سیاست و حقوق عمومی در قیام حسینی (ع)

  • چهارشنبه, 04 دی 1392 05:01
  • منتشرشده در مقالات
  • بازدید 3038 بار

سیاست و حقوق عمومی در قیام حسینی (ع)  

نویسنده :دکتر تقی دشتی ، پژوهشگر و استاد دانشگاه

بسمه تعالی
اخذ آراءمردمی و جلب موافقت آن ها یکی از روش های مهم کسب مقبولیت توسط حکومت هاست به طوری که اغلب دولت ها از این روش به انحاء مختلف بهره می برند.در زمان صدر اسلام ، مکانیسم اخذ رای از مردم به صورت بیعت بود و با این روش حاکم تایید لازم را دریافت و اجازه تصرف در امور را می یافت.
یزید پس از قرار گرفتن در تخت خلافت و علیرغم وصیت زیرکانه معاویه مبنی بر عدم تعرض به حسین بن علی (ع) ، والی مدینه را ملزم نمود تا از ایشان به انحاء ممکن بیعت بگیرد. امام حسین (ع) در واکنش به قصد ولید (حاکم مدینه) برای اخذ بیعت از امام حسین برای یزید آن هم به صورت اجباری ، در یک جمله درس آموز و تاریخی فرمودند :  
انا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح اللّه و بنا ختم اللّه ویزید رجل فاسق شارب الخمر، قاتل النفس المحرمة ، معلن بالفسق و مثلی لا یبایع مثله.
«ما خاندان نبوت ومعدن رسالت هستیم که خانه ی ما محل رفت و آمد ملائکه است شروع و ختم امور، بـه مـاست و یزید مردی فاسق و شارب الخمر و کشنده ی مردم بی گناه و فاسق دریده است و شخصی همانند من با او بیعت نمی کند».
امام به دفعات مختلف و درسخت ترین شرایط عدم جواز بیعت با یزید را تکرار فرمودند و آن را ذلت شمردند.
نکاتی که می توان از این قول و فعل امام حسین (ع) برداشت کرد، عبارتند از :
1-    امام خود را در یک جمله به طور کامل معرفی کرده ، مقام و مرتبت معنوی و سیاسی خود را بیان نموده و به طور تلویحی حق خلافت را از آن خود معرفی می کند. (انا اهل بیت النبوة و معدن الرسالة و مختلف الملائکة و بنا فتح اللّه و بنا ختم اللّه)
2-    امام در جمله ای دیگر یزید را که مصداق حاکم ناشایست جائر و فاسد بود ، معرفی نموده و با این جمله شاخص های حکمران غیرقابل بیعت و رای را بیان می نماید . به عبارتی شاخص های حکومت جائر و فاسد از کلام امام(ع) قابل استخراج است (یزید رجل فاسق شارب الخمر، قاتل النفس المحرمة ، معلن بالفسق ) و اگر حکومت یزید را بررسی کنیم چند ویژگی مشخص می شود :
اولاً ؛ یزید غاصب خلافت بود و نه تنها فاقد قابلیت های شرعی برای تصدی این منصب بود بلکه فرآیند معمول آن زمان یعنی مراجعه مردم مسلمان و موافقت آنها را نیز نداشت و به صورت موروثی به قدرت رسیده بود. از طرف دیگر طبق صلح نامه امام حسن (ع) با معاویه ، حکومت بعد از معاویه  به ائمه (ع) بر می گشت.
ثانیاً ؛  یزید از سوی امام حسین (ع) فردی فاسق دریده معرفی شده است. یعنی شخصی که به صورت علنی گناه می کند و ابایی نیز از آشکار شدن گناهانش ندارد. ظاهراً این ویژگی از نظر امام بسیار مهم و غیر قابل اغماض اعلام شده است. امام(ع) ضمن مفروض گرفتن غصب حکومت توسط یزید، به طور ملموس و آشکار نمی فرماید که او غاصب است، به صورت موروثی به قدرت رسیده است. حکومت حق ماست و از این سنخ استدلال های بنیادین . بلکه روی یک ویژگی بسیار آشکار و همه فهم و قابل قبول برای همه و غیرقابل رد و ابهام از سوی تاریخ انگشت می گذارد و یک فرمول ملموس در تاریخ باقی می گذارد که ؛ اگر حاکمی جائر باشد ، فاسق باشد ، قاتل مردم باشد و علناً گناه بکند، چنین کسی شایسته رای اعتماد نیست.
3-    امام می فرماید: همچون منی با چون او (یزید)بیعت نمی کند،این سخن مصداقی از فرامکانی- فرا زمانی بودن است. مثلِ “حسینی” با مثل “یزیدی” هیچ وقت بیعت نمی کند.مثل،واژه وکلمه ی کلیدی این جمله است.در اینجا امام،به الگوسازی و شبیه سازی دست می زند.هرکس که مانند حسین می اندیشد و عمل می کند با هرکس که یزیدی می اندیشد و رفتار می نماید،دست دوستی و بیعت دراز نمی کند. راهکاری برای همیشه و سخنی که طول تاریخ وعرض جغرافیایی را درمی نوردد.
4-    البته این به معنای نفی گفتگو و پیش بردن امور از این طریق نیست وگفتگوهای امام با لشکریان یزید در تاریخ ثبت شده است، همانطور که “حر” از این طریق به امام (ع) پیوست. مُراد نفی رای اعتماد ، همکاری و مشروعیت بخشیدن به ظالم است وگرنه باب گفت وگو هیچ وقت تعطیل نیست.
پس یک قاعده مهم ازاین قول و فعل امام حسین (ع) استنباط می شود : رای اعتماد به حاکم جائر و فاسد جایز نیست و براساس سیره و قول امام معصوم (ع) نمی توان افرادی مثل یزید را تایید کرد و تحت حاکمیت او زندگی توام با رضایت و تایید داشت همچنان که امام خمینی (ره) به تاسی از سالار شهیدان به هیچ قیمتی حاضر به تایید طاغوت نشدند و علیرغم فشارهای زیاد، رای اعتمادی به رژیم طاغوت ندادند.

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)
محتوای بیشتر در این بخش: طرحى شوم علیه تشیع »

نظر دادن

پیام هفته

تحمیل نظر خویش بر آگاهان
قرآن : ... ثُمَّ يَقُولَ لِلنَّاسِ کُونُوا عِباداً لي‏ مِنْ دُونِ اللَّهِ ... (سوره نحل، آیه 52)ترجمه: هیچ کس (حتی پیامبر) حق ندارد به مردم بگوید به جای خدا مرا عبادت کنید.حدیث: روی الحلبی قلتُ لاَبی عبدالله علیه السلام ما أدنى ما یکون به العبد کافراً ؟ قال: « أن یبتدع به شیئاً فیتولى علیه ویتبرأ ممّن خالفه (معانی الاخبار ، ص 393)ترجمه: ... حلبی روایت می کند که از امام صادق (ع) پرسیدم : کمترین سبب کافر شدن انسان چیست؟ فرمودند : این‌که بدعتی بگذارد و از آن بدعت جانبداری کند و از هر کس با او مخالفت کند روی برگرداند و آنان را متهم و منزوی سازد.

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

HTML 5نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید