ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالخلافت و امامت در کلام اسلاميامامت، مهم ترين جايگاه بحث هاي کلامي

امامت، مهم ترين جايگاه بحث هاي کلامي

منتشرشده در خلافت و امامت در کلام اسلامي دوشنبه, 04 شهریور 1392 18:22
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

امامت، مهم ترين جايگاه بحث هاي کلامي

بحث و گفت و گو درباره ي خلافت و امامت، يکي از مهم ترين و ديرين ترين بحث ها و گفت و گوهايي است که در جهان اسلام، پس از رحلت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله ميان مسلمانان مطرح شده است.

 

اگرچه پيش از اين مسئله، درباره ي مسائل ديگري اختلاف نظر پيدا شد، امّا اختلاف در فلسفه ي امامت و خلافت، داراي ويژگي هاي بي مانندي بود. عبدالکريم شهرستاني، پس از اشاره به پاره اي از اختلافات و مباحثه هايي که به هنگام رحلت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله و پس از آن، ميان مسلمانان رخ داد، مي گويد:
پنجمين اختلاف آنان - که بزرگ ترين اختلاف ميان امّت اسلامي به شمار مي رود - اختلاف شان درباره ي امامت بود؛ زيرا، درباره ي هيچ يک از قواعد ديني، در هيچ زماني، چنان نزاع و ستيزي که درباره ي امامت در گرفته است، رخ نداده است.

وي، آن گاه به ماجرايي که در سقيفه ي بني ساعده اتّفاق افتاد، اشاره کرده، گفته است:

مهاجران و انصار، درباره ي امامت، اختلاف کردند. انصار گفتند: «اميري از ما و اميري از شما، عهده دار امر خلافت و امامت گردد.» و سعد بن عباده را - که بزرگ و رهبر آنان بود - از طرف خود پيشنهاد کردند. در اين هنگام، ابوبکر و عمر، وارد سقيفه شدند.

عمر که از پيش، مطالبي را در نظر گرفته بود تا در آن جمع و درباره ي امامت ايراد کند، مي خواست سخن بگويد، ولي ابوبکر مانع شد و خود به سخنراني پرداخت و پس از حمد و ثناي خداوند، مطالبي را ايراد کرد.

عمر مي گويد: «او، همان چيزهايي را گفت که من در نظر داشتم بگويم. گويا، او، از غيب آگاه بود. پس از پايان يافتن سخنان ابوبکر و قبل از آن که انصار مطلبي بگويند، من با ابوبکر بيعت کردم، و مردم نيز با او بيعت کردند و در نتيجه، آتش فتنه خاموش شد.

جز اين که بيعت با ابوبکر، کاري شتاب زده و دور از تدبير بود که خداوند، مسلمانان را از شرّ آن حفظ کرد. پس اگر فردي ديگر، آن را تکرار کند، وي را بکشيد. پس، هرگاه فردي بدون مشورت با مسلمانان با فرد ديگري بيعت کند، آن دو، خود را به هلاکت افکنده اند، و قتل شان واجب است.».

شهرستاني، آن گاه به تبيين اين مطلب پرداخته است که «چرا انصار بيعت با ابوبکر را پذيرفتند و از پيشنهاد خود مبني بر اين که هر يک از مهاجران و انصار، رهبري داشته باشند، دست برداشتند؟». او مي گويد:

انصار، بدان جهت از پيشنهاد خود منصرف شدند که ابوبکر از پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله روايت کرد که آن حضرت فرمود: «الأئمّة من قريش؛ رهبران امّت اسلامي، از قريش اند.».

آن گاه افزوده است:
اين، بيعتي بود که در سقيفه واقع شد. آن گاه، مردم به مسجد آمدند و با ابوبکر بيعت کردند، جز گروهي از بني هاشم، و ابوسفيان از بني اميه، و اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب عليه السلام که به تجهيز بدن پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله و تدفين او مشغول بود و در اين منازعه شرکت نداشت. (1).

اينک، ما، در پي تحليل و بررسي ماجراي سقيفه ي بني ساعده نيستيم، غرض از نقل اين مطلب، بيان اهمّيّت مسئله ي امامت و خلافت از ديدگاه مسلمانان صدر اسلام است.

اين که انگيزه ي شرکت کنندگان در سقيفه چه بود، در نتيجه ي ياد شده، تفاوتي ايجاد نمي کند؛ زيرا، خواه، انگيزه ي آنان را حفظ اسلام و جلوگيري از فتنه هاي احتمالي که اسلام و مسلمانان را تهديد مي کرد، بدانيم و خواه، مسئله ي مقام و رياست و نظاير آن، در هر دو صورت، رفتار آنان، گوياي اين حقيقت است که خلافت و امامت، مسئله اي مهم و اساسي است و از مسايل محوري در جهان اسلام به شمار مي رود.

شرکت نکردن امام علي عليه السلام در سقيفه و وارد نشدن در آن اختلاف، يکي، بدان جهت بود که وي، حفظ حرمت پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله را در آن زمان بر هر امر ديگري ترجيح مي داد و بر آن بود که در آن فاصله ي کوتاه، مسلمانان را خطري تهديد نخواهد کرد، و ديگري، اين که به اعتقاد او، پيامبر اکرم صلي الله عليه وآله در حيات خود، براي چنين مسئله ي مهمّي چاره انديشي کرده و جانشين خود را در فرصت ها و مناسبت هاي مختلف - مانند غدير خم - تعيين کرده است.

بحث درباره ي امامت و خلافت، صرفاً، يک بحث تاريخي نيست تا در شرح و تبيين يک رخداد مهم در تاريخ اسلام خلاصه شود؛ زيرا، امامت، اَبعاد و زواياي مهم ديگري نيز دارد. اين مسئله، با حيات فکري، اعتقادي، اخلاقي، اجتماعي، سياسي امّت اسلامي، رابطه اي استوار و تعيين کننده دارد. جايگاه مهم و برجسته ي بحث امامت در تفکّر و تعاليم اسلامي از همين ابعاد اساسي و سرنوشت ساز آن، ناشي مي شود. با تبيين ماهيّت امامت، اين مسئله، روشن تر خواهد شد.

در اين جا يادآوري اين نکته لازم است که شيعه، امامت را از اصول دين و عقايد اسلامي مي داند، ولي معتزله و اشاعره و ديگر مذاهب کلامي، آن را از فروع دين و احکام عملي اسلام مي شمارند. ريشه ي اين دو ديدگاه، اين است که از نظر شيعه، نصب و تعيين امام، از شئون خداوند است و در تعيين امام، به «انتصاب» قائل است، ولي مذاهب ديگر، نصب و تعيين امام را از شئون و وظايف مکلّفان مي دانند و در تعيين امام، به «انتخاب» معتقد هستند.

در بحث هاي آينده، در اين باره، بيش تر سخن خواهيم گفت، يادآوري آن در اين بحث، براي بيان اين مطلب است که دو ديدگاه ياد شده، در لزوم امامت و اهمّيّت آن، اختلافي ندارند؛ زيرا، از فروع ديني بودن، سبب نمي شود که مسئله اي اهمّيّت اش کم باشد. نماز، از فروع دين است، ولي اين امر، با جايگاه مهم آن در آيين اسلام، منافات ندارد.

البته، اعتقاد به اين که امامت در زمره ي اصول عقايد ديني قرار دارد، منزلت و جايگاه بهتري را به مسئله ي امامت مي بخشد.

 

پی نوشت ها


(1). ملل و نحل، شهرستاني، ج 1، ص 24، طبع لبنان، دارالمعرفة.

بازدید 2350 بار
محتوای بیشتر در این بخش: حقيقت امامت »

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب