ورود به سايت

پنل کاربری
شما اینجا هستید: خانهکتابخانهکتابخانه دیجیتالتاملاتی در اندیشه سیاسی امام خمینیبخش چهارم : نخبگان مطلوب در ديدگاه امام خمينى

بخش چهارم : نخبگان مطلوب در ديدگاه امام خمينى

منتشرشده در تاملاتی در اندیشه سیاسی امام خمینی شنبه, 02 شهریور 1392 14:43
این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

بخش چهارم : نخبگان مطلوب در ديدگاه امام خمينى

حكومت از جمله پديدهايى است ؟ پيشينه آن به قدمت تاريخ زندگى اجتماعى انسان است . چرا كه انسان ناگزير نيازهاى خود را از طريق يك نظام اجتماعى و همكارى و تعاون در آن نظام ، به دست آورد.

در ميان تعارض و تزاحم خواسته هاى بشرى و روح استخدام ديگر انسانها، نياز به قانون را تشديد مى كند و قانون ، قدرت اجرايى مى خواهد و منظور از حكومت چيزى جز اين نيست .

 

لزوم حكومت در زندگی اجتماعی انسان ، امری بديهی است ؛ تا آن جا كه امير المومنين ، علی (ع )، در خطبه نهج البلاغه فرموده اند : مردم نيازمند حكومتند، خواه حاكم ، نيكوكاری باشد خواه فاجر و بدكار. چون در سايه حكومت ، مومنان به كار خويش می پردازند و كافران هم از امنيت برخوردار می شوند. (170)

به دنبال مطرح شدن بحث حكومت ، اين مساله نيز مطرح شد كه چه شخص يا اشخاصی بايستی عهده دار حكومت شوند.برخی در پاسخ اين سوال گفته اند كه توده های مردم بر طبق تجربه تاريخی از حكومت بر خويش ناتوانند و هر چندگانه به صورت ناگهانی در صحنه سياست ظاهر شده ، و در انتقال قدرت از گروهی به گروه ديگر موثر شوند، ليكن ديری نمی پايد كه دوباره دچار عدم تشكل می شوند و انفعال پيشه می كنند.

توده های مردم ترجيح می دهند مسووليت تصميم گيری درباره مسائل عمومی و حتی مسائل به خودشان را به افرادی خاص بسپارند.(171)

از اين رو به عنوان واقعيت و گرايش ثابت در تمامی جوامع انسانی - از جوامعی كه بسيار كم توسعه يافته اند تا پيشرفته ترين اجتماعات - دو طبقه از مردم مشاهده می شود : طبقه ای كه حكم می راند و طبقه ای كه فرمان می برد نخست كه هميشه از افراد كمتری تشكيل يافته است.

تمامی وظايف سياسی را اجرا می كند؛ قدرت را در انحصار می گيرد و از ثمرات آن بهره برداری می كند، در حالی كه طبقه دوم كه از افرادی بيشتر تشكيل شده است ، توسط طبقه نخست به انحنای مختلف - كمابيش قانونی تا استبدادی و خشونت بار - اداره و كنترل می شوند. (172)

رابطه رهبری و اطاعت موجب می شود كه هر سلطه ای توسط تعدادی اندك - اقليتی كه به يك شيوه مخصوص ، نظرهايش را بر اكثريت تحميل می كند - اعمال شود.

حكومت همه بر همه يا اكثريت بر اقليت وجود ندارد؛ هر چند كه ممكن است رژيم دموكراتيك به واسطه انتخابات يا روشهای ديگر همچون مشورت با اكثريت ، هياءت حاكمه را عوض كند، اما مانع از آن نمی شود كه هميشه اقليت ، تصميم گيرنده باشد و به مقتضای نظرهايش سياست كلی جامعه را هدايت كند.(173)

در مجموع می توان چنين عنوان كرد كه در هر جامعه ای اقليتی وجود دارد و بايد وجود داشته باشد تا بر بقيه جامعه حكومت كند. اين اقليت حاكم ، متشكل از افرادی است كه مناصب فرماندهی سياسی را اشغال كرده اند و به صورت كلی مركب از كسانی است كه می توانند به شكل مستقيم بر تصميم های سياسی تاءثير بگذارند (174)و يا به تعبير ماركس : در هر جامعه ای - بعد از جوامع بدوی - دو دسته از مردم را می توان تشخيص داد : يك طبقه ، حاكم و يك يا چند طبقه ، زيردست .(175)

از جمله تعابيری كه برای توصيف اقليت حاكم بر جامعه بر كار گرفته شده ، مفهوم نخبه و نخبگان است . واژه نخبه (سرآمد) برابر نهاد واژه Elite (با يك شيوه نگارش در زبان انگليسی و فرانسوی ) است كه از ريشه لاتينیEligere به معنای برگزيدن گرفته شده است .

اين واژه در قرن هفدهم ميلادی برای توصيف كالاهای با مرغوبيت خاص به كار می رفت و بعدها آن برای اشاره به گروههای اجتماعی برتر، نظير واحدهای نظامی ضربتی يا مراتب عالی تر اشرافيت گسترش يافت . اين واژه در اوايل قرن نوزدهم در زبان انگليسی برای اشاره به گروههای اجتماعی به كار گرفته می شد و پس از سالها 1930 در معنای خاص آن (توصيف طبقه حاكم ) رايج شد.(176)

واژه Elite در معنی وسيع ، شامل گروهی از افراد است كه در هر جامعه دارای مقامهای برجسته باشند، به ويژه اقليت حاكم . (177) نخبه (سرآمد) به هر آنچه بهتر از ديگران و شايسته گزينش باشد، گفته می شود. از واژه نخبگان (Elites)،(مفاهيمی چون ) فرهيخته ترين طبقات يك جامعه ، آن كه تواناترين افراد در اداره مؤ ثر جامعه و خدمت به آنند، بر می آيد.

در جوامع سنتی ، اشراف ، سرآمدان جامعه هستند و اساس برتری آنان را خاندان تشكيل می داد؛ جنگ يا امتيازات اقتصادی و اجتماعی نيز گزينش ‍ نخبگان بود.

در يك جامعه مردن كه صالحيت و آمادگی حرفه ای را ايجاب می كند، اساس گزينش سرا مدان را بايد شايستگی احراز بيشترين توانايی ها و استعدادهای فكری ، اخلاقی ، سجايای لازم برای رهبری و درك معنی و مفهوم مسئوليتها تشكيل دهد.(178) نخبگان در راس هرم قدرت جامعه - در ابعاد سياسی و اقتصادی و فرهنگی - جای می گيرند. بدينسان از نظر زمينه يا قلمرو، انواعی بسيار گوناگون از نخبگان را می توان شناخت ؛ مانند : نخبگان اقتصادی ، فكری يا سياسی .

از جمله جامعه شناسانی كه توجه خود را معطوف مبحث نخبگان كرده اند می توان به با تومور و موسكا اشاره كرد. اين دو جامعه شناس سياسی با تفكيك ميان نخبگان سياسی و غير سياسی ، عمده تلاش خود را روی نخبگان سياسی متمركز ساختند. (179) در يك تعريف مختصر می توان نخبگان سياسی قدرت در يك جامعه سياسی دانست .(180)

در بيشتر متون سياسی ، مفهوم نخبگان به دارندگان مناصب عالی در درون نظام سياسی اشاره می كند. به اين معنی ، نخبگان همان حكومت كنندگان هستند كه به هر دلايل به چنين عنوانی شناخته می شوند. مثلا هنگامی كه با تومور می گويد : هر ملتی تحت حكومت يك اليت قرار دارد تنها معنی است كه هر ملتی حكومت كنندگانی دارد.(181)

اما مفهوم نخبگان به معانی پيچيده تری نيز به كار رفته است . در چنين كاربردی صرف اين كه گروه حاكمه ای قدرت در دست دارد، ملاك و معياری كافی برای نخبه شناختن آن نيست . در اين معنای دوم در مورد گروههايی به كار برده می شود كه گمان می رود به دلايلی ، برتر از ديگر گروههای اجتماعی هستند، هر چند هم حكومت را در دست نداشته باشند. مفهوم نخبه در اين معنی دارای نوعی بار اخلاقی و ارزشی است .

با بيان همه برخی از جامعه شناسان سياسی ، مفهوم نخبه را به صورتی دو پهلو به كار برده و دو معنای فوق الذكر را با هم تركيب كرده اند و در اين معنای سوم گفته می شود كه هر گروه حاكم تا زمانی كه دارای ويژگی های نخبگی است در قدرت باقی می ماند و يا هر گروه نخبه ای سرانجام به گروه تبديل می شوند.

پيشينه مفهوم نخبگان به انديشه های ماكياولی باز می گردد. ماكياولی در واقع اليت را به مفهوم گروه حاكمه ای تلقی می كرد كه اراده و مردانگی لازم را برای پاسداری از مبانی قدرت خود آشكار می سازد. (182) مفهوم نخبه سياسی علاوه بر معانی فوق جنبه ديگری هم دارد. به اين معنی از مفهوم نخبگان ، بخشی از يك آيين سياسی است كه در مخالفت يا به انتقاد از دموكراسی جديد و به خصوص سوسياليزم مطرح شده است .(183)

در اين مقاله كه با عنوان نخبگان مطلوب از ديدگاه امام خمينی ، ارايه می شود، مفهوم نخبگان به معنی گروه حاكم فرض شده است و به آن جنبه از مقوله نخبگان كه بعنوان يك شيوه حكومتی در برابر دموكراسی و مانند آن مطرح می شود پرداخته نخواهد شد. در واقع مبحث محوری اين نوشته ، تبيين ويژگی ها و خصوصيات نخبگان مطلوب از منظر امام خمينی است .

كاربرد اين تحقيق در مقايسه نوع آرمانی حكومت مد نظر امام خمينی با انواع موجود آن و به ويژه حكومتها و حاكمان جمهوری اسلامی است . چرا كه حضرت امام به عنوان بنيانگذار جمهوری اسلامی قطعا طرح و الگوی خاصی را برای حكومت و هيات حاكمه در نظر داشته اند و بنيان نهادن يك نظام سياسی نوين در دنيای معاصر توسط ايشان در راستای تحقق آن الگوی خاص و پياده كردن آن طرح آرمانی صورت گرفته است.

از اين رو بر متصديان كنونی و آينده حكومت لازم است كه با جستجو و بحث در آثار ايشان و پی بردن به ويژگی های حاكمان مطلوب در آن آثار، خود را بيش از پيش با آن ويژگی ها تطبيق داده و راه را برای تحقق حكومت مطلوب حضرت امام هموار سازند.

طبيعی است كه اولين گام در راه تحقق چنين هدفی ، بازشناسی ويژگی های نخبگان و حاكمان مطلوب در ديدگاه امام و همچنين طرح توصيفات ايشان از نخبگان موجود (قبل و بعد از پيروزی انقلاب اسلامی ) خواهد بود. اين نوشته كوششی است در اين مسير و حداكثر تلاش بر آنم قرار گرفته تا آرا و ديدگاه حضرت امام بدون كمترين تغيير در محتوا، منتقل شود و تنها برای نظم مطالب دسته بندی هايی در آنها صورت گرفته است .

ويژگی های نخبگان مطلوب از ديدگاه امام خمينی (ره)

تاسيس حكومت اسلامی از جمله اساسی ترين اهداف مبارزات امام خمينی است و از اين رو حاكمان با ويژگی های مورد نظر ايشان از جمله اهداف ابزاری حضرت امام در ايجاد حكومت اسلامی می باشد و به همين دليل آشنايی با اين ويژگی های لازم به نظر می رسد. چرا كه انقلاب جز با به رسيدن افرادی كه واجد اين دسته از صفات باشند، به اهداف اصلی خود نمی رسد.

با توجه به بيانات حضرت امام در مقطع تاسيس نظام جمهوری اسلامی ، اين نكته مهم آشكار می شود كه الگوی حكومت آرمانی حضرت امام ، حكومت امير مؤ منان - علی (ع ) - و حاكم آرمانی ايشان ، شخص حضرت امير - عليه السلام - است.

ايشان به كرات تصريح كرده اند كه حكومت مورد نظر ايشان تقليدی از حكومت علی - عليه السلام - خواهد بود.(184) هر چند كه به اين امر اذعان داشته اند كه ايجاد حكومتی كاملا مشابه با حكومت امام علی - عليه السلام - و انجام رفتارهای حكومتی نظير ايشان ، به صورتی صد در صد، هيچ گاه ، امكان پذير نخواهد بود.

مثالها مكرری كه امام خمينی در زمينه قانونمندی امام علی عليه السلام و احترام ايشان به مقررات حكومت (185) خصوصا در زمان تصدی امر خلافت توسط امام علی - عليه السلام - و يا اهتمام فوق العاده حضرت به امنيت شهروندان و اعضای جامعه اسلامی (186) و موارد ديگر بكار برده اند، مويد اين نكته است كه حاكم آرمانی و مطلوب حضرت امام ، در چهره امام شيعيان ، متجلی شده است ، هر چند كه به تناسب زمان و تفاوت در توانايی های انسانی ، ويژگی های حاكمان مطلوب در كلام حضرت امام ، نيز مناسب با زمان حال و توانايی های انسان عادی در نظر گرفته شده اند. اين ويژگی ها عبارتند از :

1 - اعتقاد و عمل به اسلام  

اعتقاد (187)به اسلام و عمل به احكام آن ، (188) مهمترين ويژگی يك حاكم مطلوب در ديدگاه حضرت امام است كه با تعابير زير به آن تاكيد شده است :

تعهد به اسلام ؛ (189) متدين ؛ (190) متعهد به اسلام ؛ (191) مقيد به اجرای اسلام ؛ (192)

ارج نهادن به اسلام ؛ (193) قرار دادن اسلام به عنوان مبنای عمل ؛ (194) معتقد به خدا و معاد (195) به عنوان (شرط مفيد بودن حاكم )؛ معتقد به نجات بخش و استقلال بخش بودن اسلام (196) معتقد به مترقی بودن ؛ ترقی بخش بودن حافظ آزادی بودن اسلام و معتقد به اسلامی بودن مملكت ؛(197) مؤ من به خدا؛ (198) كهنه و ارتجاعی ندانستن اسلام (199) علاقمند به تحقق اسلام در كشور، (200) شيعه علی - عليه السلام - باشد و سلام را به معنای واقعی آن درك كردن ؛ (201) معتقد به قوانين اسلام و از همه متعهدتر به اسلام ؛ (202) رعايت ضوابط اسلامی ؛ (203) وفادار به اسلام ؛ (204) صد و صد مؤ من به اسلام و معتقد به احكام آن و متعهد به اجرای آن احكام باشد؛ (205) خاضع در برابر احكام خداوند؛ (206) مخالف با مكاتب انحرافی و به دور از احتمال انحراف از اسلام ؛ (207)تابع احكام شرع ؛ (208) متعهد و مؤ من به خدا.(209)

2 - تعهد به جمهوری اسلامی و مصالح آن  

تعهد به جمهوری اسلامی (210) و مصالح آن (211) از جمله ويژگی هايی است كه امام خمينی با تعابيری نظير قبول داشتن جمهوری اسلامی ، (212) موافقت با جمهوری اسلامی (213) و اعتقاد به جمهوری اسلامی (214) به لزوم آن ويژگی ها در شخصيت نخبگان مطلوب اشاره كرده اند.

3 - كسب رضايت مردم برای خدا(215)

4 - محبوبيت مردمی  

از ديدگاه حضرت امام محبوبيت در ميان مردم (216) از جمله ويژگی های يك حاكم مطلوب است . ايشان اين ويژگی را با تعابير نظير مردم با دل و جان موافق او باشند، (217) مقبول مردم باشد؛ (218) بدون ترس ميان مردم رفت و آمد كند و در ميان آنها امنيت داشته باشد (219) بيان كرده اند.

5 - انتقاد پذيری  

انتقاد پذيری و روحيه عدول از تصميمات نادرست (220) از جمله ويژگی هايی است كه حضرت امام برای يك حاكم مطلوب بر شمرده اند. در نظر ايشان فردی لياقت حكومت بر جامعه اسلامی را دارد كه به مجرد احراز اشتباه در عمل خود، از ادامه آن عمل دست بردارد و به خطای خود اعتراف كند.(221) اين خصيصه با عبارات ديگری نيز در سخنان امام خمينی آمده كه از آن جمله می توان به اين عبارت اشاره كرد : روحيه اعتراف به خطا و عدم پايبندی به آن . (222)

6 - خضوع در برابر قانون  

تسليم و خضوع در برابر قانون ، (223) از ديگر ويژگی هايی است كه حضرت امام در بيانات خود برای نخبگان مطلوب برشمرده اند. وجود جملاتی مانند حاكم اسلامی بايد خود را در برابر قانون با مردم مساوی بداند (224) و در برابر قانون با بقيه فرقی نداشته باشد؛ (225) در مقابل قانون اساسی و اصول آن خاضع باشد؛ (226) تابع قانون اساسی باشد و در محدوده قانون عمل كند؛ (227) وفادار به قانون اساسی باشد (228) در سخنانی امام خمينی ، ميزان اهتمام ايشان به اين ويژگی را نمايان می سازد.

7 - عمل در محدوده وظايف  

عمل در محدوده وظايف (229) و عدم تخطی از حوزه وظايف قانونی از ديگر صفاتی است كه از سوی حضرت امام در توصيف نخبگان مطلوب بيان شده است .

8 - امانتداری  

امين بودن ؛ (230) امانتداری ؛ (231)امنای ملت (بودن )(232) و... تعابيری هستند كه حضرت امام با استفاده از آنها به يكی ديگر از ويژگی های نخبگان مطلوب خود اشاره كرده اند.

9 -احترام به افكار عمومی  

از ديگر مشخصات هياءت حاكمه مطلوب از منظر حضرت امام ، احترام به آراء و افكار عمومی (233) و تسليم شدن در برابر خواسته های شرعی و قانونی ملت (234) است

10 - تربيت اسلامی  

از جمله خصايص فردی مطلوب حضرت امام كه وجود آن در مسؤ ولين و كارگزاران نظام - بنا به نظر حضرت امام - مانع از خيانت مسؤ ولين به كشور و ملت می شود، تربيت يافتن بر اساس فرهنگ مستقل و صحيح و اسلامی (235) و يا به تعبير ديگر برخورداری از تربيت انسانی - اسلامی (236) می باشد.

11 - برخوردار با رفتارهای غلط ساير مسؤولين  

حساسيت در قبال رفتارهای غلط و خلاف قانون و شرع ساير مسؤ ولين از جمله ويژگی هايی است كه هر چند حضرت امام خطاب به نمايندگان مجلس شورای اسلامی مطرح كرده اند اما با دقت در كلام امام (نظير اين سخن ) استيضاح اعمال غلط دولت توسط نمايندگان واقعی (237) مشخص می شود كه اين ويژگی ، از جمله صفات نخبگان مطلوب از ديدگاه امام خمينی به شمار می آيد.

12 - ممانعت از تسلط اجنبی بر مملكت  

از جمله ويژگی های نخبگان مطلوب در ديدگاه حضرت امام ، عدم قبول تسلط اجنبی بر مردم (238) و ممانعت از تسلط بيگانگان بر مملكت (239) است . عمده ترين دستاورد اين ويژگی كسب استقلال در ابعاد مختلف فرهنگی اقتصادی و سياسی و حفظ آن می باشد كه به نوبه خود از جمله مهمترين وظايف حاكم مطلوب است .

13 - رفتار و اخلاق اسلامی  

رعايت ضوابط اصول اخلاقی اسلامی در عملكردها، (240) در عداد ويژگيهايی است كه حضرت امام با تعابيری مانند نمايندگان بايد با همديگر به ملايمت و اخلاق حسنه بحث كنند؛ (241) مسؤ ولين بايد با مردم ضيعف و مستضعف خوش رفتار باشند؛ (242) بايد با مردم رفتار سالم و خوب داشته باشند؛ (243) مسؤ ولين نه خودشان با مردم بدرفتاری كنند و نه اجاره بدهند كه زير دستان آنها با آنها بدرفتاری كنند؛ (244)

مسؤولين در بحث هايشان با يكديگر مراعات اخلاق اسلامی را بنمايند و از غضب و عصبانيت دوری كرده و حدود و ضوابط شرعی را در گفتگوها و مجادلاتشان رعايت كنند؛ (245) آراسته به اخلاق اسلامی باشند؛ (246) از رفتارها و گفتار خلاف شرع و اخلاق خودداری كنند؛ (247) با منطق و آرامش ‍ خاطر و نظر صحيح از يكديگر انتقاد بكنند و بحثهايشان به دور از غضب و هياهو بوده و در مناظرات و مباحثاتشان معلم اخلاق باشند؛ (248) برای مصلحت جامعه با يكديگر بحث كنند و نه برای مقابله با همديگر (249) به آن اشاره كرده ، وجود آن را در شخصيت يك حاكم مطلوب در جامعه اسلامی ضروری دانسته اند.

14 - ساده زيستی  

در ديدگاه حضرت امام ، حاكمی مطلوب است كه سطح زندگی اش هم سطح زندگی پايين ترين اقشار جامعه (250) از لحاظ زندگی مادی باشد.

15 - با تقوا  

برخورداری از تقوا سياسی (251) و رعايت تقوا (252) در رفتار در شمار تعابيری است كه حضرت امام در توصيف نخبگان مطلوب (253) به كار برده اند.

16 - اتكا به اراده ملت (254) 

17 - حسن سابقه  

برخورداری از حسن سابقه (255) و نداشتن سوابق مشكوك (256) از جمله ويژگی هايی است كه حضرت امام در سخنان خود با تعابيری مانند نداشتن سوء سابقه (257) و نداشتن سوابق انحراف (258) به آن اشاره كرده اند و آن را در شمار ويژگی های نخبگان مطلوب قرار داده اند.

18 - سياستمداری  

از جمله صفاتی كه حضرت امام در توصيف نخبگان مطلوب بكار برده اند برخورداری از ديد سياسی ؛ (259) سياستمدار بودن (260) و سياست داشتن (261) است كه نمايانگر ويژگی سياستمداری است .

19 - ارتباط با روحانيون  

ارتباط با روحانيت و تفاهم با اين قشر (262) از ديگر ويژگی های نخبگان مطلوب در كلام حضرت امام است .

20 - حمايت از مستضعفان  

حمايت از مستضعفان (263) و اختصاص بيشترين ارتباط به قشر مستضعف (264) از جمله ويژگی ها و مشخصات نخبگان مطلوب است كه حضرت امام با استفاده از عباراتی نظير كار برای مستضعفان ؛ (265) حمايت از محرومين و كار برای صاحبان و حافظان اصلی انقلاب ؛ (266) توجه به مستضعفين (267) و اختصاص بيشترين توجه به طبقه ضعيف (268) در سخنان خود به آن اشاره كرده اند.

21 - در دسترس مردم بودن  

از جمله ويژگی هايی كه حضرت امام در سخنان خود، برای نخبگان مطلوب برشمرده اند، در دسترس مردم بودن مسؤ ولان است ؛ به اين معنی كه مردم ، امكان و جرات ملاقات و گفتگو با حاكم (269) را داشته باشند و بتوانند طی ملاقات با او مشكلاتشان را مطرح كنند. (270)

22 - استقلال  

از جمله ويژگی های نخبگان مطلوب از ديدگاه امام خمينی مستقل (271) بودن آنهاست . استقلال مسؤ ولين از نظر حضرت امام به معانی ذيل در سخنان ايشان يافت می شود :

منزه از گرايش به چپ و راست ؛ (272) مستقل از چپ و راست ؛ (273) وكلای مستقل از چپ و راست مجلس ؛ (274) طرفدار نه شرقی و نه غربی ؛ (275) مستقل در نظر، روحيه و فكر؛ (276) به فكر منافع شرق و غرب نبودن ؛ (277) نه غرب زده و نه شرق زده و عدم پيوند با اجانب ؛ (278) مبرا از تمايلات چپ و راست ؛ (279) بركنار از شرق و غرب . (280) اين ويژگی نخبگان ، قطعا استقلال كشور را در برابر مداخلات گوناگون اجانب حفظ خواهد كرد و هر چند امروز، نشانی از ابر قدرت شرق باقی نمانده است اما اين ويژگی معنای اصلی خود را كه استقلال از اجانب است را حفظ كرده است .

23 - توانايی اداره امور

حضرت امام با استفاده از عباراتی نظير حسن تدبير؛ (281) قدرت تشخيص مسائل ؛ (282) مدير و مدبر و فعال ؛ (283) كارآمد و غير مسامحه كار؛ (284) مدبر؛ (285) عاقل و لايق (286)به يكی ديگر از ويژگی های نخبگان مطلوب و مد نظر خود؛ يعنی : داشتن قدرت و توانايی اداره امور كشور (287)، اشاره كرده ، مراتب آن را نيز مشخص كرده اند.

24 - كار برای خدا  

كار برای خدا (288)9 در عداد خصايصی است كه حضرت امام در توصيف حاكم مطلوب از آن بهره جسته اند. چنين حاكمی همه تلاش خود را برای رضايت خدا به كار خواهد گرفت و در تمامی كارهايش خدا را در نظر خواهد داشت (289) و كارهايش در راه اسلام خواهد بود. (290)

25 - تعلق به طبقه متوسط و يا ضعيف  

حضرت امام ، تعلق به طبقه متوسط و يا ضعيف (291) را از جمله ويژگی های نخبگان مطلوب دانسته اند. در نظر امام خمينی ، حاكم بايد از اقشار متوسط يا محروم باشد (292) و مظلوميت مستضعفان را درك كرده باشد (293) چنين حاكمی است كه می تواند با درك مشكلات محرومين ، در پی حل آنها باشد.

26 - بر خورداری از شرايط قانونی  

احراز شرايط مندرج اساسی و عادی (294) جهت كسب مسئوليت در نظام جمهوری اسلامی ، از جمله ويژگی های نخبگان مطلوب از منظر امام خمينی (ره ) است . تعبير واجد شرايط قانونی (295) در سخنان حضرت امام ، در راستای بيان ويژگی فوق بكار گرفته شده است .

27 - صداقت در عمل (296)

28 - بصريت  

بصريت در امور دين و دنيا (297) تعبيری است است كه حضرت امام برای بيان يكی ديگر از ويژگی های نخبگان مطلوب (298) بكار گرفته اند. بديهی است كه اين ويژگی با بر خورداری از معلومات و اطلاعات تفاوت دارد.

29 - كاردانی  

از ديگر صفات نخبگان مطلوب در ديدگاه حضرت امام كاردانی (299) است كه در بيانات ايشان با تعبير كاردان (300) بيان شده است . اين ويژگی به كار آمدی حاكم در اداره امور مساعدت می كند.

30 - قاطعيت انقلابی  

بر خوداری از قاطعيت انقلابی (301) و ايمان به انقلاب (302) از جمله ويژگی هايی است كه حضرت امام در توصيف نخبگان مطلوب بكار برده اند. لازمه يك نظام انقلابی همانند جمهوری كه ادعيه بر هم زدن نظم ظالمانه جهان امروز را دارد، وجود مسووليتی كه از روحيه و قاطيعت انقلابی بهره مند باشند.

31 - شناخت صحيح هويت جامعه  

داشتن شناخت صحيح از هويت جامعه ايران و آرمانها اساسی مردم آن جامعه در ابعاد مادی و معنوی ، (303) ديگر ويژگی نخبه مطلوب در كلام حضرت امام است . بيان اين ويژگی از سوی امام خمينی (ره ) نمايانگر نگاه عميق ايشان به جامعه و مسائل مربوط به حكومت بر جامعه و اداره آن است .

32 - استقامت در راه عقيده (304)

33 - اتكا به مبانی معنوی (305)

34 - تشبيه به رفتار ائمه معصومين عليهم السلام  

هر چند كه حضرت امام مثل ائمه شدن را نا ممكن دانسته اند اما با اين وجود تلاش در كسب شباهت به خلقيات و روحيات ائمه را از ويژگی های نخبگان مطلوب عنوان نموده اند.(306)

35 - داشتن روحيه خدمتگزاری به مردم و كشور  

خدمتگزاری به مردم و كشور (307) ديگر ويژگی است كه حضرت امام با استفاده از عباراتی مانند خدمتگزاران محرومان و مستضعفان ؛ (308) خدمت به مستضعفين ؛ (309) خدمت به كشور؛ (310) در خدمت مردم باشند و اين را به قول و عمل به مردم بگويند؛ (311) از خدمت به خلق و خدا و مستضعفين احساس غرور كند؛ (312) خدمتگزار ملت و كشور (313) خدمت به مردم عبادت بداند (314) هر چه مقامش بالاتر می رود، خدمتگزار شود (315) آن را تبيين كرده ، به توصيف نخبگان مطلوب پرداخته اند.

36 - صالح بودن (316)

37 - تقوای مالی  

پاك و سالم بودن در بعد مالی (317) از جمله ويژگی های نخبگان مطلوب از منظر امام خمينی است . ايشان در بيانات خويش با استفاده از تعابير و جملاتی عدم سوء استفاده مالی از مقام و عدم ثروت اندوزی و استفاده از امتيازات مادی ؛ (318) مال مردم را هدر ندهد و به مال مردم خيانت نكند (319)؛ حلال خور باشد در غير اين صورت فريب دشمنان را خواهد خورد؛ (320) با استفاده از موقعيت خود جيبهايشان را پر نكنند؛ حافظ بيت المال باشند؛ مال ملت را تفريط نكنند؛ به تبيين اين ويژگی پرداخته اند.

38 - شجاعت  

نترسيدن از اتهامات (321) نترسيدن از ابر قدرتها (322) و شجاعت در حل مسائل (323) تعابيری اند كه حضرت امام با بهره گيری از آن ، ويژگی ديگر نخبگان مطلوب را بيان كرده اند.

39 - مردم دوستی  

دوست داشتن مردم و محبت به آنها (324) از آنها جمله خصيصه است كه در سخنان حضرت امام از آن به عنوان يكی از ويژگی های هياءت حاكمه مطلوب ياد شده است .
تعابيری كه حضرت امام در خلال آنها به ذكر اين ويژگی پرداخته اند عبارتند از : دلسوز ملت ؛ (325) مردم را پشتيبان خود نگه دارد؛ (326) خير خواه امت ؛ (327) دلسوزی برای مردم ؛ (328) مردم را از خود و خود را از مردم بداند و قدردان مردم باشد. (329)

40 - تواضع به مردم  

تواضع و فروتنی در برابر مردم (330) ديگر ويژگی نخبگان مطلوب از ديدگاه امام خمينی است .
عدم تفاخر به ملت (331) و خود را برای مردم نگرفتن از جمله تعابيری است كه در سخنان حضرت امام برای بيان اين ويژگی به كار رفته اند. در نظر ايشان بين سطح مسووليت و ميزان تواضع ، رابطه مستقيم وجود دارد. به اين معنی كه هر چه مسووليت فرد بيشتر شود، بايد بر تواضع او افزوده شود (332) و مقام بالاتر، تواضع بيشتری را به دنبال داشته باشد (333).

41 - عامل وحدت بودن (334)

42 - دوستدار كشور بودن  

دوستدار وطن ؛ (335) وطن خواه ؛ (336) ملی بودن ؛ (337) وفادار به كشور؛ (338) دلسوز كشور (339) متوجه به مصالح كشور و اسلام (340) تعابيری هستند كه حضرت امام با بهره گيری از آنها به توصيف يكی ديگر از ويژگی های هياءت حاكمه مطلوب ، پرداخته اند.

43 - بر خورداری از تحصيلات  

از جمله كه حضرت امام با بهره گيری از آنها به توصيف نخبگان مطلوب پرداخته اند، برخورداری از تحصيلات (341) است كه در عبارات ايشان به شرح ذيل آمده است :

مطلع و خبير؛ (342) اهل علم ؛ (343) تحصيل كرده مطلع ، آگاه از اوضاع جهان ؛ (344) متوجه به كارهايی كه در دنيا می گذرد؛ (345) مطلع از مسائل روز؛ (346) مسائل روز را بداند؛ (347) مطلع از اوضاع جهان ؛ (348)مطلع از اوضاع كشور.(349)

44 - آشنايی با دين و مفاهيم آن (350)  

45 - تخصص  

داشتن تخصص منطبق بر نيازهای كشور، (351) ويژگی ديگر نخبگان مطلوب از نظر امام خمينی است . اين ويژگی با تعابيری مانند : كارشناس ؛ (352) كارشناسان زبر دست (353) در سخنان ايشان بيان شده است .

46 - به فكر منافع ملت بودن  

به فكر منافع ملت بودن (354) كوشش برای جلب منافع مردم (355) از جمله تعابيری است كه در سخنان حضرت امام در توصيف هياءت حاكمه مطلوب و بيان يكی ديگر از ويژگيهای اين گروه به كار رفته است .

47 - مشورت با كارشناسان  

داشتن روحيه مشورت و انجام مشورت با كارشناسان (356) و مشورت با نمايندگان مجلس (357) (در خصوص اعضای قوه مجريه )، در رديف ويژگی های نخبگان مطلوب از ديدگاه حضرت امام به شمار می آيند. ذكر اين ويژگی نمايانگر روحيه ضد استبدادی حضرت امام و پايبندی ايشان به مشورت می باشد.

48 - تهذيب  

برخورداری از تهذيب اخلاقی (358) و مهذب شدن (359) در شمار ويژگی های نخبگان مطلوب از ديدگاه حضرت امام است كه با عباراتی نظير : مسوولين ، الهی شده و از نفسانيت خارج شده باشند و خود را نبينند و همه چيز را از خدا بدانند؛ (360) قبل و بعد از مسووليت ، روحياتشان تفاوت نكند و مغرور نشوند (361) در مجموعه سخنان امام خمينی آمده و روشن كننده معنی تهذيب در نظر ايشان است .

49 - اعتقاد به مشاركت مردم  

از جمله ويژگی های نخبگان مورد نظر حضرت امام ، اعتقاد آنها به مشاركت مردم در مسائل كشور (362) و ارايه گزارش كارهای خود به مردم است .(363)

50 - محبت و اتحاد با ساير مسوولين (364) 

51 - عدم دلبستگی به مقام  

دوری از حب مال و مقام (365) و دلبسته مقام نبودن (366) در رديف خصوصيات حاكمان مطلوب در منظر حضرت امام است .
ايشان در جهت تعيين مصداق برای ويژگی چنين بيان داشته اند : اگر مسوولی خود را با ساير مسوولين و مجموعه دولت ناهماهنگ ديد، داوطلبانه كنار بكشد و در جای ديگری مشغول خدمت شود (367).

52 - معرفی كردن اسلام صحيح به دنيا

حضرت امام افرادی را دارای شايستگی و مطلوب حكومت می دانند كه با عملشان اسلام را درست به مردم معرفی كنند و چهره اسلام را مشوه جلوه ندهند (368) و دارای اين ويژگی باشند كه معرف اسلام صحيح به دنيا باشند (369) كسب چنين ويژگی مستلزم آن است كه فرد مسوول ، عامل دقيق احكام اسلام باشد.

53 - منتخب مردم بودن (370)

54 - عدالت  

حضرت امام ،عدالت (371) را به عنوان يكی از ويژگی های حاكم مطلوب خود مطرح كرده ، آن را به صورت زير تشريح كرده اند :

همه اهل را به يك نظر ببيند، در اجرای طرحهای عمرانی عادلانه رفتار كرده و همه مناطق را به نحوی متناسب از عمران و آبادی برخوردار كند (372). حضرت امام ، ميزان عدالت آرمانی خود را به عنوان ويژگی حاكم مطلوب اين گونه معين می كنند: می خواهيم مسوولين به قدری عادل باشند كه در نماز به آنها اقتدا كنيم .(373)

ويژگی های ولی فقيه و رهبر مطلوب نظام اسلامی در ديدگاه امام خمينی

ولی فقيه به عنوان عاليترين مقام حكومتی در نظام جمهوری اسلامی و راس هرم قدرت در اين نظام ، كاملترين تبلور نخبگان حاكم در نظام اسلامی است .

حضرت امام ، شرايط احراز اين سمت را به دو دسته شرايط عامه و شرايط اساسی تقسيم می كنند. در نظر ايشان شرايط عامه ولی فقيه عبارتند از عقل و تدبير و شرايط اساسی جهت تصدی رهبری جامعه اسلامی عبارتند از عدالت و علم به قانون اسلام (فقه ).(374)

 

پی نوشت ها:


 

1- امام خمينی ، آخرين پيام و وصيت نامه سياسی - الهی ، تهران ، نشراسوه ، 1369، ص 23.
2-امام خمينی ، پيشين ، ص 4.
3-همان ، ص 19.
4-همان ، ص 7.
5-همان ، ص 4.
6-همان ، ص 6.
7-همان ، ص 8.
8-همان ، ص 18.
9-همان ، ص 18.
10-همان ، ص 26.
11-همان ، ص 8.
12-همان ، ص 18.
13-همان ، ص 26.
14-همان ، ص 26.
15-ساختار عبارتند از سياستها و كارويژه ها.
16-همان ، ص 35.
17-همان ، ص 20.
18-همان ، ص 16.
19-همان ، ص 16.
20-همان ، ص 12.
21-همان ، ص 39.
22-همان ، ص 39 و ص 40.
23-همان ، ص 63.
24-همان ، ص 73.
25-همان ، ص 74.
26-همان ، ص 64.
27-همان ، ص 66.
28-حضرت امام در وصيت نامه خويش از اين مفهوم به خودكفايی تغبير كرده اند.
29-همان ، ص 71.
30-همان ، ص 42.
31-همان ، ص 71.
32-همان ، ص 43.
33-همان ، ص 43.
34-همان ، ص 100.
35-همان ، ص 35.
36-اشاره به آيه شريفه ان يجعل الله للكافرين علی المومنين سبيلا
37-همان ، ص 24.
38-همان ، ص 26.
39-همان ، ص 91.
40-ر.ك . قرآن كريم ، سوره حديد 57، آيه 25.
41-امام خمينی ، پيشين ، ص 20.
42-همان ، ص 20.
43-همان ، ص 100.
44-همان ، ص 21.
45-همان ، ص 18.
46-همان ، ص 70.
47-همان ، ص 70.
48-همان ، ص 76.
49-همان ، ص 48.
50-همان ، ص 51.
51-همان ، ص 48.
52-همان ، ص 51.
53-همان ، ص 51.
54-همان ، ص 49و48.
55-همان ، ص 51.
56-همان ، ص 54.
57-همان ، ص 55.
58-همان ، ص 19.
59-همان ، ص 34.
60-همان ، ص 70.
61-همان ، ص 76.
62-همان ، ص 18.
63-همان ، ص .
64-همان ، ص 49.
65-همان ، ص 49.
66-همان ، ص 48.
67-همان ، ص 51.
68-همان ، ص .
69-همان ، ص 18و 70 و51.
70-همان ، ص 76.
71-همان ، ص 51.
72-همان ، ص 48.
73-همان ، ص 37.
74-همان ، ص 51.
75-همان ، ص 51.
76-همان ، ص 35.
77-همان ، ص 59.
78-همان ، ص 43.
79-همان ، ص 43.
80-همان ، ص 42.
81-همان ، ص 54.
82-همان ، ص 54.
83-همان ، ص 52.
84-همان ، ص 9.
85-همان ، ص ص 59.
86-همان ، ص 59.
87-همان ، ص 89، 90، 91.
88-همان ، ص 92.
89-همان ص 18.
90-همان ، ص 24.
91-همان ، ص 26.
92-همان ، ص 48.
93-همان ، ص 13.
94-همان ، ص 14.
95-همان ، ص 50.
96-همان ، ص 12.
97-همان ، ص 50.
98-همان ص 12.
99-همان ، ص 12.
100-امام خمينی ، المكاسب المرمه ، ج 2، قم ، بی نا، 1381ه . ق ، ص 106 و صحيفه نور، ج 9، تهران ؛ سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی ، بی تا، ص 253.
101-امام خمينی ، كتاب البيع ، ج 2، قم ، بی تا،صص 495 - 472 -489- 488.
102-امام خمينی ، همان ، صص 479 - 480 - 485 - 502، همچچنين ر.ك : تحرير الوسيله ج 1، چاپ نجف ، 1390 ه ق ، ص 482.
103-امام خمينی ، صحيفه نور، پيشين ، چاپ اول ، ج 5، ص 31.
104-همان ، ج 3، ص 42.
105-ماهنامه كتاب ماه ، 30 فروردين 1378، ص 11.
106-همان ، ص 11.
107-اماهم خمينی ، پيشين ، ج 2، ص 434، 16/1358.
108-همان ، ج 18، ص 41.
109-همان ، ج 12، ص 129،9/2/1368.
110-امام خمينی وصيت نامه سياسی - الهی حضرت امام ، پيشين ، ص 51.
111-امام خمينی ، همان ، 50 و 51.
112-امام خمينی ، پيشين ، ج 21، ص 129،29/2/1368.
113-ر.ك . محسن كديور، نظريه دولت در فقه شيعه ، تهران ، نشر نی ، 1377، فصل اول .
114-مرتضی مطهری ، پيرامون انقلاب اسلامی ، تهران ، صدرا، 1367 ش ، صص 85 و 86.
115-همان صص 184-190.
116- عبدا... جوادی آملی ، پيروان وحی و رهبری ، تهران ، رجاء، 1368 صص 160 - 168
117- همان صص 184 - 190
118-ر.ك . امام خمينی ، صحيفه نور، پيشين ، مجلدات 3، 4، 5، 6.

119-سيد محمد صادق حسينی ، زبده الاصول ، ج 4، قم ، مدرسه امام صادق (ع )، ربيع الاول 1412، ص 329.
120-محمد رضا مظفر، اصول فقه ، ج 2، بيروت ، موسسه الاعلمی للمبوعات ، چاپ دوم ، 1990 م ، ص ‍ 196.
121-امام خمينی ، صحيفه نور، پيشين ، ج 2، ص 50.
122-همان ، ص 62.
123- همان ، ص 269.
124-همان ، ص 269.
125-همان ، ج 5، ص 258.
126-همان ، ج 2، ص 222.
127-همان ، ج 8، ص 234.
128-همان ، ج 4، ص 234.
129-همان ج 3، ص 16.
130-همان ، ج 3، ص 96.
131-همان ج 5، ص 258.
132-همان ، ج 3، ص 268.
133-همان ،ص 9.
134-همان ، ج 5، ص 238.
135-همان ، ج 4، ص 234.
136-همان ، ج 7، ص 74
137-همان ، ج 5، ص 238.
138-همان ، ص 258.
139-همان ، ص 238.
140-همان ، ج 3، ص
141-همان ، ص 85.
142-همان ، ص 268.
143-همان ، ص 13.
144-همان .
145-همان ، ص 16.
146-همان ، ج 5، ص 238.
147-همان ، ج 2، ص 22.
148-همان ، ج 7، ص 74.
149-همان ، ج 3، ص 10.
150-همان ، ج 5، ص 238.
151-همان ، ج 5، ص 258.
152-همان ، ج 3،ص 9.
153-همان ، ج 5، ص 238.
154-همان ، ص 258.
155-همان ، ج 17، ص 161.
156-همان ، ج 18، ص 201.
157-همان ، ج 3، چاپ دوم ، ص 75.
158-همان ، ج 1، ص 71، چاپ دوم .
159-همان ، ج 18، ص 41، چاپ اول .
160-همان ، ج 1، ص 59.
161-همان ، ج 2، ص 241.
162-همان ، ج 8، ص 553.
163-همان ، ج 2، ص 186.
164-همان ، ج 1، ص 59. چاپ دوم .
165-همان ، ج 3، ص 37.
166-همان ، ج 5، ص 190.
167-همان ، ج 1، ص 110.
168-همان ، ج 19، چاپ اول ، ص 238.
169-همان ، ج 8، ص 62.
170-عباسعلی عميد زنجانی ، فقه سياسی ، ج 2، تهران ، امير كبير، 1366 ش ، ص 91.
171-حسين ، بشيريه ، جامعه شناسی سياسی ، تهران ، نشر نی ، 1376ش ، ص 66.
172-.p50,1939 (hill - mcgraw ,york new) class ruling the,gaetano,mosca.2
173-ژولين فروند، جامعه شناسی ماكس وبر، ترجمه عبدالحسين نيك گهر، تهران ، نشر رايزن ، چاپ دوم ، صص 233 و ص 234.
174-تی ، بی باتومور، نخبگان و جامعه ، ترجمه عليرضا طيب ، تهران ، دانشگاه تهران ، 1371، ص ‍ 10.
175-همان ، ص 22.
176-همان ، ص 2.
177-علی آقا بخشی ، فرهنگ سياسی ، تهران ، مركز اطلاعات و مدارك علمی ايران ، 1374، ص ‍ 107.
178-آلن بيرو، فرهنگ علوم اجتماعی ، تزجمه باقر ساروخانی ، تهران ، كيهان ، 1370 ش ، ص 115.
179-باقر، ساروخانی ، درآمدی بر دائرالمعارف علوم اجتماعی ، تهران ، كيهان ، بی تا، ص 94.
180-تی بی ، باتومور پيشين ، ص 12.
181-.P202,(1950 ,Haven New).Society and Power,Kaplan .M and laswell.H
182-حسين بشيريه ، پيشين ، ص 67.
183-تی بی ، باتومور، پيشين ، ص 14 و 15. لازم به تذكر است كه در متون سياسی مفهوم ديگری برای نخبگان ذكر شده و حكومت آريسوكراسی يا اشراف است و برخی حكومت اسلامی مطلوب را حكومتی از سنخ می دانند. اين تفاوت كه نخبكان مورد نظر اسلام را صالحان ، مستضعفان و متقيان دانسته اند. ر.ك به عباسعلی ، عميد زنجانی ، فقه سياسی ، تهران ، امير كبير، 1366 ش ، ص 234.
184-امام خمينی ، صحيفه نور، پيشين ، چاپ دوم ، ج 7، ص 514.
185-همان ، ج 6، ص 412.
186-همان ، ج 2، ص 114 ، 4/8/1357.
187-همان ، ج 1، ص 110، 26/1/1343.
188-ج 2، ص 162، 10/8/1357 و ص 276، 17/8/1357/، ص 87، 30 /7/1357.
189-همان ، ج 9، ص 71، 2/7/1360.
190-همان ، ج 18، چاپ اول ، بهار 1365، ص 198، 12/10/1362.
191-همان ، ج 18، ص 204، 13/10/1362.
192-همان ، ج 3، چاپ دوم ، تابستان 1371، ص 75، 18/10/1357.
193-همان ، ص 496، 16/1/1358.
194-همان ، ج 4، ص 501، 3/4/1358.
195-همان ، ج 4، ص 274، 3/3/1358.
196-همان ، ج 5، ص 102، 17/4/1358.
197-همان ، ص 132، 19/4/1358.
198-همان ، ص 138، 20/4/1358.
199-همان ، ص 172، 24/4/1358.
200-همان ، ص 6، 24/4/1358.
201-همان ، ج 6،ص 53، 17/7/1358.
202-همان ، ص 540، 9/10/1358.
203-همان ، ج 2، ص 162، 10/8/1357.
204-همان ، 1372، ص 120، 21/12/1358.
205-همان ، ج 7، ص 212، 17/2/1359.
206-همان ، ج 21، چاپ اول ، ص 201.
207-همان ، ج 7، چاپ دوم ، پاييز 1372، ص 212، 17/2/1359.پ
208-همان ، ص 84، 15/11/1358.پ
209-همان ، ج 4، ص 315، 7/3/1358.
210-همان ، ج 21، چاپ اول ، 1369، ص 186، 26/11/1361.
211-همان ، ج 17، ص 273، 14/3/1362.
212-همان ، ج 18، ص 198، 12/10/1362.
213-همان ، ص 204، 13/10/1362.
214-همان ، ج 5، چاپ دوم ، ص 138، 20/4/1358.
215-همان ، ج 8، چاپ اول ، ص 201، 13/10/1362، ج 17، چاپ اول ، ص 161، 4/11/1361.
216-همان ، ج 1، چاپ دوم ، پاييز 1370، ص 59، 7/12/1341.
217-همان ، ص 71، 10/1/1342.
218-همان ، ج 3، چاپ دوم ، ص 75، 18/10/1357.
219-همان ، ج 4، ص 484، 31/3/1358.
220-همان ، ج 1، ص 41، آبان 1341.
221-همان ، ج 18، چاپ اول ، بهار 1365، ص 41، 23/4/1362.
222-همان ، ج 1، چاپ دوم ، زمستان 1373، ص 236، 45/11/1359.
223-همان ، ج 2، ص 214، 14/8/1357.
224-همان ، ج 2، ص 276، 17/8/1357.
225-همان ، ج 4، چاپ دوم ، ص 560، 11/4 /1358.
226-همان ، ج 6، ص 540، 9/10/1358.
227-همان ، ج 8، ص 553، 11/4/1358.
228-همان ، ج 7، ص 120، 21/12/1558/11/358.
229-همان ، ج 20، چاپ اول ، 1369، ص 220، 23/3/1367.
230-همان ، ج 2، ص 60، 28/5/1358 و 394، 27/8/1357.
231-همان ، ج 3، ص 6، 7/10/1357.
232-همان ، ص 46، 16/10/1357.
233-همان ، ج 2، ص 186، 11/8/1357.
234-همان ، ج 1، ص 59، 7/12/1341.
235-همان ، ج 2، ص 43، 26/7/1357.
236-همان ، ج 5، ص 155، 23/4/1358.
237-همان ، ج 2، ص 66، 29/7/1357.
238-همان ، ص 186، 11/8/1357.
239-همان ، ص 43، 26/7/1357.
240-همان ، ج 9، چاپ دوم ، ص 603، 13/8/1361.
241-همان ، ج 18، چاپ اول ، ص 154، 4/8/1362.
242-همان ، ص 251، 14/12/1362.
243-همان ، ج 19، چاپ دوم ، ص 239، 4/8/1364.
244-همان ، ج 8، ص 65، 15/9/1363.
245-همان ، ج 9، ص 7، 7/3/1363.
246-همان ، ج 7، ص 112، 12/12/1358.
247-همان ، ج 7، 100، 28/11/1358.
248-همان ، ص 257، 4/3/1359.
249-همان ، ج 18، چاپ اول ، ص 59، 17/5/1362.
250-همان ، ج 2، ص 244، 2/9/1357.
251-همان ، ص 276، 17/8/1357.
252-همان ، ج 20، ص 109، 6/5/1366.
253-همان ، ج 9، ص 632، 11/9/1361.
254-همان ، ج 3، ص 37، 14/10/1357.
255-همان ، ج 7، ص 120، 21/12/1358.
256-همان ، ج 2، ص 308، 19/8/1357.
257-همان ، ج 6، ص 473، 3/10/1358.
258-همان ، ص 23، 12/7/1358.
259-همان ، ج 3، ص 46، 16/10/1357.
260-همان ، ج 9، ص 71، 2/7/1360.
261-همان ، ص 358، 29/1/1361.
262-همان ، ج 18، چاپ اول ، ص 129، 6/5/1362.
263-همان ، ج 9، ص 71، 2/7/1360.
264-همان ، ج 20، چاپ اول ، ص 129، 6/5/1366.
265-همان ، ج 8، ص 561، 11/5/1360.
266-همان ، ج 9، ص 53، 6/3/1363.
267-همان ، ج 8، ص 561، 11/5/1360.
268-همان ، ج 5، ص 190، 26/4/1358.
269-همان ، ج 8، ص 62، 15/9/1359.
270-همان ، ج 4، ص 61، 11/4/1358.
271-همان ، ج 2، ص 254، 16/8/1357.
272-همان ، ج 9، ص 71، 2/7/1360.
273-همان ج 3، ص 496، 16/1/1358.
274-همان ، ص 499، 16/1/1358.
275-همان ، ج 5، ص 138، 20/4/1358.
276-همان ، ص 176، 24/4/1358.
277-همان ، ص 176، 24/4/1358.
278-همان ، ج 6، ص 540، 9/10/1358.
279-همان ، ج 7، ص 120، 21/12/1358.
280-همان ، ج 21، ص 186، 26/11/1361.
281-همان ، ج 3، ص 358، 29/1/1361.
282-همان ، ج 18، چاپ اول ، ص 198، 12/10/1361.
283-همان ، ج 7، ص 495، 11/6/1361.
284-همان ، ص 406، 29/4/1359.
285-همان ، ص 424، 15/5/1359.
286-همان ، ج 21، چاپ اول ، ص 198، 12/10/1362.
287-همان ، ج 2، ص 308، 19/8/1357.
288-همان ، ج 9، ص 298، 25/12/1360.
289-همان ، ج 20، ص 235، 29/4/1367.
290-همان ، ج 18، ص 198، 12/10/1362.
291-همان ، ج 9، ص 237، 19/11/1360.
292-همان ، ج 21، ص 186، 26/11/1361.
293-همان ، ص 187، 26/11/1361.
294-همان ، ج 7، ص 26، 15/10/1358.
295-همان ، ج 6، ص 473، 3/10/1358.
296-همان ، ج 2، ص 308، 19/8/1357.
297-همان ، ج 9، ص 71، 2/7/1360.
298-همان ، ج 3، ص 524، 19/1/1358.
299-همان ، ج 2، ص 535، 20/9/1357، و ج 3، ص 37، 14/10/1357.
300-همان ، ج 19، ص 108، 22/11/1363.
301-همان ، ج 7، ص 405، 29/4/1359.
302-همان ، ص 405، و ص 406، 29/1/1359.
303-همان ، ج 2، ص 308، 19/8/1357.
304-همان ، ص 308، 19/8/1357.
305-همان ، ص 263، 17/8/1357.
306-همان ، ج 6، ص 401، 25/9/1358.
307-همان ، ج 2، ص 253، 16/8/1357 و ج 9، ص 71، 2/7/1360.
308-همان ، ج 21، ص 181، 26/11/1361.
309-همان ، ج 18، ص 59، 12//5/1362.
310-همان ، ج 19، ص 108، 22/11/1363 و ج 6، چاپ دوم ، ص 540، 9/10/1358 و ج 8، ص 56، 28/8/1359.
311-همان ، ج 8، ص 62، 15/9/1359.
312-همان ، ص 561، 11/5/1360.
313-همان ، ج 7، ص 112، 12/12/1358.
314-همان ، ج 9، ص 435، 25/3/1361.
315-همان ، ج 3، ص 305، 6/3/1358.
316-همان ، ج 5، ص 100، 17/4/1358.
317-همان ، ج 2، ص 114، 4/8/1357.
318-همان ، ص 186، 11/7/1358 و ص 254، 16/8/1357.
319-همان ، ص 308، 19/8/1357.
320-همان ، ج 4، ص 248، 1/3/1358.
321-همان ، ج 2، ص 235، 29/4/1367.
322-همان ، ج 18، ص 198، 12/10/1362.
323-همان ، ج 20، ص 214، 7/3/1367.
324-همان ، ج 2، ص 114، 4/8/1357.
325-همان ، ج 6، ص 540، 9/10/1358.
326-همان ، ج 8، ص 63، 15/9/1359.
327-همان ، ج 7، ص 120، 21/12/1358.
328-همان ، ص 100، 28/11/1358.
329-همان ، ج 21، ص 181.
330-همان ، ج 1، چاپ دوم ، ص 110، 26/1/1343.
331-همان ، ج 18، چاپ اول ، ص 201، 13/10/1362.
332-همان ، ص 156، 15/8/1363.
333-همان ، ج 4، ص 315، 7/3/1358.
334-همان ، ج 8، ص 62، 15/9/1359.
335-همان ، ج 3، ص 499، 16/1/1358.
336-همان ، ج 5، ص 53، 22/4/1358.
337-همان ، ج 6، ص 540، 9/10/1358.
338-همان ، ج 7، ص 112، 12/12/1358.
339-همان ، ج 21، ص 187، 26/11/1361.
340-همان ، ص 496، 16/11/1358.
341-همان ، ص 214، 13/11/1357.
342-همان ، ج 5، ص 102، 17/4/1358.
343-همان ، ج 21، ص 186، 26/11/1361.
344-همان ، ج 2، ص 535، 20/9/1357.
345-همان ، ج 7، ص 424، 15/5/1359.
346-همان ، ج 21، ص 186، 26/11/ 1361.
347-همان ، ج 18، ص 198، 12/10/1362.
348-همان ، ص 204، 13/10/1362.
349-همان ، ج 5، ص 176، 24/4/1358.
350-همان ، ج 1، ص 503، 4/2/1357.
351-همان ، ج 18، ص 204، 13/10/1362.
352-همان ، ج 3، ص 46، 16/10/1357.
353-همان ، ج 9، ص 6، 7/3/1363.
354-همان ، ج 19، ص 108، 22/11/1363.
355-همان ، ج 21، ص 190، 26/11/1361.
356-همان ، ج 18، ص 540، 23/4/1362.
357-همان ، ص 87، 30/7/1357.
358-همان ، ج 2، ص 87، 30/7/1357.
359-همان ، ج 4، ص 315، 7/3/1358.
360-همان ، ج 8، ص 144، 18/10/1359.
361-همان ، ج 7، ص 80، 15/11/1358.
362-همان ، ج 9، ص 238، 9/8/1364.
363-همان ، ج 8، ص 134، 16/10/1359.
364-همان ، ص 310، 29/11/1359.
365-همان ، ج 19، ص 11، 7/3/1363.
366-همان ، ج 18، ص 18، 21/4/1362.
367-همان ، ص 85، 7/6/1362.
368-همان ، ج 4، چاپ دوم ، ص 327، 8/3/1358.
369-همان ، ج 1، ص 199، 23/8/1344.
370-همان ، ص 150، 4/8/1357 و ج 3، ص 22، 10/10/1357 و ج 2، ص 235، 15/8/1357.
371-همان ، ج 1، ص 442 ، 1/11/1356.
372-همان ، ج 6، ص 422، 25/9/1358.
373-همان ، ج 4، ص 446، 27/3/1358.
374-امام خمينی ، ولايت فقيه ، تهران ، موسسه تنظيم و نشر آثار حضرت امام ، چاپ او 1373، ص ‍ 37.

بازدید 2396 بار

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: info@seratolmobin.com

پیام هفته

دشمن شناسی
قرآن : وَ كَذَلِكَ جَعَلْنَا لِكُلِّ نَبِيٍّ عَدُوًّا مِنَ الْمُجْرِمِينَ ...  ( سوره فرقان ، آیه 31 )ترجمه :  و اينگونه براي هر پيامبري دشمني از مجرمان قرار داديم.... حدیثامام علی (ع) : لا تستصغرنّ عدوّاً و ان ضعف (غررالحکم و دررالکلم، ج 6، ص 273)ترجمه : دشمن را کوچک مشمار، هر چند ضعیف باشد.

ادامه مطلب