غربی می فرمايند: «مردم سالاری دينی به معنای تركيب دين و مردم سالاری نيست، بلكه يك حقيقت واحد و جاری در جوهره نظام اسلامی است، چرا كه اگر نظامی بخواهد بر مبنای دين عمل كند بدون مردم نمی شود، ضمن آن كه تحقق حكومت مردم سالاری واقعی هم بدون دين امكان پذير نيست». 


ز) آیت الله خامنه ای در کلام امام

به یقین، گلی که در بوستان امام خمینی قدس سره پرورش یافته است را کسی بهتر از باغبانش نمی‌شناسد و عطر کلام او که چنین گلی را به انقلاب اسلامی، مسلمانان و مستضعفان جهان هدیه کرده است، شیرین‌تر و دلنوازتر است و به همین دلیل، در آیینه کلام امام، که به مناسبت‌های مختلف، به رغم سیره و روش خود که افراد را در حیاتشان نمی ستودند الا به ندرت، پاره ای از برجستگی های شاگرد صالح خود را چنین بر شمرده اند: بازوی توانای جمهوری اسلامی، خورشید روشنی بخش، از سلاله رسول اكرم و خاندان حسين بن علی، سربازی فداكار در جبهه جنگ، معلمی آموزنده در محراب، خطيبی توانا در جمعه و جماعات، راهنمايی دانشمند و متفکر، دلسوز در صحنه انقلاب، خدمتگزار اسلام و ملت ، طرفدار قشر مستضعف، مصداق آیه «اشِدَّاءُ عَلَی الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ » و...

ح) آیه الله خامنه ای از زبان اندیشمندان

شخصیت آیه الله خامنه ای مورد توجه بسیاری از عالمان، اندیشمندان و شخصیت های سیاسی برجسته جهان واقع شده و ایشان را به ویژگی هایی چون مایه دلگرمی و امیدواری ملت، ذخیره الهی، قائد ولّی وفّی و رائد سائس حفّی، افتخارکل مسلمانان، شخصیتی سیاسی در اوج قداست، هوشمندترین سیاستمدار، حکیم و دانشمند، مسلط به مسائل روز

ط) دیگر ویژگیها

افزون بر آنچه گفته آمد ویژگی‌های برجسته‌ای در رابطه با مقام معظم رهبری قابل طرح است که این مختصر را مجال آنها نیست، از این رو پاره‌ای موارد را به اشاره بیان و تفصیل آن را به مجالی دیگر می‌سپاریم:
اقتدار و نفوذ کلام، اهتمام به ورزش، اهتمام جدی نسبت به جوانان، راهنمایی و هدایت آنان با توجه به موقعیت و نظر داشت شرایط و نیازهای آنان، توجه و اهتمام فوق العاده نسبت به دانشگاهیان و برقراری رابطه صمیمی و گفتگوی پیوسته با آنان.
درابعاد مدیریتی ایشان نیز نکات چندی در خور توجه است از جمله: مردم مداری، مشورت، قاطعیت و صلابت در عین نرمی و ملاطفت، حزم و دوراندیشی، مصلحت نگری همراه با تحفظ بر مبانی، عزت و اقتدار در سیاست خارجی، رعایت حدود الهی در برخوردهای دیپلماسی، اطّلاع از واقعیّات جامعه و کسب مستمراطلاعات از مجاری متعدد.
 

بازدید 2213 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « فصل چهارم: جمهوری اسلامی

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

دشمن شناسی
قرآن : وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ ...  ( سوره فرقان ، آیه 31 )ترجمه :  و اينگونه براي هر پيامبري دشمني از مجرمان قرار داديم.... حدیثامام علی (ع) : لا تستصغرنّ عدوّاً و ان ضعف (غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 273)ترجمه : دشمن را کوچک مشمار، هر چند ضعیف باشد.

ادامه مطلب