فصل نهم : استبداد سياسى و دينى

فصل نهم : استبداد سياسی و دينی

واپسين فصل اين پژوهش، عهده دار تبيين بحث استبداد از نظر علامه نائينی است. وی در مقدمه تنبيه الامه، از اسارت و بردگی ملت های مختلف، در طول تاريخ سخن می گويد كه قرآن كريم، بعضی از آن ها را نقل كرده است.

سپس استبداد امويان و عباسيان را در تاريخ اسلام يادآور شده است كه به علت آن، مسلمانان از ترقی و پيش رفت باز ماندند و تحت اسارت و بردگی سلاطين، زندگی ذليلانه ای را گذراندند.

آن گاه از نهضت مشروطه، كه با عنايت و پی گيری فقهای آگاه به واقعيات زمان، به وقوع پيوست، به عنوان حركت رهايی بخش ملت ايران ياد می كند؛ اما چون دربار استبدادی و نيز روحانيان درباری و دنياطلب، از نظر نائينی، موجوديت خود را در خطر می ديدند، به مقاومت و مخالفت با آن برخاستند.

او در اين مقدمه، پيوستگی استبداد سياسی و استبداد دينی، موجه جلوه دادن استبداد سياسی از سوی شعبه استبداد دينی، آميختن حق و باطل به وسيله آنان و تحريف مقولاتی چون آزادی و برابری را از مشكلات روياروی مشروطه می شمارد و خطر شعبه استبداد دينی را بيش از خطر حكومت يزيد برای امام حسين(ع) قلمداد می كند.(1)

عده ای بحث استبداد تنبيه الامه و تقسيم آن به سياسی و دينی را متأثر از كتاب طبايع الاستبداد، نوشته كواكبی می دانند؛ چنان كه نائينی، خود از حكيمی كه چنين تقسيمی را نخستين بار مطرح كرده، تجليل می كند.(2)

گرچه مبحث «استبداد» در اين كتاب، به لحاظ استناد آن به آيات، احاديث و سيره پيشوايان معصوم و با توجه به نويسنده فقيه و آشنا به منابع استنباط آن، از غنای بيش تری نسبت به اثر كواكبی برخوردار است، اما يك نكته در نوشته كواكبی جلب توجه می كند كه نائينی به صراحت، بدان نپرداخته است، هر چند از لابه لای كلمات او قابل استفاده است و آن اين كه:

 صفت استبداد، هم چنان كه شامل سلطنت و حكومت فرد مطلق العنانی است كه با غلبه يا به ارث، متولی سلطنت گرديده، هم چنين شامل حكمرانی فرد مقيد است كه به ارث يا به انتخاب، سلطنت يافته، اما كسی از او حساب نخواهد و نيز شامل حكمرانی جمعی است، گرچه منتخب باشند؛

زيرا كه اشتراك در رأی، دفع استبداد ننمايد، جز اين كه آن را فی الجمله تخفيف دهد و بسا باشد كه حكمرانی جمع، سخت تر و مضرتر از استبداد يك نفر باشد و باز شامل است سلطنت مشروطه را، كه قوه شريعت و قانون، از قوه اجرای احكام در آن جدا باشد؛ چه اين نيز استبداد را دفع نكند و تخفيف ندهد، مادامی كه اجراكنندگان، در نزد قانون نهندگان، مسؤول نباشند و قانون نهندگان، خود را در نزد ملت، مسؤول ندانند و ملت نيز نداند تا چگونه مراقب ايشان باشد و از ايشان حساب خواهد، و خلاصه آن چه ذكر شد، آن است كه سلطنت، هر قسمی كه باشد، از وصف استبداد خارج نشود تا در تحت مراقبت شديد و محاسبه بی مسامحه نباشد؛ هم چنان كه در صدر اسلام واقع شد كه بر عثمان بن عفان كينه بگرفتند و هم چنان كه در عهد اين جمهوری حاضر در فرانسه در مسأله نشان ها و مسأله ساما و مسأله اريفوس اتفاق افتاد.( 3)

 او رهايی از استبداد را منوط به تحقق دو امر می داند: احساس مسؤوليت دولت مردان و نظارت ملت بر ايشان. اين دو نكته، بارها در سخنان نائينی تكرار شده است؛ اما اين كه استبداد منحصر به حكومت های فردی نيست و بسا كه حكومت های مردم سالار نيز گرفتار اين آفت شوند، صريحاً در تنبيه الامه به چشم نمی خورد.

اين نكته مهم، كه كواكبی يادآور شده است، در آثار متفكران مغرب زمين نيز كم و بيش يافت می شود. علی رغم آن كه در غرب، مدتی حكومت مشروطه و سپس جمهوری، بهترين نوع حكومت شناخته شد و حكومتی كه در آن، اراده مردم تعيين كننده باشد، رواج يافت،

اما عده ای از متفكران آن ديار، از آفات دموكراسی سخن گفته و از ديكتاتوری اكثريت، در برابر اقليت، ابراز نگرانی كرده و به دنبال روش های جديدی برای جلوگيری از حقوق اقليت بر آمدند. آلكسی دوتوكويل، نويسنده معروف فرانسوی (متوفای 1859م.) در اثر معروف خود به نام تحليل دموكراسی آمريكا، از حاكميت مطلقه اكثريت، در نظام دموكراتيك انتقاد كرده و می گويد:

 آن ها كه معتقد هستند كه اگر به يك فرد، قدرت مطلقه واگذار شود، ممكن است از آن قدرت، به زيان رقيب خود استفاده كند، چرا در مورد اكثريت و اقليت، اين حقيقت را قبول نمی كنيد؟(4)

او استبداد اكثريت را فراتر و شديدتر از استبداد شاهان مقتدر می دانست؛ زيرا آنان هرگز قادر به سركوب همه مخالفان نيستند و تنها بر اعمال افراد سيطره پيدا می كنند، نه اراده آنان، در حالی كه اكثريت، با برخورداری از حق وضع قوانين، با قدرت مطلقه خود، همه موانع را از سر راه بر می دارند.(5)

- قوای استبداد و راه درمان آن

 نائينی افزون بر بحثی كه در مقدمه، در باره استبداد مطرح كرده، خاتمه كتابش را نيز به اين بحث اختصاص داده، از قوای نگاه دارنده استبداد و راه جلوگيری از آن به تفصيل سخن گفته است.

وی «نادانی مردم از وظايف سلطنت و حقوق ملت» را نخستين نيروی حافظ استبداد شمرده، كه علت العلل همه مفاسد و گسترش استبداد است. بديهی است كه راه از بين بردن اين عامل، آگاهی دادن به ملت است.

وی در بخش راه های درمان استبداد، توضيحات سودمندی در اين باره دارد. از صاحبان جرايد و اهل منبر، به علت بدگويی گله می كند و از آنان می خواهد كه برای آگاهی دادن به ملت، «بايد به طور كلی لسان بدگويی را چون محمول بر غرضانيت است»، كنار نهند.

او در اين بخش، از مشروطه خواهان، كه از آزادی قلم و بيان سوء استفاده كرده و با گفتار و كردار ناشايست خود، مردم را به مشروطه بدبين كردند، به شدت انتقاد می كند. نائينی - كه كتابش را در مقطع پايانی دوره استبداد صغير نگاشته - علت اصلی شكست مشروطه و مسلط شدن دوباره دربار را رفتار ناشايست مشروطه خواهان و نام جويان و هواپرستان می داند و در اين باره می نويسد:

تا خود كاملاً عالم نباشد، به غرض خودنمايی و عوام ربايی و هنگامه جويی و امثال ذلك، در اين وادی داخل نشود؛ مانند جمله ای از جرايد سابقه و بعض اهل منبر و ناطقين سابق، كه يا دوستان نادان و يا دشمنانی بودند دانا، و معظم صدمات و لطمات وارده بر اين اساس سعادت، به هفوات آنان مستند است.(6)

 ناخرسندی مشروطه خواهانی چون نائينی و حتی افرادی چون كسروی و طالبوف تبريزی، از رفتار مشروطه خواهان، حكايت از اوضاع نامطلوب اجتماعی دارد كه مشروطه خواهان افراطی، عامل آن بودند و اين، نكته بسيار مهم و عبرت آموزی در عصر ما است.

طالبوف تبريزی، روشن فكر غرب گرا و نويسنده كتاب مسالك المحسنين، كه از سوی علما از كتب ضاله خوانده شد، از دهخدا، روشن فكر غرب گرای ديگر می پرسد: «طهران كدام جانور است كه در يك شب، صد و بيست انجمن زاييد؟!». همو می نويسد:

 ايرانی تا كنون اسير يك گاو دو شاخه استبداد بود؛ اما بعد از اين، اگر اداره خود را قادر نشود، به گاو هزار شاخه رجّاله دچار می گردد. فاش می گويم كه من اين مسأله را بی چون و چرا می بينم.(7)
 كسروی از فتنه گری انجمن ها در شهرهای مختلف انتقاد كرده و البته رفتار آنان را برای پيش برد مشروطه، اجتناب ناپذير می خواند. وی در كتاب تاريخ مشروطه ايران می نويسد:

 اما انجمن ها، راست است كه اين ها در هر پيشامدی جنب و جوش می نمودند و برخی از آن ها بسيار بی مايه بود، جز مايه آشوب نتوانستندی بود، از آن سوی، چنان كه خواهيم ديد، در روز سختی، كاری نيز از دست آن ها بر نيامد. با اين حال، خود پشتيبانی برای مجلس شمرده می شدند و به هر حال، بايستی باشند.

آزادی خواهان تهران، راهی بهتر از اين برای كوشش های خود نيافته، اين را برگزيده بودند.(8)

 نويسنده تاريخ بيداری ايرانيان، در تاريخ محرم 1325، كه هنوز ماه های نخست مشروطه در ايران بود، از رفتار اهانت آميز مشروطه خواهان با مخالفان سخن می گويد كه سگ ها را در كوچه و خيابان ها راه انداخته و به گردن آن ها نوشته ای می آويختند كه «ما مشروطه نمی خواهيم» و بدين وسيله، مخالفان را هجو می كردند.(9)

آنان با تأسيس انجمن ها و كميته ها، هر مخالفی را به قتل می رساندند و با فرستادن بسته های پُستی انفجاری، مخالفان مشروطه را ترور می كردند.(10) ناظم الاسلام كرمانی با اندوه، سرنوشت مشروطه را اين گونه تشريح می كند:

 در غره شهر ذی القعده 1327 مجلس شورای ملی مفتوح گرديد ... تا اين كه امر منقلب، خواص خانه نشين، جوانان غير مجرب روی كار آمدند و آن چه كه مقصود از مشروطه بود، حاصل نشد، بلكه بر عكس نتيجه داد وكلا در عوض خدمت به موكلين خود، مشغول نزاع مسلكی و جنگ انقلاب و اعتدال و همّ خود را مصروف گرفتن ماهيانه و دخل خود كردند.

وزرا در خيال جمع مال و اندوخته، علمای طهران به همان برقراری مستمری قانع گرديدند. گويا نتيجه قتل نفوس و خسارت ملت همين بود كه كردند. عموم رعيت، در صدمه و اذيت، ماليات بر همه چيز، حتی سفيدی نمك و سياهی ذغال بسته، بلكه افزوده، رؤسای روحانی را خانه نشين، احكامشان را پشت گوش انداخته، صريح گفتند و نوشتند: «تفكيك قوای روحانی از قوای جسمانی».

مرحوم آقای بهبهانی را در ازای آن همه صدمه و اذيت كه در طريق مشروطيت متحمل شد، مقتول نمودند. آقای طباطبايی را در خانه خود نشاندند و پيغام دادند كه اگر مداخله در امور كنيد، مثل آقای بهبهانی خواهيد شد ...(11)

 مشروعه خواهان نيز، كه با مشاهده دوران مشروطه اول و اعمال و رفتار مشروطه خواهان افراطی و غرب گرا، از آن روگردان شده بودند، گوشه ای از گفته ها و آرزوهای آنان را در نوشته های خويش ضبط كردند.

استهزای اذان عمومی، جسارت به پيامبر اسلام(ص) به عنوان قانون گذار عرب، كهنه خواندن قرآن، استهزای استشفا به تربت امام حسين(ع) و ديگر مقدسات مردم، ترويج محرمات، توهين به علما و عادی شدن آن، انتشار عمل به مساوات بين مسلمان و كافر در ديات و قصاص، هرزگی و فحاشی بی اندازه، سلب امنيت مردم و غارت اموال آنان، ظلم بی اندازه، انتشار كتب ضلال و رواج كفريات در مطبوعات،(12) هم چنين مخالفت با روضه خوانی در ايام سوگواری و ديگر شعاير مذهبی، مانند قربانی كردن،(13) نمونه هايی از گفتار و رفتار مشروطه خواهان غرب گرا بود.

عالمان مشروطه خواه نيز از رفتار ناشايست اين گروه، گلايه ها كرده اند. ملا عبدالرسول كاشانی، نويسنده رساله معروف انصافيه، كه در محرم 1328 به رشته تحرير در آمده، رفتار مشروطه خواهان را پس از فتح تهران، «استبدادی فوق الاستبدادات» می خواند.(14)

نائينی در بخش ديگری از خاتمه كتابش، كه از «تفرقه و جدايی»، به عنوان نيروی نگاه دارنده استبداد سخن می گويد، وحدت كلمه را راه درمان و جلوگيری از آن می شمارد و تشكيل انجمن های صحيح، «متشكل از افراد متقی و مهذب و آگاه به مسائل روز» را بهترين راه دست يابی به وحدت می داند.

او نيز از تأمين انجمن های گوناگون، كه با اغراض خاص سياسی و به منظور خودنمايی ايجاد شده، به شدت انتقاد كرده و گريز مردم از مشروطه را نتيجه عملكرد اين گروه از انجمن ها می داند كه به «استبدادی امرّ و اضرّ» انجاميد و سبب گرديد كه مردم به همان استبداد قجری رضايت دهند.

وی هم چنين نفوذ غارت گران و كلاه برداران به ميان مشروطه خواهان و ميدان داری افراد به ظاهر مشروطه خواهِ در واقع مستبد را از ديگر عوامل بروز اين وضعيت می داند.(15) به نظر می رسد كه اين، همان سخن شيخ فضل اللَّه نوری است كه حمايت از دربار را «دفع افسد به فاسد» می خواند و اينك از قلم نائينی تراوش كرده است.

البته همه مفاسدی كه نائينی از آن رنج می برد، مربوط به مقطع نخست مشروطه است كه به لج بازی و ايستادگی دربار و مخالفت مشروعه خواهان و گروهی از مردم می انجامد و با دخالت و حمايت روسيه، طومار مشروطه خواهان در هم می پيچد و استبداد صغير حاكم می شود. نوشته نائينی، مربوط به اواخر اين دوره است.

به راستی اگر او پس از پيروزی مشروطه خواهان و فتح تهران و رفتار ايشان با طبقات مختلف جامعه، قلم به دست می گرفت تا گلايه كند، چه می نوشت؟! رفتاری كه حتی مورد اعتراض افرادی چون تقی زاده قرار گرفته است.(16) سرگذشت مشروطه، به جايی منتهی شد كه امثال نائينی از آن روگردان شده و تا پايان عمر، در اين باره سكوت كرد.

عامل ديگری كه نائينی از قوای استبداد شمرده، «استبداد دينی» است كه راه جلوگيری از آن، تهذيب نفس است و بس. از نظر وی مبارزه با شعبه استبداد دينی، به علت آن كه از ابزار دين استفاده كرده و در قلب های مردم رسوخ می كند، بسيار دشوار و تقريباً ناممكن است. او نه تنها عالمان دنياطلب را، كه به حمايت از دربار برخاسته و با مشروطه در افتادند، شعبه استبداد دينی می خواند، بلكه حتی عالمانی را هم كه در اين ميان، سكوت اختيار كرده و به ياری مشروطه خواهان برنخاستند، مورد انتقاد قرار می دهد.

دسته اول را به عمروعاص و مغيرة بن شعبه و دسته دوم را به ابوموسی اشعری تشبيه می كند كه با هم دستی يكديگر، به مقابله با مقام ولايت امير مؤمنان، علی(ع) برخاسته و احكام شريعت را محو كردند.(17) قلم نائينی در تنبيه الامه، آن جا كه عليه مشروعه خواهان نگارش يافته، بسيار تند و دور از انتظار است و نشان از فشار سنگين تبليغاتی عليه مشروعه خواهان و فضای ناسالم حوزه نجف در آن روزگار دارد.

نيروی ديگر استبداد، كه نائينی از آن به اختصار سخن گفته، «شاه پرستی» است كه تا عمق جان مردم رسوخ كرده است كه بايد با سپردن مسؤوليت ها به افراد شايسته و رواج امر به معروف و نهی از منكر، به مقابله با آن برخاست.(18)

مؤلف محقق تنبيه الامه در مقدمه، كه از ويژگی های حكومت های استبدادی بحث می كند، نوع نگاه حاكمان مستبد به مردم را با نوع نگاه حاكمان در حكومت ولايتيه متفاوت ارزيابی می كند. او معتقد است كه سلطان مستبد، اگر حقی از حقوق مردم را هم ادا كند، آن را نه به عنوان حق مردم، بلكه به عنوان عنايت و تفضلی از جانب خود به شمار می آورد.(19) در حقيقت، سلطان مستبد برای مردم حقی قائل نيست و فقط آنان را موظف به اطاعت می داند و بس.

اندك ملاحظه ای در رفتار سلاطين مستبد، اين واقعيت را آشكارتر می سازد و درستی ارزيابی نائينی را نشان می دهد. ناصرالدين شاه هنگامی كه با خبر احتمال ترور خود روبه رو می شود، آن را بسيار بعيد شمرده و از خدمات شايان خود به مردم سخن می گويد، كه بايد مردم از او سپاسگزار باشند!(20) چنان كه فرزندش مظفرالدين شاه پس از اعطای مشروطيت، در نامه ای مردم را از زياده روی در مطالبه حقوق خود بر حذر داشته و می نويسد:

تكليف ما لطف و مهربانی است و تأليف قلوب و تكليف نوكر، اطاعت فرمان است واجرای وظايف خدمت سلطان؛ ولی هر كدام در جای خود. شاه اگر لطف بی عدد راند، بنده بايد كه حد خود داند.(21)

 محمدعلی شاه نيز اعطای مشروطيت را «جود و سخا» از سوی خود به ملت می خواند.(22) بنابراين، چون شاهان بر چنين باوری بودند و مردم را نيز بدان عادت داده بودند، نائينی راه مقابله با آن را قرار گرفتن افراد شايسته، در مناصب اجتماعی و تغيير اين نگرش به حقوق ملت و مبارزه با منكرات و دعوت به نيكی ها می داند كه به مرور زمان اصلاح شود.

وی هم چنين از عوامل ديگری مانند «ترساندن و آزار آزادی خواهان»، «عادی شدن زورگويی و ظلم به مردم، بين دولت مردان» و «استفاده از امكانات كشور برای سركوب ملت و واگذاری منصب های اجتماعی به اجانب» به عنوان نيروهای استبداد سخن می گويد و راه مقابله با آن ها را «قلع شجره استبداد» می شمارد؛ زيرا همه اين مسائل، شاخه ها و فروع درخت كهن سال استبداد در ايران است.

پی نوشت ها:

1) تنبيه الامه، ص 68.

2) همان، ص 58.
3) عبدالرحمن كواكبی، طبايع الاستبداد، ترجمه عبدالحسين قاجار، به كوشش محمدجواد صاحبی، ص 43.
4) آلكسی دوتوكويل، تحليل دموكراسی امريكا، ترجمه رحمت اللَّه مقدم مراغه ای، ص 517.
5) همان، ص 524.
6) تنبيه الامه، ص 159 - 160.
7) يحيی آريان پور، صبا تا نيما، ص 291.
8) تاريخ مشروطه ايران، ج 2، ص 501.
9) تاريخ بيداری ايرانيان، ج 2، ص 99.
10) ان.ك.س.لمتن، انجمن های سرّی در انقلاب مشروطيت ايران، ترجمه اسماعيل رائين، ص 155 - 156.
11) همان، ج 1، ص 468.
12) ر.ك: تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، ج 2، ص 893، 924 و 926.
13) تاريخ مشروطه ايران، ج 1، ص 360.
14) ملا عبدالرسول مدنی كاشانی، رساله انصافيه، ص 100.
15) تنبيه الامه، ص 170 - 171.
16) ر.ك: خاطرات سيد حسن تقی زاده، زندگی طوفانی، به كوشش ايرج افشار (وی در خاطراتش می گويد: «شكی نيست كه تندروی كرديم». سپس در باره پول هايی كه به زور از مردم برای تأمين مخارج دولت گرفته بودند، سخن می گويد. در بخش ديگری اظهار می دارد: «يك روز قرار شد مجاهدين تحت انتظام قرار گيرند؛ زيرا از خانه مردم بالا می رفتند ... مجاهدين طغيان كرده بودند، بيداد می كردند و كسی از عهده آن ها بر نمی آمد. من جلوگيری كردم، گفتم: ما نيامده ايم مردم را غارت كنيم!»).
17) تنبيه الامة، ص 143-144 و ص 161-162.
18) تنبيه الامه، ص 164 - 167.
19) همان، ص 41.
20) خاطرات تاج السلطنه، به كوشش منصوره اتحاديه، ص 60.
21) تاريخ بيداری ايرانيان، ج 1، ص 615.
22) تاريخ مشروطه ايران، ج 2، ص 619.
INDEX
 


 
 منابع و مآخذ
 
الف
- آباديان، حسين، مبانی نظری حكومت مشروطه و مشروعه، نشر نی، چاپ اول، 1374ش، تهران
- آدميت، فريدون، انديشه های طالبوف تبريزی، انتشارات دماوند، چاپ دوم، 1363ش، تهران
- آدميت، فريدون، ايدئولوژی نهضت مشروطيت، انتشارات پيام، چاپ اول، 1355ش، تهران
- آريان پور، يحيی، از صبا تا نيما
- آملی، محمد تقی، المكاسب و البيع، مؤسسة النشر الاسلامی، 1413ق، قم
- آل بحرالعلوم، سيد محمد، بلغة الفقيه، مكتبة الصادق، 1403ق، تهران
- آل محبوبه، شيخ جعفر الشيخ باقر، ماضی النجف و حاضرها، دارالاضواء، لبنان
- اصفهانی كربلايی، شيخ حسن، تاريخ دخانيه، به كوشش رسول جعفريان، نشر الهادی، چاپ اول 1377 ش، قم
- الگار، حامد، دين و دولت در ايران (نقش علما در دوره قاجار)، ترجمه ابوالقاسم سرّی، انتشارات توس، چاپ دوم، 1369ش
- امين، سيد محسن، اعيان الشيعه، دارالتعارف للمطبوعات، 1406ق، بيروت
- انصاری، شيخ مرتضی، المكاسب، المؤتمر العالمی بمناسبة الذكری المئوية الثانية لميلاد الشيخ الانصاری، المطبعة الاولی، 1415، قم
- انصاری، مهدی، شيخ فضل الله نوری و مشروطيت، مؤسسه انتشارات اميركبير، چاپ دوم، 1376، تهران

 
ب، ت
- بلاغی، سيد عبدالحجة، تاريخ نائين، 1369ق
- تاج السلطنه، خاطرات تاج السلطنه، به كوشش منصوريه اتحاديه، نشر تاريخ ايران، چاپ اول، 1361
- تركمان، محمد، رسائل، اعلاميه ها، مكتوبات و روزنامه شيخ شهيد فضل الله نوری، مؤسسه خدمات فرهنگی رسا، 1362، ترهان
- تفرشی حسينی، ميرزا سيد احمد، روزنامه اخبار مشروطيت و انقلاب ايران، به كوشش ايرج افشار، مؤسسه انتشارات امير كبير، 1351، تهران
- تقی زاده، حسن، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران، به كوشش عزيز الله عليزاده، انتشارات فردوسی، 1379، تهران
- تقی زاده، حسن، زندگی طوفانی سيد حسن تقی زاده، به كوشش ايرج افشار، انتشارات علمی، 1372
- توكويل، الكسی، تحليل دموكراسی امريكا، ترجمه رحمت الله مقدم مراغه ای، انتشارات زوار، 1347ش
 
ج
- جرداق، جرج، صورت العدالة الانسانيه، ترجمه سيد هادی خسروشاهی
- جعفريان رسول، شب نشينی مشروطه خواهان در سفارت انگليس، مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران، چاپ دوم، 1378 ش، تهران
- جعفريان، رسول، رسائل حجابيه، انتشارات دليل ما، چاپ اول، 1380، قم

 
ح
- حائری، عبدالهادی، تشيع و مشروطيت در ايران، انتشارات اميركبير، چاپ اول، 1380، تهران
- حجاريان، سعيد، افسون زدايی از قدرت، طرح نو، چاپ دوم، 1379
- حرز الدين، محمد، معارف الرجال،
- الحسنی، سيد عبدالرزاق، تاريخ الوزارات العراقيه، دارالشئون الثقافة العامّة، الطبعة السابعة، 1408ق، بغداد

 
خ
- خاتمی، سيد محمد، اسلام، روحانيت و انقلاب اسلامی، طرح نو، 1379ش، تهران
- خاقانی، شيخ علی، شعراء الغری، مكتبة آيةالله العظمی مرعشی نجفی، 1408 ق، قم
- خراسانی، ملا محمد كاظم، حاشية المكاسب، وزارت ارشاد اسلامی، چاپ اول، 1406ق
- خمينی(امام)، سيد روح الله، صحيفه نور، سازمان مدارك فرهنگی
- خمينی(امام)، سيد روح الله، ولايت فقيه، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينی، چاپ اول 1373
- خوانساری، محمد باقر، روضات الجنات، دار الاسلاميه، الطبعة الاولی، 1411ق، بيروت
- خوئی، سيد ابوالقاسم، مصباح الفقاهه، مقرّر شيخ محمد علی توحيدی، نشر الفقاهه، الطبعة الاولی، 1420ق
- خيابانی تبريزی، ملا علی، علماء معاصرين

 
د
- دولت آبادی، يحيی، حيات يحيی، انتشارات عطارو انتشارات فردوس، چاپ پنجم، 1371، تهران
- دورانت، ويل، تاريخ تمدن، ترجمه فريدون بدره ای و همكاران، چاپ دوم

 
ر
- روسو، ژان ژاك روسو، قرار داد اجتماعی، ترجمه غلامحسين زيرك زاده، شرك سهامی چهر، چاپ ششم، 1358ش

 
ز
- زرگری نژاد، غلامحسين، رسائل مشروطيت، انتشارات كوير، 1374ش، تهران
- زيبا كلام، صادق، سنّت و مدرنيته، انتشارات روزنه، چاپ اول، 1377ش

 
ش
- شبّر، سيد حسن، تاريخ العراق السياسی المعاصر
- شكوری، ابوالفضل، خط سوم در انقلاب مشروطيت ايران (زندگی آخوند ملا قربانعلی زنجانی)، اداره كل فرهنگ و ارشاد استان زنجان، چاپ اول، 1378ش، زنجان
- شيرازی، ميرزا محمد تقی، رساله سؤال و جواب با حواشی شيخ عبدالكريم حائری يزدی و سيد ابوالحسن اصفهانی و ميرزا محمد حسين نائينی و سيد محمد فيروزآبادی، مطبعه گلبهار،
1342ق، اصفهان
- شيرازی، ميرزا محمد حسن، مجمع المسائل با حواشی محمد حسين ميرزا خليل تهرانی و آخوند مولی محمد كاظم خراسانی و سيد محمد كاظم يزدی و شيخ محمد تقی نجفی، 1323ق

 
ط
- طباطبايی يزدی، سيد محمد كاظم، العروة الوثقی با حواشی پانزده تن از علما، دفتر انتشارات اسلامی، الطبعة الاولی، 1417، قم
- طوسی، خواجه نصيرالدين، تجريد الاعتقاد، مؤسسة النشر الاسلامی، 1407ه
- طهرانی، شيخ آغا بزرگ، نقباءالبشر

 
ع
- عالمی، حشمت الله، مبانی علم سياست، انتشارات ابن سينا، 1351ش
- عاملی، شيخ حرّ، وسائل الشيعة، مؤسسة آل البيت، الطبعة الثانيه، 1414قم
- عميد زنجانی، عباسعلی، سيری در آراء و انديشه های نائينی(مجموعه مقالات)، انجمن آثار و مفاخر اصفهان، چاپ اول 1379
- عنايت، حميد، انديشه سياسی در اسلام معاصر، ترجمه بهاء الدين خرمشاهی، شركت سهامی انتشارات خوارزمی، چاپ سوم، 1372، تهران
- عنايت، حميد، سيری در انديشه سياسی عرب،
- عواد، كوركيس، معجم المؤلفين العراقيين، مطبعة الارشاد، 1969م، بغداد

 
ق
- قائم مقامی، جهانگير، اسناد تاريخی وقايع مشروطه ايران «نامه های ظهيرالدوله»، كتابخانه طهوری، 1348، تهران
- قاضی شريف پناهی، ابوالفضل، حقوق اساسی و نهادهای سياسی، مؤسسه انتشارات چاپ و دانشگاه تهران، 1373تهران

 
ك
- كديور، محسن، حكومت ولايی
- كديور، محسن، نظريه های دولت در فقه شيعه
- كرمانی، ناظم الاسلام، تاريخ بيداری ايرانيان، انتشارات بنياد فرهنگ ايرانی با همكاری نشر آگاه و نشر لوح، 1357
- كسروی، احمد، تاريخ مشروطه ايران، انتشارات امير كبير، چاپ شانزدهم، 1363تهران
- كواكبی، عبدالرحمن، طبايع الاستبداد (اسلام و انديشه سياسی معاصر) ترجمه عبدالحسين ميرزای قاجار، نقد و تصحيح محمد جواد صاحبی، مركز انتشارات دفتر تبليغات اسلامی، چاپ
دوم، 1372، قم

 
م
- مجتهدی، مهدی، تقی زاده و روشنگريها در مشروطيت، مقدمه محمد علی جمال زاده، مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، 1357ش
- محقق كركی، شيخ علی بن الحسين، جامع المقاصد، مؤسسة آل البيت، الطبعة الاولی، 1408ق، قم
- محيط مافی، هاشم، مقدمات مشروطيت، به كوشش مجيد تفرشی و جواد جان فدا
- مدرس تبريزی، محمد علی، ريحانة الادب، شركت سهامی طبع كتاب، 1369ق
- مدنی كاشانی، ملاعبدالرسول، رساله انصافيه، انتشارات ابن سينا، چاپ دوم، 1353، تهران
- مستعان، حميد رضا، ماهيت حكومت اسلامی از ديدگاه آيةالله نائينی، نشر كامل
- مشروح مذاكرات مجلس بررسی قانون اساسی، اداره كل امور فرهنگی در روابط عمومی مجلس شورای اسلامی، 1364
- مطهری، شهيد مرتضی، نهضتهای اسلامی در صد ساله اخير، انتشارات صدرا، چاپ يازدهم، 1367، تهران
- مطهری، شهيد مرتضی، مجموعه آثار، انتشارات صدرا، چاپ سوم، 1378، تهران
- معاصر، حسن، تاريخ استقرار مشروطيت در ايران «اسناد وزارت خارجه انگليس»، انتشارات ابن سينا، چاپ دوم، 1353، تهران
- مكی، حسين، تاريخ بيست ساله ايران، چاپ دوم، 1362، تهران
- ملك زاده، مهدی، تاريخ انقلاب مشروطيت ايران،
- منظور الاجداد، سيد محمد حسين، مرجعيت در عرصه اجتماع و سياست (اسناد)، نشر شيراز، 1379ش، تهران

 
ن
- نائينی، شيخ محمد حسين، تنبيه الامه و تنزيه الملة، چاپ دوم، 1328ق، تهران
- نائينی، شيخ محمد حسين، تنبيه الامة و تنزيه الملّة، مقدمه و توضيحات سيد محمد طالقانی، چاپ سوم، 1334ش، تهران
- نائينی، شيخ محمد حسين، تنبيه الامة وتنزيه الملة تعريب از عبدالحسين آل نجف، مؤسسة احسن الحديث، الطبعة الاولی، 1419ه
- نائينی، شيخ محمد حسين، رساله سؤال و جواب، مطبعة علويه، 1341ق، نجف
- نائينی، شيخ محمد حسين، تنبيه الامة و تنزيه الملّة، رسالة فی مسائل الحج و مناسكه، مطبعة مرتضويه، 1341ق، نجف
- نجفی، موسی، تأملات سياسی درتاريخ تفكر اسلامی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، 1377ش، تهران
- نجفی، شيخ محمد حسن، جواهر الكلام، دار احياء التراث العربی، الطبعة السابعة، بيروت، لبنان
- نجفی خوانساری، شيخ موسی، منية الطالب فی شرح المكاسب، تقريرات آيةالله ميرزا حسين نائينی
- نويسندگان، تبيان انديشه، گزيده مقالات در شناخت آراء ميرزای نائينی، انجمن آثار و مفاخر فرهنگی استان اصفهان، چاپ اول، 1379، اصفهان

 
و
- وينسنت، اندرو، نظريه های دولت، ترجمه حسين بشيريه، نشر نی، چاپ اول، 1371، تهران

 
ی
- يوسفی اشكوری، حسن، دين و حكومت (مجموعه سخنرانی ها)
 

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
محتوای بیشتر در این بخش: « فصل هشتم : مساوات

پیام هفته

رفع گرفتاری مردم
آیه شریفه  : لَن تَنَالُواْ الْبِرَّ حَتَّى تُنفِقُواْ مِمَّا تُحِبُّونَ (سوره : آل عمران  ، آیه : 92)ترجمه : نيکی را در نخواهيد يافت تا آنگاه که از آنچه دوست می داريد انفاق کنيدروایت : الامام الرضا (ع) فی بیان اوصاف النبی (ص) : أَفْضَلُهُمْ عِنْدَهُ وَ أَعَمُّهُمْ نَصِيحَةً لِلْمُسْلِمِينَ وَ أَعْظَمُهُمْ عِنْدَهُ مَنْزِلَةً أَحْسَنُهُمْ مُوَاسَاةً وَ مُوَازَرَةً. (عیون اخبار الرضا ، ج1 ، ص 308)ترجمه : امام رضا (ع) در خصوص ویژگی های پیامبر(ص) فرمودند : برترین مسلمانان نزد پیامبر کسی بود که بیشتر از همه خیرخواه مسلمانان بود و محترم ترین مسلمانان نزد او کسی بود که بهتر از همه به کمک رسانی و مدد...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

HTML 5نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید