فصل دوم: مواسات

فصل دوم: مواسات

مواسات، به معنای مشاركت در زندگی است. «آسيتُه بنفسی» يعنی، او را با خود برابر و يكی دانستم.[1] و مواسات، به اين معنا، از «آسی، يؤاسی» گرفته شده و با كلمه «اسوة» هم خانواده است.[2] البته، بعضی، آن را از «اساه، يأسوه» دانسته اند كه به معنای مداوا است.[3]
لغت شناسان فارسی زبان نيز آن را غمخواری و ياری و همدردی معنا كرده اند.[4]

مواسات، وظيفه ای همگانی

از گفتار و رفتار پيشوايان دينی استفاده می شود كه «مواسات» يك وظيفه همگانی در جامعه اسلامی است. جملاتی كه از آن بزرگواران در توصيه به اين ارزش اخلاقی نقل شده، به صورت يك قاعده كلّی بيان شده است.

جمله معروف «آن چه را كه برای خود می پسندی، برای ديگران هم بپسند و آن چه را كه برای خود نمی پسندی، برای ديگران هم مپسند» كه با تعابير گوناگونی از امامان معصوم(ع) نقل شده، و قاعده ای كلّی برای هر مسلمانی در جامعه اسلامی است نوعی مواسات است.

مسلمانی كه دوست دارد در رفاه و آسايش زندگی كند، از امكانات كافی برای رشد و تعالی مادّی و معنوی برخوردار باشد، نبايد آن را از برادران مسلمانش دريغ كند. مسلمانی كه فقر و ناداری، ذلّت و نكبت، محروميّت و مظلوميّت را برای خود نمی پسندد، نبايد آن را برای ديگران بپسندد و تحمّل كند.

پيشوايان دينی ما، برای شناخت شيعيان شان، سه نشانه در اختيار مردم قرار داده اند: يكم، مراقبت بر اوقات نماز و به جا آوردن آن ها در آغاز وقت، و دوم، نگهداری اسرار ائمه از دشمنان و سوم، مواسات مالی با برادران مؤمن.[5]

همان طور كه نماز آغاز وقت، مستحب مؤكَّد است، ظاهراً، مواسات مالی، برای عموم مردم نيز استحباب مؤكّد دارد و يك اصل اخلاقی است، امّا اصل مهم و تأثيرگذار در روابط اجتماعی و ارزش های اخلاقی كه ترك آن، چه بسا، پيامد حقوقی نداشته باشد، امّا ترك يك اصل اخلاقی بوده و شخص را مستحق سرزنش ديگران می گرداند.

امام علی(ع) خود، نهايت مواسات را با رسول خدا(ص) داشت و بدان افتخار می كرد[6] و به ابن عباس كه در امارت بصره سهم زيادی از بيت المال به خود اختصاص داده بود، اشكال می كند كه «تو با پسر عمويت مواسات نكردی، با آن كه شايسته تر از ديگران به رعايت اين ارزش اخلاقی با من بودی.».[7]

به نظر می رسد كه مسأله مواسات برای برخورداران از مال و قدرت و امكانات و دولتمردان، يك اصل حقوقی و وظيفه الزامی است، نه صرفاً يك وظيفه اخلاقی. امام علی(ع) می فرمايد:
مِن حقِّ الراعي أنْ يختار لرعيّته ما يختاره لنفسه؛[8]

يكی از وظايف حاكم، آن است كه آن چه برای خود اختيار كرده، برای مردم نيز اختيار كند.

در نظام اسلامی، كسانی كه از مكنت مالی يا قدرت اجتماعی و سياسی برخوردارند، بايد در شؤون مختلف زندگی، بالاخص امور اقتصادی و معيشتی، خود را به طبقات ديگر اجتماع نزديك كنند. در روايات متعدّدی آمده: «هر كه دارای توانايی باشد، ولی نياز برادر مسلمانش را برآورده نسازد، از رحمت خداوند در آخرت محروم خواهد شد.»[9]

امام علی(ع) ثروت مندی را كه با فقرا و مساكين و يتيمان، مواسات و همدردی نمی كرد، شديداً تهديد و سرزنش نمود.[10]

حاكمان و دولتمردان و تكليف الهی مواسات

آن چه مورد بحث ما، در اين فصل است، وظيفه ای است كه حاكمان و دولتمردان، در هر رده ای، نسبت به ضعفا و محرومان جامعه دارند. پيشوايان الهی، هنگامی كه در رأس حاكميّت قرار داشتند، از نظر اقتصادی، همسنگ، فقرا و محرومان جامعه زندگی می كردند، و بر آن تأكيد داشتند و يك لحظه از ياد محرومان و گرسنگان غافل نبودند. يوسف صديق، زمانی كه خزانه دار حكومت مصر بود، از ترس آن كه گرسنگان را فراموش كند، غذای سير نمی خورد.[11]

امام علی(ع) به عاصم بن زياد كه ترك دنيا كرده و در عسرت و سختی به سر می برد، اعتراض كرد كه «چرا به خانواده و فرزندانت رحم نمی كنی؟ خداوند طيّبات را بر شما حلال كرده است! چرا بر خودت سخت می گيری؟». او پاسخ داد كه «لباس شما نيز نامرغوب و غذای تان نامطبوع است.».

حضرت، به او نهيبی زد كه «تكليف من، با تو، متفاوت است! من، مثل تو نيستم، بلكه در جايگاه رهبری جامعه قرار دارم!». آن گاه به عنوان يك اصل كلّی در اين زمينه، وظيفه پيشوايان عدل را تبيين كرده و فرمود:

إنَّ الله فرض علی أئمة العدل (الحق) أنْ يقدّروا أنفسهم بضعفة الناس كيلا يتبّيغ بالفقيرفقره؛[12]
خداوند، بر پيشوايان عدل (حق)واجب كرده كه خود را در حدِّ مردم ضعيف قرار دهند تا فقير، به خاطر فقرش، به هيجان نيايد (و كفران نعمت نكند كه هلاك شود).

امام، درسی ابدی به همه حاكمان و دولتمردان عادل می دهد؛ يعنی اعلام می كند، وظيفه و تكليف الهی آنان است كه با محرومان و ضعفای جامعه، مواسات كنند. حاكمان ظالم كه از موضوع بحث خارج بوده و اساساً حق حاكميت ندارند، اما حاكمان عادل كه شايستگی و اجازه حاكميت بر مردم را دارند، چنين وظيفه سنگينی بر دوش دارند.

از آن جا كه ريشه كن كردن فقر و محروميّت و از بين بردن شكاف طبقاتی، وظيفه حاكم جامعه است و تا جامعه، به اين نقطه مطلوب نرسيده است و عدّه ای طعم تلخ محروميّت را می چشند، حدّاقل وظيفه حاكم، همدردی با آنان است تا فقر و محروميّت بر آنان قابل تحمّل باشد، حتّی در صورتی كه جامعه ايده آل هم تشكيل شود، باز هم همه مردم در يك سطح معيشتی قرار نمی گيرند و حاكم موظَّف است كه در سطح طبقات پايين جامعه زندگی كند.

امام علی(ع) بعضی از فرمانداران خود را به خاطر شركت در ميهمانی های اعيان و اشراف شهر كه فقرا و محرومان در آن حضور نداشتند مورد خطاب و عتاب قرار داد و به آنان گوشزد فرمود كه «امام شما، از دنيا، به دو لباس كهنه و دو قرص نان اكتفا كرده و شما هر چند نمی توانيد مثل او زندگی كنيد، امّا او را در پرهيزكاری و تلاش برای خدمت به مردم و عفت و پاكدامنی و پيمودن راه صحيح، ياری كنيد.».

حضرت، در ادامه، اهمّيّت مسأله مواسات و همدردی با مردم را در عين برخورداری از امكانات و بهره مندی از لذّات دنيا، اين گونه تبيين می فرمايد:

اگر می خواستم، می توانستم از عسل مصفا و مغز گندم و بافته های ابريشم، برای خود، خوراك و لباس تهيّه كنم، امّا هيهات كه هوا و هوس، بر من چيره شود و حرص و طمع، مرا وادار كند تا طعام های لذيذ برگزينم، در حالی كه ممكن است در سرزمين حجاز يا يمامه، كسی باشد كه حتّی اميد به دست آوردن يك قرص نان را هم نداشته باشد و يك شكم سير هم نخورده باشد! آيا من، با شكمی سير، سر بر بالين بگذارم، در حالی كه در اطرافم شكم های گرسنه و كبدهای سوزان، وجود دارند؟ و آيا چنان باشم كه آن شاعر[13] گفته است:

اين درد، تو را بس، كه شب با شكم سير بخوابی، در حالی كه در اطراف تو شكم های گرسنه و به پشت چسبيده باشند!»

امام، در ادامه سخنانش می فرمايد:
آيا خود را به همين قانع كنم كه به من بگويند: «اميرالمؤمنين» و با مردم در دشواری های روزگار شريك نباشم يا بايد در سختی های روزگار، الگوی آنان باشم؟[14]

بر همين اساس، امام، خود را پيشوای مردم می دانست كه بر او لازم شمرده تا نسبت به جان و خوردنی ها و نوشيدنی ها و پوشيدنی هايش مانند ضعفای مردم باشم تا فقير به فقرم اقتدا كند و غنی به واسطه ثروتش طغيان نورزد.[15]

بعضی از ياران امام صادق(ع) از اين كه خلافت، از سوی عبّاسيان غصب شده و ملك و سلطنت در اختيار آنان است، ناراحت بودند و گاه، در محضر امام(ع) اندوه خود را ابراز می كردند و از اين كه امام، در رأس جامعه قرار نگرفته تا آنان نيز از سلطنت و جبروت بهره مند شوند، اظهار تأسّف می كردند. امام، در پاسخ اين پندار می فرمود:

ای مفضل! اگر چنين بود و حكومت در اختيار ما بود، جز سياست و تدبير شبانه و گردش روزانه و خوردنی های نامرغوب و پوشيدنی های خشن، شبيه اميرالمؤمنين، چيزی نبود! در غير اين صورت، آتش جهنّم، در انتظار آن حاكم عدل است.[16]

بنابراين، از بيانات پيشوايان معصوم بر می آيد كه تكليف الهی حاكم اسلامی كه امكان دست يابی به امكانات بيش تر برای زندگی مرفه تر برای او فراهم است مواسات و مشاركت با فقرا و محرومان جامعه است. البته اين تكليف، اختصاص به رهبری كه در رأس جامعه قرار می گيرد، ندارد، بلكه هر كسی كه در بخشی از جامعه، مسؤوليّت و قدرت و امكاناتی در اختيار دارد، چنين وظيفه ای برعهده دارد.

اين نكته مهم، از تذكّرات امام به كارگزاران خود، مانند عثمان بن حنيف و ابن عباس استفاده می شود.

معنای تكليف الهی هم روشن است؛ يعنی، اگر كسی، آن را ترك كند، هم در دنيا، استحقاق سرزنش و مجازات دارد و هم در آخرت، مستحقِّ عذاب الهی است. امام علی(ع) عثمان بن حنيف را توبيخ و سرزنش كرد و ابن عباس را علاوه بر آن، به بازپرداخت آن چه كه بيت المال برداشته، محكوم كرد.

بديهی است كسانی كه توانايی انجام دادن اين تكليف دشوار الهی را ندارند، و قادر به همزيستی و مشاركت با فقرا و محرومان جامعه نيستند، نبايد در مصدر امور قرار گيرند.

آثار و بركات مواسات

آثار فراوانی كه بر مواسات و مشاركت دولتمردان با فقرا و محرومان جامعه مترتب می شود، بسيار سازنده و مبارك است. در جامعه ای كه حاكمان، در سطح فقرا و محرومان جامعه زندگی می كنند، اوّلاً، تحمّل فقر، بر فقرا و محرومان، آسان خواهد بود و آنان، گرفتار عوارض منفی فقر و محروميّت مانند اِعراض از دين و معنويّت نخواهند شد.

ثانياً، فقرا، از اين كه رهبرشان نيز مانند آنان زندگی می كند، احساس شخصيّت و افتخار می كنند و اين، در برابر فخرفروشی ثروت مندان جامعه، بسيار حائز اهمّيّت است.

ثالثاً، حاكمان، تنها، در چنين وضعيّتی قادر به درك و لمس فقر و محروميّت و دشواری های زندگی فقرا و محرومان بوده و طبعاً، برای رفع مشكلات آنان، تلاش خواهند كرد. كسی كه اين درد را لمس نكرده باشد، نمی تواند به فكر آنان باشد، حتّی اگر بخواهد برای آنان كاری انجام دهد. به همين جهت، رهبر فقيد انقلاب اسلامی، حضرت امام خمينی(رض) بارها و بارها، بر اين مطلب تأكيد كرده و می

فرمود:

مردم شجاع ايران، با دقّت تمام، به نمايندگانی رأی دهند كه متعبّد به اسلام و وفادار به مردم باشند و در خدمت به آنان، احساس مسؤوليّت كنند و طعم تلخ فقر را چشيده باشند و در قول و عمل، مدافع اسلام پابرهنگان زمين، اسلام مستضعفين، اسلام رنجيدگان، اسلام عارفان مبارزه جو، اسلام پاك طينتان عارف و در يك كلمه مدافع اسلام ناب محمدی(ص) باشند.[17]

رابعاً، ثروت مندان، با مشاهده وضعيّت زندگی دولتمردان جامعه، با آنان احساس بيگانگی كرده و از طمع به آنان و سوء استفاده از مقام و موقعيت شان بازخواهند ماند و اين، دستاورد مباركی است.

خامساً، تشابه وضعيّت معيشتی، موجب می شود كه دولتمردان، بيش از آن كه با ثروت مندان و مرفّهان جامعه حشر و نشر داشته باشند، با فقرا و محرومان حشر و نشر و رفت و آمد و نشست و برخاست كنند و اين مراوده، سبب می شود كه آنان كه در موضع قدرت قرار دارند، از آلوده شدن به آفات قدرت كه فقط يكی از آن ها، رذائل اخلاقی است، در امان بمانند.

سليمان بن داود(ع) كه در حكومت و سلطنت نظير نداشته، همواره، با فقرا و محرومان نشست و برخاست می كرد و بدان افتخار می كرد و می فرمود: «مسكينٌ مع المساكين»؛[18] يعنی: «من مسكينی هستم با مساكين ديگر».

حاكمی كه در سطح فقرا و محرومان جامعه زندگی می كند، هيچ گاه از پذيرفتن آنان در خانه و محلّ كار خود ابا نخواهد داشت و خود را تافته جدا بافته از مردم نخواهد پنداشت و گرفتار غرور و نخوت نخواهد شد. اين، دستاوردی بسيار مهم و پربركتی است.

پی نوشت ها:

[1]. المنجد، ماده «أ س ی».

[2]. ابن منظور، لسان العرب، ج 1، ص 147.
[3]. ر.ك: لسان العرب، ج 1، ص 36.
[4]. غلامرضا انصاف پور، فرهنگ فارسی، مادّه «مواسات».
[5]. بحارالأنوار، ج 71، ص 391: قال أبو عبدالله (ع): «امتحنوا شيعتنا عند مواقيت الصلاة كيف محافظتهم عليها و إلی أسرارنا كيف حفظهم لها عند عدونا و إلی أموالهم كيف مواساتهم لإخوانهم فيها.».
[6]. نهج البلاغه، خطبه 197: «... لقد واسيتُه بنفسي في المواطن التي تنكُص فيها الابطال...».
[7]. نهج البلاغه، نامه 41.
[8]. غرر الحكم و درر الكلم، ج 6، ص 25.
[9]. شيخ عباس قمی، سفينة البحار، ج 1، ص 23.
[10]. سفينة البحار، ج 1، ص 94.
[11]. محمد تقی تستری، بهج الصباغه، ج 6، ص 479: «وقتی از حضرت يوسف سؤال كردند:» در جايی كه خزائن زمين در اختيار تو است، چرا گرسنه ای؟». پاسخ داد: «أخافُ أنْ أشبع فأنسی الجائع.».
[12]. نهج البلاغه، خطبه 207. برخی از شارحان نهج البلاغه، اين پاسخ امام را اقناعی شمرده اند؛ چرا كه امام، قبل از آن كه حاكم جامعه هم باشد، همين گونه زندگی می كرد. آنان، جواب تحقيقی را چنين گفته اند كه اين گونه زندگی كردن، انسان را از تمام خطرات مادّی و معنوی حفظ می كند و علّت تخطئه عاصم، اين بود كه او با راه و رسم و اسرار اين گونه زندگی كردن آشنا نبود. افزون بر آن كه حقوق خانواده اش را تباه ساخته بود. (ابن ميثم بحرانی، شرح نهج البلاغه، ج 4، ص 18)
به نظر می رسد كه زندگی فقيرانه امام، قبل از رسيدن به مقام خلافت، به خاطر وضع فقيرانه مسلمانان بود و مواسات حكم می كرد كه امام، نه تنها به عنوان يك مسلمان، بلكه به عنوان رهبر واقعی مردم، با آنان همدردی كند. در عين حال كه زندگی ساده، انسان را از خطرات حفظ می كند، امّا نمی تواند در همه شرايط، يك اصل تغييرناپذير محسوب شود. امام صادق(ع) به خاطر استفاده از لباس و غذای خوب، مورد اعتراض بعضی از صوفی مسلكان قرار گرفت، امّا امام، كيفيّت زندگی را در شرايط مختلف جامعه اسلامی، متفاوت توصيف كرد. شيوه زندگی و لباس پوشيدن پيامبر(ص) و علی(ع) متناسب با زندگی فقيرانه آن عصر بود و زندگی امام صادق(ع) متناسب با زندگی مردم در عصر خود. (ر.ك: بحارالأنوار، ج 47، ص 361 360)
حضرت امام صادق(ع) هنگامی كه در مدينه قحطی شد، فرمان داد، موجودی آذوقه منزل را در بازار مسلمانان فروختند و خود حضرت، همه روزه، مانند ديگران برای مصرف روزانه، غذا تهيّه می كرد. (ر.ك: بهج الصباغه، ج 6، ص 486 485)
[13]. امام، به شعری از اشعار منسوب به حاتم بن عبدالله طائی تمثّل جسته است. در اين اشعار، حاتم، خطاب به همسرش «ماويه» می گويد:
يا ابنة عبدالله و ابنة مالكٍ
و يا ابنة ذي الجدّين و الفرس الورد
كفی بك عاراً أنْ تبيت ببطنة
و حولك أكبادٌ تحنّ إلی القدّ
ر.ك: ابن ابی الحديد، شرح نهج البلاغه، ج 16، ص 288.
[14]. نهج البلاغه، نامه 45.
[15]. محمد باقر مجلسی، بحارالأنوار، ج 40، ص 337 «ان الله جعلنی اماماً لخلقه ففرق علی التقدير في نفسی و مطعمی و مشربی و ملبسی كضعفاء الناس كی يقتدی الفقير بفقری و لايطغی الغنی غناه».
[16]. بحارالأنوار، ج 54، ص 359. امام صادق(ع) شبيه همين سخنان را به معلّی بن خنيس نيز فرمود. (ر.ك: بحارالأنوار، ج 52،ص 340)
[17]. امام خمينی، صحيفه نور، ج 20، ص 194.
[18]. بحارالأنوار، ج 14، ص 83.

 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

پیام هفته

پیشرفت و ترویج علوم تجربی
آیه شریفه : أَوَلَمْ يَنْظُرُوا فِي مَلَكُوتِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ ... (سوره اعراف ، آیه 185)ترجمه : آیا در ملکوت (وجه درونی و هسته باطنی) آسمان ها و زمین ، تامل نکردند  ، نیز در ملکوت مخلوقات دیگر خداوند؟ ... روایت : الامام علی(ع) : «العَقْلُ غَريزَةٌ يَزيدُ بِالعِلْمِ وَ التَّجارِبِ» (ميزان الحكمه، ج 2، ص 25)ترجمه :  عقل غريزه‎اي است كه با علم و معرفت و تجربه فزوني مي‎گيرد.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

HTML 5نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید