تکفیری های متاثر از وهابیت به مسلمانان نسبت کفر می دهند

  • سه شنبه, 27 خرداد 1393 03:08
  • بازدید 1829 بار

گرو‌ه‌های تکفیری نیز متأثر از وهابیت هستند و به مسلمانان نسبت کفر می‌دهند و به اهل قبله کافر اطلاق می‌کنند؛ از این رو، کارهای ناشایستی مانند قتل و کشتار مسلمانان، توهین به قبور صحابه از جمله شکافتن قبر حجر بن عدی و کارهای نادرست دیگری را انجام می‌دهند.

به گزارش صراط مبین، امروزه جریانات تکفیری یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های جهان اسلام محسوب می‌شود؛ به نحوی که اقدامات ناشایست آن‌ها نه‌تنها ضربه محکمی به پیکره جهان اسلام وارد کرده، بلکه حتی انسانیت را زیر سؤال برده است و درحقیقت می‌توان گفت که آن‌ها برای تمام بشریت مایه شرمندگی هستند.حجت‌الاسلام علیزاده موسوی، رئیس پژوهشکده حج و زیارت در این خصوص می گوید:
تکفیری‌ها با تعریفی که از ایمان برای خود دارند، بخش عمده‌ای از مسلمانان را از دین خارج می‌کنند و می‌گویند که خون افراد دیگر حلال و جان و مال آن‌ها مباح است. با این قرائتی که آنان از مفهوم توحید دارند، دامنه توحید را بسیار ضیق تصور می‌کنند و بنابراین باقی مسلمانان را، اعم از شیعه و سنی، جزء مشرکین می‌دانند و می‌گویند باید با آن‌ها جنگید و آن‌ها را کشت. برائت تکفیری از حیثیت تاریخی در دهه سوم با خوارج آغاز می‌شود. خوارج هم کسانی بودند که معتقد به تلازم ایمان و عمل بودند؛ یعنی می‌گفتند کسی که گناه کبیره انجام دهد، از اسلام خارج شده است و بنابراین می‌توان او را کشت. امیر مؤمنان را هم که به شهادت رساندند به این دلیل بود که می‌گفتند امام علی (ع) حکمیت را پذیرفته، بنابراین از دین خارج شده است. این‌ها حتی کفر را از پدر خانواده به دیگر اعضای خانواده تسری می‌دادند و می‌گفتند اگر پدری کافر شد، باید تمام اعضای خانواده‌اش کشته شوند؛ از این رو، آنان جنایت‌های بسیاری را انجام می‌دادند. پیامبر هم وجود این‌ها را پیش‌بینی کرده بودند؛ به طوری که درباره آن‌ها فرموده بودند: «اینان مانند تیری که از چله کمان خارج می‌شود از دین خارج شده‌اند.» برای همین بود که به آن‌ها خوارج می‌گفتند اما این افراد چون عقایدشان مورد تأیید مسلمانان نبود، رفته‌رفته از بین رفتند و چیزی از آن‌ها باقی نماند.
در قرن هفتم شخصی به نام ابن‌تیمیه بار دیگر دیدگاه‌های خوارج را زنده کرد. او می‌گفت اگر کسی توسل پیدا کند و به دنبال شفاعت باشد مشرک است و یا باید توبه کند و یا اینکه کشته شود. البته در زمان خودش تمام مذاهب اسلامی با آن مخالفت کردند و بنابراین بخش عمده‌ای از عمر خود را نیز در زندان به سر برد؛ چون تمام مذاهب از جمله شافعی‌ها، حنفی‌ها، حنبلی‌ها و مالکی‌ها اعتقاد داشتند که دیدگاه‌های او با اسلام نمی‌سازد. در نهایت هم در زندان عمرش تمام شد اما علی‌رغم تمام دیدگاه‌هایش، خودش اقدام به کشتن مسلمانان نکرد و هرچند که فتوا داد و تکفیر را نظریه‌پردازی کرد اما خودش جرأت نکرد که کسی را بکشد.
در قرن دوازدهم شاهد ظهور یک اندیشه انحرافی در جهان اسلام هستیم به نام «وهابیت» که توسط فردی به نام محمد بن عبدالوهاب پایه‌گذاری شد. این فرد خودش سواد چندانی نداشت اما با استفاده از دیدگاه‌های ابن‌تیمیه تکفیر را به صحنه آورد و رسماً به قتل مسلمانان پرداخت و جالب این است که بیشترین قتل عام را در مورد اهل سنت انجام دادند؛ درحقیقت این‌ها هم با اهل سنت دشمنی داشتند و هم با شیعیان.
امروز اگر دقت کنید گرو‌ه‌های تکفیری نیز متأثر از وهابیت هستند و به مسلمانان نسبت کفر می‌دهند و به اهل قبله کافر اطلاق می‌کنند؛ از این رو، کارهای ناشایستی مانند قتل و کشتار مسلمانان، توهین به قبور صحابه از جمله شکافتن قبر حجر بن عدی و کارهای نادرست دیگری را انجام می‌دهند. این گروه‌ها از حیث مبانی، خواستگاه‌شان همان مبانی اعتقادی ابن‌تیمیه، عبدالوهاب و خوارج است که در این زمان رشد یافته است. البته معمولاً مبحث تکفیر در میان امت اسلامی و اندیشمندان جایگاهی ندارد بلکه بیشتر در میان مردم جاهل رشد می‌کند؛ به گونه‌ای که مثلاً وقتی یکی از سربازان تکفیری را دستگیر کرده بودند، متوجه شدند که دائم به آسمان نگاه می‌کند. دلیلش را که پرسیدند گفت مرا بکشید چون می‌خواهم زودتر به نماز جماعت پیامبر برسم؛ یعنی این فرد آن‌قدر اطلاعاتش کم بوده که فکر می‌کرده در آن دنیا نیز مانند این دنیا تکالیفی این‌چنینی وجود دارد.
مسلّم این است که در پشت جریانات تکفیری، دست‌های صهیونیسم و آمریکا قرار دارد و این‌ها چون نمی‌خواهند از خودشان هزینه کنند، می‌کوشند تا با چنین جریاناتی آتش تفرقه را در بین مسلمانان شعله‌ور سازند. بنابراین جریانات تکفیری را زیر بال و پر خود گرفته‌اند، اسلحه در اختیار آنان قرار می‌دهند و پول به آن‌ها تزریق می‌کنند و از طرفی از کشورهایی که داعیه‌دار تکفیر هستند، حمایت می‌کنند. درحقیقت این‌ها دو استفاده از این گروه‌ها می‌برند: هم بین جهان اسلام افتراق می‌اندازند و اسلام را از بین می‌برند و هم تمام کارهای ناشایست این گروه‌‌ها را در شبکه‌های اجتماعی پخش می‌کنند و بدین‌گونه اسلام را دینی خشن معرفی می‌کنند و به اسلام‌هراسی که جزء اهداف اصلی‌شان است، دامن می‌زنند.
استکبار جهانی گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان را تروریست می‌نامد؛ در حالی که از تکفیری‌ها حمایت می‌کند. دلیل این نوع موضع‌گیری‌ها چیست؟
گروه‌های تکفیری خون مسلمانان را می‌ریزند و فرقه گرایی و جنایت می‌کنند اما گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان از حیثیت خود دفاع می‌کنند. نه تنها حزب‌الله لبنان بلکه گروهی مانند حماس و حتی اخوان‌السملین قبل از این قضایا در مقابل اسرائیل و ستم آن‌ها مقاومت می‌کرده‌اند و درحقیقت حزب‌الله لبنان افتخار جهان اسلام است؛ زیرا به گونه‌ای عمل کرده که توانسته در لبنان به این خوبی عمل کند. حتی خود مردم لبنان هم می‌دانند که حضور حزب‌الله لبنان است که از نفوذ تکفیری‌ها در این کشور جلوگیری می‌کند. حزب‌الله هرگز به مردم کشورش حمله نکرده بلکه همواره از آنان در برابر بیگانگان و دشمنان محافظت نموده است. بنابراین هرگز گرو‌هایی مانند حزب‌الله لبنان قابل مقایسه با گرو‌های تکفیری نبوده و نیستند.
در دو سه سال اخیر به اندازه‌ای جریانات تکفیری جنایت کرده‌اند که تمام جهان اسلام را از خود منزجر نموده‌اند. آن‌ها نه‌تنها جنایت می‌کنند بلکه با وقاحت تمام به انتشار کارهای ناشایست خود در بین شبکه‌های اجتماعی می‌پردازند و از تمامی اعمال خود مستند می‌سازند. دلیل این مستندسازی آن‌ها، زهر چشم گرفتن و ترساندن مسلمانان است اما درحقیقت با این کار ماهیت واقعی خود را برای همگان روشن کردند و دیگر هیچ جایگاهی را برای خود حفظ نکرده‌اند. از طرفی مردم به گروه‌هایی مانند حزب‌الله لبنان معقتد‌تر شدند؛ زیرا می‌بینند آمریکا حزب‌الله لبنان را تروریست می‌داند اما از گروه‌های تکفیری با تمام جنایت‌هایشان حمایت می‌کند. در تحولات اخیر اتفاق خوبی که به وقوع پیوست، افشای ماهیت این گرو‌ها و حامیان آن‌ها بود. هرچند متأسفانه به مسلمانان تجاوزهای زیادی شد و بسیاری از آنان در اوج غربت کشته شدند.
موضع شیعه و علمای شیعه در برابر جریانات تکفیری مانند دیگر مذاهب اسلامی است؛ زیرا ما در قرآن می‌خوانیم که اگر کسی به شما اظهار اسلام کرد، نگویید که تو مؤمن نیستی. از طرفی در برابر قتل مؤمن دیدگاه بسیار تندی دارد و می‌گوید کسی که مؤمنی را بکشد، در عذاب جهنم تا ابد خواهد ماند. در جای دیگری از قرآن داریم که اگر با کسی مشکل داشتید ابتدا با حکمت و بعد با موعظه با وی صحبت کنید. پس از آن اگر مجادله هم خواستید بکنید با شیوه بهتر این کار را بکنید. اسلام کاملاً با مدارا و رفق به امور می‌نگرد. امام علی (ع) با خوارج نجنگیدند تا زمانی که آن‌ها به جنگ امام برخاستند. ایشان پس از جنگ نیز دستور دادند هرچند آن‌ها از دین خارج شده‌اند اما دیگر با آن‌ها کاری نداشته باشید و بگذارید زندگی‌شان را بکنند؛ زیرا آن‌ها اهل قبله هستند. رفتار پیغمبر اکرم (ص) هم جز رأفت و رحمت نبوده است. ایشان وقتی وارد مدینه شدند، با اقوام مسیحی و یهودی پیمان دوستی بستند و تا زمانی که آن‌ها علیه پیامبر توطئه نکردند، پیامبر با آن‌ها برخوردی نداشتند.
جالب این است که برادر عبدالوهاب هم اولین مخالف اوست و به او می‌گوید برادر! بزرگان ما هرگز کسانی را که حج می‌گذاشتند، نمی‌کشتند و به آن‌ها کافر نمی‌گفتند. بنابراین می‌توان گفت که دیدگاه و موعظه تمامی مذاهب اسلامی در برابر جریانات تکفیری یکی است.
در دین مبین اسلام ما واژه‌هایی مانند «محارب» و «مفسد فی‌الارض» داریم؛ یعنی اگر کسی در جامعه اسلامی دست به شمشیر و اسلحه برد، باید با او مقابله و مقاتله کرد. در قرآن کریم آمده است: «وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّی لاَ تَکُونَ فِتْنَة» یعنی اگر کسی خواست خون مسلمانی را بریزد و امنیت جامعه را به مخاطره اندازد، باید او را از بین برد. اکنون در کشور خود ما مسیحیان، زرتشتیان و دیگر اقلیت‌های مذهبی در کنار مسلمانان زندگی می‌کنند و با احترام نیز با یکدیگر برخورد دارند اما جریانات تکفیری دست به اسلحه می‌برند؛ تنها نزدیک به 12000 نفر کودک در سوریه کشته‌اند. آن‌ها در سال 2013 قریب به 9000 نفر را در عراق کشتند. بنابراین با چنین ظالمانی باید جنگید و چشم فتنه را درآورد.
درحقیقت هرچند پیامبر (ص) جنگ ابتدایی نداشتند اما جنگ‌های دفاعی را با قدرت انجام می‌داند. پیامبر در برابر فتنه بسیار محکم برخورد می‌کردند؛ از جمله وقتی دریافتند که مسجد ضرار مرکز فتنه است، گرچه مسجد بود اما آنجا را مرکز فتنه دیدند. بنابراین اگر کسی وارد جنگ مسلحانه شد، تکلیف جامعه اسلامی هم این است که با ایمان و اعتقاد کامل جلوی آن‌ها بایستد.
علماء اسلام باید روشنگری کنند و مواضع خود را صراحتاً روشن نمایند. خوشبختانه در این راستا علما وارد میدان شدند. حتی قرار است کنگره‌ای بین‌المللی توسط آیت‌الله مکارم شیرازی و آیت‌الله سبحانی برگزار شود و برنامه‌ریزی شده تا 200 تن از علمای جهان اسلام به قم دعوت شوند و رسماً مخالفت خود را با جهان تکفیری اعلام کنند. برای برگزاری چنین کنفرانسی هشت پیش‌نشست در کشورهای دیگر در نظر گرفته شده که اولین آن در سوریه برگزار شد. در اواخر بهمن‌ماه دومین پیش‌نشست در پاکستان برپا می‌شود و نهایتاً آخرین آن در قم تشکیل خواهد شد.
رسانه‌ها از دو بُعد باید در رابطه با جریانات تکفیری روشنگری بکنند؛ یکی اینکه جنایات جریان‌های تکفیری را بیان کنند و ضربه‌ها و پیامدهای ظلم آن‌ها را تبیین نمایند و یک بُعد دیگر هم این است که باید مردم را نسبت به این موضوع آگاه کنند که دیدگاه اسلام، دیدگاه برادری، اخوت و احترام متقابل است، اسلام با برخوردهای تکفیری و خشونت مخالف است و درحقیقت با چنین موضوعی، اسلام‌هراسی را از بین ببرند.

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)

نظر دادن

پیام هفته

امر به معروف و نهی از منکر
   آیه شریفه : الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ ... (سوره توبه ، آیه 71)ترجمه : مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یکدیگرند، امربه معروف و نهی از منکر می‌کنند، نماز را برپا می‌دارند و زکات را می‌پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می‌کنند.روایت : قال الباقر(ع) : ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر سبيل الانبياء و منهاج الصالحين فريضة عظيمه بها تقام الفرائض و تأمن المذاهب و تحل المكاسب و ترد المظالم و تعمر الارض و يتصف من الاعداء و يستقيم الامر. ( تهذيب الأحكام ، ج6 ،ص ١٨٠و اصول کافی ، ج5 ، ص 55)ترجمه : امام...

ادامه مطلب

موسسه صراط مبین

نشانی : ایران - قم
صندوق پستی: 1516-37195
تلفن: 5-32906404 25 98+

پست الکترونیکی: این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید