ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالحكومت اسلامى در چشم انداز ماپيش گفتار

پيش گفتار

منتشرشده در حكومت اسلامى در چشم انداز ما شنبه, 02 شهریور 1392 19:03
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

اهداف حاكمان اسلامى‏

الّذين إن مكّناهم في الأرض أقاموا الصّلوة و آتوا الزّكوة و أمروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و للّه عاقبة الأمور.
 (سوره حج، آيه 41)
 «آنان كه هرگاه در زمين به آنان قدرت بخشيديم، نماز را برپا مى‏دارند، و زكات مى‏دهند، امر به معروف و نهى از منكر مى‏كنند پايان همه كارها از آن خداست»

 پيش‏گفتار
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم‏

بحث درباره شيوه حكومت اسلامى، شاخه‏اى از مباحث مربوط به امامت و پيشوايى پس از درگذشت پيامبر گرامى صلى اللّه عليه و اله و سلم است و در حقيقت يكى از لازم‏ترين و ضرورى‏ترين بحث‏هاى كلامى مى‏باشد. از اين جهت اين نوشته جزء سلسله بحث‏هاى كلام منتشر مى‏شود.
دانشمندان بزرگ شيعه، پيرامون شيوه حكومت پس از عصر پيامبر اسلام، كتاب‏هاى سودمندى نوشته و منتشر كرده‏اند و همگى به اتفاق آرا، نظر داده‏اند كه پس از رحلت پيامبر گرامى صلى اللّه عليه و اله و سلم طرح حكومت اسلامى طرح «تنصيصى» بوده است نه «انتخابى» و «گزينشى»، يعنى حاكم اسلامى، و رئيس دولت را، بايد خدا، تعيين كند و امت در تعيين رهبر اختيارى ندارد.
آنان با دلايل روشن و قاطع ثابت كرده‏ اند كه عالى‏ترين و صالح‏ترين حكومت در جهان، حكومتى است كه رئيس آن از جانب خدا تعيين گردد، و امت در انتخاب او، نقشى نداشته باشند.
همچنان كه ثابت كرده‏اند مصالح عالى اسلام و جامعه‏ اسلامى در آن روز ايجاب مى‏كرد، كه شيوه حكومت، به صورت «تنصيصى» و «انتصابى» باشد نه انتخابى و گزينشى، و گوشه‏اى از اين مصالح را در امور زير مى‏توان خلاصه كرد:
1. آيا رشد عقلى و علمى جامعه اسلامى در آن روز به پايه‏اى رسيده بود كه بتواند بزرگ‏ترين ميراث الهى (دين) را از گزند حوادث يعنى از تحريف خائنان، از بروز مكتب‏هاى باطل و متضاد كه هر كدام براى خود از قرآن و حديث، دليل دارند، و ... صيانت كند؟ يا اين‏كه براى صيانت دين، نگهبان و مراقبى لازم بود كه اصول و فروع و معارف و عقايد آن را از تحريف و تأويل حفاظت نمايد؟ و به عنوان محور حق و باطل شناخته شود و شناخت چنين فردى نگهبان و مراقب كه از تربيت الهى برخوردار بود، و جز با تعيين امكان پذير نيست.
2. آيا اطلاعات و آگاهى امت از كتاب و سنت و فروع و اصول و كليه نيازمندى‏هاى انسان تا روز رستاخيز به حدى رسيده بود كه آنان را از وجود امام معصوم و مطلع كه علم و عصمت او بسان علم و اطلاع و عصمت پيامبر باشد، بى‏نياز سازد، يا پس از درگذشت پيامبر اكرم صلى اللّه عليه و اله و سلم به چنين امام آگاه و معصوم نياز شديدى داشتند؟
3. آيا رشد فكرى و قدرت دفاع منطقى امت از حريم عقايد به پايه‏اى رسيده بود كه از حريم اسلام دفاع كنند و به سؤالات و مناقشات يهود و نصارى پاسخ بگويند؟
4. آيا در يك جامعه قبيله‏اى (كه مردم از خود رأيى ندارند، بلكه تابع شيخ و رئيس قبيله هستند به گونه‏اى كه اگر رئيس رأى داد، همه بدون چون و چرا رأى مى‏دهند)؛- در چنين جامعه‏اى- دموكراسى معنى دارد كه پيامبر بعد از وفات خود حكومت را به مردم واگذار كند تا با حريّت و آزادى، رهبر خود را انتخاب كنند يا براى چنين جامعه‏اى تعيين رهبر آن هم از طريق پيامبر معصوم كه از خدا الهام مى‏گيرد؛ مقرون به صواب و واقع‏بينى است؟
5. هنگامى كه پيامبر صلى اللّه عليه و اله و سلم چشم از جهان پوشيد، مثلث خطر، نظام اسلامى را تهديد مى‏كرد.
1. امپراتورى ايران از جانب شرق‏
2. امپراتورى روم از جانب غرب‏
3. ستون پنجم يعنى منافقان در داخل‏
اين از يك طرف، از طرف ديگر واگذارى تعيين حاكم به مردم، و اين‏كه مردم پس از درگذشت رهبر بزرگ، از طريق مراجعه به آرا، رهبر تعيين كنند، خود مشكل‏زا و اختلاف‏انگيز بود.
در اين صورت، مصالح اسلام و حفظ وحدت كلمه مسلمانان، و بسيج كردن همگان براى دفاع از خطرات داخلى و خارجى، ايجاب مى‏كرد كه با تعيين رهبر به اختلاف احتمالى پايان بخشد، تا آنان فقط با يك مشكل روبه‏رو شوند و آن خطر هجوم‏ دشمن، و مشكل دوم، آنان را به خود مشغول نسازد و دچار اختلاف داخلى نشوند.
روى اين علل و مصالح، دانشمندان شيعى، حكومت اسلامى را پس از پيامبر، كاملا تنصيصى تلقى كرده‏اند كه امت در قبول و رد رهبر دينى و جانشين پيامبر، اختيارى ندارند. «1»

شيوه حكومت در عصر غيبت‏

سخن در اين رساله فشرده درباره طرح حكومت اسلامى در دوران وجود امام معصومم و منصوص از جانب خدا نيست، بلكه سخن درباره زمانى است كه امام معصوم در پس پرده غيبت به سر مى‏برد و به عللى دسترسى به وى امكان پذير نيست، در اين دوران بايد ديد شيوه حكومت اسلامى چگونه است؟
آيا مى‏توان گفت كه اسلام پيرامون همه چيز سخن گفته است ولى درباره شيوه حكومت اسلامى در عصر غيبت امام، سخن نگفته است؟
آيا احكام و حقوق اجتماعى و سياسى و قوانين جزايى و كيفرى آن منسوخ شده است؟
يا اين‏كه به حكم جاودانى بودن آيين اسلام تا روز رستاخيز، احكام آن باقى و جاودانى است اگر راستى به خاتميت و جاودانى بودن اين آيين، ايمان داريم بايد مسئول اين احكام را در زمانى كه امام منصوصى از جانب خدا در دسترس نباشد، بشناسيم.
مسأله رهبرى در اسلام و تعيين شيوه حكومت از بحث‏هاى لازم و ضرورى است كه بدون روشن شدن اين نقطه در دو عصر (عصر حضور امام، و عصر غيبت او) نمى‏توان واقعيت جاودانى اين آيين را لمس و درك كرد زيرا آيينى مى‏تواند ابدى و جاودانى باشد كه ضامن اجراى جاودانى داشته باشد، و بدون چنين ضمانت اجرايى، وضع قانون به شكل ابدى كارى لغو و بيهوده است.
جاى تأسف است كه در طول قرون درخشان تاريخ اسلامى، درباره تمام موضوعات، كتاب‏هاى فراوانى نوشته شده است حتى درباره فضايل و مناقب خلفايى مانند معاويه و يزيد و خلفاى بنى‏عباس و كنيزان و غلامان و مجالس شب‏نشينى و شرابخوارى آنان با زنان طناز و ماهرو و ... كتاب‏هاى گوناگونى به رشته تحرير درآمده است «2» ولى هرگز درباره شيوه حكومت اسلامى و احكام و وظايف حاكم و ديگر مباحث مربوط به زمامدارى، كتاب جامع و كافى تأليف نگرديده است.
در ميان دانشمندان اهل تسنن، برخى كه داراى انديشه‏اى بلند و از نويسندگان پرشور و هدفى بوده‏اند، در قرون نخست اسلامى، كتاب‏هايى در اين زمينه نوشته‏اند كه مى‏تواند شيوه‏هاى حكومت جارى آن زمان را روشن سازد «3» نه واقعيت حكومت اسلامى و شيوه‏هاى راستين آن را.
دانشمندان شيعه كه پيوسته در اقليت و تقيه به سر مى‏برده‏اند كمتر به اين مسأله پرداخته‏اند، اگر هم خواسته ‏اند به مسائل مربوط به حكومت وارد شوند موضوعاتى از قبيل «جوايز سلطان جائر»، «تصدى از جانب حاكم ستمگر»، را عنوان كرده‏ اند تو گويى مقدر است كه پيوسته ظالم بر ما حكومت كند و هيچ‏گاه نبايد به فكر طرح حكومت عادل و دادگر باشيم كه حكومت او مورد رضاى خدا باشد تا به بيان خصوصيات و شرايط آن بپردازيم.
پيروان امامان معصوم عليهم السّلام به نام شيعه امامى، پيوسته در دل جوامع اسلامى به صورت يك اقليت ستمديده زندگى مى‏كردند.
حكومت‏ها از وجود عالمان و محققان اين گروه كمك نمى‏گرفتند، زيرا از نظر فكرى با آنها موافق نبودند.
از آنجا كه پيوسته از طرف حكومت‏ها در فشار بودند و اميدى به تشكيل حكومت مورد علاقه خود نداشتند،- لذا- كمتر به مسائل حكومتى پرداخته و بيشتر به بيان وضع موجود و تكاليف خود در برابر حكومت‏هاى جائر مى‏پرداختند. از اين جهت اين بخش از فقه شيعه از رشد قابل ملاحظه‏اى برخوردار نيست هرچند جسته و گريخته در لابلاى فقه اشاراتى به مسائل حكومت اسلامى هست.
در اين فاصله هرچند در برخى از نقاط، دولت‏هاى شيعى تأسيس گرديد مانند دولت حمدانى‏ها و فاطمى‏ها و ... ولى چون پايه‏گذاران برخى از آنها اثناعشرى نبودند، و برخى ديگر دولت مستعجل داشت، انديشمندان شيعه توفيق نيافتند كه پيرامون حكومت اسلامى و ضوابط و ويژگى‏هاى آن به بحث و گفتگو بپردازند.
برخى از اميران مغول مانند «خدابنده» رسما از مذهب شيعه ترويج مى‏كردند، و اصرار مى ورزيدند كه علماى شيعه را از اقطار جهان دور خود گرد آورند- مع الوصف- هيچ‏يك از اين حكومت‏ها رنگ و قيافه حكومت اسلامى نداشت.
در آغاز، قرن دهم با ظهور دولت صفويه جامعه شيعه در كشور پهناور ايران از قدرت فوق‏العاده‏اى برخوردار گرديد و تشيع مذهب رسمى مملكت اعلام شد. مع الوصف، در هيچ‏يك از اين‏
دوره‏ها انديشمندان شيعه پيرامون حكومت اسلامى، به بحث و گفتگوى جامع كه پاسخگوى همه پرسش‏ها باشد، نپرداختند.
رسوبات انزواى قرون گذشته سبب شد كه آنان حتى در موقع بط قدرت به فكر احياى ضوابط و معيارهاى حكومت اسلامى نيفتند، و براى تشكيل دولت صددرصد اسلامى قيام نكنند، و شايد هم احساس مى‏كردند كه اگر با قدرت‏هاى موجود، درگير شوند، و اصرار ورزند كه آنان بر طبق موازين و معيارهاى اسلامى رفتار نمايند همين حكومت موقت كه حافظ شعار و آرم تشيع هست نيز دستخوش حوادث شود و از بين برود و سرانجام كار به جنگ داخلى، و خونريزى بكشد.

قرن چهاردهم اسلامى، قرن آزادى ملت‏ها

قرن چهاردهم اسلامى، عصر طلوع خورشيد آزادى بود. در اين قرن، ملت‏هاى در بند، به تدريج آزاد شده و آزداى و استقلال خود را باز يافتند هرچند اين آزادى‏ها به حد كمال خود نرسيده بكله در مسير شكوفايى قرار گرفته است.
كوشش‏هاى ثمربخش مجاهد بزرگ مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادى و موضع‏گيرى‏هاى سرسختانه وى در قبال حكومت‏هاى غربى، شرق و شرقيان را تكان داد، و سبب شد كه ملل اسلامى، به سوى ارزش‏هاى راستين آيين خود باز گردند، و به عمر حكومت‏هاى‏ خودكامه، خاتمه بخشيدند و به فكر تأسيس حكومت‏هاى اسلامى افتادند.
در آغاز قيام ملت شريف ايران براى تبديل استبداد به مشروطيت، فقيه بزرگ اسلام، مرحوم آية اللّه نائينى كتاب ارزنده ‏اى درباره حكومت اسلامى نوشت و در سال 1327 قمرى برابر با 1288 شمسى، به نام «تنبيه الامة و تنزيله الملّه» منتشر ساخت و مراجع بزرگ اسلام مانند مرحوم آية اللّه خراسانى، و آية اللّه مازندرانى بر آن تقريظ نوشتند.
چيزى نگذشت كه بار ديگر، استبداد، چهر كريه خود را نشان داد، و حكومت نيم‏بند مشروطه به ديو استبداد تبديل گرديد. و از اميدها و آرزوها كاست.
در اواخر اين قرن، قيام شجاعانه و قاطعانه رهبر بزرگ انقلاب اسلامى، مرجع بزرگوار اسلام حضرت آية اللّه العظمى امام خمينى- دامت بركاته- سبب شد كه بار ديگر بارقه اميد و آزادى در دل‏ها جرقه زند، و ملت شريف ايران براى به دست آوردن حقوق انسانى و اسلامى خود قيام كند، و خواستار برقرارى حكومت اسلامى گردد.
پيش از پياده كردن طرح، آشنايى به خطوط اساسى آن، از واجبات و ضروريات بود، از اين جهت استاد بزرگوار هنگام اقامت خود در «نجف اشرف» كتابى پيرامون حكومت اسلامى، نوشت و منتشر ساختند، و ديگران را براى تشريح مباحث مربوط به حكومت‏ اسلامى تشويق فرمودند.
پس از انقلاب اسلامى و كمى پيش از آن، از طرف افراد با فضيلت، در اين زمينه طرح‏هايى ارائه گرديد كه هركدام مى‏تواند، بعدى از ابعاد حكومت اسلامى را، روشن سازد.
اينك نگارنده نيز در اين صفحات به اتكاى آيات و احاديث و تجزيه و تحليل‏هاى عقلى، طرحى را ارائه مى‏دهد كه شايد داراى نكات قابل توجهى باشد كه به ضميمه ديگر طرح‏ها، بتواند نيمرخى از سيماى حكومت اسلامى را ترسيم كند. در اين طرح ممكن است كاستى‏ها وجود داشته باشد. اميد است كه با تذكر دوستان انديشمند برطرف گردد. نگارنده براى پذيرش هر نوع انتقاد، آماده است. «5»
20/ 2/ 58 قم- حوزه علميه جعفر سبحانى‏

پی نوشت ها
__________________________________________________

 (1). براى آگاهى از اين علل و مصالح به كتاب «پيشوايى از نظر اسلام» از همين قلم، صفحات 49- 147 مراجعه بفرماييد.
 (2). از باب نمونه به كتاب (الاغانى فى أنواع الألحان و الأصوات) نگارش ابو الفرج على بن الحسين، محمد اصفهانى بغدادى كه در 356 درگذشته است؛ مراجعه كنيد.
 (3). مانند الأحكام السلطانيه، تأليف ابو الحسن على بن محمد ماوردى متوفاى سال 450، اين كتاب براى بار دوم در سال 1386 ق چاپ شده است.
 (4). مانند الأحكام السلطانيه، تأليف ابو الحسن على بن محمد ماوردى متوفاى سال 450، اين كتاب براى بار دوم در سال 1386 ق چاپ شده است. الأحكام السلطانيه، نگارش ابو يعلى محمد بن الحسين الفراء، متوفاى سال 458 ق.الاموال، نگارش حافظ ابو عبيده قاسم بن سلام، متوفاى سال 224، كه در سال 1388 ق منتشر شده است.
 (5). نويسنده پس ازاين رساله بحث‏هاى گسترده‏اى پيرامون حكومت اسلامى انجام داده‏و به دو زبان منتشر شده است: «معالم الحكومة الإسلامية» به قلم آقاى خوشنويس‏و «مبانى حكومتى اسلامى» به قلم آقاى الهامى.

بازدید 2151 بار
محتوای بیشتر در این بخش: « طرح هاى سه گانه براى حكومت اسلامى

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

تشکل های سیاسی مطمئن و اصولی
پیام هفتهقرآن : لَا تَجِدُ قَوْمًا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ يُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَلَوْ كَانُوا آبَاءهُمْ أَوْ أَبْنَاءهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِيرَتَهُمْ أُوْلَئِكَ كَتَبَ فِي قُلُوبِهِمُ الْإِيمَانَ وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ (سوره مجادله، آیه 22)ترجمه: قومى را نيابى كه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند [و] كسانى را كه با خدا و رسولش مخالفت كرده‏اند هر چند پدرانشان يا پسرانشان يا برادرانشان يا عشيره آنان باشند دوست بدارند در دل اينهاست كه [خدا] ايمان را نوشته و آنها را با روحى از جانب خود تاييد كرده استحدیث: من فارق جماعة المسلمين فقد خل...

ادامه مطلب