نخستین نظریه پرداز ولایت فقیه در مکتب اهل بیت(ع)

  • دوشنبه, 09 تیر 1393 03:05
  • بازدید 2174 بار

مسئله اجراى حدود الهى، مربوط به سلطان و حاکم اسلامى است که از سوى خداوند متعال نصب مى شود. این‌ها عبارت هستند از امامان هدایت از آل محمّد (ص) و کسانى که ائمه، آن‌ها را به عنوان امیر یا حاکم نصب کنند و ائمه اطهار نظر در این مطلب را، به فرض امکان آن، به فقهاى شیعه و پیرو خود واگذار کرده‌اند

به گزارش صراط مبین، قدیمی‏‌ترین سند موجود در زمینه ولایت فقیه کتاب «المقنعه» اثر محمد بن محمد بن نعمان معروف به شیخ مفید است. او کسی است که شیخ طوسی درباره‌اش می‌گوید ریاست و مرجعیت تشیع را در زمان خود بر عهده داشته است. او شیوه اجتهادی جدیدی را بنا نهاد و شاگردانش سید مرتضی و شیخ طوسی ادامه دهنده آن شدند.
شیخ مفید در پاسخ به شبهه تعطیل احکام شیعیان در زمان غیبت و تکلیف مردم در این دوره می‌گوید: «بعضی از دشمنان ما را شماتت کرده و به تعطیل شریعت در زمان غیبت متهم می‌کنند و می‌گویند: هیچ یک از شیعیان در عصر غیبت، حق اجرای حدود و انفاذ احکام و دعوت به حق و جهاد با دشمن را ندارند، بلکه باید صبر کنند تا امام زمانشان ظهور کند؛ در حالی که این دشمنان درست برخلاف واقع تشخیص داده‌اند مگر نمی‌بینی که دعوت به امامان و اقامه حجت بر آن‌ها توسط شیعیانشان انجام می‌گیرد و احتیاجی به این نیست که این امر حتماً توسط امام صورت پذیرد، چنان که انبیاء نیز در دعوت‌هایشان از نایبان و نزدیکانشان استفاده می‌کردند و لازم نبود که خود آن‌ها مسافت‌های زیادی را جهت انجام مأموریت خویش بپیمایند. همچنین بعد از وفات انبیاء، نایبان آن‌ها بودند که به اقامه دلیل می‌پرداختند و اجرای حدود و انفاذ احکام می‌نمودند و همین امر را امیران و کارگزاران ائمه (ع) نیز انجام می‌دادند.»
او در کتاب المقنعة در باب امر به معروف و نهی از منکر، پس از بیان مراتب امر به معروف و نهی از منکر وقتی به بالا‌ترین مرحله، یعنی کشتن و
صدمه‌زدن می رسد، می گوید:
«شخص مکلف در مقام امر به معروف یا نهی از منکر، حق کشتن یا وارد کردن جراحت ندارد، مگر آنکه سلطان و حاکم زمان، که برای تدبیر و اداره امور مردم منصوب شده اجازه دهد.» سپس در ادامه همین بخش می‏گوید:
«اما مسئله اجرای حدود الهی، مربوط به سلطان و حاکم اسلامی است که از سوی خداوند متعال نصب می شود. این‌ها عبارت هستند از امامان هدایت از آل محمّد (ص) و کسانی که ائمه، آن‌ها را به عنوان امیر یا حاکم نصب کنند و ائمه اطهار نظر در این مطلب را، به فرض امکان آن، به فقهای شیعه و پیرو خود واگذار کرده‌اند.»
از نـخـسـتین دوره‌های تدوین فقه کلاسیک شیعه، موضوع واگذاری ولایت از سـوی امـامان معصوم (ع) به فقیهان عصر غیبت در کانون گفتگوهای علمی بوده است. لکن این شیخ مفید بود که موضوع را در چند بخش کتاب خود مطرح نمود که به برخی از آن‌ها اشاره می‌شود.
شیخ در بحث حدود چنین می نویسد: «وقد فوضوا النظر فیه الی فقهاء شیعتهم مع الامکان؛ امـامان (ع) اجرای حدود را در زمان غیبت، به فقیهان پیرو مکتب و آیین خود واگذارده‌اند، تا در صورت امکان، به اجرای آن بپردازند.» همچنین در ادامه بحث اجرای حدود در زمان غیبت، بار دیگر به گستره حوزه ولایت فقیه در دوره غیبت اشاره می‌کند: «و لـهم ان یقضوا بینهم بالحق، ویصلحوا بین المختلفین فی الدعاوی...؛ فـقـیـهـان شـیعه، حق دارند میان مردم برابر حق، به داوری برخیزند و نـاهنجاری‌های اجتماعی و درگیری‌ها را سامان دهند و آنچه از نظر اسلام، در حـوزه اختیار و قلمرو کاری قاضیان است، به انجام برسانند.»
شیخ در جایی دیگر از کتابش به اصل ولایت فقیه اشاره می‌کند: «و إذا عدم السلطان العادل فیما ذکرناه...؛ هـرگاه امام معصوم (ع) برای رسیدگی به امور اجتماعی مردم حضور نداشته باشد، اداره این امور بر عهده فقیه امامی عادل و صاحب نظر در اداره امور و دارای خرد و دانش خواهد بود.» (منظور از واژه سلطان عادل، در نوشته های شیخ مفید، امام معصوم (ع) اسـت.)
اما در بحث زکات کتاب مقنعه نیز موضوع ولایت فقیه بیان شده است: «اگـر پـیـامبر حاضر باشد زکات باید به او پرداخت شود و اگر بر اثر مـرگ در مـیان مردم نباشد، زکات باید به امام، که جانشین او است، داده شود و اگر امام غائب باشد، باید به نمایندگان ویژه امام پرداخت شود و اگـر نـمایندگان ویژه امام نیز نباشند، مانند زمان غیبت کبری واجب است زکات به فقیهان امین از پیروان اهل بیت پرداخت شود؛ چه اینکه فقیه نسبت به موارد مصرف آن از دیگران آشنا‌تر است.»
البته این فتوای شیخ مخالفان و موافقانی دارد، از جمله اینکه شـماری از شارحان کتاب شرح لمعه، به مناسبت نقل این فتوا نوشته‌اند که عموم نیابت فقیه که پیروی از او مانند پیروی از امام (ع) واجب باشد، ثابت نشده است و دلیلی بر آن نیافته‌ایم. هرچند در این مجال قصد نفی و اثبات نداریم ولی برای اینکه مشخص شود بر خلاف عده‌ای که موضوع ولایت فقیه را بحثی نوظهور می‌دانند، این مسئله ریشه عمیق در فقه شیعه دارد، لذا در زیر به نام برخی دیگر از فقهایی که پس از شیخ مفید به این مسئله پرداخته‌اند اشاره می‌شود: شیخ طوسی معروف به شیخ الطائفه، قـاضـی بـن بـراج طـرابـلـسـی، مـحـمد بن علی طوسی با شهرت ابن حمزه، محقق کرکی، محقق اردبیلی، شیـخ جعفر کبیر کاشف الغطاء صاحب جواهر، ملا احمد فاضل نراقی و شیخ مرتضی انصاری.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

رعایت شخصیت افراد
قرآن : يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا يَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسي‏ أَنْ يَکُونُوا خَيْراً مِنْهُمْ وَ لا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسي‏ أَنْ يَکُنَّ خَيْراً مِنْهُنَّ وَ لا تَلْمِزُوا أَنْفُسَکُمْ وَ لا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإيمانِ وَ مَنْ لَمْ يَتُبْ فَأُولئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (سوره حجرات، آیه 11)ترجمه: ای کسانی که ایمان آورده اید ، نباید قومی قوم دیگر را ریشخند کند ، شاید آنها از اینها بهتر باشند ، و نباید زنانی زنانِ [ دیگر ] را [ ریشخند کنند ] ، شاید آنها از اینها بهتر باشند ، و از یکدیگر عیب مگیرید ، و به همدیگر لقبهای زشت مدهید چه ناپسندیده است ...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید